زیر پوست این آزادی ظاهری!!
 
 Image result for ‫خروشچف‬‎
 
ﺷﺒﻲ نيكيتا ﺧﺮﻭﺷﭽﻒ (ﺭﻫﺒﺮ ﺷﻮﺭﻭﻱ ﺑﻌﺪ ﺍﺯ ﺍﺳﺘﺎﻟﯿﻦ) ﺻﻮﺭﺗﺶ ﺭﺍ ﺑﺮﺍﻱ ﺍین که ﺷﻨﺎﺧﺘﻪ نشود، ﮔﺮﻳﻢ ﻛﺮﺩ ﻭ ﺑﻪ ﺩﻳﺪﻥ ﻓﻴﻠﻤﻲ ﺩﺭ ﻳﻚ ﺳﻴﻨﻤﺎ ﺭﻓﺖ.
ﭘﺲ ﺍﺯ ﻧﻤﺎﻳﺶ ﻓﻴﻠﻢ ﺍﺻﻠﻲ، ﻳﻚ ﻓﻴﻠﻢ ﺧﺒﺮﻱ ﺑﻪ ﻧﻤﺎﻳﺶ ﺩﺭﺁﻣﺪ. ﺗﺼﻮﻳﺮ ﺧﺮﻭﺷﭽﻒ ﺑﺮ ﭘﺮﺩﻩ ﻇﺎﻫﺮ ﺷﺪ. ﻫﻤﻪ ﺑﻪ ﺍﺳﺘﺜﻨﺎﻱ ﺧﻮﺩ ﺧﺮﻭﺷﭽﻒ ﺍﺯ ﺟﺎ ﺑﻠﻨﺪ ﺷﺪند ﻭ ﺑﻪ اﺣﺘﺮﺍﻡ ﺍﻭ ﺍﻳﺴﺘﺎﺩﻧﺪ!
ﺧﺮﻭﺷﭽﻒ ﺍﺷﻚ ﺩﺭ ﭼﺸﻢ و ﻋﻤﻴﻘﺎً ﻣﺘﺄﺛﺮ ﺍﺯ ﻋﻼﻗﻪ ﻣﺮﺩﻡ ﺑﻪ ﺧﻮﺩﺵ، ﻫﻤﭽﻨﺎﻥ ﻧﺸﺴﺘﻪ ﺑﻮﺩ ﻛﻪ ﻣﺮﺩﻱ ﺷﺎﻧﻪﺍﺵ ﺭﺍ ﺗﻜان ﺩﺍﺩ ﻭ ﺯﻳﺮ لبي ﮔﻔﺖ:
 
ﺑﻠﻨﺪ ﺷﻮ ﻣﺮدک ﺍﺣﻤﻖ! ﻫﻤﻪ ﻣﺎ ﻣﺜﻞ ﺗﻮ ﻓﻜﺮ ﻣﻲﻛﻨﻴﻢ! ﺍﻣﺎ ﭼﺮﺍ ﻣﻲﺧﻮﺍهی ﺳﺮت را ﺑﻪ ﺑﺎﺩ ﺑﺪهی؟!
 

موضوعات مرتبط: به اندیشان خارجی

تاريخ : پنجشنبه سی ام دی ۱۳۹۵ | 11:31 | نویسنده : شفیعی مطهر |
مادرترزای ایرانی!


پروفسور پروانه وثوق رئیس هیئت امنای بیمارستان فوق تخصصی سرطان محک در 78 سالگی درگذشت.
مجله مهر: فولکس قورباغه ای خانم دکتر، برای اهالی خیابان ظفر، یک نشانه دوست داشتنی بود. نشانه ای که روزی چند بار حوالی بیمارستان علی اصغر(ع) دیده می شد و از حضور کسی خبر می داد که زندگی اش را وقف کودکان مبتلا به سرطان کرده بود . کسی که زندگی در اروپا را رها کرده بود تا در کنار بچه های سرطانی ایران زندگی کند و به داد آن ها برسد. حالا اما بچه های سرطانی ایران داغدارند. چرا که دیگر نمی توانند محبت را از چشمان او بیاموزند. چشم هایی که دیروز برای همیشه بسته شد.
پروفسور پروانه وثوق، متولد اسفندماه 1314 در تفرش بود. او دکترای عمومی خود را در سال 1342 از دانشکده علوم پزشکی تهران دریافت کرد و دوره‌های تخصصی و فوق تخصصی‌اش را در دانشگاه‌های کمبریج، ماساچوست و ایلینوی گذراند و دوره تکمیلی پزشکی را در دانشگاه واشنگتن سپری کرد. اما با پایان تحصیلاتش دوباره به ایران برگشت و در سال 1350 در بیمارستان حضرت علی‌اصغر (ع) مشغول به کار شد.آغاز کرد.بیمارستان های «مفید» و «کودکان تهران» هم از جمله مراکز درمانی بود که پروفسور وثوق در آن ها به طبابت مشغول بود.
پروفسور وثوق که از مؤسسان رشته فوق تخصصی خون و سرطان کودکان در ایران بود ، نخستین بخش هماتولوژی و آنکولوژی را در بیمارستان علی اصغر راه‌اندازی کرد و از ده سال پیش با راه اندازی بیمارستان تخصصی محک روز و شب خود را در بیمارستان می گذراند .
او رئیس هیئت امنای بیمارستان تخصصی محک هم بود و تا آخرین روزهای عمر خود، علاوه بر ریاست هیئت امنای موسسه خیریه حمایت از کودکان مبتلا به سرطان (محک) به امر تعلیم و تربیت دانشجویان پزشکی و نیز درمان کودکان مبتلا به سرطان اشتغال داشت.
همکارانش می گفتند: بارها به ایشان پیشنهاد شده که برای مشاغل تحقیقاتی در ازای دریافت حقوق هنگفت و امکانات دیگر ساکن کشورهای اروپایی و آمریکایی شود. ولی او خدمت رایگان به کودکان سرطانی وطنش را برگزید.
مرحومه وثوق در سال های خدمات موثر پزشکی خود، کودکان سرطانی بسیاری را از سراسر جهان درمان کرده و به آنان سلامتی را بازگردانده بود و هیچ گاه ازدواج نکرد. شاید به همین خاطر باشد که برخی به او لقب«مادرترزای ایرانی» داده اند.


موضوعات مرتبط: به اندیشان ایرانی یا مسلمان

تاريخ : چهارشنبه بیست و نهم دی ۱۳۹۵ | 9:38 | نویسنده : شفیعی مطهر |

احمد منتظری مرد سال٢٠١٦

محمد ارسی
________________________________________
iran-emrooz.net

Related image
احمد منتظری را به راستی باید مرد سال ٢٠١٦ میلادی در دفاع از حق و حقوق انسانی در ایران و جهان نامید. 

او با پخش فایل صوتی آیت‌الله منتظری، دادخواهی درباره‌ی کشتار تابستان سال ٦٧ را از صورت یک مسئله‌ی خارج از کشوری و حقوق بشرىِ صرف، بیرون آورد و به امری ملی، مدنی، سیاسی - حقوقی و درون - رژیمی مبدل کرد.
بااین حال، عوامل امنیتی و قضایی نظام فقاهتی، به‌ویژه گروه مرگ، که اکنون صاحب قدرت و ثروت‌اند، از تلاش برای تهدید، تنبیه و محکوم کردن احمد منتظری و هر فرد دیگری که چون او عمل کند، دست‌بردار نخواهند بود. لذا پشتیبانی از منتظری در اوضاع و احوال کنونی، یک وظیفه‌ی مهم ملی و اخلاقی است. در این معرکه‌ای که راه انداخته  اند ، نباید او را تنها گذاشت و با هر وسیله‌ی ممکنی توطئه‌هایی را که علیه او می‌شود، باید بی‌اثر کرد.
البته اطلاعیه‌هایی که در دفاع از وی تاحال داده شده، در کل، درست و بجا بوده ،. اما این ها بخش ناچیزی از آن میزان حمایتی است که ازین روحانی واقعی و آزاده باید صورت بگیرد. زیرا پشتیبانی حقیقی از احمد منتظری، در پی‌گیرىِ بی‌وقفه‌ی موضوع کشتار ٦٧ معنا می‌دهد،.
باری منتظری‌ها در حقیقت‌دوستی، عدالت‌طلبی، حقگویی و دفاع از آزادی و کرامت انسانی، سنگ تمام گذاشتند. منتظرىِ پدر، در دفاع از حقیقت و عدالت و حق مظلوم، از هیچ قدرتی نهراسید، از نام و مقام گذشت تا از بیان حرفِ حق نگذرد، از امنیت و احترام و آزادی خود و خانواده‌اش گذشت تا حرمت و امنیت دیگران و آزادی دگراندیشان حفظ شود.
والسلام! 


محمد ارسی
mohammadarasi@gmail.com


موضوعات مرتبط: به اندیشان ایرانی یا مسلمان

تاريخ : سه شنبه بیست و هشتم دی ۱۳۹۵ | 11:6 | نویسنده : شفیعی مطهر |

◀️ بیوگرافی استاد مصطفی ملکیان

Image result for ‫مصطقی ملکیان‬‎

مصطفی ملکیان (زاده 12 خرداد 1335 در شهرضای اصفهان)، فیلسوف، اخلاق‌پژوه، عرفان‌پژوه، مترجم و روشنفکر معنوی ایرانی است. بخش عمده پژوهش‌های وی در حوزه تاریخ فلسفه، منطق، فلسفه اخلاق، فلسفه دین، عرفان، ادیان و مذاهب، روان‌شناسی اخلاق، کلام، هرمنوتیک و فقه و اصول، فلسفه فقه و مولانا‌پژوهی بوده است. پدر وی، عبدالرحیم ملکیان، از عالمان و عارفان بزرگ شهرضا است که هم‌اکنون نیز در قید حیات است. مجموعه‌ای از اشعار ایشان با عنوان دیوان ناصح قمشه‌ای را انتشارات سهروردی به همت مصطفی ملکیان منتشر کرده است.

ملکیان دوران تحصیلات ابتدایی، راهنمایی و دبیرستان خود را در شهرضا گذراند، اما تحت تأثیر جو حاکم بر جامعه و توصیه برخی خویشان، از سال 1352 در رشته «مهندسی مکانیک» تحصیلات دانشگاهی خود را آغاز کرد، اما پس از دو سال تحصیل در این رشته متوجه شد علاقه اصلی او فلسفه است. لذا از تحصیل در دانشگاه انصراف داد و مجدداً در کنکور شرکت کرد و در رشته فلسفه دانشکده الاهیات و معارف اسلامی دانشگاه تهران پذیرفته شد. 

در اواخر دوره کارشناسی، که فقط یک‌ ترم از تحصیل ایشان باقی مانده بود، رژیم شاه به دلیل در دست داشتن آثار دکتر شریعتی و پخش آن، وی را دستگیر و سه روز زندانی کرد. پس از آن، از ادامه تحصیل محروم شد، اما پس از پیروزی انقلاب اسلامی در سال 57 در اسفندماه به تحصیل بازگشت. در تیرماه 1358 با خانم سیمین صالح ازدواج کرد و برای ادامه تحصیل به حوزه علمیه قم آمد.

همچنین با اصرار دکتر مفتح (رئیس وقت دانشگاه تهران) در مقطع ارشد رشته فلسفه ادامه تحصیل داد و در کنار آن به تحصیل و سپس تدریس در حوزه علمیه مشغول شد. در اواخر تحصیل در مقطع ارشد به دلایلی از تحصیلات آکادمیک صرف نظر کرد و به مطالعه شخصی و تحصیلات حوزوی ادامه داد. مهم‌ترین استادان حوزوی وی عبارت‌اند از: عبدالله جوادی آملی، محمدتقی مصباح یزدی، حسن حسن‌زاده آملی، یحیی انصاری شیرازی، سید رضا بهاءالدینی و آیت‌الله ستوده.
ملکیان در زمان حضور در قم با مؤسسات مختلفی همچون امام صادق (ع)، باقرالعلوم، امام خمینی، دانشگاه تربیت مدرس قم و دانشگاه ادیان و مذاهب، دانشگاه شهید محلاتی در بخش‌های آموزشی و پژوهشی همکاری مستمر و خوبی داشت و شاگردان بسیاری در زمینه‌های مختلف علمی پرورش داد. در تهران نیز در دانشگاه تهران و امام صادق (ع) و دانشگاه تربیت مدرس تدریس می‌کرد. از سال 1388 فعالیت وی به تدریس در مؤسسات خصوصی همچون پنجره حکمت، پرسش و سروش مولانا محدود شد.

کتاب‌ها، جزوات درسی، سخنرانی‌ها و کلاس‌های وی مخاطبان فراوانی دارد و زوایای فکری- فرهنگی جدیدی را به روی مخاطبان می‌گشاید. برخی از تألیفات مهم او چنین است: 

تاریخ فلسفه غرب، اخلاق باور، نقد آرای اخلاقی - سیاسی مک‌اینتایر، مشتاقی و مهجوری، راهی به رهایی، مهر ماندگار، در رهگذر باد و نگهبان لاله و ... .

نگریستن از ناکجا به هر کجا (اثر تامس نیگل)، گابریل مارسل (اثر سم کین)، ویتگنشتاین (اثر هادسن) و سیری در سپهر جان (مجموعه مقالات) هم از جمله آثاری است که وی به فارسی ترجمه کرده است. همچنین، وی در ترجمه، ویرایش، و سخنرانی‌های متعدد در زمینه‌های گوناگون فکری و فرهنگی، و نگارش مقدمه‌های عالمانه بر کتاب‌های مختلف آثار ارزشمندی آفریده است. علاوه بر این، وی در سمت استاد راهنما و استاد مشاور، در نگارش رساله‌های دانشگاهی فراوانی نقش ماندگاری ایفا کرده است.
دینداری در دنیای معاصر، نسبت سنت و تجدد، عقلانیت و معنویت، ترویج  فرهنگ گفتگو و فلسفه ورزی از مهم‌ترین دغدغه‌های او است. وی مسائل و موضوعات مختلف فلسفی را با رویکردی اگزیستانسیالیستی و تحلیلی پی می‌گیرد و می‌کوشد سمت و سوی فعالیت‌های علمی‌اش در جهت کاستن از درد و رنج آدمیان باشد.

مجموعه های جمع آوری شده آثار مصطفی ملکیان (ترجمه ها- مصاحبه ها - درسگفتارهای متنی و صوتی - سخنرانی ها و ...) در وبلاگ زیر قابل دسترسی هستند:

http://bidgoli1371.blogfa.com/

Telegram.me/adamiyyat


موضوعات مرتبط: به اندیشان ایرانی یا مسلمان

تاريخ : یکشنبه بیست و ششم دی ۱۳۹۵ | 9:29 | نویسنده : شفیعی مطهر |

📝📝📝تقارن سه جشن 

 

عبدالعلی بازرگان

سه روز مهم و شادی بخش برای سه شریعت ابراهیمی مقارن هم قرار گرفته است؛ میلاد پیامبر مکرم اسلام ( ۱۷ ربیع‌الاول و۱۷ دسامبر)، عید هانوکای یهودیان (۲۴ دسامبر) و تولد عیسی مسیح- کریسمس- (۲۵ دسامبر). 

بهترین موقعیت برای تبریک به پیروان سه شریعت بزرگ: اسلام، مسیحیت و یهودیت و یادآوری میراث بزرگی است که از نیای مشترک این سه آیین ابراهیمی در توحید و وحدت پیروان باقی مانده است.
نکات اجمالی زیر توصیه های قرآنی به حسن روابط میان این خانواده بزرگ است:

✅خداوند پیامبر اسلام را فرمان داده است تا به اهل کتاب اعلام نماید : 

” بیایید بر سر کلامی که مشترک میان ما و شماست، ائتلاف کنیم که جز خدای یکتا را پرستش نکنیم، هیچ کس را شریک او نسازیم و به غیر از خدا (دیگری را) ارباب خود نگیریم.  (آل عمران ۶۴).

✅قرآن در سیزده آیه، خود را تصدیق‌کننده کتاب‌های پیشین (تورات و انجیل) شمرده و برای خود نقش نگهدارنده و حفظ کننده آن‌ها (نه معارض و ابطال کننده) قائل شده است (مائده ۴۸).

✅به یهودیان و مسیحیان وعده داده اگر به تورات و انجیل و آنچه از جانب پروردگارشان بر آن ها نازل شده است عمل کنند، از زمین و آسمان به آن ها برکت خواهد داد 

(مائده ۶۶).

✅پیامبر اسلام را فرمان داده تا به اهل کتاب اعلام کند که شما بر چیزی استوار نیستید مگر آن که به تورات و انجیل و هر آنچه از جانب پروردگارتان بر شما نازل شده است، عمل کنید

(مائده ۶۸).

✅با نفی تعصب‌های دینی در اختصاص بهشت برای مسلمانان، صریحاً اعلام کرده است: 

« از کسانی‌که به اسلام ایمان آورده اند، از یهودیان، مسیحیان، صائبان، و اصولاً هرکس به خدا و روز واپسین ایمان آورده و عمل شایسته‌ای انجام دهد، ترس و نگرانی نخواهد داشت.» 

یعنی اهل بهشت خواهد بود. (بقره ۶۲ و مائده ۶۹)

✅قرآن درچندین آیه به مسلمانان فرمان داده است با احتراز از موضوعات مورد اختلاف، و تکیه بر مشترکات میان پیروان شریعت‌های دیگر با آن‌ها مدارا کرده و مراتب تصدیق خود را نسبت به خدا، فرشتگان، تک تک پیامبران بنی اسرائیل، حتی اسباط (پیشوایان ۱۲ شعبه) آن ها و هر آنچه به موسی و عیسی و سایر پیامبران داده شده است ،صریحاً اعلام نمایند (بقره۱۴۰ و ۱۳۶ و آل عمران۸۴).

✅به مسلمانان آموزش داده تا داوری یکسان میان اهل کتاب نکنند، تجلیلی که از شایستگان آن ها در قرآن شده کم نظیر است. از جمله انتساب ۱۰ صفت عالی به آن ها  (آل عمران۷۵ و۱۱۳).

✅مسلمانان باید به یهودیان و مسیحیان بگویند: 

ما به همه کتاب‌های آسمانی ایمان داریم، کارهای ما به خودمان و کارهای شما به خودتان مربوط است ( هرکدام آزادیم). اصلا میان ما و شما حجت و دلیلی (برای اختلاف) وجود ندارد (شوری ۱۵).

✅قرآن با تجلیل از کشیش‌ها و راهبان مسیحی که از تکبر دوری گزیده اند، به مسلمانان آموزش داده است به علمای شریعت‌های پیشین احترام بگذارند (مائده ۸۲) و یاران خدا باشند، هم‌چنان که حواریون یاری کننده عیسی مسیح در راه خدا بودند (ممتحنه۱۴).

✅پیروان سه شریعت بزرگ ابراهیمی پدرمشترکی دارند که به جای اختلاف با یکدیگر، همگی باید ازآیین او (مله ابراهیم) که حق‌گرا و تسلیم خالص خدا بود و هیچ انگیزه شرک آلودی نداشت، پیروی کنند. ابراهیم کلید آشتی میان پسرعموهای از هم رمیده خانواده توحید و وحدت جهانی می‌باشد.

(بقره۱۳۵و ۱۳۶،آل عمران۶۸،۶۷،۸۴،۹۵، انعام۱۶۱، نحل۱۲۳،حج۷۸، ممتحنه۴).

@mostafatajzadeh


موضوعات مرتبط: به اندیشان ایرانی یا مسلمان

تاريخ : پنجشنبه بیست و سوم دی ۱۳۹۵ | 11:44 | نویسنده : شفیعی مطهر |

آشنایی با یک ایران شناس بزرگ


پروفسور ویلم فلور ایران شناس بزرگ هلندی است که در آذر ماه گذشته به دعوت بنیاد ایران شناسی بوشهر و دکتر نبی پور پزشک فرهنگ دوست بوشهری هشت روز به ایران سفر کردند.
او در این سفر چهار روز مهمان اهالی بوشهر بودند که چهار سخنرانی ایراد کردند و سپس راهی تهران شدند و چند سخنرانی هم آنجا داشتند.
پروفسور فلور حدود 75سال سن دارد،دارای مدرک دکترای اقتصاد از دانشگاه لیدن هلند هستند و تا سال2002م کارشناس بانک جهانی بودند که هم اینک بازنشسته شده اند.
 ایشان به واسطه شغلی که داشتند،بارها به ایران سفر کردند.
وی زبان های فارسی،عربی،آلمانی،انگلیسی،فرانسه را به خوبی می دانند و سخنرانی های خود را در ایران به فارسی ایراد می کنند.
پروفسور فلور تاکنون 25 جلد کتاب در باره ایران تالیف کرده اند که بسیاری از آن ها به فارسی ترجمه شده است.
حوزه پژوهش و تحقیقاتش تاریخ اقتصادی-اجتماعی ایران در چهار صد سال اخیر(صفویه-افشاریه-زندیه-قاجار و پهلوی اول)است.
علاوه بر آن درباره شهرهای جنوب و تجارت و بازرگانی در خلیج فارس کتاب هایی نیز به چاپ رسانده اند که در همین راستا چند سال پیش کتابی درباره کازرون تالیف کردند که هنوز ترجمه نشده است.
خوشبختانه در این سفر بنا به در خواست جناب محمدی کارشناس ارشد تاریخ سازمان میراث فرهنگی بوشهر که اهل کازرون می باشند، یک جلد آن را با خود به ایران آوردند که امیدواریم درآینده ترجمه شود.
آنچه درباره پروفسور فلور دارای اهمیت است عشق و علاقه این مرد به فرهنگ و تمدن ایران است؛ به طوری که در آخرین سخنرانی خود در سرای اهل قلم تهران گفته اند:
ایران لیلی است و من مجنون،عشق به ایران و فرهنگ آن،مرا زنده نگه داشته،برای من پژوهش درباره ایران بسیار لذت بخش است
برخی از آثار او عبارتند:.
تاریخ بوشهر از صفویه تا زندیه، ترجمه حسن زنگنه
سلامت مردم در ایران قاجار ،ترجمه دکتر ایرج نبی پور
برازجان،  ترجمه دکتر عبدالرسول خیراندیش


سید حبیب موسوی دبیر تاریخ دبیرستان های کازرون
@TarikheKazerun


موضوعات مرتبط: به اندیشان خارجی

تاريخ : چهارشنبه بیست و دوم دی ۱۳۹۵ | 8:44 | نویسنده : شفیعی مطهر |
چرا من شیفته این مرد هستم؟


در دانشگاه سوربون فرانسه تدریس می‌کردم، روزی یکی از دانشجویان جلوی من را گرفت و گفت: 

شما استاد من هستید و من خودم را موظف می‌‌دانم که نوشته‌ها و مقاله‌های شما را بخوانم و در سخنرانی‌ها و جلسه‌هایتان حضور داشته باشم، چیزی که نظرم را جلب کرد، این بود که شما در تمام این سخنرانی‌ها و نوشته‌ها از شخص مسلمانی به نام علی[ع] صحبت می‌کنید، علی کیست؟ و چرا به این اندازه در شما تأثیر گذاشته است؟
گارودی گفت: علی[ع] پسر عموی پیامبر اسلام، حضرت محمد(ص) و همسر دخترش و فرمانده نظامی اوست، همچنین او دومین مسلمان پس از حضرت محمد(ص) است، علی[ع] شخصیتی بی‌نظیر است که در طول تاریخ، نظیر و شبیهش وجود ندارد.

اکنون برای این که جرعه‌ای از این دریای بی‌کران را به تو بشناسانم، از تو یک سؤال دارم. اگر از خیابان رد شوی و در این حال ماشینی به سرعت با تو تصادف کند... در این حالت چه اتفاقی برای تو می‌افتد؟

ـ دانشجوی دختر: یا همان لحظه می‌میرم و یا بیهوش می‌شوم و به کما می‌روم.
ـ گارودی: بسیار خب، اگر از طبقه چهارم پرت شوی چه؟

ـ دانشجو: همان جواب...
ـ گارودی: این مرد(امام علی) در حین سجده و هنگام نماز توسط شخصی با شمشیر، ضربه‌ای بر سرش وارد شد و این ضربه به قدری عمیق بود که جمجمه‌اش را شکافت و به مغزش رسید. با این اوصاف تو چه سرنوشتی برای او پیش‌بینی می‌کنی؟
دانشجو: می‌میرد و یا در بهترین حالت بیهوش می‌شود و به کما می‌رود.
گارودی: تصور کن در همان لحظه هیچ اتفاقی برای این مرد نیفتاد و حتی بیهوش هم نشد، ضربه به حدی عمیق بود که به مغزش که معدن حکمت، درایت و معرفت است، نیز اصابت کرد، ولی او بیهوش نشد، چون او فردی عادی نیست، علی پس از یک روز و هنگامی که در بستر مرگ بود به پسرش، حسن[ع] وصیتی کرد که یکی از بهترین نوشته‌هایی است که در طول تاریخ میراث اسلامی باقی مانده است. این وصیت‌ حاوی پند، موعظه‌ و مودت بوده و بهترین وصیتی است که در تاریخ انسانیت یک پدر به فرزندش می‌کند.
دختر دانشجو با حالتی که تحت تأثیر قرار گرفته بود، گفت: آن وصیت چه بود؟!
گارودی: بخشی از این وصیت‌نامه را برایت بازگو می‌کنم: امام به فرزندش، حسن(ع) گفت :«اسیرت را طعام و آب بده و دست و پای او را در غل و زنجیر مکن، با او رفق و مدارا کن. چون من از دنیا بروم، او را به یک ضربت قصاص کن و جسد او را به آتش مسوزان و او را مثله مکن که حضرت رسول اكرم فرموده زنهار مثله مکنید اگر چه سگ درنده باشد، و اگر شفا یابم من سزاوارترم به آن که او را عفو کنم، زیرا که ما، اهل کرم، عفو و رحمتیم».
گارودی افزود: وقتی وصیت‌نامه علی[ع] را برای این دانشجو بازگو می‌کردم، درحالی که اشک‌ می‌ریخت، به من گوش می‌داد و فهمید که چرا من شیفته این مرد هستم.

منبع:
سایت «islamstory

http://telegram.me/joinchat/AlkMTzvQN2LaTr0lf3i8aw


موضوعات مرتبط: به اندیشان ایرانی یا مسلمان

تاريخ : یکشنبه نوزدهم دی ۱۳۹۵ | 9:56 | نویسنده : شفیعی مطهر |

« نسیم یادگار »و کارآفرینی برای زنان


گاهی با یک فکر نو و کار ساده می‌شود کمک‌رسان به عده‌ای دیگر بود. 

نسیم یادگار دانشجوی دکترای کارآفرینی توانسته است  ۳۰ زن سرپرست خانوار و دختر خودسرپرست را مشغول به کار کند. آن‌ها حقوق نسبتا کافی برای زندگیشان دریافت می‌کنند و همین طور بیمه دارند.

«نسیم یادگار» و همسرش «محمدمهدی معماریانی» هر دو دانشجوی دکترای کارآفرینی هستند و هر دو هم به فعالیت‌های اجتماعی می‌پردازند.  او به مهر می‌گوید: 

«رشته من در کارشناسی مدیریت صنعتی بود و همسرم مهندسی مکانیک خوانده بود؛ اما فوق‌لیسانس و دکترا را هم‌زمان در دانشگاه کارآفرینی خواندیم. هر دو هم به طبیعت علاقه داشتیم و در عین‌حال من پایان‌نامه‌ فوق‌لیسانس و دکترایم در زمینه کارآفرینی اجتماعی است.»

داستان از این قرار است که دغدغه‌های خیرخواهانه و محیط‌زیستی نسیم باعث شد به فکر تاسیس یک موسسه کارآفرینی بیفتد. «افق بخش سوم» سازمانی غیرانتفاعی که بین خیریه‌ها و بازار کار پلی ایجاد کرده است  و  سعی دارد که برای محصولات اجتماعی که در خیریه‌ها توسط مددجوها تولید می شود، در بازار جایی باز کند و برای همین از یک طرف به اشتغال‌زایی و آموزش کسب‌وکار در کارگاه‌های خیریه‌ها می‌پردازد و از طرفی برای این تولیدات بازار فروش پیدا می‌کند، این سازمان در توضیح کار خود نوشته است: 

« اندیشه تحول جامعه از طریق تحول بخش سوم یا همان بخش اجتماعی و حرکت به سمت سازمان های اجتماعی نوین(Social enterprise) پروژه ما شد و در سال ۹۳، موسسه بخش سوم (با شماره ثبت 36720) برای تحقق آن متولد شد. رسالت اجتماعی ایجاب می کرد که فعالیت هایمان را نه برای حداکثرسازی سود بلکه برای حداکثر سازی منافع اجتماعی سامان دهیم بنابراین، شکل سازمانی غیر انتفاعی (Not for Profit) را سزاوار یافتیم به این امید که خود موسسه و عملکرد آن، نمودی عینی از رسالت آن برای توسعه کارآفرینی اجتماعی و سازمان های اجتماعی نوین باشد.

نسیم می‌گوید که ابتدا کودکان اصلی‌ترین گروه هدف او بودند؛ اما وقتی از طریق آن‌ها کاری از پیش نبرد، متوجه شد که «خانواده» و سرپرستان این بچه‌ها بیشتر به توجه نیاز دارند. به همین اطلاعات «افق بخش سوم»، از سال ۹۳ کارش را شروع کرد. هدف این موسسه توسعه کارآفرینی اجتماعی در کشور است.

پروژه‌ای که فعلا در حال انجام دادن آن هستند،  یک پروژه به نام «ما نیز» است که کیف‌های پارچه‌ای به عنوان جایگزین پلاستیک در خریدهای روزانه تولید می‌کنند و از طریق خرد‌ه‌فروشی‌ها مثل نانوایی، سوپر و میوه‌فروشی و در اختیار شهروندان قرار می‌دهند. درباره این پروژه در و‌‌ب‌سایت خود می‌نویسند: 

«ایده اصلی پروژه؛ کاهش زباله‌های پلاستیکی با استفاده مکرر شهروندان آگاه از ساک‌های پارچه‌ای. این ساک‌ها، توسط موسسه غیر انتفاعی بخش سوم با حمایت‌های سازمان‌های مسئولیت پذیر اجتماعی، در کارگاه‌های تجهیز شده در بخش اجتماعی و کسب و کارهای خانگی مخاطبین اشتغال پروژه (زنان سرپرست خانوار کم توان، معلولین و معتادان بهبود یافته) تولید شده و در اختیار شهروندان قرار می‌گیرد.»

نسیم یادگار می‌گوید شعار ما این است: 

«ماهی نمی‌دهیم. ماهی گیری هم یاد نمی‌دهیم. ما آمده‌ایم تا صنعت ماهی گیری را تغییر بدهیم.»

https://tavaana.org/fa/NASIMYADEGAR

از طریق این سایت با پروژه های خانم نسیم یادگار بیشتر آشنا شوید:
http://bakhshe3vom.com

https://telegram.me/joinchat/B5XELjvByQFyPHYQMdMTiQ


موضوعات مرتبط: به اندیشان ایرانی یا مسلمان

تاريخ : جمعه هفدهم دی ۱۳۹۵ | 5:42 | نویسنده : شفیعی مطهر |

میلاد صدای ماندگار
ا*****************

حسین خواجه امیری به تاریخ 12 دی 1311 در خالدآباد نطنز در خانواده ای هنرمند به دنیا آمد. پدربزرگش از خوانندگان بنام زمان ناصرالدّین شاه بود و پدرش که از صدایی خوش و رسا برخوردار بود و ردیف می دانست، مدّت ها او را تحت تعلیم خویش قرار می دهد. حسین در همان زمان در مراسم تعزیه خوانی شرکت می کرده و نزد تعزیه خوانانی که ردیف و دستگاه می دانستند، به یادگیری آواز پرداخت.
وی پس از پایان تحصیلات ابتدایی به تهران رفته و در سال 1326 به مکتب استاد ابوالحسن صبا راه می یابد و به مدّت دو سال پیاپی در محضر ایشان دانسته های خویش را تکمیل می کند و به وسیلۀ ایشان به رادیو ایران معرّفی می شود و شروع به اجرای برنامه با ارکستر ابراهیم خان منصوری می نماید.
او پس از مدّتی به دانشکدۀ افسری رفته و شب های جمعه که آزادی داشته از ساعت 7/30 تا 8 دربرنامۀ ارتش شرکت و با ارکستر محمّد بهارلو به اجرای برنامه می پرداخته و در همان زمان به خاطر محدودیّت های ارتش نام مستعار (ایرج) را که در اصل نام برادرش بود، برای خود بر می گزیند.
ایرج در سال 1336به دعوت داوود پیرنیا به برنامه گل ها راه می یابد. ایرج علاوه بر اجرای برنامه های مختلف رادیویی به اجرای ترانه و آواز برای فیلم های فارسی همّت گماشت و بازیگران زیادی از جمله محمّدعلی فردین به لب خوانی ترانه های وی می پرداختند.
استاد ایرج با هنرمندان زیادی مانند: پرویز یاحقی، اسدالله ملک، جلیل شهناز، فرهنگ شریف، امیر ناصر افتتاح، جهانگیر ملک، حسن کسایی، لطف الله مجد، علی تجویدی، رضا ورزنده، منصور صارمی، محمّد موسوی، احمد عبادی، حسن ناهید، انوشیروان روحانی، همایون خرّم، حبیب الله بدیعی و بسیاری از نوازندگان و البتّه خوانندگان دیگر همکاری داشته و مورد تأیید و تحسین آن ها بوده است.

استاد ایرج در دوران فعّالیت هنری خود بیش از 1000 آواز و تصنیف و ترانه از جمله 213 برنامه گل ها اجرا کرده است.
ایرج از خواننده های صاحب سبک ایران و صدایش از معدود صداهای شش دانگ است. جاودان صدایی که توانایی اجرای هر چه را بیش از حد انتظار داشت و طرفداران بی شمارش در سراسر ایران گواه این سخنند.

با آرزوی سلامت و طول عمر، سالگرد تولّد این خوانندۀ محبوب و خوش صدا و موفّق کشورمان، بر ایشان و جامعۀ هنری به ویژه فرزند هنرمندشان «احسان» و نیز دوستداران موسیقی اصیل ایرانی فرخنده و مبارک باد.🌹🎼🌹


موضوعات مرتبط: به اندیشان ایرانی یا مسلمان

تاريخ : پنجشنبه شانزدهم دی ۱۳۹۵ | 11:18 | نویسنده : شفیعی مطهر |
کات استیون و قرآن


❣کات استیون از خواننده های معروف انگلستان بود كه پس از سال ها خوانندگی و آوازخوانی به سرطان حنجره دچار شد.
❣کات استیون به بیمارستان مراجعه  كرد و دلیل ریزش این همه خون از گلویش را جویا شد و پزشكان متخصص بعد از انجام آزمایش های پزشكی مشخص كردند كه آقای كات استیون به سرطان حنجره دچار شده است. توصیه های پزشكان این بود كه او نباید تا آخر عمر با صدای بلند صحبت كند و هرگز نباید آواز بخواند.
❣پس از مدتی كه كات استیون از حرفه ی خوانندگی كنار رفت سلول های سرطان زا به تمام  قسمت های عصبی حنجره او نفوذ كرده بود تا جایی كه به سختی می توانست صحبت كند. 

او می گوید بسیار نا امید شده بودم ؛چون باور كرده بودم كه به زودی مرگ به سراغم می آید؛ لذا تصمیم گرفتم این  مدت محدود باقی مانده عمرم را به كشورهای دیگر سفر كنم و خود را مشغول شناخت فرهنگ و آداب و رسوم ملت های دیگر كنم.    

❣در اولین سفر خودم به كشور مصر كه كشوری تاریخی و كهن سال است ،سفر كردم. به نمایشگاه كتاب در شهری رفتم که در این نمایشگاه كتاب های قدیمی از نویسندگان برتر مصر و دیگر نویسندگان مطرح دنیا آنجا موجود بود كه ناگاه چشمم به كتابی افتاد كه هر چقدر آن را نگاه كردم، اثری از نویسنده نیافتم.كتاب تقریبا پرحجم و به زبان عربی نوشته شده بود و من هم توانایی مطالعه ی آن را نداشتم، لذا نگهبانی را صدا زدم و سراغ نویسنده كتاب را گرفتم. گمان می كردم كتاب آن‌قدر قدیمی است كه نویسنده ی آن معلوم و مشخص نیست.
 
❣نگهبان نگاهی به من كرد و گفت:  نویسنده ی این كتاب خداوند آسمان ها و زمین است .با شنیدن این سخن حس بسیار غریب و غم انگیزی به من دست داد و به قول معروف تمام موهای بدنم راست شد. گفتم:
امكان دارد من یك نسخه ی انگلیسی از این كتاب را ببینم؟

آن نگهبان یك نسخه از ترجمه قرآن را برایم آورد. من هم وقتی آن را بازكردم ، میانه های كتاب بود.
اولین نگاهم به سوره ی یوسف افتاد. وقتی آن را خواندم، آنقدر برایم لذت بخش بود كه سه بار دیگر پشت سر هم آن را خواندم و با اشتیاق تمام به فراگیری زبان عربی پرداختم و با تلاش بسیار اندكی از متن عربی را هر روز می خواندم و برایم خیلی عجیب بود كه احساس می كردم گلو درد من شدت روزهای قبل را ندارد و كم كم از درد آن كاسته می شود. تا این كه روزی در اتاقم قرآن می خواندم كه خون بسیار زیادی از گلویم بیرون آمد. من هم بسیار ترسیدم و گمان كردم سرطان تمام گلوی من را از بین برده است. به سرعت من را به بیمارستان رساندند و پزشكان به  بررسی آزمایش ها و معالجه من پرداختند . پس از مدتی همه ی آن ها بهت زده و در نهایت تعجب و شگرف ساكت بودند و به من نگاه می كردند. من هم اشك از چشمانم جاری شد. گمان كردم اتفاقات بسیار بدی افتاده است، ولی پزشكان من را در آغوش كشیدند و با صدای بلند گفتند: 

مژده ای بدهید آقای كات استیون! اثری از سرطان باقی نمانده است! 

من هم بلافاصله دانستم كتاب خدا برای من شفا بخش بوده است و از آن روز به بعد قرائت قرآن را ترك نكرده ام و مردم رابه دین اسلام دعوت می كنم. همیشه خدا را شاكرم ؛چون قبل از این كه مسلمانان را بشناسم، قرآن را شناختم.  
❣كات استیون بعد از این كه مسلمان شد، به ساخت مسجدهای زیادی در اروپا پرداخت و مردمان زیادی را خداوند به سبب ایشان هدایت كرده است. وی نام خود را به یوسف اسام تغییر داد؛ چون شفای خود را از سوره ی یوسف می داند و هم اكنون همراه پسرش(سامی یوسف) به خواندن سرودهای اسلامی به زبان عربی و انگلیسی مشغول هستند.

👈کسی هست
✨ این معجزه قرآن رامنتشر نکند 💖


موضوعات مرتبط: به اندیشان ایرانی یا مسلمان

تاريخ : چهارشنبه پانزدهم دی ۱۳۹۵ | 8:17 | نویسنده : شفیعی مطهر |
مصدق، یک ابرقهرمان ملی است!
Картинки по запросу ‫مصدق‬‎

در پی عدم توافق کمیته نامگذاری شورای شهر تهران ، برای نامگذاری خیابان یا میدان یا بلوار و فلکه ای به نام دکتر محمد مصدق..
دبیر کمیته نامگذاری شورای شهر تهران اعلام کرد کارشناسان این کمیسیون پس از تحقیق و پژوهش به این جمع بندی رسیدند که "" دکتر محمد مصدق از ویژگی های مورد نظر برای نامگذاری برخوردار نیست.!!""
بنازم به این کمیسیون والا منصب..
بنازم به این کمیته اندیشمند و فرهیخته..
بنازم به این کارشناسان محقق و با ذکاوت..
خداوندا این همه هوش و ذکاوت را از اصحاب عالی مقام کمیته نامگذاری نگیر.!!
چه تحقیقی ، چه کمیسیونی.!؟
چه ویژگی ها و چه شرایطی.!؟
چه کنگره و چه شایستگی و چه تصمیمی.!؟
همین نکته را بگویم و ختم کلام..
دکتر جمال عبالناصر رهبرفقید مصر در مبارزه با استعمار انگلیس در فصل شروع کتاب خود می گوید:
هنگام اعلام ملی کردن کانال سوئز همگان از من می خواستند این کار را انجام ندهم و می گفتند انگلستان یک شیر با یال و کوپال است، باید ترسید و جانب احتیاط را نگه داشت..
لحظه ای که کانال سوئز را از سیطره بریتانیا خلاص می کردم و آن را ملی اعلام می نمودم ، با خود گفتم من امروز دم شیر را آن چنان قطع خواهم کرد تا زمانی که تاریخ پابرجاست عبرتی برای جهانیان باشد...
هنگام بریدن دم شیر دیدم تکانی نمی خورد ، فهمیدم که انگلستان شیری مرده است و قبل از من کسی آن را کشته است..
بله.. دریافتم که پیش از من استادم دکتر محمد مصدق از ایران در هنگام ملی کردن نفت کشورش این شیر پر یال و کوپال را از پای درآورده و نابود کرده است.!!
......
و الان سال هاست که نام زیباترین و گران ترین خیابان قاهره مزین به نام دکتر محمد مصدق است.!
کارشناسان تحصیل کرده و کمیته والا شعور نامگذاری شورای شهر تهران فقط می گویم مایه ننگ و خفت این ملت هستید و بس...
نام دکتر محمد مصدق ابرمرد تاریخ ایران در اذهان و قلوب یکایک ما ایرانیان حکاکی شده است، نه بر روی حلبی های شما نوشته...
دکتر مصدق چراغ روشن و جاودانه آزادمردی و وطن پرستی و پایمردی ایران و ایرانیان است... نه یک نام نوشته نشده بر روی تکه حلبی بی مقدار شهرداری تهران.......

لطفا به احترام مصدق،این بزرگ مرد میهن پرست کپی کنید تا نشون بدیم بر خلاف مسئولان میهن فروش، او یک ابرقهرمان ملی است.


https://lh3.googleusercontent.com/-iclMf5fsZ9E/AAAAAAAAAAI/AAAAAAAAACA/B47CPGw33Bk/s0-c-k-no-ns/photo.jpg


موضوعات مرتبط: به اندیشان ایرانی یا مسلمان

تاريخ : دوشنبه سیزدهم دی ۱۳۹۵ | 10:40 | نویسنده : شفیعی مطهر |

لاله های خونین عاشورای 88🌷🌷

🌿🌿🌿🌿🌿🌿🌿
محمدعلی راسخی نیا:

«محمدعلی راسخ نیا» معلم ۴۰ ساله‌ای بود که در جریان درگیری های عاشورای ۸۸ فیلم مربوط به جان باختن او یکی از تکان دهنده‌ترین صحنه‌هایی بود که در اینترنت منتشر شد. این فیلم مردی را نشان می‌داد که تمام صورتش پر از خون بود و مردم کنار جسد و صورت خونین او ایستاده بودند و برخی با شیون فریاد می‌زدند که او زنده است، اما محمد علی راسخ‌نیا زنده نماند و تنها دو روز بعد به خانواده‌اش زنگ زدند تا جسد را تحویل بگیرند.
همسر یکی از جان‌باختگان عاشورای سال ۸۸ می گوید به خاطر دو فرزند خردسالش و برای این که معیشت و زندگی‌اش دچار مشکلات بیشتری نشود، ناگزیر شد کمتر از مردی سخن بگوید که در تمام فامیل از او به عنوان «باب الحوائج» یاد می‌کردند، اما بی‌گناه در خیابان کشته و شبانه به خاک سپرده شد، بی‌آن که دو کودک او بتوانند حتی در لحظه‌ی آخر، صورت پدرشان را ببینند.
محل دفن قطعه ۳۰۴ ردیف ۸۵ شماره ۵ بهشت زهرا

#نقد_و_تبيين     
@naghd_tabeen🌻


موضوعات مرتبط: به اندیشان ایرانی یا مسلمان

تاريخ : یکشنبه دوازدهم دی ۱۳۹۵ | 10:59 | نویسنده : شفیعی مطهر |

‍ 🔸وارطان سخن نگفت ...

 پس از آن که وارطان سالاخانیان که فعال سیاسی ارمنی عضو حزب توده بود، در سال ۱۳۳۳ زیر شکنجه وحشیانه در سن ۲۳ سالگی کشته شد و حاضر به همکاری با کودتاگران نشد، حسین شاه‌حسینی از طرف آیت‌الله سید رضا زنجانی که مسؤول مالی آیت‌الله‌العظمی شیخ عبدالکریم حائری یزدی (مؤسس حوزه علمیه قم) و وکیل شرعی آیت‌الله‌العظمی میلانی بود، مأمور می‌شود که از وجوه شرعی، ماهیانه مبلغ ۱۵۰ تومان به خانواده وارطان پرداخت کند.‌
وارطان را ما ایرانی‌ها با شعر معروف دوستش احمد شاملو می‌شناسیم. شاه‌حسینی هر ماه این مبلغ را به خانه وارطان می‌برده و به همسر و فرزندان خردسالش می‌داده است. این کمک‌هزینه به مدت ۲۹ سال یعنی تا زمان رحلت آیت‌الله حاج آقا رضا زنجانی در ۱۴ دی ۱۳۶۲ پرداخت می‌شده است.

شاه‌حسینی می‌گوید که در مراسم ترحیم آیت‌الله زنجانی در مسجد ارک تهران، فرزندان جوان وارطان در حالی که صلیبی بر گردن آویخته بودند، در حیاط مسجد برای دقایقی حاضر می‌شوند و چند روز بعد نیز همسر وارطان اصرار می‌کند که باید برای ادای احترام به رهبر نهضت مقاومت ملی، بر سر قبر او در حرم حضرت معصومه (س) حاضر شود. شاه‌حسینی که متوجه حساسیت‌های حضور یک ارمنی در حرم بوده، با مرحوم آیت‌الله دکتر مهدی حائری یزدی مشورت می کند و ایشان نیز توصیه می‌کند که بدون هیچ سر و صدایی، همسر وارطان را محجبه به سر مزار مرحوم زنجانی در درون حرم ببرد.

شاه‌حسینی و همسر وارطان در اواخر سال ۶۲ بر سر مزار زنجانی (که اکنون در کنار مزار آیت‌الله سید محمد شیرازی و در بخش زنانه حرم قرار گرفته) حاضر می‌شوند و همسر وارطان برای مدتی طولانی در حالی که چادرش را بر سرش کشیده بود، زار زار گریه می‌کند، زمزمه‌هایی زیر لب می‌خواند و بدین‌گونه نسبت به محبت سی ساله این فقیه مجاهد شیعه نسبت به خانواده یک مبارز سیاسی ارمنی توده‌ای ادای احترام می‌کند.

کانال تقریرات 👇👇
https://telegram.me/joinchat/Ab2W6jutfMUUD3j81v58fg


موضوعات مرتبط: به اندیشان ایرانی یا مسلمان

تاريخ : جمعه دهم دی ۱۳۹۵ | 9:42 | نویسنده : شفیعی مطهر |
شیوه برخورد حکیمانه با چاپلوسان 


روزی به کریم خان زند گفتند،یک فردی یک هفته است می خواهد شما را ببیند و مدام گریه می کند . کریم خان آن شخص را به حضور طلبید،ولی آن شخص بشدت گریه می کرد و نمی توانست حرف بزند.
کریم خان گفت: "وقتی گریه هایش تمام شد، بیارین پیش من" .

بعد از ساعت ها گریه کردن شخص ساکت شد و شرف حضور یافت و گفت: 

قربان ! من کور مادر زاد بودم، به زیارت قبر پدر بزرگوار شما رفتم و شفایم را از او گرفتم .
شاه دستور داد : سریع چشم های این فرد را کور کنید! تا برود دوباره شفایش را بگیرد !

اطرافیان به شاه گفتند: قربان این شفا گرفته پدر شماست .ایشان را به پدرتان ببخشید.
وکیل الرعایا گفت:پدر من یک خر دزد بود! من نمی دانم قبرش کجاست و من به زور این شمشیر حکمران شدم .پدر من جه چور می تواند شفا دهنده باشد ؟! اگر به این افراد متملق بها بدین .دین و دنیای تان را به تباهی می کشند!


@erfan_nab


موضوعات مرتبط: به اندیشان ایرانی یا مسلمان

تاريخ : چهارشنبه هشتم دی ۱۳۹۵ | 9:50 | نویسنده : شفیعی مطهر |
 پیام تبریک خاتمی به مناسبت میلاد مسیح(ع)

 

سیدمحمدخاتمی با صدور پیامی سالروز ولادت روح خدا حضرت عیسی علیه السلام را به مسیحیان و تمامی یکتاپرستان و زیبایی پسندان و انسان هایی که انسان را آزاد و آگاه و عزیز می خواهند، تبریک گفت.
متن کامل این پیام بدین شرح است:

بسم الله الرحمن الرحیم

سالروز ولادت روح خدا حضرت عیسی مسیح علیه السلام نه تنها برای مسیحیان، که برای همه یکتاپرستان و زیبایی پسندان و انسان هایی که انسان را (از هر نژاد و قوم و ملت) آزاد و آگاه و عزیز می‌خواهند، مبارک است؛ به ویژه برای ما مسلمانان که کتاب مقدسمان درباره حضرت مسیح تعبیراتی را به کار برده است که می‌توان گفت بی همانند است. 

“روح خدا”، “کلمه خدا” و کسی که چون زاده شد و از خاک فراز آمد و چون باز برانگیخته شود، جان پاکش مشمول سلام ویژه حضرت پروردگار است.
حضرت مسیح را پیامبر مهربانی و رأفت و اخلاق می دانند که درست است؛ ولی مگر همه پیامبران پیام لطف و مهر پروردگار را نیاورده اند و مهر و محبت را اساس رابطه درست انسانی ندانسته‌اند؟ و مگر اخلاق و پایدار کردن آن در جان و جهان آدمیان هدف برانگیخته شدن آنان نبوده است؟ 

و درود خداوند بر پیامبر بزرگوار اسلام که خود را مبعوث برای تتمیم و به کمال رساندن مکرمت‌های اخلاقی معرفی کرده است.
دریغ و درد که جهان امروز، از بیداد و تبعیض و خون و خشونت و تحقیر انسان سرشار است و افسوس که مدعیان پیروی از پیامبران رأفت و محبت و هم‌زیستی به خشونت‌گرانی مبدل شده اند که در تاریخ نظیر ندارند.
آنان که زیبایی را دوست می‌دارند و حرمت انسان (همه انسان ها) را پاس می‌دارند و بخصوص یکتاپرستان و پرستندگان حق و زیبایی مطلق، دست به دست یکدیگر دهند و با تأسی به حضرت مسیح و دیگر پیامبران بزرگ، راه و رسم آدمکشان، خشونتگران و ستیزندگان علیه انسان را نفی کنند و اگر نه در عرصه عینی زندگی، دست کم در عرصه اذهان و افکار این پدیده زشت را منزوی کنند.
میلاد بابرکت حضرت عیسی مسیح (ع) بر همه انسان ها به ویژه هم‌وطنان مسیحی عزیزم مبارک باد!

سید محمد خاتمی
چهارم دی ماه ۱۳۹۵
بیست و چهارم دسامبر ۲۰۱۶

telegram.me/khatami_media


موضوعات مرتبط: به اندیشان ایرانی یا مسلمان

تاريخ : سه شنبه هفتم دی ۱۳۹۵ | 6:41 | نویسنده : شفیعی مطهر |

🔷 صدر دین بود و صدر قلب‌های مردم

آیت‌الله سید صدرالدین صدر از عالمان و فضلای برجسته حوزه عملیه قم بود که در دوران ریاست بر حوزه برای حفظ و بقای آن تلاش‌های فراوانی کرد.

آیت‌ الله سید صدرالدین صدر پس از درگذشت آیت‌الله العظمی حائری در بهمن‌ماه سال 1315شمسی، همراه آیات عظام سید محمد حجت و سید محمد تقی خوانساری که از همان وقت به آیات ثلاث شهرت یافتند، مسئولیت ریاست و زعامت حوزه علمیه قم را عهده دار شدند.
 
با ورود آیت‌ الله العظمی بروجردی به قم در دی ماه 1323شمسی، سید صدرالدین صدر که از مشوقان اصلی دعوت از آیت الله بروجردی بود، بزرگوارانه از ریاست و زعامت حوزه علمیه قم کناره گرفت و نه تنها همه مسئولیت‌ها، بلکه محل تدریس و نیز محل اقامه نماز جماعت خود را در صحن بزرگ حرم مطهر حضرت معصومه (س) به ایشان واگذار کرد.

سید صدرالدین صدر را به غیر از تلاش‌هایی که برای حفظ حوزه قم در آن سال‌های سخت کرد، برای خلق خوش، رفتار مهربان و خیرخواهی‌اش برای همه به یاد می‌آورند. آن گونه که فرزندش سید رضا صدر نیز می‌گوید: 

«قلبی بود با هر کس صمیمی. هر کس به ملاقاتش می‌رفت، خوشنود باز می‌گشت. چون خیرخواه همه بود. با شاه که ملاقات می‌کرد، صمیمی بود. با گدا که ملاقات می‌کرد، صمیمی بود. هر کس که مشکلی داشت، حل مشکل خود را نزد او می‌دید. پناه بی‌پناهان و امید امیدواران بود. قلبی بود که هیچ‌کس از او بیم نداشت و همه کس خود را از گزندش ایمن می‌دانست. قلبی بود که بیچارگان و مستمندان از دری نومید می‌شدند و از هر جا آزرده می‌گشتند، بدو روی می‌آوردند. قلبی که برای کمک و همراهی مردم همیشه از حقوق خودش صرف‌نظر می‌کرد.»

مطالب مربوط به پرونده سالروز درگذشت این عالم بزرگ در لینک زیر بخوانید:
goo.gl/GQ2xof
🔻🔻🔻
@imamsadr


موضوعات مرتبط: به اندیشان ایرانی یا مسلمان

تاريخ : سه شنبه هفتم دی ۱۳۹۵ | 6:33 | نویسنده : شفیعی مطهر |

سخنان تکان دهنده شهید چمران


 این سخنان  سال 60 ایراد  شده . نه  سال 95  ...  !!!!!👇


الان مخاطبان  این سخنان شهید چمران چه کسان  و جریاناتی هستند؟:

Картинки по запросу ‫مصطفی چمران‬‎


🔹 ادعای انقلابی گری دارند، فکر می کنند از انقلاب ایران طرفداری می کنند و پیروزی انقلاب ایران وابسته به وجود آن هاست، در حالی که به سهولت می توان دید ایشان بیش از هر دشمنی لطمه به انقلاب زده اند، انقلاب ایران را به لب پرتگاه سقوط کشانده اند، همه مردم را از انقلاب زده کرده اند، هرج و مرج و آشوب و بی نظمی در نظر آنان انقلاب معنی می دهد و تصور می کنند با بی برنامگی و شعارهای تند و احساسات کور و کارهای غیر منطقی می توانند اتقلاب را به پیروزی برسانند.

🔹 با اعمال آن ها چگونه آمریکا توانسته است ایران و انقلاب آن را بدنام کند، ایران را در دنیا منفرد نماید، در محاصره اقتصادی بفشارد، اختلافات داخلی را دامن بزند، نارضایتی مردم را روزافزون کند و ....

🔹می خواهیم با آمریکا مبارزه کنیم و تا زنده ایم با آمریکا و سیستم آن و ظلم و جنایات آن مبارزه خواهیم کرد، ولی نه از روی دیوانگی، نه با شعارهای توخالی، نه با هرج و مرج و آشوب، زیرا می دانیم وقتی قادریم با امریکا مبارزه کنیم که مثل آمریکا از علم و تکنولوژی و تخصص برخوردار باشیم و ....

🔹ما می گوییم برای تقوی معیار بگذارید که قابل قبول همگان باشد..... ولی تقوی چیست؟ آیا ریش گذاشتن است؟ آیا ادعاهای گزاف بافتن است؟ کسانی ادعای تقوی می کنند که در نظر من بی تقوی ترین آدم ها هستند، اسم اسلام و انقلاب را ضایع می کنند، دروغ، تهمت، شارلاتانی، زد وبند و حقه بازی، لجن مال کردن مردم بی گناه، شایعه دروغ ساختن و مخالفین خود را با قلدری و زرنگی از میدان به در بردن، ... این ها متقی نیستند.

🔹دلمان می سوزد، می خواهیم فریاد بزنیم، اعتراض کنیم، ولی می دانیم که تف سر بالاست. گریه می کنیم، خواهش می کنیم، می خواهیم راه نشان دهیم، فورا فحش و تهمت شروع می شود، ما را لیبرال نوکر آمریکا، غرب زده، متخصص بی تقوا و غیره می خوانند. این ها هم برای ما مهم نیست، ولی فورا قلب خود را می بندند و به نصایح ما توجه نمی کنند و آن هدف غایی ما که نجات انقلاب است، عاید نمی شود.

شهید دکتر مصطفی چمران
کتاب حماسه عشق و عرفان، ص 85


موضوعات مرتبط: به اندیشان ایرانی یا مسلمان

تاريخ : یکشنبه پنجم دی ۱۳۹۵ | 7:2 | نویسنده : شفیعی مطهر |


❤️مگه میشه عاشق این شخصیت نشد؟!! 👇👇



💠 هرکه را می دید، سلام می کرد و کسی در سلام بر او سبقت نگرفت.

💠وقتی با کسی دست می داد، دست خود را زودتر از دست او بیرون نمی کشید و صبر می کرد تا طرف مقابل دستش را بکشد.

💠 با مردم چنان معاشرت می کرد که هرکس گمان می کرد عزیزترین فرد نزد ایشان است.

💠 سکوتی طولانی داشت و تا نیاز نمی شد، لب به سخن نمی گشود.

💠 هرگاه با کسی هم صحبت می شد، به سخنان او خوب گوش فرا می داد.

💠 چون با کسی سخن می گفت، کاملا برمی گشت و رو به او می نشست.

💠 در مجلس جای خاصی را به خود اختصاص نمی داد و از آن نهی می کرد.

💠 هرگز سخن کسی را قطع نمی کرد، مگر آن که حرف لغو و باطل بگوید.

💠 هدیه را قبول می کرد، اگرچه به اندازه یک جرعه شیر بود.

💠 هرکه عذر می آورد ،عذر او را قبول می کرد.

💠 هرگز مذمت مردم را نمی کرد و بسیار مدح آنان نمی گفت.

💠 بر جسارت دیگران صبر می فرمود و بدی را به نیکی جزا می داد.

💠 سراغ اصحاب خود را می گرفت و همواره جویای حال آنان می شد.

💠 اصحاب را به بهترین نام هایشان صدا می زد.

💠 هرگاه چیزی به فقیر می بخشید، به دست خودش می داد و به کسی حواله نمی کرد.

💠 عزیزترین افراد نزد او کسی بود که خیرش بیشتر به دیگران می رسید.

💠 پیران را بسیار اکرام می کرد و با کودکان بسیار مهربان بود.

💠 برای فوت دنیا ناراحت نمی شد و یا به خشم نمی آمد.

💠 برای خدا آن چنان به خشم می آمد که دیگر کسی او را نمی شناخت.

💠 هرگز برای خودش انتقام نگرفت، مگر آن که حریم حق شکسته می شد.

💠 هیچ خصلتی نزد آن حضرت منفورتر از دروغگویی نبود.

💠 هرگز درهم و دیناری نزد خود پس انداز نکرد.

💠 در خوراک و پوشاک چیزی زیادتر از خدمتکارانش نداشت.

💠 کفش و لباسش را خودش وصله می کرد.

💠 با دست خودش شیر می دوشید و پای شترش را خودش می بست.

💠 همیشه خوشبو بود و بیشترین مخارج آن حضرت برای خریدن عطر بود.

💠 همیشه با وضو بود و هنگام وضوگرفتن مسواک می زد.

💠 تا گرسنه نمی شد، غذا میل نمی کرد و قبل از سیرشدن از تناول منصرف می شد.

💠 وقت آشامیدن سه جرعه آب می نوشید؛ اول آن ها بسم الله و آخر آن ها الحمدلله می گفت.

💠 اوقات داخل منزل را به سه بخش تقسیم می کرد: بخشی برای خدا، بخشی برای خانواده و نیز بخشی برای خودش بود، و وقت خودش را نیز با مردم قسمت می کرد.

« محمد»(ص) این گونه بود! ما چگونه ایم؟!

📚 برگرفته از «منتهی الآمال» مرحوم محدث قمی و «مکارم الاخلاق» مرحوم طبرسی.

سلام و صلوات خدا بر بهترین بندگانش حضرت محمد مصطفی(ص) و آل پاکش.

 


موضوعات مرتبط: به اندیشان ایرانی یا مسلمان

تاريخ : شنبه چهارم دی ۱۳۹۵ | 8:20 | نویسنده : شفیعی مطهر |
 

حرکت یک دختر ایرانی بر ضد تحریم ها


 
گاهی اوقات آدم افتخار میکنه به یک سری از هموطن هاش که واقعا” ایرانی اند.
ایرانی بودن را نه در فخر فــــــروشی به شکوه گذشته تاریخی خود، بلکه در اعمال خود متجلی می سازند و این می شود بزرگ ترین افتخار هر ایرانی. 
یکی از این هموطن ها، خانم ساناز سهرابی است ساناز، ۲۹ آذر بود که با اجرای یک پرفورمنس آرت به نام:
” تحریم هـــا جنگ خاموش ”
 
sohrabi-baranpatogh
 
دختر ایرانی در مقابل سازمان ملل در نیویورک، توجه مردم دنیا را به سمت موضوع “تحریم هـــــــــای غرب علیه ایران ” جلب کرد. هدف او از اجرای هنری اش این بود که در افکار عمومی درباره تأثیر منفی تحریم‌هــــا روی سلامت مردم ایران ، حساسیت ایجاد کند.
او در این کار، از ۲۶ هزار کپســول استفاده کرد که طی هفته‌های گذشته با روایت‌های بیماران ایرانی و مشکلاتی که در پی کمبود یــــــــا افزایش قیمت دارو برای شان به وجود آمده پر شده بود. ساناز سهرابی ضمن قرار دادن این کپسول‌ها روی زمین، آن‌ها را میان عابران و نیز افرادی که از درب سازمان ملـــــــــل بیرون می آمدند، پخش کرد.
ساناز سهرابی، اجرای هنری اش را به منوچهر اسماعیلی، پسر پانزده‌ساله‌ی اهل دزفول استان خوزستان، که ماه گذشته ( آبان) به خاطر دسترسی نداشتن به داروی هموفیلی جـــــان خود را از دست داد، تقدیم کرد.
ممنون ساناز سهرابی که صدای مردم کشورت شدی و به جای ما فریـــاد زدی..
بر دستان هنرمندت بوسه می زنم
به عنوان یک هموطن از تو متشکرم.
پاینده باشی

 


موضوعات مرتبط: به اندیشان ایرانی یا مسلمان

تاريخ : جمعه سوم دی ۱۳۹۵ | 6:43 | نویسنده : شفیعی مطهر |
 خلعتبری؛خادم یا خائن؟!!

Картинки по запросу ‫عباسعلی خلعتبری‬‎

ﺍﯾﻦ ﺭﻭﺯﻫﺎ ﭼﺸﻢ ﻭ ﮔﻮﺵ ﺍﯾﺮﺍﻧﯿﺎﻥ ﺑﻪ ﮊﻧﻮ ﺑﻮﺩ، ﺑﻪ ﺍﻭﺭﺍﻧﯿﻮﻡ ﻭ ﺩﺭﺻﺪ ﻏﻨﯽ ﺳﺎﺯﯼ! ﺗﻮﺍﻓﻖ ﺧﻮﺏ ﯾﺎ ﺑﺪ ﺑﻮﺩ ﻣﻬﻢ ﻧﯿﺴﺖ، ﻣﻬﻢ ﺧﻮﺷﺤﺎﻝ ﺑﻮﺩﻥ ﻣﺮﺩﻡ ﺍﯾﺮﺍﻥ ﺍﺳﺖ ﮐﻪ ﺑﻪ ﺩﻧﯿﺎ می اﺭﺯﺩ.

ﺍﻣﺎ ﺑﺪ ﻧﯿﺴﺖ ﺍﺯ ﺍﯾﻦ ﻓﺮﺻﺖ ﺍﺳﺘﻔﺎﺩﻩ ﮐﻨﯿﻢ ﻭ ﯾﺎﺩﯼ ﮐﻨﯿﻢ ﺍﺯ ﯾﮑﯽ ﺍﺯ ﻣﺮﺩﺍﻧﯽ ﮐﻪ ﺳﺎل ها ﭘﯿﺶ ﺑﺮﺍﯼ ﺳﺮﺑلندﯼ ﺍﯾﺮﺍﻥ ﺗﻼ‌ﺵ می کرﺩﻧﺪ ...
ﺳﺎل ها ﭘﯿﺶ ﻭﺯﯾﺮ ﺍﻣﻮﺭﺧﺎﺭﺟﻪ ﺍﯼ ﺩﺍﺷﺘﯿﻢ ﻣﺜﻞ ﻫﻤﯿﻦ ﺟﻨﺎﺏ ﻇﺮﯾﻒ، ﺑﻪ ﻧﺎﻡ ﻋﺒﺎﺳﻌﻠﯽ ﺧﻠﻌﺘﺒﺮﯼ ،ﺍﯾﺸﺎﻥ ﺩﮐﺘﺮﺍﯼ ﺣﻘﻮﻕ ﺑﯿﻦ ﺍﻟﻤﻠﻞ ﺍﺯ ﺩﺍﻧﺸﮕﺎﻩ ﭘﺎﺭﯾﺲ ﺑﻮﺩﻧﺪ ﻭ ﺳﺎﻝ 1321 ﺍﺳﺘﺨﺪﺍﻡ ﻭﺯﺍﺭﺕ ﺍﻣﻮﺭﺧﺎﺭﺟﻪ ﺍﯾﺮﺍﻥ ﺷﺪﻧﺪ ﻭ ﭘﻠﻪ ﭘﻠﻪ ﻃﯽ 30ﺳﺎﻝ ﭘﯿﺸﺮﻓﺖ ﮐﺮﺩﻧﺪ.
ﺍﯾﺸﺎﻥ، ﮐﺎﺭﻣﻨﺪ ﺍﺩﺍﺭﻩ ﺗﺸﺮﯾﻔﺎﺕ ﻭﺯﺍﺭﺕ ﺧﺎﺭﺟﻪ 1321 

ﮐﺎﺭﻣﻨﺪ ﺍﺩﺍﺭﻩ ﺳﯿﺎﺳﯽ 1322 

ﺩﺑﻴﺮ ﺩﻭﻡ ﺳﻔﺎﺭﺕ ﺍﻳﺮﺍﻥ ﺩﺭ ﺳﻮﺋﻴﺲ 1323 

ﺩﺑﻴﺮ ﺍﻭﻝ ﺳﻔﺎﺭﺕ ﺍﻳﺮﺍﻥ ﺩﺭ ﻟﻬﺴﺘﺎﻥ 1326 

ﺭﺍﻳﺰﻥ ﺳﻔﺎﺭﺕ ﺍﻳﺮﺍﻥ ﺩﺭ ﻓﺮﺍﻧﺴﻪ 1331 

ﺳﻔﻴﺮ ﺍﻳﺮﺍﻥ ﺩﺭ ﻭﺭﺷﻮ 1338 

ﺩﺑﻴﺮﻛﻞ ﺳﺎﺯﻣﺎﻥ ﭘﻴﻤﺎﻥ ﻣﺮﻛﺰﻱ ﺳﻨﺘﻮ ﺩﺭ ﺁﻧﮑﺎﺭﺍ 1340 

ﻣﻌﺎﻭﻧﺖ ﻭﺯﺍﺭﺕ ﺍﻣﻮﺭ ﺧﺎﺭﺟﻪ 1347 

ﻗﺎﺋﻢ ﻣﻘﺎﻡ ﻭﺯﺍﺭﺕ ﺍﻣﻮﺭ ﺧﺎﺭﺟﻪ 1349 

ﻭ ﺳﺮﺍﻧﺠﺎﻡ ﻭﺯﯾﺮ ﺍﻣﻮﺭ ﺧﺎﺭﺟﻪ ﺍﯾﺮﺍﻥ 1351 ﺗﺎ 1357

ﭘﺲ ﺍﺯ ﺳﻘﻮﻁ ﺩﻭﻟﺖ ﺁﻣﻮﺯﮔﺎﺭ ﺑﯿﮑﺎﺭ ﺷﺪ، ﻭﻟﯽ ﮐﺸﻮﺭِ ﺩﺭ حال انقلاب ﺭﺍ ﺗﺮﮎ ﻧﮑﺮﺩ.
ﺍﻧﻘﻼ‌ﺏ ﺷﺪ،ﺩﺭ ﺍﯾﺮﺍﻥ ﻣﺎﻧﺪ،ﺑﻪ ﺧﺎﻧﻪ ﺍﺵ ﺭﯾﺨﺘﻨﺪ، ﺩﺳﺘﮕﯿﺮﺵ ﮐﺮﺩﻧﺪ، ﻣﺘﻬﻤﺶ ﮐﺮﺩﻧﺪ، ﺟﺮﻣﺶ ﺍﻣﻀﺎﯼ ﻗﺮﺍﺭﺩﺍﺩ 1975 ﺍﻟﺠﺰﺍﯾﺮ(ﺣﺪﻭﺩ ﻣﺮﺯﯼ ﺍﯾﺮﺍﻥ ﻭ ﻋﺮﺍﻕ ﺭﺍ ﺩﺭ ﺍﺭﻭﻧﺪﺭﻭﺩ ﺑﺮ ﭘﺎﯾﻪ ﺧﻂ ﺗﺎﻟﻮﮒ ﻣﺸﺨﺺ می کرﺩ ﻭ ﯾﮑﯽ ﺍﺯ ﺍﺭﺯﺷﻤﻨﺪﺗﺮﯾﻦ ﻗﺮﺍﺭﺩﺍﺩﻫﺎﯼ ﺗﺎﺭﯾﺦ ﻣﻌﺎﺻﺮ ﺍﯾﺮﺍﻥ ﺍﺳﺖ)ﻭ ﻗﺮﺍﺭﺩﺍﺩ ﺍﺣﺪﺍﺙ ﻧﯿﺮﻭﮔﺎﻩ ﺍﺗﻤﯽ ﺑﻮﺷﻬﺮ ﺍﻋﻼ‌ﻡ ﺷﺪ.
ﺍﺳﺘﺪﻻ‌ﻝ ﺍﯾﻦ ﺑﻮﺩ، ﺍﯾﺮﺍﻥ ﺑﺎ ﺩﺍﺷﺘﻦ ﻣﻨﺎﺑﻊ ﻧﻔﺖ ﻭ ﮔﺎﺯ ﻧﯿﺎﺯﯼ ﺑﻪ ﻧﯿﺮﻭﮔﺎﻩ ﺍﺗﻤﯽ ﻧﺪﺍﺭﺩ ﻭ ﺍﯾﻦ ﻋﻤﻞ ﻣﺼﺪﺍﻕ ﺗﻀﯿﯿﻊ ﺑﯿﺖ ﺍﻟﻤﺎﻝ ﺑﻮﺩﻩ ﺍﺳﺖ. 

ﺳﺮﺍﻧﺠﺎﻡ ﺩﺭ ﺗﺎﺭﯾﺦ ۲۲ ﻓﺮﻭﺭﺩﯾﻦ ۱۳۵۸ ﺩﺍﺩﮔﺎﻩ ﺍﻧﻘﻼ‌ﺏ ﺑﻪ ﺭﯾﺎﺳﺖ ﺧﻠﺨﺎﻟﯽ ﺑﺮﭘﺎ ﺷﺪ، ﺧﻠﻌﺘﺒﺮﯼ ﻣﻔﺴﺪ فی الارﺽ ﺷﻨﺎﺧﺘﻪ ﺷﺪ ﻭ ﺩﺭ ﻫﻤﺎﻥ ﺭﻭﺯ ﺑﻪ ﻫﻤﺮﺍﻩ 11 ﻧﻔﺮ ﺍﺯ ﻣﻘﺎﻣﺎﺕ ﺳﺎﺑﻖ ﺩﺭ ﺯﻧﺪﺍﻥ ﻗﺼﺮ ﺗﻮﺳﻂ ﺧﻠﺨﺎﻟﯽ ﺍﻋﺪﺍﻡ ﺷﺪ!!

ﭘﺲ ﺍﺯ ﺍﻋﺪﺍﻡ ﺑﺎ ﺧﺎﻧﻮﺍﺩﻩ ﻭﯼ ﺑﺪﺭﻓﺘﺎﺭﯼ ﻫﺎ ﺷﺪ. ﻫﺮﭼﻪ ﺧﻠﻌﺘﺒﺮﯼ، ﻫﻤﺴﺮ ﻭ ﻓﺮﺯﻧﺪﺍﻧﺶ ﺩﺍﺷﺘﻨﺪ، ﻣﺼﺎﺩﺭﻩ ﺷﺪ. ﻫﻤﺴﺮﺵ ﺳﺎل ها ﺑﺎﺯﺣﻤﺖ ﻓﺮﺍﻭﺍﻥ ﺩﺭ ﺗﻬﺮﺍﻥ ﺯﻧﺪﮔﯽ ﺭﺍ می گذﺭﺍﻧﯿﺪ ﺗﺎ ﺑﺎﻻ‌ﺧﺮﻩ ﺗﻮﺍﻧﺴﺖ ﺍﺛﺒﺎﺕ ﮐﻨﺪ ﮐﻪ ﺑﺨﺸﯽ ﺍﺯ ﺍﻣﻮﺍﻝ ﻣﺼﺎﺩﺭﻩ ﺷﺪﻩ ﺍﺭﺛﯽ ﺑﻮﺩﻩ ﺍﺳﺖ ﻭ ﺑﻪ ﻫﻤﯿﻦ ﺩﻟﯿﻞ ﯾﮏ ﺧﺎﻧﻪ ﯼ ﮐﻮﭼﮏ ﺑﻪ ﺍﻭ ﺩﺍﺩﻧﺪ.
ﮔﺬﺷﺖ ﻭ ﮔﺬﺷﺖ، ﻋﺒﺎﺳﻌﻠﯽ ﺧﻠﻌﺘﺒﺮﯼ ﺯﯾﺮ ﺧﺮﻭﺍﺭﻫﺎ ﺧﺎﮎ ﭘﻮﺳﯿﺪ ...
ﺟﻨﮓ ﺷﺪ، ﺭﺳﯿﺪﯾﻢ ﺑﻪ ﻗﺮﺍﺭﺩﺍﺩ 598 ﺑﺎ ﻋﺮﺍﻕ. 

ﯾﮑﯽ ﺍﺯ ﺩﺭﺧﻮﺍﺳﺖ ﻫﺎﯼ ﺩﻭﻟﺖ ﺍﯾﺮﺍﻥ ﻋﻤﻞ ﺑﻪ ﻣﻔﺎﺩ ﻗﺮﺍﺭﺩﺍﺩ 1975 ﺑﻮﺩ، ﺍﻣﺎ ﺧﻠﻌﺘﺒﺮﯼ ﺧﺎﺋﻦ ﺑﻮﺩ!!

ﺍﻧﺮﮊﯼ ﺍﺗﻤﯽ ﺷﺪ ﺣﻖ ﻣﺴﻠﻢ ﻣﺎ، ﻗﺮﺍﺭﺩﺍﺩﻫﺎ ﺍﻣﻀﺎ ﮐﺮﺩﯾﻢ، ﻭﻟﯽ ﺑﺎﺯﻫﻢ ﺧﻠﻌﺘﺒﺮﯼ ﺩﺍﺳﺘﺎﻥ ﻣﺎ ﺧﺎﺋﻦ ﺑﻮﺩ!!


موضوعات مرتبط: به اندیشان ایرانی یا مسلمان

تاريخ : پنجشنبه دوم دی ۱۳۹۵ | 6:39 | نویسنده : شفیعی مطهر |