♦️درنگی در توصیفات فقیه و استاد اخلاق از فتحعلی شاه
.
📝 شیخ احمد نراقی معروف به فاضل نراقی یا ملا احمد نراقی (۱۱۸۵-۱۲۴۵ق) فرزند ملا مهدی نراقی از مجتهدین و مراجع تقلید شیعه قرن سیزدهم است؛ که پس از وفات پدرش، مرجعیت عامه به او منتقل شد؛ و وی را رئیس علی الاطلاق می‌گفتند.

ملا احمد نراقی در علوم مختلف اسلامی تألیفات متعددی دارد؛ که مشهورترین آن‌ها، کتاب «معراج السعاده»، در اخلاق اسلامی است؛ و پس از انقلاب اسلامی ایران، بارها و بارها توسط ناشران متعدد، منتشر شده است.
.
این استاد و معلم بزرگ اخلاق، کتاب بسیار مهمی با عنوان «سیف الامة و برهان الملة» دارد؛ که در مقدمه آن دربارۀ «فتحعلی شاه قاجار» نوشته است:
... اعلی حضرت قدر قدرت، قوی شوکت، قضا مشیّت، جمشید حشمت، سکندر عزت، دارا عظمت، فریدون میمنت، کیوان رفعت، مشتری طلعت، رستم صولت، سلیمان مسند عظمت و رفعت، و ذو القرنین سریر ابهّت و سلطنت، محیی طریقت شریعت و هدایت، پادشاه جمجاه ملائک سپاه، فردوس بارگاه اسلام پناه، جنت مکان، خلد آشیان سلطان سلاطین دوران، و ملجأ خواقین زمان، ظل الله المبسوط فی بسیط الارض، باسط بساط العدل فی الافاق بالطول و العرض، رافع مراتب العلم الی غایة القصوی، و مروج کلمة الله العلیا، المجاهد فی سبیل الله، خاقان کشورگشا! و صاحب قران ملک‌ستان، شاهنشاه کامیاب کامکار، و سایۀ بلند پایه حضرت آفریدگار، السلطان بن سلطان و الخاقان بن الخاقان، أبو المظفر، السلطان فتحعلی شاه قاجار، خلد الله ملکه و سلطانه و وصل بدولة صاحب الزمان ...( دیگه نفسم برید برای تایپ ادامه‌ تعریفات شاه معظم).
.
🔻نکته

📝اگر فتحعلی شاه، آدم خوبی بوده که هیچ، اگر آدم بدی بوده، چرا این قدر تملق؟. ولی چرا یک عده همش در حال توجیه هستند؟ یعنی اگر سؤال کنی چرا علما و مراجع تقلید شیعه در طول تاریخ و در دوره‌های مختلف، از شاهان زمان خود تجلیل و تقدیر می‌کرده‌اند؟ می‌گویند: مجبور بودن، تقیه بوده! می‌گویند: رسم زمانه بوده. می‌گویند: از لوازم گسترش شریعت و مذهب بوده. می‌گویند: ...

🔻خب عزیز دل، اگر با این حرف‌ها میشه مسائل رو به این خوبی و راحتی، توجیه و حل کرد و شاه عیاش ایران بربادده را به عرش رساند؛ خب، الانم با «شاه جهان» دوست بشید و از آمریکا تجلیل نمی کنید لااقل تقیه کنید و تهدید و دشمنی نکنید و تحریک نکنید؛ به خاطر گسترش شریعت، به خاطر خدا، مصلحت و کاهش بدبختی و فقر مردم، به خاطر ...
فتحعلی شاه
دارای حرمسرای بزرگ با بیش ۵۰۰ تا ۱۰۰۰ زن .
امضاء کننده قراردادهای ننگین ترکمنچای و گلستان .


موضوعات مرتبط: به اندیشان ایرانی یا مسلمان

تاريخ : یکشنبه بیست و چهارم بهمن ۱۴۰۰ | 7:56 | نویسنده : شفیعی مطهر |

 کاش اینترنت و فضای مجازی زودتر اختراع شده بود

♦️پیش بینی مرحوم مهندس بازرگان برای آینده گردانندگان انقلاب                                                  
                  
 حضرت آیت الله

🆘 ولایت فقیه قبایی است که فقط به قد و قواره شما دوخته اند و برازنده شخص شماست.

🅾️ تمرکز قدرتی نامحدود در دست کسی که معلوم نیست با چه مکانیزمی به مردم پاسخگوست به استبداد منجر می شود.

🅾️ بسیار بعید است که بگذارند آیت الله منتظری جانشین شما شود.
♦️یا با تی ان تی و یا با تهمت های دورغین و دسیسه و شاید با یک حادثه دیگر او را از سر راه بر می دارند و آن وقت ولایت فقیه تبدیل می شود به ابزاری برای سرکوب و خفه کردن همه آن هایی که به ولی فقیه تمکین نمی کنند.

🅾️ شرط ما و شما این نبود که بعد از انقلاب به بهانه اسلام آزادی های مشروع را از ملت دریغ کنیم.

🅾️ قرار نبود به نام اسلام همه روزنه های آزادی خواهی را کور کنیم. بگذارید خیلی صریح بگویم :
♦️با همه مصائبی که در این هشت سال بر من و دوستان در نهضت آزادی ایران  گذشته به اندازه یک هشتم دوران پهلوی حرف نزده ام چون می دانم که شما در ضمیر باطن خود انسان آزاده ای هستید.
♦️من و دوستانم هرگز شما را سلطانی مستبد فرض نکرده ایم.  
♦️مگر می شود یک مجتهد شیعه که امام علی و امام حسین را پیشوای خود می داند از مسیر عدالت منحرف شود؟
♦️اما سوگمندانه باید بگویم که عده ای به نام شما همه رذالت های معاویه را به کار بسته اند آن هم به نام امام حسین.
♦️از شما خواهش می کنم که نگذارید تشیع به دست کسانی بیفتد که هیچ درکی از این مذهب ندارند و مثل آب خوردن افراد بی گناه را دستگیر و زندانی می کنند و متاسفانه اغلب ان ها را سر به نیست می کنند.
♦️فقط شما و تنها شما هستید که می توانید این جنگ بی حاصل را خاتمه دهید و انقلاب را به مسیر واقعی ان که تامین آزادی های سیاسی و اجتماعی مردم است به آن ها برگردانید.
♦️خداوند به شما عمر طولانی بدهد اما یقین دارم که بعد از شما جانشینان شما استبدادی بدتر از دوران رضا شاه و سازمان هایی مخوف تر از ساواک را بر جان و مال مردم حاکم خواهند کرد و این بد نامی اگرچه شما در‌ آن نقشی نخواهید داشت ولی به نام شما نیز نوشته خواهد شد .

🅾️ بگذارید این مردم در حافظه تاریخی خود به یاد داشته باشند که آزادی را یک مجتهد شیعه به آن ها ارزانی داشت نه این که در اینده به خود بگویند، نهضتی که به نام امام حسین در این کشور شکل گرفت، بدترین استبدادها را به کار بست.

🅾️ امروز وقتی جوان ها از من می پرسند که چرا در این حرکت پشت شما حرکت کردم، هر چه می گویم که من دنبال آن آیت الله خمینی راه افتادم که از متون فقهی و ایات قرانی جز آزادی خواهی و حفظ حقوق انسان ها و سعادت مسلمین چیز دیگری استنباط نمی کرد، با این عملکردی که از انقلاب دیده اند به ساده لوحی من می خندند.

🅾️ شوربختانه من باید از کسی دفاع کنم که شبیه ترین انسان ها به امام حسین بود ولی افرادی بدتر از معاویه و عمر و عاص او را احاطه کرده اند و امیال نفسانی خود را به نام او دنبال خواهند کرد.  

 🔴 فرازی از نامه مرحوم مهندس بازرگان به ایت الله خمینی در تیر ماه ۱۳۶۶

♦️روحش شاد و یادش گرامی باد


موضوعات مرتبط: به اندیشان ایرانی یا مسلمان

تاريخ : جمعه بیست و دوم بهمن ۱۴۰۰ | 12:3 | نویسنده : شفیعی مطهر |

شأن قاضی و قانون مداری
☀️☀️☀️☀️
گوشه ای از خاطرات جناب دکتر هاشمی، رئیس اسبق سازمان ثبت اسناد و املاک کشور 🌹🌹🌹🌹
شاید ندانید من در دورانی که مرحوم «عبدالعلی لطفی» وزیر دادگستری مرحوم دکتر مصدق بودند و در حالی که جوانی بیست و دو سه ساله بودم، وارد قضا شدم و مطلع هستید، مرحوم لطفی در آن زمان پیرمرد هشتاد ساله مجتهدی بودند که عزم جدی در اصلاح امور عدلیه و دادگستری داشتند و بسیاری از قضات را به لحاظ دارا نبودن همه شرایط قضاوت بازنشسته کردند که تعداد آن ها بالغ بر سیصد نفر می شد و ایشان همیشه می گفت:
می دانید من چه کردم؟ اولین کسی را که نظر به عدم صلاحیت از قضاوت دادم، پسر خودم بود، هرچند می دانستم فرد صالحی است، ولی به درد قضاوت نمی خورد. چون معتقدم قاضی نداشته باشیم بهتر است تا قضاتی داشته باشیم که به درد قضا نخورند!
در همان وقت که ایشان برای پیشگیری از تعرض افرادی که بازنشسته شده بودند هر روز امور جاری را در یک اتاقی رسیدگی می کردند. من به همراه آقای محمود شکیبی که سه چهار سال قبل بازنشسته شدند به عنوان نماینده قریب بیست و دو نفر از قضات تازه استخدام (که البته بعدها همه آن ها از قضات برجسته دادگستری شدند) خدمت ایشان رسیدیم تا مشکلات قضات را بگوییم. روبروی ایشان نشستیم.
وقتی صحبت من شروع شد، ایشان دست خود را به کنار گوش خود گذاشت تا حرف هایم را بهتر بشوند. من ادب به خرج دادم و برخاستم و به نزدیک ایشان رفتم تا حرف هایم را بهتر بشنوند. ایشان متوجه شدند، ولی با حالت نیم خیز عصایش را بلند کرد و گفت:
برو بنشین و بعد فرمودند: ادامه بدهید. من که جوان تحصیل کرده و مغرور از اروپا برگشته ای بودم، گفتم: دیگر حرفی ندارم. گفتند: ناراحت شدید؟!
عرض کردم: من ادب کردم و نزد شما آمدم تا حرفم را بهتر بشنوید.
مرحوم لطفی فرمودند: شما فرزند من هستید، من به شما ابلاغ دادم و شما قاضی هستید، ولی چرا باید در مقابل میز وزیر دادگستری بایستید، عادت کنید که پای میز هیچ مسئولی نایستید، قاضی باید شأن خود را در مقابل وزیر و بالاتر از او هم حفظ کند و هیچ خواسته ای از هیچ کس نداشته باشد.
مرحوم لطفی پس از آن هم هر زمان مرا می دیدند سؤال می کردند آن حرف که یادت نرفته است؟
اما خاطره پس از پیروزی انقلاب اسلامی: حتما اطلاع دارید من قریب یک دهه مدیریت ثبت اسناد و املاک کشور را بر عهده داشته ام. در دوران شورای سرپرستی قوه قضائیه که آیت الله دکتر بهشتی بالاترین مقام قضایی و رئیس دیوان عالی کشور بودند، در ابتدای مسؤولیت، بعضی از دستورهای ایشان در هامش درخواست ها و یا به صورت نامه های مستقیم به دستم می رسید که انجامش با ضوابط قانونی تطبیق نمی کرد، در نتیجه پس از مدتی آن ها را از سایر نامه های قابل انجام، تفکیک و در داخل پوشه جداگانه ای قرار دادم و بالاخره تصمیم گرفتم در ملاقاتی، مراتب را به نحوی به اطلاع ایشان برسانم.
به یاد دارم وقتی که خدمت آیت الله دکتر بهشتی رسیدم، با وصف این که روحانی محترمی از شهر اصفهان هم میهمان ایشان بودند، رئیس دیوان عالی کشور طبق عادت و اخلاق حسنه با روی خوش، که همواره در برخورد با کارمندان و همکاران قضایی داشتند، پذیرای من شدند و با احترام از جای برخاستند و مرا کنار صندلی خود نشانده و بعد از کمی احوال پرسی و تعارفات معمول از اوضاع و احوال ثبت جویا شدند که در هر مورد توضیحات لازم را ارائه نمودم.سپس پوشه حاوی دستورهای ایشان را که همراه بود بوسیدم و تقدیم کردم.
سؤال فرمودند: این پوشه چیست؟ عرض کردم: این پوشه حاوی تعدادی نامه شامل دستور های حضرت عالی در هامش درخواست اشخاص و یا مکاتبات مستقیمی است که به اینجانب فرموده اید ولی متأسفانه به دلیل عدم تطبیق این دستورات با ضوابط و مقررات جاری در سازمان ثبت اسناد غیر قابل انجام است و من متأسفانه از انجام آن ها معذور می باشم. لذا از محضر حضرت عالی استدعا دارم با دریافت این نامه ها، بنده را هم از مسئولیت سازمان ثبت معاف فرمایید و فردی را جایگزین نمایید که توان انجام این دستورها را داشته باشد!
آیت الله بهشتی که بسیار با دقت به حرف هایم گوش می داد، با کمی تأمل رو به میهمان خود کرده و اظهار داشت: آقا می بینید؟ ایشان می گویند از انجام دستور های شما به دلیل عدم تطبیق با قوانین معذورم و دستورهای شما با قوانین و مقررات منطبق نیست و می فرمایند عذر مرا از مسؤولیت ثبت بپذیرید!
من هر لحظه منتظر عکس العمل شدید ایشان نسبت به عرایضم بودم تا بالاخره ایشان به میهمان حاضر در جلسه دوباره فرمودند: 

آقا می بینید شخصی را که خود منصوب کرده ام به من چه می گوید؟ چگونه اظهار می دارند از انجام دستور های شما به لحاظ عدم تطبیق با قوانین معذورم؟ آیا از شنیدن چنین پاسخی حظ نمی کنید؟ آیا از این همه جسارت و شجاعت لذت نمی برید؟ آیا خوب کسی را برای این پست انتخاب نکرده ام که صریحا به لحاظ عدم تطبیق دستورات با ضوابط و مقررات از انجام آن خودداری می کند و این اقدام را به داشتن پست و حفظ مقام ترجیح می دهد؟ آیا این ارزش در مدیران نظام جمهوری اسلامی مایه غرور افتخار نیست؟
سپس شهید آیت الله دکتر بهشتی پوشه حاوی نامه ها را گوشه میز خویش نهاد و روی به من کرد و گفت: آقای هاشمی، از شما جز این چنین پاسخی، انتظار نبوده و نیست و اگر جز این انجام می دادید و مجری بی چون و چرای دستورات بودید، مطمئنا من از شما سلب اعتماد می کردم. بر سر کار خود بروید و در راه انجام امور و اجرای قوانین و مقررات ذره ای درنگ و کوتاهی نکنید، چون اساس نظام جمهوری اسلامی بر اجرای قوانین و مقررات شرعی و موضوعه «قانون مداری» استوار گشته است، نه بر بی قانونی و هرج و مرج.
منبع : مجله قضاوت - شماره 35 ـــ به نقل از روزنامه ایرانی


موضوعات مرتبط: به اندیشان ایرانی یا مسلمان

تاريخ : جمعه بیست و دوم بهمن ۱۴۰۰ | 5:42 | نویسنده : شفیعی مطهر |

خاطره ای از دکتر ...... 👌
🅰️  از دبیرستان تیزهوشان ، علامه حلی معروف اخراج شد، با الفاظی شبیه به این که 

" هیچی نمی شوی، کودن"...

🔹پدر و مادر یک هفته پشت در مدیر مدرسه البرز نشستند تا آقای دزفولیان رخصت داد تا نوجوان را ببیند :

_ معدل ۱۱ نشان می دهد که درس را که رها کرده ای، واضحا هم اعلام کرده ای که می خواهی شاگرد مکانیک بشوی تو مکانیکی محل، چرا؟
_ درس را دوست ندارم.
_ جای درس تو این ماه ها چه کرده ای؟
_ برنامه نویسی
_ آقای مسگری! یک مساله برایش طرح کنید که برایش کدنویسی کند.

⏰ یک ربع بعد :

_ آقای مدیر! من برگه این پسر را که تصحیح کردم ، می بینم که این بچه نابغه است ، ثبت نامش کنید ( علی رغم این که مدرسه البرز شرط معدل ۱۷ داشت)
_ پسرجان! من به اعتبار خودم ثبت نام مشروط می کنم تو را، آبروی من را نبری.

💥پسر اخراجی علامه حلی ، با رتبه دورقمی ، مکانیک دانشگاه صنعتی شریف قبول می شود و رتبه یک کنکور ارشد همان جا به رشته ام بی ای می رود.👌

🍀روزی در اوج موفقیت های تحصیلی دانشگاهی، برگه آزمون برنامه نویسی دبیرستان البرزم را پیدا کردم که آقای مسگری به عنوان آزمون ورودی ازم گرفته بود ، ولی در نهایت تعجب فهمیدم کاملا غلط حل کرده بودم !
به هر زحمتی بود آقای مسگری را پیدا کردم ؛ ازش پرسیدم با این که این مساله را اشتباه کد زده بودم ولی شما اعلام کردید این بچه نابغه است ، چرا؟

من را به یاد آورد و خندید و گفت: آقای دزفولیان ( مدیر دبیرستان ) بهم گفته بود این بچه غرورش شکسته شده در مدرسه قبلی ، هرطور برگه اش بود مهم نیست ، تو بلند جلوی خودش و پدر و مادرش بگو که "نابغه" است" ؛ او نیاز دارد دوباره برخیزد وگرنه شاگرد مکانیک می شود.🍀
__

✅ به احترام و افتخار کلیه مدیران کاربلد ، دلسوز و خوش فکر که در کشور ما بسیارند 🌸🌸🌸


موضوعات مرتبط: به اندیشان ایرانی یا مسلمان

تاريخ : پنجشنبه بیست و یکم بهمن ۱۴۰۰ | 19:1 | نویسنده : شفیعی مطهر |


‍ ◀️ گزارش اشپیگل در پایان صدر اعظمی آنگلامرکل

📝 روز هشتم دسامبر ۲۰۲۱ مجلس آلمان صدر اعظم جدید دولت را انتخاب کرد. بنابراین امروز روز ترک آنگلا مرکل از صحنه رسمی سیاست آلمان بود.
در ضمن گزارش مجله اشپیگل در این زمینه مردم نظریات خود را در این مجله در باره صدراعظم ۱۶ سال گذشته یعنی خانم مرکل درج کردند در پائین چند سطری هم از این نظریات را می خوانید:

ملت آلمان از صدراعظم خود خداحافظی می کند؛ صدراعظمی که نه به مد و اجناس لوکس اهمیت داد و نه تسلیم وسوسه دوربین‌های خبرنگارها و چاپلوس‌ها شد.
خانم مرکل نه در محله گران قیمت ملک خرید و نه اتومبیل‌های گران و لوکس؛ کاخ سلطنت نساخت، در تعطیلات خود نه در قایق‌های لوکس مسافرت کرد و نه یکی از این نوع خرید و همین طور هواپیمای خصوصی نداشت.
دعوت به مهمانی‌های خصوصی را رد می کرد؛ در هتل‌های پنج ستاره دیده نشد و در مجالس اعیان ‌و اشراف شرکت نکرد.

۱۶ سال تمام طرز لباس پوشیدنش را عوض نکرد و لباس‌های برند معروف و گران قیمت هرگز نپوشید.
در یکی از کنفرانس‌های مطبوعاتی یک خبر‌نگار از او پرسید: 

خانم مرکل به چشم می خورد که شما لباس‌های متنوع نمی پوشید و آن ها را به ندرت عوض می کنید؛ شما فقط یک دست لباس دارید؟ 

وی جواب داد من کارمند ‌و خدمتگزار ملت هستم؛ مانکن که نیستم.

در مصاحبه مطبوعاتی دیگر از وی سوال شد: 

آیا در خانه‌اش کلفت دارد که مسئول نظافت خانه و یا آشپزی و غیره باشد؟ 

جواب مرکل این بود: « نه من خدمتگزار ندارم و احتیاجی هم به همچین کمکی ندارم، همسر من و خودم کارهای روزمره خانه را خودمان انجام می دهیم. »
خبرنگار دیگری پرسید: چه وقتی لباس‌هایتان را می شوئید؛ خودتان و یا همسرتان؟ 

او جواب داد: کارهای وصله و غیره را من انجام می دهم و همسرم نیز مسئول ماشین لباسشویی است (همسر مرکل پروفسور دانشگاه است.)
بالطبع ما این کارها را اکثراً دیروقت انجام می دهیم. خوشبختانه دیوارهای آپارتمان ما پهن هست و ما دقت می‌کنیم که برای همسایه‌ها مزاحمت ایجاد نکنیم.
خانم مرکل ادامه داد :من انتظار داشتم از من در مورد موفقیت و یا عدم موفقیت کار دولت بپرسید؟!

خانم مرکل اجاره‌نشین یک آپارتمان عادی است مثل شهروندان عادی شهر؛ وی حتی قبل از این که صدراعظم شود در این آپارتمان زندگی می‌کرد و بعد از آن که رئیس دولت شد آپارتمان را عوض نکرد. او هیچ گاه به یک ویلا اسباب کشی نکرد؛ نه مالک خانه است و نه استخر و هواپیمای خصوصی دارد.

او در ۱۶ سال ریاست خود هیچ یک از اقوام خود را به خدمات دولتی منصوب نکرد و یا برای خود و فامیلش سمت مهم در بخش خصوصی اقتصاد فراهم نکرد. او ساعی و با هوش است و همیشه متواضع ماند. صبور و با احساسی ظریف در قبال انسان‌هاست و به قضاوت وی می‌شد همیشه اطمینان داشت.


موضوعات مرتبط: به اندیشان خارجی

تاريخ : پنجشنبه هفتم بهمن ۱۴۰۰ | 11:26 | نویسنده : شفیعی مطهر |