همدان این روزها نیز مهد پرورش عالمی جوان است که شهره موفقیتش در دنیا پر شده است.
علی نجفی جوان ترین مدرس دانشگاه همدان و دارای مدرک دکترا در دنیاست که ۱۴ سال بیشتر ندارد، اما به دانشجویان بزرگسال زبان انگلیسی، در کانون فارغ التحصیلان دانشگاه آزاد اسلامی همدان درس می دهد.
موضوعات مرتبط: به اندیشان ایرانی یا مسلمان
تبلور حاكميّت « ملّت » در قامت « امامت »
#شفیعی_مطهر
غدیر ، نه یک روز عام و برکه آرام ، که یک تاریخ تمام است .
غدیر یک پیچ سرنوشت ساز تاریخ است .
در این روز ، سرنوشت روشن بشریت با زلال آب های «غدیر» گره خورد .
هر قطره آن بلور مذاب یک سینه سخن در دل و یک آبشار زلال عرفان بر زبان دارد.
در غدیر، زنجیر رِقّیت بشر از هم گسست و یوغ اسارت انسان درهم شکست .
ادامه مطلب

دکتر فاطمی هنگام مرگ 37 سال بیشتر نداشت. او هنوز جوان ترین وزیر امورخارجه ایران در تاریخ است
موضوعات مرتبط: به اندیشان ایرانی یا مسلمان
ادامه مطلب
خاطره 15سال قبل یک وکیل :
به مرتضوی گفتم بالاخره روزی خودم وکیلت خواهم شد!!!
جامعه قضایی -
نعمت احمدی حقوقدان و وکیل دادگستری در روزنامه شرق خاطره ای از سعید مرتضوی منتشر کرد.
وی نوشت :
آخر سال ٨١ پدرم به رحمت خدا رفت. نوروز آن سال در کرمان بودم. بعد از برگشت به تهران به دستور آقای مرتضوی جلب شدم. دعوتنامهای به من نرسیده بود. ظاهرا ابلاغ قانونی کرده بودند و دستور جلب از سوی ریاست شعبه ١٤١٠ صادر شده بود. شاکی خودساختهای برایم جفتوجور کردند و با این که کارمند دولت نبودم، شکایت نزد آقای مرتضوی در مجتمع کارکنان دولت طرح شده بود. به این مسئله اعتراض کردم و ادعا شد صلاحیت دادگاه عام است. قرار وثیقهای برایم صادر شد و با تأسف، قرار را نپذیرفتند و او من را روانه زندان کرد.
بگذریم که بازداشتم چه حواشیای داشت. زمان اعزام به زندان خطاب به آقای مرتضوی گفتم:
«مِن غیرحق»، شکایتی علیه من ترتیب دادید و حالا هم با وجود این که وثیقهام آماده است، حاضر به قبول آن نیستید و من را روانه زندان میکنید. اما آنقدر مردانگی دارم وقتی تو را محاکمه میکنند، مجانی وکالتت را برعهده بگیرم.
با زهرخندی گفت:
چه کسی من را محاکمه خواهد کرد؟
حالا آن روز است. دو، سه سالی است مرد خبرساز دهه ٧٠ و ٨٠ که خبرساز پروندههای قضائی بود، خود به خبر اول رسانهها تبدیل شده است. هرچند بعد از تحت تعقیب قرارگرفتن، من را بهعنوان وکیل انتخاب نکرد.
موضوعات مرتبط: به اندیشان ایرانی یا مسلمان
هایدی ماری شوئرمر یه روز صبح از خواب بیدار شد و فکر کرد دیگه دلش نمیخواد مثل گذشته بره مطب روانپزشکیش رو باز کنه.
موضوعات مرتبط: به اندیشان خارجی
ادامه مطلب
می گویند دکتر حکیم زاده تعدادی بیمار و معلول بی سرپرست در تهران جمع کرده بود و جایی برای اسکان آن ها نداشت. زمینی در خارج از محدوده تهران بعد از بهشت زهرا نشان کرده و شروع به ساختن می کند.
برای خرید آهن و میله گرد روزی به بازار آهن تهران که آن موقع یعنی قبل از انقلاب پایین تر از میدان اعدام خیابان مختاری بود، می رود و با یک آهن فروش معامله کرده و سفارش چند بار آهن می دهد.
با نشان دادن کارت شناساییش که رئیس بیمارستان نجات تهران است، از بازاری آهن فروش می خواهد آهن را در محل تحویل دهد، پولش را آنجا بگیرد و به این شرط که حتما خودش بیاید.
در روز موعود وقتی بازاری مورد نظر با ماشین شخصی به همراه کامیون آهن آلات به کهریزک می رود، از تعجب زبانش بند می آید.
در گوشه ای از زمین با حلبی و چوب اتاقی ساخته بودند و حدود 50 معلول و بیمار ناتوان در آنجا قرار داشتند و در سمت دیگری دکتر پاچه های شلوار را بالا زده و به همراه عمله ها بیل به دست مشغول کار بودند.
دکتر با دیدن بازاری به طرفش می رود و می گوید:
آقا ! من این آهن ها را برای ساختن خانه ای برای این بینوایان می خواهم, خواستم شخصا بیایی و ببینی که اگر دوست داری توشه آخرتی ذخیره کنی، از پولش بگذری که خرج این ها زیاد است، اگر نه هم که تقدیم می کنم.
بازاری هم استقبال کرده و خود یکی از خیران می شود.
ایشان افراد خیر و نیکوکار را شناسایی می کرد و برای اهداف خود از آن ها کمک مالی می گرفت.
او کاری عظیم با بازدهی سلامت آفرینی برای قشر وسیعی از مردم انجام داد. دکتر بار غم و ناملایمات را از روی دوش بسیاری از این جماعت برداشت و پناه بی پناهان شد.
خیّران ایران وقتی آوازه عشق به خدمت دکتر را دیدند، گِردش حلقه زدند، به یاریاش آمدند و عاقبت آن شد که میبینید.
آسایشگاه معلولین و سالمندان کهریزک که نشانی از رادمردیها و توانمندیهای یک مرد عاشق انسانیت به نام دکتر حکیمزاده است.
دکتر حکیم زاده پس از سال ها تلاش در امر نیکوکاری در سال ۱۳۵۸ دار فانی را وداع گفت و بنا به وصیت خودش در حیاط کهریزک مکانی که خود تاسیس کرده بود و به آن عشق می ورزید به خاک سپرده شد....
روحش شاد و قرین آرامش باد...
https://telegram.me/joinchat/DU7XOz8CIV7DLCM_9nEU6A
موضوعات مرتبط: به اندیشان ایرانی یا مسلمان
نامجو، تنها نه جویای نام
نامجو ردیف موسیقی سنتی را نزد " نصرالله ناصحپور" آموخته است.
چندي پیش برگزاری کنسرت محسن نامجو، نوازنده، آهنگساز و خواننده ایرانی به دلیل آنچه "محتوای ضد اسلامی" در ترانه هایش خوانده شد، در مالزی لغو شد.
چند سالی است که در بین اهالی موسیقی صحبت از "محسن نامجو" به میان آمده است: مرد هنوز جوانی از حوزه ناپیدای موسیقی زیر زمینی، با شگردهایی غیر معمول و نا بهنجار، در آهنگسازی و ترانهسرایی.
موضوعات مرتبط: به اندیشان ایرانی یا مسلمان
ادامه مطلب
خیابان ولی عصر، زیر پل پاركوی در عصر یک روز پنجشنبه تجربه نادری از سر گذراند. نظم موجود تغییر كرد. ۱۰۰ تا ۱۵۰ جوان با میانگین سنی ۲۰ سال با شیشهشور و دستمال های یزدی، با لباس هایی مرتب به استقبال شیشه كثیف ماشینها رفتند تا با مردمی از جنس خودشان درباره كودكان كار و خیابان حرف بزنند. پسران و دختران جوان دو ساعت در خیابان شیشه شستند، آدامس و فال فروختند و نتیجه دو ساعت تلاششان را به كودكانی بخشیدند كه پاركوی برای آن ها حكم محل كارشان را دارد.
موضوعات مرتبط: به اندیشان ایرانی یا مسلمان
ادامه مطلب

موضوعات مرتبط: به اندیشان ایرانی یا مسلمان
#شفیعی_مطهر
روز ۱۹ شهریور ماه سال روز درگذشت نابهنگام آیت الله سید محمود طالقانی است . او که در سال ۱۲۸۵ به دنیا آمده بود در ۱۹ شهریور سال ۱۳۵۸ در حالی که همه از بند رسته های دوران حاکمیت استبداد دل به اندیشه های راهگشای او بسته بودند ، به طور ناگهانی و نا باورانه خبر پر کشیدن این پرستوی مهاجر را شنیدند . پدر ایشان نیز یک روحانی بود، ولی از ساعت سازی ارتزاق می کرد .
موضوعات مرتبط: به اندیشان ایرانی یا مسلمان
ادامه مطلب
به بهانه سالروز درگذشت زنده ياد جلال آل احمد
#شفیعی_مطهر
جلال قطره زلالي بود كه شبانگاه از چشم خيس ستاره اي چكيد و چون ژاله اي بر سيماي لاله اي نشست.
او در دامن سپيده رشد كرد و در مهد ميهن باليد و از شهد گل ها نوشيد.
از چشم چشمه ساران كياست جوشيد و در جويباران سياست خوش خروشيد.
گرچه سراب را تجربه كرد ، اما سرانجام از زلال حقيقت سيراب شد .
در آسمان ادب درخشيد و در عرصه مكتب ،هنر آفريد.
در مكتب نويسندگي طرحي نو درافكند و بر تيرگي ها پرتو افكند .
در مذهب عشق رهروي صديق بود و اهل تحقيق .
غرش حنجر او ، برش خنجر داشت و بغض گره خورده ستمديدگان را فرياد مي كرد.
آزادي را ستود و شعر آزادگي سرود .
زلال آب و ضلال سراب تمدن غرب را خوب شناخت و آگاهانه آن را نقد کرد و بر کاستی هایش تاخت .
خون خشم از حلقوم خامه اش مي تراويد و چون ستاره بر سينه سپيد كتاب مي تابيد .
در ميقات خسي شد ، تا در ميعاد كسي شود.
روانش شاد و يادش سبز باد !

زنده ياد جلال آل احمد در سال ۱۳۰۲ در خانواده اي روحاني چشم به جهان گشود . پس از اتمام تحصيلات متوسطه و فراگيري صرف و نحو عربي در دانشكده ادبيات دانشگاه تهران به تحصيل ادامه داد . در سال ۱۳۲۵ فارغ التحصيل شد . در نهضت ملي شدن صنعت نفت شركت فعال داشت .
پس از كودتاي آمريكايي ۲۸ مرداد ۳۲ عملا از سياست كناره گرفت و بيشتر به تحقيق و تاليف پرداخت . در نويسندگي سبكي خاص و شيوه اي ويژه داشت . نثرش صريح و حساس و شخصيت پردازي هايش روشن و دقيق است . توانايي او در گنجانيدن نكات اجتماعي - سياسي در ضمن داستان هايش چشمگير است .
در عالي ترين اثر خود - " غرب زدگي " - تضاد اصلي بنيادهاي سنتي - اجتماعي جامعه خود را به خوبي به تصوير كشيده ، ترقي و تحول دروغين را افشا مي كند .
" خدمت و خيانت روشنفكران " او دربر گيرنده مهم ترين انديشه هاي سياسي - اجتماعي و مذهبي اوست .
برخي ديگر از آثار او عبارت است از : " خسي در ميقات "( سفرنامه حج) ، " ديد و بازديد" ، پنج داستان" و " مدير مدرسه " .
اين نويسنده بزرگ و انديشمند سترگ در ۱۸ شهريور ماه ۱۳۴۸ شمسي در گيلان چشم از جهان فروبست و رشته حيات كوتاه اما پرافتخارش از هم گسست .
آل احمد در ملك ادب ، جلال بود و براي اهل انديشه ، جمال .
نامش زنده و يادش پاينده باد !
شما را چشم در راهیم در کانال زیر:
گاه گویه های مطهر telegram.me/amotahar
موضوعات مرتبط: به اندیشان ایرانی یا مسلمان
حاصل عمر یک انسان ، فرزند یا فرزندانش هستند و برای پدر و مادر آبرو و حیثیت می شوند و یا ...
از مرحوم داود رشیدی دو یادگار ارزشمند به جا مانده است ؛ لیلی و فرهاد
لیلی را همه می شناسند با ادامه راه پدر و اما فرهاد ... ؟
پروفسور فرهاد رشيدی حائری، رييس گروه تحقيقات «سازگاري الكترو مغناطيس» دانشگاه پلي تكنيك لوزان سوييس که تاکنون موفق به دريافت مدال علمي «بلوندل» انجمن مهندسي برق، الكترونيك و فن آوري اطلاعات و ارتباطات فرانسه شد.
پروفسور رشيدی به دليل تحقيقات گسترده در زمينه بررسي اثرات الكترو مغناطيسي رعد و برق و ارائه مدلها و نرم افزارهايي براي تحليل اين اثرات كه در كاهش اثرات مخرب ناشي از صاعقه بر سيستم هاي الكتريكي و الكترونيكي، خصوصا تجهيزات خطوط انتقال برق موثر بوده است، به دريافت اين جايزه معتبر علمي نايل شد.
مدال «بلوندل» از جوايز علمي معتبر در حوزه برق و الكترونيك است كه از جمله برندگان آن پرفسور روكارد برنده نوبل فيزيك 1970 بوده است.
پرفسور رشيدي حائري در سال 2005 نيز به پاس موفقيتهاي خود در اين حوزه موفق به دريافت جايزه انجمن دستاوردهاي تكنيكي IEEE شده بود.
وي فرزند استاد داود رشيدی حائري هنرمند نامآور سينما و تئاتر كشور است، در سال 1341 در ژنو به دنيا آمد. با بازگشت خانواده، تحصيلات خود را تا با پايان مقطع متوسطه در ايران سپري كرده و سپس به سوييس مهاجرت كرد و ديپلم مهندسي و تحصيلات دكتري و فوق دكتري خود را در پلي تكنيك لوزان پشت سر گذاشت و البته در اين دوره مدت يك سال نيز براي آزمايش اثرات الكترو مغناطيسي صاعقه در دانشگاه فلوريدا آمريكا و مركز تحقيقاتي ناسا فعاليت داشت و سپس مدت يك سال به دانشگاه تورنتو كانادا رفت.
وي مجددا به سوييس بازگشته و پس از يك سال كار در يك شركت مهندسي در زمينه سازگاري الكترو مغناطيسي از اواخر 1999 به عنوان رييس گروه تحقيقات الكترو مغناطيسي دانشگاه «پلي تكنيك لوزان» (موسسه فدرال تكنولوژي سوييس)فعاليت دارد.
درگذشت هنرمند بزرگ ، داود رشیدی را به پرفسور فرهاد رشیدی، حاصل عمر پدر تسلیت عرض می نماییم .
موضوعات مرتبط: به اندیشان ایرانی یا مسلمان

دست فروشی که ساکن یک روستای بسیار کوچک به نام «بزم» در شهرستان بوانات استان فارس است و کارش را با درآمد روزانه سه هزار تومان شروع کرده بود، در ٣٨ سالگی خود تبدیل به کارآفرینی شده است که گفته میشود تا چند سال دیگر درآمد او به اندازه صادرات نفت ایران میشود.
کارآفرین میلیارد دلاری ایران کارش را از دست فروشی و درآمد روزانه ٣هزار تومان شروع کرده است. او تنها ٣٨سال دارد و درآمدزایی چشمگیرش با یک اتفاق معجزهآسا استارت خورده است.
عباس برزگر در یک شب بارانی ٢ گردشگر آلمانی را به خانه فقیرانه خود میهمان و از آن ها با دمپختک و ترشی لیته پذیرایی میکند. میهمانان خارجی برزگر با پذیرایی صمیمانه و بیریای او ٢ روز تمام به سبک روستاییان ایرانی زندگی میکنند و گویا این تجربه منحصربهفرد آنقدر برایشان جذاب بوده است که به سرعت موضوع را رسانهای میکنند و برزگر را با انبوهی میهمان ناخوانده از آن سوی مرزها مواجه میکنند.
هوشمندی او برای بهرهبرداری از این اتفاق، به سرعت برزگر را شهره عام و خاص میکند و شبکههای تلویزیونی از سراسر جهان کارآفرین روستایی ایران را روی آنتن خود میبرند.
برزگر حالا علاوه بر دهکده توریستیاش در تدارک برپایی یک تور عشایری با ١٥هزار سیاه چادر است. تور عشایری او تا انتهای سال ٩٥ رزرو شده است و کارشناسان میگویند این تور میتواند درآمدزایی برزگر را تا 5 سال به اندازه تمام صادرات نفت کشور برساند.
عباس برزگر درحال حاضر مشغول آماده سازی ١٥هزار سیاه چادر عشایری است. او با بزرگان طایفههای قشقایی و بختیاری به توافق رسیده است تا میهمانان خارجی را در سیاه چادرهایشان بپذیرند و هر خانواده عشایری در ازای پذیرایی از میهماناندرصدی از هزینه اقامت مسافران را دریافت کند.
یونسکو در کتاب راهنمای گردشگری خود، تور عشایری او را بهعنوان شگفتانگیزترین تجربه گردشگری در ایران معرفی کرده است و مسافران خارجی تا آخر سال ٩٥ تمام سیاه چادرهایش را رزرو کردهاند.
درحال حاضر هزینه هر شب اقامت در دهکده گردشگری او چیزی حدود ٣میلیون تومان است. کارشناسان صنعت گردشگری میگویند اگر او بتواند استانداردهای هتل خاص و منحصر به فردش را ارتقا دهد، به راحتی میتواند درآمدش را بهعنوان یکی از گران قیمتترین هتلهای خاورمیانه و جهان افزایش دهد.
او این روزها مشغول آموزش خانوادههای عشایری برای پذیرایی از میهمانان خارجی است. میگوید ١٠٠ نفر از جوانان خانوادههای عشایر زبان انگلیسی آموختهاند تا بتوانند به راحتی با میهمانان ارتباط برقرار کنند. آن ها قرار است میهمانان خود را به تماشا و تجربه تمام روزمرگیهای زندگی ایل قشقایی و بختیاری ببرند. میهمانان از دامنههای کوه بالا میروند و گیاهان دارویی میچینند. به صحرا میروند و در کنار چوپان ها غذا میخورند. به سوگواریها و جشنهای عشایری دعوت میشوند. شبانه و در سکوت کوهستان به پیرمردهای نی انبان و سرنانواز گوش میدهند و کنار دارهای زمینی گلیم و گبه مینشینند و بر تارهای آن گره میزنند. قصههای جن و پری کهنسالان ایل و تجربههای شگفت انگیزشان از مواجهه با طبیعت را میشنوند و باورهایشان درباره تولد یک نوزاد جدید و رسوماتشان را تماشا میکنند.
برزگر پیش از این برای ٩هزار نفر از ساکنان روستای بزم شهرستان بوانات استان فارس اشتغال ایجاد کرده است و حالا ١٥هزار خانواده دیگر در درآمد و کسب و کار او شریک میشوند.
او میگوید: تمام درآمدها بهطور عادلانه بین مجموعهام تقسیم میشود. از تمام صاحبان مشاغل و کالاها بهطور مساوی خرید میکنم و آن ها به این شیوه من احترام میگذارند و باکیفیتترین کالاها را برای پذیرایی از میهمانانم آماده میکنند. مجموعه بزرگ او قدرشناس حسن نیت عباس برزگر هستند. روستاییان فقیر دهکده نه چندان حاصلخیز بزم حالا با کارآفرینی نمونه عباس و خانوادهاش چند برابر گذشته درآمد دارند و مجموعه موفقی تشکیل دادهاند.
@nunopanir
موضوعات مرتبط: به اندیشان ایرانی یا مسلمان
یادی از معلمان شهید رجایی و باهنر
شهید رجایی الفاظ و عبارات تشریفاتی و دست و پاگیر را که به مقتضای فرهنگ اسلامی برای سرعت در کارها مخل و مسئولان را هنگام کاربرد آن در تصمیم گیری مردد و معطل می نمود ، مردود اعلام كرد و تمام عبارات زائد و دور از پذيراي نسل انقلاب را در مكاتبات و مصاحبه ها حذف نمود و با كمترين لغات ، آن هم لغات آشنا و مفيد براي حركت انقلاب و نسل انقلاب به كار گرفت .
وقتي به رياست جمهوري رسيد ، براي اين كه در اين زمينه با ديگران اتمام حجت كند ، علاوه بر اين كه عملا از سوي خود اين مسائل را رعايت مي كرد ، طي نامه اي پيشنهاد كرد كه به كليه سازمان هاي دولتي و وزارتخانه ها ابلاغ شود تا در مكاتبات با رئيس جمهور اين موضوع را دقت كنند و به جاي به كاربردن الفاظ و عناوين غيرضروري و تشريفاتي فقط با عنوان « برادر محمد علی رجایی رئیس جمهور» اکتفا کنند .( بند ۴ بخشنامه شماره ۵۳۹۵۴ برادر شهید باهنر نخست وزیر وقت)
یکی دیگر از خصوصیات شهید رجایی که او را بین سایر مسئولان و مدیران مملکتی در زمینه عمل به احکام اسلامی ممتاز و استثنایی معرفی کرده است، اهميت ايشان به خواندن نماز در اول وقت بود . او با تمام وجود و خلوص عجيب به اين مسئله اهتمام داشت و براي اين كار جديت و تلاش مي كرد . هيچ وقت ديده نشد كه در حساس ترين شرايط و در بحراني ترين زمان ها و حتي در گرفتارترين جلسات مهم مملكتي از سعادت درك نماز اول وقت غافل شود . او در اين راه آنقدر جدي بود كه برادران به خوبي مي دانستند بايد ترتيبي بدهند تا هر كاري دارند به گونه اي اقدام كنند كه با اول وقت نماز هاي يوميه برخورد نكند . چرا كه او به محض شنيدن اذان اول وقت ديگر حاضر نيست هيچ كاري را هرچند مهم باشد ، انجام دهد . چه ، او معتقد بود مهم ترين موضوع و مشكل ترين و پيچيده ترين امور وقتي به خاطر نماز و ايستادن در مقابل خدا به كنار گذاشته شود، پس از اداي نماز با عنايت و لطف خداوند هر گرهي داشته باشد ، به آساني باز خواهد شد!
بارها در جلسات هيئت دولت كه بحث و مذاكره به جاي حساس كشيده مي شد و وقت نماز فرا مي رسيد ، بدون هيچ گونه تعارف بحث را ناتمام مي گذاشت و از جا بلند مي شد و فورا به اقامه نماز و ذكر خدا مي پرداخت . آنقدر اين عمل تكرار شده بود كه براي ساير برادران نيز در هيئت دولت جا افتاده بود .
...ادامه دارد
موضوعات مرتبط: به اندیشان ایرانی یا مسلمان
(يادي از معلمان شهيد رجايي و باهنر)
خاطره دوم:
برادر رجايي ذاتا انساني خويشتن دار و خود نگه دار بود و از هر موقعيتي كه امكان داشت نفس ، او را به رفاه طلبي و تجمل پرستي بكشاند و در ميدان باز زندگي بدون كنترل رها كند ، طفره مي رفت . در تمام لحظات زندگي حتي خصوصي به هواي نفس و خواهش هاي نفساني زودگذر ، ميدان عمل نمي داد ، تا به جايي برسد كه ديگر نتواند اختيارش را داشته باشد!
يك بار بلوز بافته اي به حضورش آوردند و گفتند:
خانمي آن را بافته و با اميد و آرزوي فراوان به نخست وزير محبوب و حزب الهي خود هديه و سفارش كرده است كه حتما ايشان از آن براي شخص خود استفاده كند . رجايي ابتدا حسب معمول از پذيرفتن آن خودداري كرد ، ولي وقتي كه به يادآوري هاي پيام آورنده توجه كرد ، چاره اي نديد جز آن كه آن را بپذيرد و قلب ساده و بي آلايشانسان رنج كشيده اي را به دست آورد و به ارزش هاي ساده، ولي پر محتوايش احترام بگذارد . لذا آن را پوشيد و مسماي پوشيدن را تحقق بخشيد . آنگاه نگاهي به اطرافيان كرد و خود را برانداز نمود . لحظه اي بعد با تبسمي حاكي از كفايت و كنترل خواسته ها بلوز پوشيده را از تن در آورد و گفت :
من پوشيدم و خواهش نفسم را اجابت كردم و نذر آن خانم را نيز برآورده ساختم . اما از اين بيشتر نيازي نيست و افزون از آن جز اسراف نمي تواند باشد ، زيرا من فعلا چيزي دارم كه مرا بپوشاند ! بهتر آن است كه آن را براي محرومان و جنگ زدگان ارسال كنيد كه آنان اولويت داشته و استحقاق بيشتري در اين مورد دارند!!
...ادامه دارد
موضوعات مرتبط: به اندیشان ایرانی یا مسلمان
(یادی از معلمان شهید رجایی و باهنر)
خاطره نخست:
طرز تفکر و احتیاط برادر رجایی در زمینه استفاده از نعمت ها و رفاه مادی تنها در مورد اموال دولتی و بیت المال نبود ، بلكه اصولا او با بهره داشتن از يك اصالت انساني و رسالت معلمي ، خود را از بسياري از وابستگي ها و علايق مادي بي نياز مي دانست و نقش انسان را در پهنه اين جهان مادي بالاتر از آن مي دانست كه بسياري از مردم گرفتار آن اند و خود را به آن سرگرم و مبتلا كرده اند .
وقتي در جلسه شوراي عالي دفاع در دزفول قرار شد برادر رجايي براي دفاع از مظلوميت مردم و ميهن اسلامي در جنگ عراق عليه ايران به نيويورك و سازمان ملل بروند ، ضمن تماس تلفني با منزل در تهران خواستند به علت كمبود وقت كت آن شلواري را كه پوشيده به نخست وزيري بياورند تا به همراه كساني كه عازم فرودگاه هستند ، برايشان ارسال داريم .
اين كار خيلي سريع انجام شد . اما بد نيست بدانيد تنها كت قابل استفاده و مورد مصرف ايشان همان بود و اغلب همان را مي پوشيد . اين كت هنوز تميز بود . ولي براي مسافرت دور و حفظ نظم و آراستگي و نيز حفظ موقعيت جمهوري اسلامي در يك مجمع جهاني لازم بود آن را شست و شو دهند ، ولي با اين فاصله كم چاره اي نبود جز اين كه فورا يقه آن را با بنزين تميز كنند و با لكه گيري آن را اصلاح و مرتب نمايند و اين كار با يك ظرافت خاصي در خانه انجام شد...
بدين ترتيب رهبري كه افتخارش به باطن آراسته بود ، نه ظاهر آراسته به سازمان ملل رفت و با نطق شورانگيز خود براي ملت ايران افتخار آورد.
موضوعات مرتبط: به اندیشان ایرانی یا مسلمان
(یادی از معلمان شهید رجایی و باهنر) ![]()
رجایی اسلام را به عنوان مکتب برگزید ، نه مسند قدرت .
زنگار عقده را از رخسار عقيده زدود و آن را با پيرايه تجمل نيالود .
در مسند رياست همان گونه پارسايي ورزيد ، كه در محبس اسارت .
در اسارت شكيبا بود و در رياست پارسا .
نه در آنجا خود را باخت و نه در اينجا بر ديگران تاخت .
در شكنجه گاه هاي طاغوت پرچم فرياد آزادي را برافراشت و چون به قدرت رسيد ، حق آزادي انسان ها را پاس داشت .
« آله الریاسه سعه الصدر »(۱) مرام او بود و « رئیس القوم خادمهم » (۲) پیام او.
ریاست و مسئولیت را امانت الهی می دانست ، نه غنيمت سپاهي.(۳)
از« نمد» حکومت «کلاهی» ندوخت و از مال و منال ریاست پشیزی نیندوخت . نه از باده قدرت مست شد و نه از شراب شوکت .
هرزه گیاهان قساوت را از دشت دل کنده و کوچه باغ های جان را با عطر صداقت آگنده بود .
نمازش همراه با نیاز بود و روزنه ای به خلوتگه راز . رکوع او با خضوع بود و سجود او با تمام وجود .
سیاهی شب های زندان را با گلواژه های فکر می پیراست و آن را با دُرواژه های ذکر می آراست .
از دهانش بوی عود می تراوید و از پیشانیش عطر سجود .
جانش بوی جنان می داد و و مجنون جانان بود .
چون موج ، پرخروش بود و با اوج، هم آغوش . اما چون نسیم ، نرم بود و چون شميم ، گرم .
بر ستمگران مي تاخت و ستمديدگان را مي نواخت .
شهيد رجايي پرستوي مهاجري بود و پرنده اي مسافر .
به همراهي هم رزم و هم سنگرش شهيد با هنر پروانگان پرسوخته اي بودند كه آگاهانه و عارفانه جان خود سوختن و با شعله عشق جانان افروختن را برگزيدند.
اين سان بود كه اين دو پرستوي مهاجر بال در بال ملايك با پر و بال افروخته به پيشگاه يار بار يافتند و به سوي دلدار شتافتند .
نامشان نامي و يادشان گرامي باد !
پی نوشت ها:
۱ و۲-حدیث شریف از معصوم(ع)
۳ - امام علی(ع) : ان عملک لیس لک بطعمه و لکنه فی عنقک امانه
سمت و مسئولیت تو در جامعه ، طعمه و شکاری نیست که به چنگ تو افتاده ، بلكه امانتي است بر گردن تو ( كه بايد سرانجام با رعايت امانتداري به صاحبان آن يعني مردم برگرداني.)
موضوعات مرتبط: به اندیشان ایرانی یا مسلمان
( یادی از شهیدان رجایی و باهنر)

« ...من چندین ماه با یک زیر پیراهن در یک سلول نمناک و بدون آفتاب (در زمستان) ساخته ام .در حالی که رطوبت نصف دیوارش را گرفته بود . یک پتو هم نداشتم که روی انداز یا زیراندازم شود و من با آن وضع دردناک ساخته و خو گرفته ام و به مشابه آن عادت دارم . برایم غیر عادی نیست . غیر ان برایم غیر عادی است . پس خیلی دوست دارم در حالت نخست وزیریم نیز با همان اوضاع و احوال باشم و شرایط کارم با گذشته تفاوت نکرده باشد . چرا که وقتی شب را سر بر بالین می گذارم ، مي خواهم نباشند محروماني كه من از حال آن ها غفلت كرده باشم!!»
(شهید رجایی)
موضوعات مرتبط: به اندیشان ایرانی یا مسلمان
ادامه مطلب
موضوعات مرتبط: به اندیشان ایرانی یا مسلمان
ادامه مطلب
یکی از کارمندان شهرداری ارومیه می گفت:
تازه ازدواج کرده بودم و با مدرک دیپلم دنبال کار می گشتم.
از پله های شهرداری می رفتم بالا که یکی از کارکنان شهرداری را دیدم و ازش پرسیدم:
آیا اینجا برای من کار هست؟تازه ازدواج کردم و دیپلم دارم.
یه کاغذ از جیبش درآورد و یه امضاء کرد و داد دستم گفت:
بده فلانی، اتاق فلان.
رفتم و کاغذ را دادم دستش و امضاء را که دید، گفت:
چی می خوای؟
گفتم :کار !
گفت : فردا بیا سرکار !
باورم نمی شد !فردا رفتم مشغول شدم .
بعد از چند روز فهمیدم اون آقایی که امضاء داد، شهردار بود.
چند ماه کارآموز بودم. بعد یکی از کارمندان که بازنشسته شد، من جای اون مشغول به کار شدم.
شش ماه بعد جناب شهردار استعفاء کرد و رفت جبهه.
بعد از این که در جبهه شهید شد، یکی از همکاران گفت :
توی اون مدتی که کارآموز بودی و منتظر بودیم که یک نفر بازنشسته بشه تا شما را جایگزین کنیم، حقوقت از حقوق جناب شهردار کسر و پرداخت می شد. یعنی از حقوق شهید باکری!
این درخواست خود شهید بود!!
کجایند مردان بی ادعا؟!!

اما الان مسئولان ما......
کمبود هزینه ها و بودجه را از طریق جیب مردم و قبض ها جبران می کنند، اما حاضر به کسر مقدار ناچیزی از حقوق های نجومی خود نیستند.
برخی از مسئولان حقوق های نجومی می گیرند و خود را سهام دار انقلاب می دانند و حقوقشان را با قدم زدن در خیابان های شیک غرب خرج می کنند.
شادی روح شهداء صلوات
موضوعات مرتبط: به اندیشان ایرانی یا مسلمان
راه رفتن روی بال های هواپیما یکی از انواع بدلکاری هایی است که از گذشته در میان بزرگان این عرصه وجود داشته و افراد مختلفی برای این رشته تمرین های بسیار کرده و حتی جانشان را نیز در این راه از دست داده اند.
بدلکاری های خطرناک معمولا توسط افراد قوی و جوان انجام می شود، زیرا این افراد توانایی آن را دارند تا فشارهای مختلف این کار را تحمل کرده و از شرایط سخت جان سالم به در ببرند؛ اما در این میان پیرمردهایی نیز هستند که هنوز دست به کارهای خطرناک می زنند.
این مرد که دو سال پیش یک مقام افتخار ملی نیز کسب کرده است، در مورد سفرش می گوید:
این مسافرت بسیار سرد بود و البته پر سروصدا، اما همه این مشکلات با تفکر به شکست رکورد ساده می شود.
منبع : سيمرغ
بازنشر : ایران گراند
موضوعات مرتبط: به اندیشان خارجی
هرجا که پای حیثیت و آبروی پدرم وسط باشد، از او دفاع میکنم.
موضوعات مرتبط: به اندیشان ایرانی یا مسلمان
ادامه مطلب

برگی از سرگذشت و زندگی نامه بزرگان ، نوابغ ، اندیشمندان و مشاهیر ایران و جهان .
داستان هایی از زندگی آنان که از توان فکری خود بیشتر بهره گرفتند و در عرصه تکامل ، تحول آفریدند .
«كسي كه داراي عزمي راسخ است ،جهان را مطابق ميل خويش عوض مي كند. »
(گوته)

