به اندیشان

زندگی نامه بزرگان و اندیشمندان و مشاهير
 
 
شفیعی مطهر

سرگذشت و زندگی نامه بزرگان ، نوابغ ، اندیشمندان و مشاهیر ایران و جهان .
داستان هایی از زندگی آنان که از توان فکری خود بیشتر بهره گرفتند و در عرصه تکامل ، تحول آفریدند .
«كسي كه داراي عزمي راسخ است ،جهان را مطابق ميل خويش عوض

مي كند. » (گوته)


 

موضوعات

به اندیشان ایرانی یا مسلمان

به اندیشان خارجی

 

پیوند ها

وقف عشق

چهره های ماندگار

این منم ! این منم؟

ارباب حکمت(آیت الله غروی)

همکلاسی

انسانيت

آثاراستادتمنايي

جواهركلام

مجمع خيرين مدرسه سازكاشان

بلوك18اكباتان

انجمن اسلامي معلمان ايران/كميته مسائل آوپ

انتشارات مرسل كاشان

بهنويس(تبديل خط لاتين به فارسي)

دكترعلي شريعتي

عاليا صبورنابغه ايراني

مشاهيرايران

ويژه نامه خواجه نصير الدين(راسخون)

هزار لينك به سايت هاي ادبي و..

سوپر ميلياردرها

رهبران

ياد يار(زندگي نامه مشاهير ايران)

استاد امين الله رشيدي

زندگي نامه اشخاص مطرح

انگار نه انگار/طنزهاي پوريا عالمي

گنجينه واژگان پارسي

 

مطالب اخير

به نام آفرینشگر لوح و قلم

احمد شاملو

پروفسور منوچهر جعفریان، متخصص و پژوهشگر

هزینه و فواید انتشار کتاب توسط نویسنده

روحانی در بین 100 شخصیت تاثیر گذار جهان

عکس: معلمی که انسانیت را معنا کرد

اصول بیل گیتس

عشق بی دریغ معلم معلول به دانش آموزانش

مرگ این افراد به دست اختراعشان

ارنستو چه گوارا

 
 

زندگي نامه برايان تريسي

 زندگي نامه برايان تريسي

در شروع زندگی، به جز ذهنی کنجکاو و مشتاق، مزيت تحفه ای نداشتم. در تحصيل ضعيف بودم و مدرسه را نیمه کاره رها کردم.چندين سال کارهای سخت یدی کردم. به نظر نمی آمد انگيزه و آينده درخشانی داشته باشم، ...

 

جوان که بودم کاری در يک کشتی باربری پیدا کردم و دنيارا گشتم. هشت سال مدام سفر کردم و کار کردم و کار کردم، باز سفر کردم، در نتیجه بيش از هشتاد کشور را در پنج قاره ديدم. هرگاه کار یدی گيرم نمی آمد، دست فروشی می کردم، در خانه ها را مي زدم،و کار روز مزدی مي کردم. همِين طور ادامه داشت تا اين که به خودم آمدم و دور و برم را نگاه کردم و از خودم پرسيدم، چطوری است که آدم های ديگر روزگارشان بهتر از من است؟

 بعد کاری کردم که زندگی مرا دگرگون کرد. به سراغ کسانی رفتم که در امر فروش موفق بودند و از آن ها پرسيدم که چه کار می کنند.آن ها هم به من گفتند.توصيه های آن ها را به کار بستم و ميزان فروشم بالا رفت. در نتِيجه آن قدر پيش رفتم که شدم مدير فروش. در اين سمت هم همان راه کار را به کار بستم. يعنی دريافتم که مديرفروش های موفق چه می کنند و همان کارها را کردم. اين روند یاد گرفتن و به کار بستن آموخته هایم، زندگی مرا دگرگون کرد.هنوز هم در تعجبم که چه کار ساده ای و بديهی ای  است. فقط ببين آدم های موفق چه کار مي کنند، بعد همان کار ها را بکن تا تو هم به همان نتايج برسی. وای عجب ايده ای !

 به بيان ساده ، بعضی ها به اين دليل بهتر از ديگران مي شوند که برخی کار ها را طور ديگر انجام مي دهند.علی الخصوص از وقت شان بسيار بسيار بهتر از آدم های معمولی استفاده می کنند.

 من چون پيشينه اوليه نا موفق داشتم، سخت احساس حقارت و نا توانی پيدا کرده بودم. افتاده بودم در دام اين تصورذهنی که آدم هايی که بهتر از من عمل مي  کردند، عملا و واقعا تهتر از من هستند. چيزی که من ياد گرفتم اين بود که ضرورتا اين طوری ها هم نيست. آن ها فقط به نحوه ديگری عمل می کردند، و چيزی که آن ها به مدد عقل سليم ياد گرفته اند، من هم مي توانم يادبگيرم. ديدم رازش را پيدا کردم، از اين کشف خود خوشحال بودم، هم هيجان زده. هنوز هم هستم. فهميدم که مي توانم زندگيم را عوض کنم و تقريبا به هر هدفی که در نظر بگيرم مي توانم دست يابم به شرطی که بفهمم ديگران در آن زمينه چه کرده اند و من هم همان کار را بکنم تا به همان دستاوردهای آنان دست بيابم. 

 يک سال از شروع کار فروشم که گذشت، يک فروشنده درجه يک شدم. يک سالی بعد از مدير فروش بودن، شدم معاون رئيس ونود و پنج عامل فروش در شش کشور زير نظر من کار می کردند، آن زمان بيست و پنج سالم بود.

 طی سال ها در بيست و دو شغل گوناگون کار کردم. چندين شرکت را بنیان گذاشته ام، و از يک دانشگاه معتبر در رشته تجارت فارغ التحصيل شدم. مکالمه فرانسه، آلمانی و اسپانيايی را آموختم و و و ...

 در کل اين سال های کاری به يک حقيقت ساده پی بردم. کليدهمه موفقيت های بزرگ، دستاوردهای  کلان، احترام، مقام و موقعِيت و خوشبختی درزندگی آن است که بتوانی بر روی مهم ترين کار و وظيفه ات تمرکز کنی و فقط بدان بيندیشی و آن را خوب انجام دهی و تا کاملا تمام نشده است، دست برنداری.

 

دوشنبه هشتم فروردین 1390 |

 

آپلود عکس

خرید اینترنتی

فال حافظ

قالب وبلاگ