آدمِ كسی نباش!

🔻 #علامه_جعفری می‌گفت روزی طلبه‌ی فلسفه‌خوانی نزد من آمد تا برخی سوالات بپرسد. ديدم جوان مستعدی است كه استاد خوبی نداشته است. ذهنِ نقاد و سوالات بديع داشت كه بی‌پاسخ مانده بود. پاسخ‌ها را كه می‌شنيد، مثل تشنه‌ای بود كه آب خنكی يافته باشد. خواهش كرد برايش درسی بگويم و من كه ارزشِ اين آدم را فهميده بودم، پذيرفتم. قرار شد فلان كتاب را نزد من بخواند. چندی كه گذشت، ديدم فريفته و واله من شده است. در ذهنش اُبُهّت و عظمتی يافته بودم كه برايش خطر داشت. هرچه كردم، اين حالت در او كاسته نشد. می‌دانستم اين شيفتگی، به اِستقلالِ فكرش صدمه می‌زند. تصميم گرفتم فرصتِ تعليم را قربانی اِستقلالِ ضميرش كنم.

🔸 روزی كه قرار بود برای درس بيايد، درِ خانه را نيم‌باز گذاشتم. دوچرخه‌ی فرزندم را برداشتم و در باغچه، شروع به بازی و حركاتِ كودكانه كردم. ديدمش كه سَرِ ساعت، آمد. از كنارِ در، دقايقی با شگفتی مرا نگريست. با هيجان، بازی را ادامه دادم. در نظرش شكستم. راهش را كشيد و بی يك كلمه، رفت كه رفت.
 
🔹 اين‌جا كه رسيد، مرحوم علامه جعفری با آن همه خدماتِ فكری و فرهنگی به اسلام ، گفت: برای آخرتم به معدودی از اعمالم، اميد دارم. يكی همين دوچرخه‌بازی آن روز است!  

✅ درسِ استاد آن شب آن بود كه دنبالِ آدم‌های بزرگ بگرديد و سعی كنيد دركشان كرده از وجودشان توشه برگيريد. امّا مُريد و واله كسی نشويد. شما اِنسانيد و اَرزشتان به اِدراك و اِستقلالِ عقلتان است. عقلتان را تعطيل و تسليم كسی نكنيد. آدمِ كسی نشويد؛ هر چقدر هم طرف بزرگ باشد.

🗓 علامه جعفری


موضوعات مرتبط: به اندیشان ایرانی یا مسلمان

تاريخ : جمعه سی ام آبان ۱۳۹۹ | 15:52 | نویسنده : شفیعی مطهر |

دکتر آمریکایی به خانه‌ات برگرد!

✍جعفر شیرعلی نیا
http://telegram.me/bavarh
🔹این تیتر یکی از شعار‌نوشته‌هایی است که پشت در اتاق دکتر چمران در اهواز زده بودند. داستان چمران داستان غریبي است. او زندگی بسیار متلاطمی داشت از زمانی که به نهضت خداپرستان سوسیالیست گرایش داشت تا زمانی که به آمریکا رفت تا زمانی که به لبنان رفت و پرده‌ي پایانی زندگی‌اش در ایران پس از انقلاب.

🔹شاید اگر چمران 31 خرداد 60 شهید نمی‌شد روزهای بسیار سخت‌تری در انتظارش بود، روزهایی که او را در یک تنگنای شدید سیاسی قرار می‌داد.

🔹برخی انقلابی‌ها دلایل‌شان را برای بدبینی به چمران کافی می‌دانستند. او رفیق و وزير دفاع بازرگان و از همراهان بازرگان در سفر معروف به الجزایر و دیدارش با برژینسکی(مشاور امنیت ملی جیمی‌کار‌تر) در 11 آبان 58 بود. سال‌ها در آمریکا زندگی کرده بود، برای آن‌ها که دشمن شریعتی بودند علاقه‌ي فراوان و رفاقت چمران و شریعتی جرم بود؛ همچنین عشق چمران به امام موسی صدر که برخی او را مخالف امام معرفی می‌کردند و عامل شاه ايران در لبنان.

🔹در کنار این موضع‌گیری‌های سیاسی‌اش، انتقادش از برخی مسایل در سپاه، مخالفت با اعتبارنامه‌ي حسن آیت در مرداد 59 و ... را هم اضافه کنید. حالا اگر او در فضای پرتنش پس از 31 خرداد زنده می‌ماند معلوم نبود دچار چه تنش‌هایی می‌شد.

🔹این تنش‌ها حتی می‌توانست پس از مرگ او نیز ادامه پیدا کند اما پیام امام (اول تير 60) برای شهادتش شاید جرات را از بسیاری از منتقدان چمران گرفت: 

«او جنگجويى پرهيزكار و معلمى متعهد بود كه كشور اسلامى ما به او و امثال او احتياج مبرم داشت... هنر آن است كه بي‌هياهوهاي سياسى و خودنمايي‌هاى شيطانى براى خدا به جهاد برخيزد و خود را فداى هدف كند نه هوى‏، و اين هنر مردان خداست.»

🔹البته برخی نیز پشیمان شدند و دریافتند دلایلی که برای بدبینی به چمران داشتند کافی نبوده است و خدا می‌داند شبیه این دلایل، چه بسیار افرادی را كه از صحنه خارج نکرده است.

🔹در جبهه‌ي جنوب، سپاه خوزستان به شدت با چمران اختلاف داشت. ابتداي جنگ و در زمان فرماندهي پرتنش بني صدر بر نيروهاي مسلح علی شمخانی، فرمانده وقت سپاه خوزستان، جمله معروفي دارد: 

«ما يك دشمن داشتيم به نام عراق، يك مخالف داشتيم به نام ارتش و يك رقيب داشتيم به نام گروه چمران».
http://telegram.me/bavarh
🔹از سوی دیگر چمران اهل هياهو عليه مدعيان انقلابی‌گری نبود؛ اما در دست‌نوشته‌هايش حرف‌هايي كم اما بسيار جدي وجود دارد: 

«گروهی ادعای انقلابی‌گری دارند. دیگران را غیرمنطقی، غیرانقلابی، لیبرال... قلمداد می‌کنند... در‌حالی‌که به سهولت می‌توان دید ایشان بیش از هر دشمنی لطمه به انقلاب زده‌اند، انقلاب ایران را به لب پرتگاه سقوط کشانده‌اند، همه مردم را از انقلاب زده کرده‌اند، هرج‌ومرج و آشوب و بی‌نظمی در نظر آنان انقلاب معنی می‌دهد و تصور می‌کنند با بی‌برنامگی و شعارهای تند و احساسات کور و کارهای غیر‌منطقی می‌توانند انقلاب را به پیروزی برسانند... ما می‌گوییم باید با آمریکا مبارزه کرد، ولی نه در شعار و حرف، بلکه در عمل باید برنامه ریخت و آرام و مستمر و شبانه‌روزی کار کرد... ما نمی‌گوییم متخصص بی‌تقوا را بپذیرید، ولی می‌گوییم هر بی‌تقوایی را به صرف آن‌که ضد‌متخصصین است بر کاری که اصلا نمی‌داند نگمارید. ما می‌گوییم متخصصین زیادی در این کشور هستند که تقوای آن‌ها به مراتب زیادتر از مدعیان انقلابی و تقوا است، به جرم آن‌که آن‌ها متخصص و غرب‌رفته هستند آن‌ها را زیر‌دست و زبون نکنید.... تقوا چیست؟ آیا ریش‌گذاشتن است؟ آیا ادعاهای گزاف بافتن است؟ کسانی ادعای تقوا می‌کنند که در نظر من بی‌تقواترین آدم‌ها هستند، اسم اسلام و انقلاب را ضایع می‌کنند، دروغ، تهمت، شارلاتانی، زد‌وبند و حقه‌بازی، لجن‌مال‌کردن مردم بی‌گناه، شایعه دروغ ساختن و مخالفین خود را با قلدری و زرنگی از میدان به در بردن، … این‌ها متقی نیستند... ما را لیبرال، نوکر آمریکا، غرب‌زده، متخصص بی‌تقوا و غيره می‌خوانند.» 

(از کتاب حماسه، عشق و عرفان)


موضوعات مرتبط: به اندیشان ایرانی یا مسلمان

تاريخ : جمعه سی ام آبان ۱۳۹۹ | 10:42 | نویسنده : شفیعی مطهر |

کاشفان واکسن کرونا کیستند؟

بر اساس گزارش ها، مالک شرکت "بیون تک" یک زوج ۵۵ و ۵۳ ساله‌ به نام‌های "اوگور شاهین" و "اوزلام توریجی" هستند و اصالت آنان به کشور ترکیه برمی گردد.

"اوگور شاهین" چهار سال داشت که با پدرش که در کارخانه تولید خودرو کار می‌کرد، به آلمان آمده بود و در آنجا بزرگ شد، او درس خواند و به دانشگاه  رفت و در آنجا با "اوزلام توریجی" آشنا شد و با هم ازدواج کردند. "اوزلام توریجی" دختر یک پزشک ترکیه‌ای است، او به آلمان آمد و زندگی خود را وقف کار در آزمایشگاه «پزشکی» کرده است.

ساخت واکسن کرونا به عنوان دومین تجربه موفق این زوج آلمانی ترک تبار محسوب می‌شود. این زوج سال‌هاست درحال تحقیق برروی چگونگی تقویت سیستم ایمنی بدن در برابر سرطان هستند

این دو پزشک از ژانویه ۲۰۲۰، تصمیم گرفتند توجه خود را روی شرکت جدیدشان، "بیون تک" و تولید داروی ضد کووید-۱۹ بگذارند.پس از ماه‌ها تحقیق و تلاش سخت این پزشکان آلمانیِ ترک تبار موفق شدند به واکسن کرونا دست یابند، دست آوردی که شرکت آمریکایی "فایزر" هفته‌ی گذشته آن را اعلام کرد و در انتظار دریافت مجوز تولید و فروش آن هستند.


موضوعات مرتبط: به اندیشان ایرانی یا مسلمان ، به اندیشان خارجی

تاريخ : پنجشنبه بیست و نهم آبان ۱۳۹۹ | 8:5 | نویسنده : شفیعی مطهر |

ماجرای معلم و ده توت فرنگی!

در یکی از روستاهای کوهستانی "دیاربکر" ترکیه آموزگار دبستانی به نام احمد در درس ریاضی به شاگردانش می‌گوید که اگر در یک کاسه ۱۰ عدد توت فرنگی باشد، در ۵ کاسه چند عدد توت فرنگی داریم.
دانش آموزان: آقا اجازه، توت فرنگی چیه؟
معلم: شما نمی دانید توت فرنگی چیه؟
دانش آموزان: ما تابه حال توت فرنگی ندیده‌ایم.

معلم فکری به نظرش می‌رسد، مقداری از خاک آن روستا را به یک موسسه کشت و صنعت در شهر "بورسا" فرستاده و از آن ها سوال می‌کند که آیا این خاک برای کشت توت فرنگی مناسب است یا نه؟
آن موسسه پاسخ می‌دهد که این خاک و آب و هوای دیاربکر برای کشت توت فرنگی مناسب بوده و همچنین مقداری بوته توت فرنگی و دستورالعمل کاشت و  داشت محصول را برای وی می‌فرستد.
 
معلم بچه ها را به حیاط مدرسه برده و طرز کاشتن بوته‌های توت فرنگی را به دانش آموزان یاد می‌دهد.
 و به آن ها می‌گوید: که امسال از شما امتحان ریاضی نخواهم گرفت،
به جای آن به هر کدام از شما چهار بوته توت فرنگی می‌دهم که آن ها را به خانه برده و کاشت آن ها را همان طوری که یاد گرفته‌اید، به پدر و مادرتان یاد بدهید،

 وقتی که توت فرنگی‌ها رسیدند آن ها را توی بشقاب گذاشته و به مدرسه می‌آورید. برای هر ۱۰ عدد توت فرنگی یک نمره خواهید گرفت.

وقتی میوه‌ها رسیدند، بچه‌ها آن ها را در بشقابی گذاشته و به مدرسه می‌آورند.
معلم می‌پرسد که مزه‌شان چطور بود؟
بچه ها می‌گویند که چون پای نمره در میان بود، اصلا از آن ها نخورده ایم !!.

معلم می‌خندد و می‌گوید همه شما نمره کامل را می‌گیرید.
می‌توانید بخورید.
بچه‌ها با ولعی شیرین توت فرنگی‌ها را می خورند.

بعد از دو سال از آن ماجرا، مردم آن روستایی که تا به آن زمان توت فرنگی ندیده بودند، در بازارهای محلی‌شان، توت فرنگی می فروشند.

یک معلم واقعی با عملکردش می‌تواند اثرات ماندگاری در جامعه داشته و سرنوشت مردم آن جامعه را تغییر بدهد.

 به عبارتی معلم بودن فقط روی تخته سیاه آموزش ضرب و تقسیم نیست،

با تشکر از تمام معلمان زحمتکش جامعه

‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌
@samimiyyat


موضوعات مرتبط: به اندیشان ایرانی یا مسلمان

تاريخ : چهارشنبه بیست و هشتم آبان ۱۳۹۹ | 10:24 | نویسنده : شفیعی مطهر |

 پیام تسلیت خاتمی

سیدمحمد خاتمی درگذشت فقیه متبحر و عالم متأمل دکتر داوود فیرحی را تسلیت گفت.

بسم الله الرحمن الرحیم
چه تاب‌سوز و جان‌فرسا است شنیدن خبر درگذشت عزیزی که وجودش حجت موجه بود بر سازگاری سنت (اگر دلیری نقد و نه نفی آن را داشته باشیم) و جهان نوپدید انسان روزگار (اگر بر نقد و نه نفی آن دلیری کنیم)؛ و چه خسارت‌بار است فقدان این بزرگ برای عالم اندیشه و ایمان.
روان پاک و تابناک حجت‌الاسلام والمسلمین دکتر داوود فیرحی در جوار رحمت گسترده الهی آرام گرفت، ولی جان آنان را که انسان را آزاد و عزیز و برخوردار می‌خواهند و می‌دانند و دین خدا را برای فراهم آوردن چنین زندگانی برای انسان می‌فهمند و تفسیر می‌کنند آشوب‌زده و سوزان کرد.
او فقیهی بود متبحر و عالمی متأمل و خیراندیشی متخلق به اخلاق الهی و سیاست شناسی نواندیش و انسان‌دوستی بی‌ریا.
من این مصیبت بزرگ را به همه اصحاب علم و فضیلت و همکاران و همراهان و ارادتمندان به او، به خصوص به خاندان شریف فیرحی، به همسر باوفایش و فرزندان خوب و گرانقدرش و همه بستگان عزادار تسلیت می گویم و از پیشگاه حضرت پروردگار علو درجات این فقید سعید و سلامتی و صبر و اجر بازماندگان معزز را مسألت می‌کنم.
یادش گرامی و راه او پر رهرو باد

سیدمحمد خاتمی
٢١ آبان ١٣٩٩

 

🇮🇷 @khatamimedia‌


موضوعات مرتبط: به اندیشان ایرانی یا مسلمان

تاريخ : سه شنبه بیست و هفتم آبان ۱۳۹۹ | 8:29 | نویسنده : شفیعی مطهر |

فیرحی و دغدغه «ایرانِ امروز»

علی اشرف فتحی

▪️ نوشتن در سوگ استاد ارزشمند و خوش‌اخلاقی چون داود فیرحی کار بسیار مشکلی است. او هنوز پا به سن پیری نگذاشته بود که از میان رفت. جامعه طوفان‌زده ما به توان علمی و تسلط کم‌نظیر او به فقه سیاسی و اندیشه سیاسی محتاج بود. در گفتگویی که با او درباره یکی از آثارش داشتیم و سال 93 در مجله اندیشه پویا منتشر شد، گفته بود که دغدغه‌اش این است که:
«منِ مسلمانِ امروزِ ایرانی» دچار چه گسل‌ها و معضلاتی هستم و چگونه می‌توانم از این معضلات رها شوم.

▪️فیرحی فرزند خلف حوزه و معتقد و آشنا به آداب و علوم و روش‌های پژوهشی قدما، متأخرین و معاصرین فقها بود و در عین حال، آداب دانشگاهی بودن و دانشگاهی اندیشیدن را نیز به خوبی آموخته بود. دشوار است که کسی بتواند با این دو سلوک و متد آشنا باشد و میان آن ها خلط نکند و از چنین ترکیبی سرافراز بیرون بیاد.

▪️آثار فیرحی نشان می‌دهد که او در این زمینه به خوبی گام برمی‌داشت و توانسته بود پلی میان «فقه سیاسی» و «اندیشه سیاسی» ایجاد کند. جامعه ما به چنین پلی بسیار نیازمند است. بدون در نظر گرفتن این دو نگاه و این دو روش، جامعه ایران، اشتباهات بنیان‌افکن قاجار و پهلوی را تکرار می‌کند و بحران روی بحران برجای می‌گذارد.

▪️مرحوم فیرحی محققی جستجوگر بود و تسلطش به زبان پژوهش دانشگاهی و حوزوی به او کمک می‌کرد که در آثار همه فقها و متفکران علوم سیاسی غور و بررسی کند و به نگاهی جامع و ایده‌هایی بکر دست یابد.

▪️اگر طالقانی را احیاگر کتاب مهم «تنبیه‌الامة و تنزیه‌الملة» بدانیم که با توصیه و راهنمایی مرحوم سید محمود امام جمعه زنجانی با این اثر ارزشمند میرزای نائینی آشنا شد و آن را پس از چندین دهه احیا و منتشر کرد، فیرحی را نیز باید با شرح مهمی که با عنوان «آستانه تجدد» بر این اثر نائینی نوشت، بار دیگر هنر و توانایی خود را در درک تحولات تاریخ اندیشه سیاسی شیعه به رخ کشید و مراد و مقصود نائینی را به زبان آکادمیک و امروزی و مبتنی بر مبانی مقبول و مرسوم این دانش، بسط و شرح داد.

▪️در اهمیت فیرحی همین بس که بدون در نظر گرفتن آثار او نمی‌توان به درک جامع و عمیقی از اندیشه سیاسی شیعیان و فقه سیاسی دست یافت. با این حال، او به پژوهش و تدریس نیز بسنده نکرد و در دو دهه اخیر به عنوان یک فعال سیاسی و اجتماعی می‌کوشید به دغدغه‌های مردم‌دارانه و وطن‌دوستانه خود جامه عمل نیز بپوشاند.

▪️حوزه و دانشگاه او را از مردم جدا نکرد . اتفاقا سخنران محبوب مجالس مذهبی کشور بود و هرچند نگاه تنگ‌نظرانه رسانه ملی، میلیون‌ها ایرانی را از آشنایی با او و شنیدن صدای گرم و سخنان مفید و عمیق او محروم می‌کرد، ولی در شهرهای مختلف در جمع عزاداران و مؤمنان حاضر می‌شد، از سیره و فضایل پیشوایان معصوم می‌گفت، ذکر مصیبت می‌کرد و بزرگوارانه و خاضعانه پای حرف‌های مخاطبان می‌نشست و به پرسش‌های جوانان مشتاق پاسخ می‌گفت. او در دوره کرونا نیز این سخنرانی‌ها را ترک نکرد و آخرین محرم عمر خود را نیز با سخنرانی‌های اینترنتی برای عزاداران حسینی و تشریح علمی ابعاد مختلف حماسه عاشورا سپری کرد.

▪️او در جوانی نیز طلبه‌ای دغدغه‌مند و متعهد بود و جراحت شیمیایی دوران حضور در جبهه که درمان کرونا را برایش ناممکن کرد، یادگار همان روزهاست. 

اینک ماییم و اندیشه و منش تعالی‌بخش فیرحی ...!

#داوود_فیرحی
#میرزای_نائینی
#تنبیه‌الامةوتنزیه‌الملة
#آیت‌اللهسیدمحمودطالقانی


@andishevasedayiranian

https://bit.ly/3kpp5l8


موضوعات مرتبط: به اندیشان ایرانی یا مسلمان

تاريخ : یکشنبه بیست و پنجم آبان ۱۳۹۹ | 10:55 | نویسنده : شفیعی مطهر |

#یادداشت

فیرحی و دموکراتیزن کرده فقه سیاسی

دکتر داود فیرحی (۱۳۴۳-۱۳۹۹) به رحمت خدا رفت. چند روز قبل خبر ابتلایش به کرونا را از دوست مشترکی شنیدم. دعا می کردم شفا یابد. امروز ناباورانه خبر تلخ درگذشتش را خواندم. خدایش رحمت کند. در اوج شکوفایی دار فانی را وداع کرد و به دیار باقی شتافت.

فیرحی را از ۱۳۷۱ می شناختم. وی در زمره نخستین همکاران معاونت اندیشه اسلامی مرکز تحقیقات استراتژیک در قم بود.

در میان روحانیون دانشگاهی بیش از دیگران با دانش سیاسی جدید آشنا بود و این مزیت کمی نبود.

شاگرد استاد سید جواد طباطبایی و متاثر از او در اندیشه سیاسی بود، البته با تعلق خاطر بیشتری به فقه سیاسی.

استاد دانشکده حقوق و علوم سیاسی دانشگاه تهران، عضو شورای مرکزی مجمع مدرسین و محققین حوزه علمیه قم، روحانی اصلاح طلب، پژوهشگری نام آشنا در اندیشه سیاسی اسلام، و نویسنده ای پرکار بود که با پژوهش های ارزنده و قلم معتدل خود به اندیشه سیاسی در اسلام معاصر و خصوصا فقه سیاسی خدمت کرد.

عناوین کتاب های منتشرشده او نشان از یک برنامه پژوهشی حساب شده می دهد:
 قدرت، دانش و مشروعیت در اسلام (۱۳۷۸)،
 دولت اسلامی و تولیدات فکر دینی (۱۳۸۰)،
 نظام سیاسی و دولت در اسلام (۱۳۸۲)،
 تاریخ تحول دولت در اسلام (۱۳۸۶)،
دین و دولت در عصر مدرن (دو جلد، ۱۳۸۹ و ۱۳۹۰)،
 فقه سیاسی و فقه مشروطه (۱۳۹۱)،
 تحول حکومت داری و فقه حکومت اسلامی (۱۳۹۳)،
 آستانهٔ تجدّد؛ در شرح تنبیه الامة و تنزیه الملة (۱۳۹۴)،
 فقه و حکمرانی حزبی (۱۳۹۶)،
مفهوم قانون در ایران معاصر (تحولات پیشامشروطه)  (١٣٩٩).

فیرحی از مدافعان بازخوانی فقه سیاسی اجتماعی و دمکراتیزه کردن فقه شیعه بود.
بنابراین رویکردی کاملا متفاوت با دیگر نواندیشان دینی درباره «عدم امکان فقه سیاسی اجتماعی در دوران مدرن» داشت.
چکیده این رویکرد خوشبینانه را در مباحثه قلمیش با استاد محمد مجتهد شبستری می توان مطالعه کرد.

درگذشت این استاد فرزانه و محقق گرانقدر اندیشه سیاسی در اسلام معاصر را به خانواده محترم، اساتید و دانشجویان دانشگاه تهران و مجمع محققین و مدرسین حوزه علمیه قم تسلیت عرض می کنم.

برای آن دوست گرامی رحمت، مغفرت و رضوان، و برای بازماندگان و علاقه مندان صبر و اجر مسئلت دارم.

 https://kadivar.com/18322/
@Mohsen_Kadivar_Official


موضوعات مرتبط: به اندیشان ایرانی یا مسلمان

تاريخ : شنبه بیست و چهارم آبان ۱۳۹۹ | 15:56 | نویسنده : شفیعی مطهر |

پیام تسلیت دکتر عبدالکریم سروش در پی درگذشت دکتر فیرحی

اانا للله و انا الیه راجعون
دکتر داود فیرحی به دیار باقی شتافت
اندوه و نا آرامی خودرا در رحلت آن دانشمند نیکو خصال نمی توانم پنهان کنم.  خدایش بیامرزد که در اندیشیدن دلیر و توانا بود. و برای گشودن معضلات فکری و سیاسی ایران امروز و آشتی دادن دین و قانون و آزادی شجاعانه و فروتنانه تلاش هایی مبارک کرد و اگر چشم روزگار بر او حسد نمی برد و پای وجودش در گل عدم فرو نمی رفت بسا که سیر و سلوک سیاست اندیشی هایش مائده معرفت ما را رنگین تر می‌کرد.
اینک جز دنبال کردن راه او و بهره بردن از میراث او و گل چیدن از گلستان افکار او و غرس نهال های نو در میان گلزار او چه می توانیم کرد؟
درود خدا بر او و بر همه غمخواران و راهگشایان و نیک اندیشان این مرز و بوم باد
آبان ۱۳۹۹


موضوعات مرتبط: به اندیشان ایرانی یا مسلمان

تاريخ : پنجشنبه بیست و دوم آبان ۱۳۹۹ | 8:43 | نویسنده : شفیعی مطهر |

 جرائم رئیس بانک مرکزی!

برگرفته از کتاب خاطرات : آیت الله خلخالی...

نویسنده : آیت الله خلخالی..

به همراه آقای احدی  وزیر _دادگستری - به اوین رفتیم جهت رسیدگی به پرونده چند تن از مفسدین و ضدانقلاب  ...‌..

دیدم یه آقای تقریبا جا افتاده ای توی محوطه بیرون زندان بالا و پایین می پرد .
گفتم : این کیه آقای وزیر ؟
‏گفت : ایشان یوسف‌خوش‌کیش رئیس بانک مرکزی رژیم شاه است. ورزش می کند .
الان هیجده ماه بلاتکلیف در اوین است .چون شاکی ندارد و مدرکی هم بر علیه او پیدا نکردیم .
با تعجب به او گفتم: چطور ۱۸ ماه بدون مدرک مانده است ؟
‏وزیر هم که گویا ته دلش طرفدار آزادی زندانی مزبور بود چنان از خوبی و  نیکی او داستان می سرود. من گفتم: پرونده او را بیاورید من ببینم .
 وزیر که جزو کابینه بنی صدر خائن بود فکر می کرد من می خواهم او را آزاد کنم .فورا پرونده او را داد آوردند دفتر من در اوین .

وقتی پرونده را دیدم متوجه شدم که پول این ملت مستضعف و گرسنه را به اروپایی ها می داده ‌.
گرچه در طول دادگاه وزیر دادگستری  گفت که این وجوه به صورت وام بوده و پس داده می شوند و خود خوش‌کیش هم در دادگاهش گفت :
«.. من فکر می کردم اگر برای یک مورد از من قدردانی شود همان پرداخت این ‏وام هاست که برای کشور اعتبار خرید ...»

گفتم :برای کشور یا برای اربابت؟
زندانی می خواست مسائل متفرقه را پیش بکشد. از کارهای بانکی و جهانی که ما را از اصل موضوع غافل کند و حتی گفت من بیمارستان ساختم ...
گفتم: از جیبت که نساختی، ‏ده برابرش را به خارجی ها دادی ساختن یک بیمارستان کار زیادی بود ....

پرونده را بستم و گفتم : مفسدفی‌الارض ... اعدام ... 

و از دادگاه خارج شدم..

آقای وزیر که حسابی جا خورده بود به دنبال من دوید و می گفت:
حاج آقا... این بانکدار است ... دنیا او را می شناسد.... ‏
گفتم : بشناسد ...
پول مردم مستضعف ایران را داده خارجی ها...
وام و این حرف ها ظاهر کار است ‌..
نوکر شاه و اسرائیل است ..
همان روز بعد از ظهر او را در زندان اوین به جوخه اعدام دادیم ....
وزیر دادگستری کابینه بنی صدر ( احدی ) مات و مبهوت مانده بود ‏و شاید پشیمان که چرا درباره او صحبت کرده است. او فکر می کرد با این حرف ها مرا فریب داده و حکم آزادی او را از من خواهد گرفت ..


موضوعات مرتبط: به اندیشان ایرانی یا مسلمان

تاريخ : چهارشنبه بیست و یکم آبان ۱۳۹۹ | 4:14 | نویسنده : شفیعی مطهر |

 سالروزِ درگذشتِ «محمدعلیِ جمالزاده»

@mastanekazemi
خداوند اگر به ڪسے نعمتِ شارلاتانے و چاخانے و وقاحت داده باشد در این مرز و بوم نانش تو روغن است و رویِ سبیلِ قیصر نقاره می‌زند. تا این قماش اشخاص تاجِ سرِ ما هستند رنگِ رستگارے را نخواهیم دید. خاک بر سرمان ڪه تقصیرِ خودمان است. اصلا ایرانے بت‌ساز و بت‌پرست خلق شده است و چشمش ڪور تا بوده چنین بوده و تا هست چنین خواهد بود…!

📚آسمان و ریسمان
🖋محمدعلیِ جمالزاده

امروز سالروزِ درگذشتِ «محمدعلیِ جمالزاده» است؛ نویسنده‌‌یِ برجسته‌یِ ڪشورمان ڪه «پدرِ داستان‌نویسیِ مدرنِ ایران» لقب گرفت. جمالزاده در سالِ ۱۹۶۹ نامزدِ نوبلِ ادبیات هم شده بود؛ او اعتقاد داشت: 

«ايران هميشه چهار دشمن داشته؛ بی‌سوادے، بی‌خبرے، فقر و فساد.»

روحش شاد و یادش گرامے


موضوعات مرتبط: به اندیشان ایرانی یا مسلمان

تاريخ : سه شنبه بیستم آبان ۱۳۹۹ | 7:14 | نویسنده : شفیعی مطهر |

💠کدام اخلاقمان شبیه پیامبر (ص) است؟


پیامبر اسلام :

 🥀دائماً متفکر بود.
🥀 اکثر اوقات ساکت بود.
🥀خلقش نرم بود.
🥀کسي را تحقير نمي‌‌کرد.
🥀دنيا و ناملايمات هرگز او را به خشم نمي‌آورد.
🥀حقي پايمال مي‌شد از شدت خشم کسي او را نمي‌‌شناخت تا اين که حق را ياري کند.
🥀بيشتر خنده‌هاي آن حضرت تبسم بود.
🥀مي‌فرمود حاجت کساني که به من دسترسي ندارند را ابلاغ کنيد.
🥀با مردم انس مي‌گرفت و آنان را از خود دور نمي‌کرد.
🥀در همه امور اعتدال داشته و افراط و تفريط نمي‌کرد.
🥀زبان خويش را از بيان سخنان غيرضروري کنترل مي‌کرد.
🥀در انجام وظيفه به هيچ وجه کوتاهي نمي‌کرد.
🥀بافضيلت‌ترين فرد نزد پيامبر خيرخواه‌ترين آنان براي مردم بود.
🥀در مجالس جايگاه خاص براي خود برنمي‌گزيد.
🥀هنگامي که بر جمعي وارد مي‌شد در جاي خالي مي‌‌نشست و به ياران خويش دستور مي‌داد اين گونه عمل کنند.
🥀هر کس براي رفع نياز رجوع مي‌کرد نيازش را برآورده مي‌کرد يا با کلام دلنشين آن حضرت قانع مي‌شد.
🥀رفتار پيامبر آنقدر نرم بود که مردم او را همچون پدري دلسوز و مهربان مي‌دانستند و حق همه مردم نزد آن بزرگوار يکسان بود.
🥀مجلسش مجلس بردباري، حيا، صدق و امانت بود.
🥀عيب‌جو نبود و از کسي هم تعريف زياد نمي‌کرد.
🥀پيامبر نفس خود را از سه چيز پرهيز مي‌داد جدال، پرحرفي و سخنان غيرضروري.
🥀هرگز کسي را سرزنش نمي‌کرد.
🥀در پي لغزش‌هاي مردم نبود.
🥀سخن نمي‌گفت مگر در جايي که اميد ثواب در آن وجود داشت.
🥀سخن کسي را قطع نمي‌کرد مگر اين که از حد متعارف تجاوز مي‌کرد.
🥀به آرامي و متانت گام برمي‌داشت.
🥀کلامش مختصر، جامع، آرام و شمرده بود و آهنگ صدايش از همه مردم زيباتر بود.
🥀پيامبر در تمام حالات و در برابر همه مشکلات شکيبا بود.
🥀هر روز هفتاد بار استغفار مي‌کرد.
🥀لحظه‌اي از عمر بابرکت خويش را بيهوده نمي‌گذرانيد.
🥀ديرتر از همه مردم به خشم مي‌‌آمد و زودتر از همه راضي مي‌گشت.
🥀با ثروتمندان و تهيدستان يکسان دست مي‌داد و مصافحه مي‌کرد و وقتي به کسي دست مي‌داد بيش از او دست خويش را باز نمي‌کشيد.
🥀با مردم شوخي مي‌کرد تا مردم را خوشحال سازد.


🥀امام صادق(ع)فرمودند:
اني لاکره للرجل ان يموت و قد بقي خلة من خلال رسول الله صلي الله عليه و آله لم يأت بها.
من خوش ندارم کسي بميرد در حالي که هنوز برخي از آداب پيامبر (ص) را به جا نياورده است.

📚منبع: سنن النبی، علامه طباطبایی


موضوعات مرتبط: به اندیشان ایرانی یا مسلمان

تاريخ : یکشنبه هجدهم آبان ۱۳۹۹ | 9:44 | نویسنده : شفیعی مطهر |

 " نادرشاه " ؛ فرزند شمشیر

✍️ امروز زاد روز  مردی بزرگ در سرزمین ایران است. نادر شاه افشار (زاده ۱۰۶۷ شمسی کلات نادری – مقتول ۱۱۲۶ درقوچان) که پیش از پادشاهی نادر قلی خوانده می‌شد ، ملقب به تهماسب‌ قلی خان از ایل افشار خراسان که از ۱۱۱۴ تا ۱۱۲۶ خورشیدی  پادشاه ایران و بنیان‌گذار دودمان افشاریه بود.  او از مشهورترین پادشاهان ایران ، پس از اسلام است . سرکوب افغان‌ها و بیرون راندن عثمانی و روسیه از کشور و تجدید استقلال ایران و نیز فتح دهلی و ترکستان و جنگ‌های پیروزمندانه او سبب شهرت بسیارش شد. همچنین او آخرین کشورگشا و فاتح آسیایی است .... 💯‎
 

" نادرشاه " ؛ فرزند شمشیر ،
وآخرین فاتح مشرق زمین ...


بی گمان نالایق ترین پادشاه صفوی و ایران در درازای تاریخ،  نهمین پادشاه صفوی، شاه سلطان حسین بود..
سرانجام حکومتش به دست محمود افغان سرنگون وشد بعد از مرگ محمود، قدرت به دست اشرف افغان افتاد. در طول مدت حکومت ننگین افغان ها، ایران توسط افغان ها، روس ها و ترکان عثمانی اشغال و ایرانیان سخت ترین، خفت بارترین و هولناک ترین شرایط را تحمل می کردند !
تا این که " نادرشاه فرزند شمشیر و اخرین فاتح مشرق زمین " سر بر آورد !
"اشرف افغان" و لشکریانش پس از شکستی خفت بار از نادر و سپاهیانش در اصفهان و دامغان به قندهار و هرات گریختند، نادر در پی آنان قندهار را محاصره و بسیاری از لشکریان افغان را کشت و تارومار کرد ، حدود ۸۰۰ تن از افسران و جنگجویان افغان به دهلی گریختند و به دربار "محمدشاه" پناهنده شدند، نادر چندین بار تقاضای استرداد آنان را نمود ،درباریان هندوستان نه تنها ترتیب اثری ندادند و بلکه اخرین فرستادگان نادر را نیز گردن زدند، زیرا معتقد بودند نادر شجاعت، سپاهیانی آماده و توانایی جنگ با ارتش پرشمار و قدرتمند هندوستان را ندارد،
اما، نادر فرزند شمشیر، تمامی محاسبات دربار محمدشاه را به هم ریخت، هندوستان را فتح و افسران افغان را در دهلی به دار آویخت،⚘ سپس محمدشاه امان خواست، نادر در قبال کلید خزانه سلطنتی، هندوستان و محمدشاه را رها کرد و فاتحانه با غنائمی ارزشمند و پرشمار به ایران بازگشت،⚘

نادر ﺷﺎﻩ ﺑﻪ ﺩﺭﺑﺎﺭ ﻋﺜﻤﺎﻧﯽ ﺍﺧﻄﺎﺭ ﺩﺍﺩ ﮐﻪ ﺧﺎﮎ ﺍﯾﺮﺍﻥ ﺭﺍ هرچه سریع تر ﺗﺮﮎ ﮐﻨﺪ ، ﺍﻣﺎ ﺩﺭﺑﺎﺭ ﻋﺜﻤﺎﻧﯽ گستاخانه ﺷﻌﺮ ﺯﯾﺮ ﺭﺍ ﺁﻥ ﻫﻢ ﺑﻪ ﺯﺑﺎﻥ ﻓﺎﺭﺳﯽ ﺑﺮﺍﯼ ﻧﺎﺩﺭ می فرستد :🌹
ﭼﻮ ﺧﻮﺍﻫﯽ ﻗﺸﻮﻧﻢ ﻧﻈﺎﺭﻩ ﮐﻨﯽ
ﺳﺤﺮﮔﻪ ﻧﻈﺮ ﺑﺮ ﺳﺘﺎﺭﻩ ﮐﻨﯽ
ﺍﮔﺮ ﺁﻝ ﻋﺜﻤﺎﻥ ﺣﯿﺎﺗﻢ ﺩﻫﺪ
ﺯ ﭼﻨﮓ ﻓﺮﻧﮕﯽ ﻧﺠﺎﺗﻢ ﺩﻫﺪ⚘
ﭼﻨﺎﻧﺖ ﺑﮑﻮﺑﻢ ﺑﻪ ﮔﺮﺯ ﮔﺮﺍﻥ
ﮐﻪ ﯾﮑ ﺴﺮ ﺭﻭﯼ ﺗﺎ ﺑﻪ ﻣﺎﺯﻧﺪﺭﺍﻥ

و ﻧﺎﺩﺭﺷﺎﻩ ﻫﻢ ﺩﺭ ﭘﺎﺳﺦ می نویسد :⚘
ﭼﻮ ﺧﻮﺭﺷﯿﺪ ﺳﻌﺎﺩﺕ ﻧﻤﺎﯾﺎﻥ ﺷﻮﺩ
ﺳﺘﺎﺭﻩ ﺯ ﭘﯿﺸﺶ ﮔﺮﯾﺰﺍﻥ ﺷﻮﺩ
ﻋﻘﺎﺏ ﺷﮑﺎﺭﯼ ﻧﺘﺮﺳﺪ ﺯ ﺑﻮﻡ
ﺩﻭ ﻣﺮﺩ ﺧﺮﺍﺳﺎﻥ ﺩﻭﺻﺪ ﻣﺮﺩ ﺭﻭﻡ
ﺍﮔﺮ ﺩﺳﺖ ﯾﺰﺩﺍﻥ ﺩﻫﺪ ﺭﻭﻧﻘﻢ
ﺑﻪ ﺍﺳﮑﻨﺪﺭﯾﻪ ﺯﻧﻢ ﺑﯿﺮﻗﻢ ⚘
ﻭ ﭘﺲ ﺍﺯ ﺁﻥ ﺩﺭ ﻧﺒﺮﺩﯼ ﺳﻬﻤﮕﯿﻦ ﺍﺭﺗﺶ قدرتمند "ﺗﻮﭘﺎﻝ ﻋﺜﻤﺎﻥ ﭘﺎﺷﺎ " ﺑﺰﺭﮔ ﺘﺮﯾﻦ ﺳﺮﺩﺍﺭ ﻋﺜﻤﺎﻧﯽ ﺭﺍ ﺩﺭ ﻫﻢ ﮐﻮﺑﯿﺪ ﻭ ﺧﺎﮎ ﻭﻃﻦ ﺭﺍ ﺍﺯ ﺗﺮﮐﺎﻥ ﻋﺜﻤﺎﻧﯽ متجاوز ﺑﺎﺯﭘﺲ ﮔﺮﻓﺖ ،🌹
بدون تردید ﭘﺲ ﺍﺯ ﻋﺜﻤﺎﻧﯽ ﻧﻮﺑﺖ ﺭﻭﺳﯿﻪ ﺑﻮﺩ، ﺩﺭ ﺍﻭﺍﺧﺮ ﺟﻨﮓ ﺑﺎ ﻋﺜﻤﺎﻧﯽ ﺩﺭ ﻣﻨﻄﻘۀ ﻗﻔﻘﺎﺯ ،
ﻧﺎﺩﺭﺷﺎﻩ ﭘﺲ ﺍﺯ ﺷﮑﺴﺖ ﺳﻬﻤﮕﯿﻨﯽ ﮐﻪ ﺑﻪ ﺍﺭﺗﺶ ﻋﺜﻤﺎﻧﯽ ﻭﺍﺭﺩ ﮐﺮﺩﻩ ﺑﻮﺩ🌹 ﺭﻭﯼ تخته ﺳﻨﮕﯽ ﻧﺸﺴﺖ ﻭ ﺩﺳﺘﻮﺭ ﺩﺍﺩ ﺳﻔﺮﻩ ﺍﺵ ﺭﺍ ﭘﻬﻦ ﮐﻨﻨﺪ ﻭ ﺩﺭ ﺁﻥ ﺗﮑﻪ ﺍﯼ ﻧﺎﻥ ﻭ ﭼﻨﺪ ﭘﯿﺎﺯ نهاده بودند ⚘. ﺩﺭ ﻫﻤﺎﻥ ﺣﺎﻝ فرمان ﺩﺍﺩ ﺳﻔﯿﺮ ﺭﻭﺳﯿﻪ " ﮔﺎﻟﯿﺘﺰﯾﻦ " ﺭﺍ ﮐﻪ ﻫﻤﺮﺍﻩ ﺍﺭﺗﺶ ﺍﯾﺮﺍﻥ ﺑﻮﺩ ﺑﻪ ﺣﻀﻮﺭﺵ آﻭﺭﺩﻧﺪ ، ﺩﺭ ﺣﺎﻟﯽ ﮐﻪ ﭘﯿﺎﺯ ﺭﺍ ﺑﺎ ﺷﻤﺸﯿﺮ ﺧﻮﻧﯿﻦ ﺩﻭ ﻧﯿﻢ می کرﺩ ﺑﻪ ﺻﺤﻨﻪ ﻧﺒﺮﺩ ﻭ ﮐﺸﺘﻪ ﻫﺎﯼ ﻋﺜﻤﺎﻧﯽ ﺍﺷﺎﺭﻩ ﮐﺮﺩ ﻭ ﮔﻔﺖ :⚘
ﺍﻗﺎﯼ ﮔﺎﻟﯿﺘﺰﯾﻦ ، ﺳﺮﯾﻌﺎ ﺑﻪ ﺩﻭﻟﺖ ﻣﺘﺒﻮﻋﺘﺎﻥ ﺍﻃﻼﻉ ﺩﻫﯿﺪ ﮐﻪ ﺍﺭﺗﺶ ﺭﻭﺳﯿﻪ ﺑﺎﯾﺪ ﺧﺎﮎ ﺍﯾﺮﺍﻥ ﺭﺍ هرچه سریع تر ﺗﺮﮎ ﮐﻨﺪ ﻭ ﮔﺮﻧﻪ ﺗﻤﺎمی سپاهیانتان ﺭﺍ از دم تیغ گذرانده ﻭ ﺍﺟﺴﺎﺩﺷﺎﻥ ﺭﺍ ﺑﻪ ﺩﺭﯾﺎ ﻣﯽ ﺭﯾﺰﻡ .
ﮔﺎﻟﯿﺘﺰﯾﻦ ﺳﺮﺵ ﺭﺍ ﺧﻢ ﮐﺮﺩ ﻭ ﻫﻤﺎن ﺮﻭﺯ ﺑﺮﺍﯼ ﻣﻠﮑﻪ ﺭﻭﺳﯿﻪ ﻧﻮﺷﺖ :
" ﻧﺎﺩﺭ ﺭﺍ ﺩﯾﺪﻡ ﺩﺭ ﺣﺎﻟﯽ ﮐﻪ ﺑﻮﯼ ﺧﻮﻥ می داد "  !!!⚘🌹
"چه بسا این مرد قادر است روسیه و حتی اروپا را به تصرف درآورد، ﺻﻼﺡ ﺍﯾﻦ ﺍﺳﺖ هرچه سریع تر ﺧﺎﮎ ﺍﯾﺮﺍﻥ ﺭﺍ ﺗﺮﮎ ﮐﻨﯿﻢ "⚘🌹🌹
ﺍﺭﺗﺶ ﺭﻭﺳﯿﻪ ﭘﯿﺮﻭ ﺁﻥ ﻧﺎﻣﻪ ﺩﺭ ﮐﻤﺘﺮ ﺍﺯ ﯾﮑ ﻤﺎﻩ ﺧﺎﮎ ﺍﯾﺮﺍﻥ ﺭﺍ ﺑﺪﻭﻥ ﻫﯿﭻ ﺟﻨﮕﯽ ﺗﺮﮎ کرد،⚘🌹

ملتی که تاریخ کشورش را نداند، سزاوار بردگی است😞

لطفا آنقدر انتشار دهید که خواندن تاریخ ایران باب شود و افتخارات گذشته دور و نزدیک برای هر ایرانی غیرتمندی یادآوری شود.


موضوعات مرتبط: به اندیشان ایرانی یا مسلمان

تاريخ : جمعه شانزدهم آبان ۱۳۹۹ | 17:17 | نویسنده : شفیعی مطهر |

 بنز تختی و گردنبند علی دایی

بنز تختی و گردنبند علی دایی، خبر از دگرگونی ما می دهند!؟

تختی يک ماشين بنز ۱۷۰ سبزرنگ داشت. هميشه برای تعمير به تعمیرگاه نادر می‌آمد که مالکانش دو شريک بودند، علی و آوانس. مردمی که گرفتاری داشتند برای تختی نامه می نوشتند و به صاحبان این تعمیرگاه می دادند تا به دست تختی برسد.
يک روز در اين تعمیرگاه نشسته بوديم که تختی بدون ماشین آمد. گفتيم: ماشين کو؟

آقا تختی گفت: ديشب ماشين را دزديدند.
 
يک هفته بعد، در تعمیرگاه نادر بوديم که چند نامه به تختی دادند. پهلوان در حالی که یکی از نامه ها را مي خواند، يک دفعه خنده‌ بلندی کرد و گفت:
نامه آقا دزده است! نوشته ماشينت مقابل شير پاستوريزه پارک شده و شرمنده ام که ماشینت رو دزدیدم.
به همراه تختی به محلی که سارق گفته بود رفتيم. ماشین آنجا بود، تختي دور ماشين چرخيد و گفت: لاستيک‌ها، تودوزی، ‌ضبط و همه چيز ماشین نو شده!

سارق بعد از این که فهمیده بود ماشین جهان پهلوان تختی رو دزدیده از کارش پشیمون شده و برای عذرخواهی همه چیز ماشین رو نو کرده بود. بعد که سوار ماشین شدیم، تختی گفت: عمو حيدر! بيا مبلغی که برای ماشين من خرج شده را به خيريه بدهيم. 

(دزدها هم دزدهای قدیم پهلوان هم پهلوان های قدیم)

خاطره علی اکبر حيدری، دوست جهان پهلوان تختی و دارنده نشان برنز المپيک ۱۹۶۴ توکيو
🆔 @newsroom1


موضوعات مرتبط: به اندیشان ایرانی یا مسلمان

تاريخ : پنجشنبه پانزدهم آبان ۱۳۹۹ | 15:15 | نویسنده : شفیعی مطهر |

یادی از مهندس کریم ساعی، 

مردی که درختان خیابان ولیعصر تهران را کاشت

به این بهانه از مهندس کریم ساعی، بانی ساخت پارک ساعی و کاشت درختان خیابان ولی‌عصر تهران و موسس رشته‌ی جنگل‌داری، یادی می‌کنیم.
کریم ساعی بنیان‌گذار رشته‌ی جنگل‌داری در ایران و همین‌طور پایه‌گذار سازمان “جنگل‌ها، مراتع و آب‌خیزداری ایران” در سال ۱۲۸۹ در شهر مشهد به دنیا آمد. کریم ساعی هم‌چنین بانی ساخت پارک معروف ساعی در تهران است. اگر از خیابان ولی‌عصر تهران عبور کنید درختان این خیابان دیده و روان شما را آرامش می‌بخشند؛ درختانی که مهندس کریم ساعی کاشته است.

بسیاری معتقدند خیابان ولی‌عصر تهران در کنار شانزه لیزه پاریس و هایدپارک لندن هم‌چنان می‌درخشد و هویت تاریخی تهران را نشان می‌دهند. چنارهایی که مهندس ساعی در دو طرف خیابان ولی‌عصر از میدان تجریش تا میدان راه‌آهن کاشت، طولانی‌ترین خیابان پایتخت دود‌اندود و آلوده‌ی کنونی را به یکی از خیابان‌های زیبای جهان تبدیل کرد. خیابانی که امروز شهرداری تهران برای تعریض بخشی از آن قصد بریدن برخی از درختان آن را دارد.

@Ancient_fact  ™️


موضوعات مرتبط: به اندیشان ایرانی یا مسلمان

تاريخ : چهارشنبه چهاردهم آبان ۱۳۹۹ | 17:41 | نویسنده : شفیعی مطهر |

محمد(ص) این گونه بود.ما چگونه ایم؟

 

*روزی شتری را دید که زانوهایش بسته شده و هنوز بار سنگینی برروی آن است . گفت:

به صاحب شتر بگویید خود را برای مواخذه خداوند در روز قیامت آماده کند.


------------------------

*کافری را که در جنگ اسیر شده بود، آزاد کرد، زیرا اعتقاد داشت که او مرد خوش اخلاقی است که همواره با عفّت رفتار می کند.

 --------------------

* مردی بادیه نشین در زمانی که او در مدینه هم پیامبر و هم حاکم بود، به سراغش آمد و یقۀ او را گرفت که باید خرماهایی که از من قرض گرفته بودی، برگردانی. اصحاب عصبانی شدند و خواستند با آن مرد برخورد کنند. پیامبر برآشفته شد و گفت: 

شماها باید طرف صاحب حق را بگیرید. من برای همین مبعوث شده ام تا هرکسی بتواند حقِّ خود را از حاکم بدون لرزش صدا بگیرد.

-----------------------------
 

* گفت اگر در حال کاشتن نهالی بودید و علائم روز قیامت فرا رسید، به کار خود ادامه دهید و نهال را بکارید.

 -------------------------

* گروهی از اصحاب خود را برای تبلیغ اسلام به منطقه ای دیگر فرستاد. قبل از سفر از او پرسیدند تا چگونه این کار را انجام دهند. گفت:

تعلیمشان دهید و آسان بگیرید. 

سه بار از او این را پرسیدند و هر بار جواب همین بود.


-----------------------

* در زمانی که با کفّار به طور نسبی صلح برقرار شده بود، به قصد خریدن زمینی در منطقۀ خوش آب و هوای طائف، عازم آنجا شد. چند روز بعد برگشت و گفت که قبلا همه زمین ها را مردم خریده اند.

او نخواست به عنوان حاکم به زور چیزی را تصاحب کند.

---------------------------

فرخنده زادروز واپسین بشیر بشر و آخرین سفیر داور 

حضرت محمدبن عبدالله(ص) 

در سیاه ترین عصر حاکمیت سکوت و حکومت طاغوت 

و میلاد خیرآفرین و عطرآگین فرزند برومندشان حضرت امام جعفر صادق(ع) 

و هفته مهرآمیز و رافت انگیز وحدت را 

به شما و همۀ شیفتگان صلح و رستگاری تبریک و تهنیت می گویم.

#شفیعی_مطهر

کانال رسمی تلگرام گاه گویه های مطهر

  https://t.me/amotahar

 


موضوعات مرتبط: به اندیشان ایرانی یا مسلمان

تاريخ : سه شنبه سیزدهم آبان ۱۳۹۹ | 5:28 | نویسنده : شفیعی مطهر |


دو لطیفه از مهندس بازرگان

دیروز شورای شهر تهران به یاد مصلح روشنفکر و نخست وزیر دولت موقت مرحوم  مهدی بارزگان اسم خیابان سازمان آب را به مهدی بازرگان تغییر می دهد. .این خبر را که می خواندم یاد دوتا چشمه از حاضر جوابی مرحوم بارزگان افتادم که ممکن است بعضی ها نشنیده باشند.

اول؛در سال ۶۰ وقتی مجلس عدم کفایت سیاسی بنی صدر را تصویب می کند ،خلخالی دست روی شانه بازرگان گذاشته و فاتحه می خواند (یعنی با رفتن بنی صدر شما هم از نظر سیاسی مُردید!)

وقتی کار خلخالی تمام می شود. بازرگان از او سوال می کند فاتحه خوندی؟

خلخالی جواب می دهد:بله!

بازرگان:پس دستتو ببر پایین حلواشم هم بخور!!

لازم به یاوری است خلخالی و بازرگان در دوره اول نمایندگان مجلس بودند.

******
دومین خاطره مربوط به دوران جنگ است در سازمان مجاهدین به قول خودشان جهت ارتقای مقام زن ،به یکی از اعضا دستور داده می شود که زنش  را طلاق دهد  تا  رییس که تازه دختر بنی صدر را طلاق داده بود و  بی زن شده بود ،زن او شود  و همین کار را می کنند. این تا اینجا بماند،،،

مدتی بعد از فتح خرمشهر و بعد از چند حمله و شهید شدن خیلی ها ،مرحوم بازرگان یک نامه خیلی تند و با انتقاد شدید ازادامه جنگ و امام ،برای امام می نویسد که حکم دستگیری بازرگان فوری  صادر می شود ولی به محض این که به امام خبر می دهند امام با عتاب دستور می دهد هیچ کس حق ندارد بازرگان را دستگیر کند.

بعد از این اتفاق سرکرده مجاهدین یک نامه به بازرگان می نویسد و از او می خواهد تا برای سرنگونی جمهوری اسلامی با هم متحد شوند.
بازرگان در پاسخ وی می گوید:من یه زن پیر دارم که به درد تو نمی خوره!!


موضوعات مرتبط: به اندیشان ایرانی یا مسلمان

تاريخ : یکشنبه یازدهم آبان ۱۳۹۹ | 9:36 | نویسنده : شفیعی مطهر |


فارغ از نام و نان

به مناسبت اول آبان پنجمین سالگرد پرواز عاشقانه و عارفانه فقیه نواندیش احمد قابل رضوان الله تعالی علیه.

✅ در روزگارانی که همه درپی نام و نان هستند و برای آن سرودست می شکنند و شخصیت و آبرو و دانش و حتی دین خود را برای آن می دهند؛ معدودند انسان هایی که در پی نام و نان نیستند! بلکه از همه چیز خود می گذرند، تا آزادی و آگاهی و عدالت اجتماعی مردم خویش را مطالبه کنند.
✅ مرحوم احمد قابل از دوران جوانی در رژیم شاهنشاهی دغدغه مردم را داشت، تا پس از پیروزی انقلاب اسلامی و تحقق نظام جمهوری اسلامی.
او در دوران جنگ تحمیلی برای دفاع از کشورش در اکثر عملیات لشگر ۵ نصر خراسان داوطلبانه حضور می یافت و بر تنش یادگاران زیادی از جنگ داشت!
در دومین دوره عمل جراحی در تهران، به خاطر نیاز به MRIرنگی، پزشکان ناگزیر شدند ترکش جا خوش کرده کنار نخاعش را درآورند تا بتوانند MRIرنگی از مغزش بگیرند!
✅ مرحوم احمد قابل علی رغم کسب درجه اجتهاد از استاد بزرگوارش مرحوم آیت الله العظمی منتظری قدس سرّه، در دوران حیاتش هرگز آن اجتهاد را دستمایه نام و آوازه نکرد!
بسیاری از دوستان و علاقمندانش پس از پروازش به سوی معبود باخبر شدند که چنین اجازه اجتهادی داشته است!
قابل همواره و تا آخرین لحظات عمرش که توان مطالعه و تحقیق و پژوهش داشت، از کسب دانش و غور و بررسی و نوآوری در معارف و احکام دین دست نکشید!
✅ او بحق مسلمانی خردگرا، فقیهی نواندیش، سیاستمداری آزاده، عدالتخواهی ظلم ستیز، پرهیزگاری متعبد و زاهدی پشت پا زده به دنیا!
او در مکتب استادش مرحوم آیت الله العظمی منتظری که عمر خویش را برای اعتلای اسلام رحمانی، دفاع از حقوق مردم با هر دین و مذهب و مکتبی، مبارزه با ظلم و حق کشی و انجام وظیفه و تکلیف الهی سپری کرد، پرورش یافته بود.
این شاگرد، شباهت های زیادی به استاد خود داشت! او همچون استادش برای ادای تکلیف و وظیفه الهی اش مرارت های زیادی را تحمل کرد!
✅ مرحوم قابل در دورانی مبادرت به نامه نگاری های سیاسی و برشمردن خطاها و ظلم ها، به مسئولان نظام کرد که کمتر کسی جرئت چنین کاری را داشت!
او در این نامه نگاری ها نه قصد اهانت و تحقیر کسی را داشت و نه قصد مطرح ساختن خود را و نه برای خوشایند کسی!
او از باب النصیحه لائمه المسلمین، وظیفه خود می دانست که اشتباهات و خطاها را گوشزد کند، به امید اصلاح!
اما به جای استقبال از انتقادهای دلسوزانه، بر او ‌می تاختند و به محبسش می انداختند!
✅ قابل سالم وارد زندان شد و در زندان دچار عارضه تومور مغزی شد، و علی رغم وضعیت بحرانی و نیمه فلج شدنش، زندانبانش تعلل کرده و از اعزام به بیمارستان دریغ کردند تا در فروردین سال ۱۳۹۰ که در ملاقات حضوری اینجانب و خانواده که متوجه وضعیت بحرانی جسمی اش شدیم! با پیگیری ها و تماس ها با مسئولان قضایی مرکز و گفتگو با قاضی اجرای احکام دادگاه انقلاب مشهد و... توانستیم ایشان را از زندان وکیل آباد مشهد به بیمارستان قائم منتقل کنیم!
آن هم درحالی که پایش را با زنجیر و دستش را با دستبند به تخت بیمارستان بسته بودند و سربازی با سلاح ژ ۳ بالای سرش ایستاده بود!
بعد از چندین ساعت با کفالت چند کارمند، زنجیر از پا و دست بند از دستش باز شد و سربازان رفتند و مریض را تحویل خانواده اش دادند!
✅ دریغ و درد از مسئولان نظام جمهوری اسلامی که با فرزندان دردمند و دلسوز خود چنین رفتاری کردند!
کسانی که از جان خویش برای نظامشان گذشته بودند! کسانی که دغدغه نام و نان نداشتند و دغدغه دین و مردمشان را داشتند!
کسانی که سرمایه های فکری و آینده سازانی نواندیش و نوآور بودند!
✅ خدایا! به حرمت پیامبر و آلش علیهم السلام، روح آن عزیز سفرکرده ما و استادش را با اولیائشان همنشین قرار بده. آمین.
هادی قابل جامی.


موضوعات مرتبط: به اندیشان ایرانی یا مسلمان

تاريخ : شنبه دهم آبان ۱۳۹۹ | 6:30 | نویسنده : شفیعی مطهر |

 آیا ﻋﺒﺎﺳﻌﻠﯽ ﺧﻠﻌﺘﺒﺮﯼ خائن بود؟!

ﭼﺸﻢ ﻭ ﮔﻮﺵ ﺍﯾﺮﺍﻧﯿﺎﻥ ﺑﻪ ﮊﻧﻮ ﺑﻮﺩ، ﺑﻪ ﺍﻭﺭﺍﻧﯿﻮﻡ ﻭ ﺩﺭﺻﺪ ﻏﻨﯽ ﺳﺎﺯﯼ! ﺗﻮﺍﻓﻖ ﺧﻮﺏ ﯾﺎ ﺑﺪ ﺑﻮﺩ ﻣﻬﻢ ﻧﯿﺴﺖ، ﻣﻬﻢ ﺧﻮﺷﺤﺎﻝ ﺑﻮﺩﻥ ﻣﺮﺩﻡ ﺍﯾﺮﺍﻥ ﺍﺳﺖ ﮐﻪ ﺑﻪ ﺩﻧﯿﺎ می اﺭﺯﺩ.

ﺍﻣﺎ ﺑﺪ ﻧﯿﺴﺖ ﺍﺯ ﺍﯾﻦ ﻓﺮﺻﺖ ﺍﺳﺘﻔﺎﺩﻩ ﮐﻨﯿﻢ ﻭ ﯾﺎﺩﯼ ﮐﻨﯿﻢ ﺍﺯ ﯾﮑﯽ ﺍﺯ ﻣﺮﺩﺍﻧﯽ ﮐﻪ ﺳﺎل ها ﭘﯿﺶ ﺑﺮﺍﯼ ﺳﺮﺑلندﯼ ﺍﯾﺮﺍﻥ ﺗﻼ‌ﺵ می کرﺩﻧﺪ ...
ﺳﺎل ها ﭘﯿﺶ ﻭﺯﯾﺮ ﺍﻣﻮﺭﺧﺎﺭﺟﻪ ﺍﯼ ﺩﺍﺷﺘﯿﻢ ﻣﺜﻞ ﻫﻤﯿﻦ ﺟﻨﺎﺏ ﻇﺮﯾﻒ، ﺑﻪ ﻧﺎﻡ ﻋﺒﺎﺳﻌﻠﯽ ﺧﻠﻌﺘﺒﺮﯼ ،ﺍﯾﺸﺎﻥ ﺩﮐﺘﺮﺍﯼ ﺣﻘﻮﻕ ﺑﯿﻦ ﺍﻟﻤﻠﻞ ﺍﺯ ﺩﺍﻧﺸﮕﺎﻩ ﭘﺎﺭﯾﺲ ﺑﻮﺩﻧﺪ ﻭ ﺳﺎﻝ 1321 ﺍﺳﺘﺨﺪﺍﻡ ﻭﺯﺍﺭﺕ ﺍﻣﻮﺭﺧﺎﺭﺟﻪ ﺍﯾﺮﺍﻥ ﺷﺪﻧﺪ ﻭ ﭘﻠﻪ ﭘﻠﻪ ﻃﯽ 30ﺳﺎﻝ ﭘﯿﺸﺮﻓﺖ ﮐﺮﺩﻧﺪ.

ﭘﺲ ﺍﺯ ﺳﻘﻮﻁ ﺩﻭﻟﺖ ﺁﻣﻮﺯﮔﺎﺭ ﺑﯿﮑﺎﺭ ﺷﺪ ﻭﻟﯽ ﮐﺸﻮﺭ ﺩﺭ ﺁﺷﻮﺑﺶ ﺭﺍ ﺗﺮﮎ ﻧﮑﺮﺩ.
ﺍﻧﻘﻼ‌ﺏ ﺷﺪ،ﺩﺭ ﺍﯾﺮﺍﻥ ﻣﺎﻧﺪ،ﺑﻪ ﺧﺎﻧﻪ ﺍﺵ ﺭﯾﺨﺘﻨﺪ، ﺩﺳﺘﮕﯿﺮﺵ ﮐﺮﺩﻧﺪ، ﻣﺘﻬﻤﺶ ﮐﺮﺩﻧﺪ، ﺟﺮﻣﺶ ﺍﻣﻀﺎﯼ ﻗﺮﺍﺭﺩﺍﺩ 1975 ﺍﻟﺠﺰﺍﯾﺮ( ﯾﮑﯽ ﺍﺯ ﺍﺭﺯﺷﻤﻨﺪﺗﺮﯾﻦ ﻗﺮﺍﺭﺩﺍﺩﻫﺎﯼ ﺗﺎﺭﯾﺦ ﻣﻌﺎﺻﺮ ﺍﯾﺮﺍﻥ ﺍﺳﺖ ) ﻭ ﻗﺮﺍﺭﺩﺍﺩ ﺍﺣﺪﺍﺙ ﻧﯿﺮﻭﮔﺎﻩ ﺍﺗﻤﯽ ﺑﻮﺷﻬﺮ ﺍﻋﻼ‌ﻡ ﺷﺪ.
ﺍﺳﺘﺪﻻ‌ﻝ ﺍﯾﻦ ﺑﻮﺩ، ﺍﯾﺮﺍﻥ ﺑﺎ ﺩﺍﺷﺘﻦ ﻣﻨﺎﺑﻊ ﻧﻔﺖ ﻭ ﮔﺎﺯ ﻧﯿﺎﺯﯼ ﺑﻪ ﻧﯿﺮﻭﮔﺎﻩ ﺍﺗﻤﯽ ﻧﺪﺍﺭﺩ ﻭ ﺍﯾﻦ ﻋﻤﻞ ﻣﺼﺪﺍﻕ ﺗﻀﯿﯿﻊ ﺑﯿﺖ ﺍﻟﻤﺎﻝ ﺑﻮﺩﻩ ﺍﺳﺖ. ﺳﺮﺍﻧﺠﺎﻡ ﺩﺭ ﺗﺎﺭﯾﺦ ۲۲ ﻓﺮﻭﺭﺩﯾﻦ ۱۳۵۸ ﺩﺍﺩﮔﺎﻩ ﺍﻧﻘﻼ‌ﺏ ﺑﻪ ﺭﯾﺎﺳﺖ ﺧﻠﺨﺎﻟﯽ ﺑﺮﭘﺎ ﺷﺪ، ﺧﻠﻌﺘﺒﺮﯼ ﻣﻔﺴﺪ ﺍلارﺽ ﺷﻨﺎﺧﺘﻪ ﺷﺪ ﻭ ﺩﺭ ﻫﻤﺎﻥ ﺭﻭﺯ ﺑﻪ ﻫﻤﺮﺍﻩ 11 ﻧﻔﺮ ﺍﺯ ﻣﻘﺎﻣﺎﺕ ﺳﺎﺑﻖ ﺩﺭ ﺯﻧﺪﺍﻥ ﻗﺼﺮ ﺗﻮﺳﻂ ﺧﻠﺨﺎﻟﯽ ﺍﻋﺪﺍﻡ ﺷﺪ.

ﭘﺲ ﺍﺯ ﺍﻋﺪﺍﻡ ﺑﺎ ﺧﺎﻧﻮﺍﺩﻩ ﻭﯼ ﺑﺪﺭﻓﺘﺎﺭﯼ ﻫﺎ ﺷﺪ ﻫﺮﭼﻪ ﺧﻠﻌﺘﺒﺮﯼ، ﻫﻤﺴﺮ ﻭ ﻓﺮﺯﻧﺪﺍﻧﺶ ﺩﺍﺷﺘﻨﺪ ﻣﺼﺎﺩﺭﻩ ﺷﺪ، ﻫﻤﺴﺮﺵ ﺳﺎل ها ﺑﺎ ﺯﺣﻤﺖ ﻓﺮﺍﻭﺍﻥ ﺩﺭ ﺗﻬﺮﺍﻥ ﺯﻧﺪﮔﯽ ﺭﺍ می گذﺭﺍﻧﯿﺪ ﺗﺎ ﺑﺎﻻ‌ﺧﺮﻩ ﺗﻮﺍﻧﺴﺖ ﺍﺛﺒﺎﺕ ﮐﻨﺪ ﮐﻪ ﺑﺨﺸﯽ ﺍﺯ ﺍﻣﻮﺍﻝ ﻣﺼﺎﺩﺭﻩ ﺷﺪﻩ ﺍﺭﺛﯽ ﺑﻮﺩﻩ ﺍﺳﺖ . ﺑﻪ ﻫﻤﯿﻦ ﺩﻟﯿﻞ ﯾﮏ ﺧﺎﻧﻪ ﯼ ﮐﻮﭼﮏ ﺑﻪ ﺍﻭ ﺩﺍﺩﻧﺪ.
ﮔﺬﺷﺖ ﻭ ﮔﺬﺷﺖ، ﻋﺒﺎﺳﻌﻠﯽ ﺧﻠﻌﺘﺒﺮﯼ ﺯﯾﺮ ﺧﺮﻭﺍﺭﻫﺎ ﺧﺎﮎ ﭘﻮﺳﯿﺪ ...
ﺟﻨﮓ ﺷﺪ، ﺭﺳﯿﺪﯾﻢ ﺑﻪ ﻗﺮﺍﺭﺩﺍﺩ 598 ﺑﺎ ﻋﺮﺍﻕ، ﯾﮑﯽ ﺍﺯ ﺩﺭﺧﻮﺍﺳﺖ ﻫﺎﯼ ﺩﻭﻟﺖ ﺍﯾﺮﺍﻥ ﻋﻤﻞ ﺑﻪ ﻣﻔﺎﺩ ﻗﺮﺍﺭﺩﺍﺩ 1975 ﺑﻮﺩ ﺍﻣﺎ ﺧﻠﻌﺘﺒﺮﯼ ﺧﺎﺋﻦ ﺑﻮﺩ!!

ﺍﻧﺮﮊﯼ ﺍﺗﻤﯽ ﺷﺪ ﺣﻖ ﻣﺴﻠﻢ ﻣﺎ، ﻗﺮﺍﺭﺩﺍﺩﻫﺎ ﺍﻣﻀﺎ ﮐﺮﺩﯾﻢ ﻭﻟﯽ ﺑﺎﺯﻫﻢ ﺧﻠﻌﺘﺒﺮﯼ ﺩﺍﺳﺘﺎﻥ ﻣﺎ ﺧﺎﺋﻦ ﺑﻮﺩ!!


موضوعات مرتبط: به اندیشان ایرانی یا مسلمان

تاريخ : جمعه نهم آبان ۱۳۹۹ | 9:42 | نویسنده : شفیعی مطهر |

 شناسنامۀ کوروش

نام: کوروش
ﻧـﺎﻡ ﭘﺪﺭ: ﮐﻤﺒﻮﺟﯿﻪ ﯾﮑﻢ
ﻧـﺎﻡ ﻣـﺎﺩﺭ : ﻣﺎﻧــﺪﺍﻧـﺎ
ﺩﻭﺩﻣﺎﻥ : ﻫﺨﺎﻣﻨﺸﯿﺎﻥ
ﺯﺍﺩﮔﺎﻩ : ﺍﻧﺸﺎﻥ (پايتخت ۸۰۰۰ ساله ايلاميان) (ﺷﻬﺮﺳﺘﺎﻥ ﺍﯾﺬﻩ ﮐﻨﻮﻧﯽ ﺩﺭ ﺧﻮﺯﺳﺘﺎﻥ ‏)
ﺯﺍﺩ ﺭﻭﺯ:  7آبان ‏(ﺑﺮ ﺍﺳﺎﺱ ﺳﺎﻟﻨﺎﻣﻪ ﺯﺭﺗﺸﺘﯿﺎﻥ ‏)
نام ﻫﻤﺴﺮ : ﮐﺎﺳﺎﻧﺪﺍﻥ
ﻓﺮﺯﻧﺪﺍﻥ: ﮐﻤﺒﻮﺟﯿﻪ، ﺑﺮﺩﯾﺎ، ﺁﺗﻮﺳﺎ، ﺁﺭﺗﯿﺴﺘﻮﻥ، روشنک
ﺟﺎﻧﺸﯿﻦ: ﮐﻤﺒﻮﺟﯿﻪ ﺩﻭﻡ
ﺩﻭﺭﺍﻥ ﺳﻠﻄﻨﺖ: ﺣﺪﻭﺩ ۵۵۹ – ۵۲۹ ﭘﯿﺶ ﺍﺯ ﻣﯿﻼﺩ ‏(۳۰ ﺳﺎﻝ ‏)
ﺁﺭﺍﻣﮕﺎﻩ :‌ ﭘﺎﺳﺎﺭﮔﺎﺩ

منم کوروش:
در اوستا، نامم: پسر بهشت
در تورات، نامم سیروس
در انجیل، نامم سایروس
در قرآن، نامم ذوالقرنین
نخستین شاه جهان!
اولین دادگستر گیتی!
پدر ایران زمین!

اي آن كه بر خاك من مي گذري، بدان و آگاه باش كه پاي بر خاك كسي نهاده‌اي كه در تمام زندگي نگاهبان نيكي بوده و جز به انديشه و گفتار و كردار نيك با كسي رفتار نكرده است!
بدان که ....
شهرياري من موجب آزار هيچ انسان بي گناهي نشده!
آگاه باش سرزمين ایران بسيار گسترده بوده و در تمام اين گستره، هيچ كس توان زورگويي بر ناتوان را نداشته است!
ارتش من، ارتش رهايي‌بخش همه انسان هاي ستمديده بوده و من بدون چشم داشت به تاج و تخت و دارايي آن ها همواره يار و پشتيبانشان بودم!

ایران، پاره تنم....

هفتم آبان روز جهاني کورش بزرگ مبارک


موضوعات مرتبط: به اندیشان ایرانی یا مسلمان

تاريخ : پنجشنبه هشتم آبان ۱۳۹۹ | 9:2 | نویسنده : شفیعی مطهر |

 ایران نمرده است!

مردی را به جرم قتل نزد کوروش آوردند.
پسران مقتول خواهان اجرای حکم شدند.

ﻗﺎﺗﻞ ﺍﺯ ﮐﻮﺭﻭﺵ ﺑﺮﺍﯼ ﺍﻧﺠﺎﻡ کاری ﻣﻬﻢ برای ﺑﺮﺍﺩﺭﺵ ۳ﺭﻭﺯ ﻣﻬﻠﺖ ﺗﻘﺎﺿﺎ ﮐﺮﺩ.
ﺷﺎﻩ ﭘﺮﺳﯿﺪ: ﭼﻪ ﮐﺴﯽ ﺿﻤﺎﻧﺖ ﺗﻮ ﺭﺍ ﺧﻮﺍﻫﺪ ﮐﺮﺩ؟
ﻗﺎﺗﻞ ﺑﻪ ﻣﺮﺩﻡ نگاه ﮐﺮﺩ ﻭ گفت: ﺍﯾﻦ ﻓﺮﻣﺎﻧﺪﻩ!
ﺷﺎﻩ ﮔﻔﺖ: ﺍﯼ ﺳﭙﻬﺴﺎﻻﺭ ﺁﺭﺍﺩ، ﺁﯾﺎ ﺍﯾﻦ ﻣﺮﺩ ﺭﺍﺿﻤﺎﻧﺖ می کنی؟
ﺁﺭﺍﺩ گفت :ﺑﻠﻪ ،ﺳﺮﻭﺭﻡ!
ﮔﻔﺖ : ﺗﻮ ﺍﻭ ﺭﺍ نمی شناﺳﯽ ﻭ ﺍﮔﺮ ﻓﺮﺍﺭ ﮐﻨﺪ ﺣﮑﻢ ﺭﺍ ﺑﺮ ﺗﻮ ﺍﺟﺮﺍ می کنیم!
ﺁﺭﺍﺩ گفت :ﺿﻤﺎﻧﺘﺶ می کنم.
ﻗﺎﺗﻞ ﺭﻓﺖ و ۳ﺭﻭﺯ ﻣﻬﻠﺖ ﺩﺭ ﺣﺎﻝ ﺍﺗﻤﺎﻡ ﺑﻮﺩ ﻭ ﻣﺮﺩﻡ ﻧﮕﺮﺍﻥ ﺁﺭﺍﺩ ﺑﻮﺩﻧﺪ ﮐﻪ ﺣﮑﻢ ﺑﺮ ﺍﻭ ﺍﺟﺮﺍ ﻧﺸﻮﺩ.

اﻧﺪﮐﯽ پیش ﺍﺯ ﻏﺮﻭﺏ ﺁﻓﺘﺎﺏ ﻗﺎﺗﻞ ﺑﺮﮔﺸﺖ ﻭ ﺩﺭ ﺣﺎلی که ﺑﺴﯿﺎﺭﺧﺴﺘﻪ ﺑﻮﺩ ﺑﯿﻦ ﺩﺳﺘﺎﻥ ﺟﻼﺩ ﻗﺮﺍﺭ ﮔﺮﻓﺖ.
کورش ﺑﺰﺭﮒ ﭘﺮﺳﯿﺪ :ﭼﺮﺍ ﺑﺮﮔﺸﺘﯽ ﺩﺭ ﺣﺎلی که می توﺍﻧﺴﺘﯽ ﻓﺮﺍﺭ ﮐﻨﯽ؟
ﻗﺎﺗﻞ پاسخ ﺩﺍﺩ :ﺗﺮﺳﯿﺪﻡ ﮐﻪ ﺑﮕﻮﯾﻨﺪ ﻭﻓﺎﯼ ﺑﻪ ﻋﻬﺪ ﺍﺯ ﺑﯿﻦ ﻣﺮﺩﻡ ﺍﯾﺮﺍﻥ ﺭﻓﺖ.
ﮐﻮﺭﻭﺵ ﺍﺯ ﺁﺭﺍﺩ ﭘﺮﺳﯿﺪ : ﭼﺮﺍ ﺍﻭ ﺭﺍ ﺿﻤﺎﻧﺖ ﮐﺮﺩﯼ؟
ﭘﺎﺳﺦ ﺩﺍﺩ :ﺗﺮﺳﯿﺪﻡ ﮐﻪ ﺑﮕﻮﯾﻨﺪ مهرورزی ﻭ ﻧﯿﮑﯽ ﺍﺯ ﺑﯿﻦ ﻣﺮﺩﻡ ﺍﯾﺮﺍﻥ ﺭﻓﺖ.
ﺩﺭ ﺍﯾﻦ ﻫﻨﮕﺎﻡ ﭘﺴﺮﺍﻥ ﻣﻘﺘﻮﻝ ﻧﯿﺰ ﻣﺘﺄﺛﺮ ﺷﺪﻧﺪ ﻭ ﮔﻔﺘﻨﺪ : 

ﻣﺎ ﺍﺯ ﺍﻭ ﮔﺬﺷﺘﯿﻢ ﺯﯾﺮﺍ می ترﺳﯿﻢ ﮐﻪ ﺑﮕﻮﯾﻨﺪ ﺑﺨﺸﺶ ﻭ ﮔﺬﺷﺖ ﺍﺯﺑﯿﻦ ﻣﺮﺩﻡ ﺍﯾﺮﺍﻥ ﺭﻓﺖ.

این نوشته را گذاشتم زیرا می ترسم كه بگویند گذشته ایران از یاد مردم ایران رفته است...



تاريخ : پنجشنبه هشتم آبان ۱۳۹۹ | 9:1 | نویسنده : شفیعی مطهر |

خبرگزاری موج گزارش می دهد؛

7 آبان روز جهانی کوروش کبیر

بزرگ ترین پادشاه در تاریخ ایران

7 آبان روز جهانی کوروش کبیر/ بزرگترین پادشاه در تاریخ ایران

هفتم آبان یکی از روزهای مهم در تاریخ کشور است؛ روزی که به پاس تلاش های بزرگ ترین پادشاه هخامنشی به نام کوروش کبیر نامگذاری شده است.


موضوعات مرتبط: به اندیشان ایرانی یا مسلمان

ادامه مطلب
تاريخ : چهارشنبه هفتم آبان ۱۳۹۹ | 10:25 | نویسنده : شفیعی مطهر |

چرا امیر کبیر را در ایران دفن نکردند؟

 امیر کبیر صدر اعظم ایران در زمان ناصر الدین شاه که با دسیسه هاى یک سرى وطن فروش در حمام فین کاشان به قتل رسید، در شهر کربلا به خاک سپرده شد.

این که چرا او را به کربلا بردند، سوال است و احتمالا براى دور ماندن مردم از مزارش وجلوگیرى از تبدیل آن به میعادگاه مظلومان، او را از ایران و ایرانى دور کردند!

اما چیزى که بیش از همه مایه شرمندگی است، این است که اکثر قریب به اتفاق ایرانی ها نمى دانند مزار این اسطوره تاریخ کجاست!

امروزه با سفرهاى متعدد مردم به عراق و کربلا جاى بسى تاسف است که حتى یکى از کسانی که از عراق بر می گردد نمی داند که امیر کبیر هم در آنجا دفن بوده!

آیا فکر نمى کنید که همین عراقی ها به ما خواهند خندید که چطور مردى رو که بسیارى از داشته هاى امروزمان را مدیون او هستیم فراموش کردیم؟!

۱۶۸ ﺳﺎﻝ ﭘﯿﺶ ﻧﺨﺴﺘﯿﻦ ﺑﺮﻧﺎﻣﻪ ﻭﺍﮐﺴﯿﻨﺎﺳﯿﻮﻥ ﺑﻪ ﻓﺮﻣﺎﻥ ﺍﻣﯿﺮﮐﺒﯿﺮ ﺁﻏﺎﺯ ﺷﺪ. ﭼﻨﺪ ﺭﻭﺯ ﺑﻌﺪ ﺑﻪ ﺍﻣﯿﺮﮐﺒﯿﺮ خبر ﺩﺍﺩﻧﺪ بعضی از افراد صاحب نفوذ، ﺩﺭ ﺷﻬﺮ ﺷﺎﯾﻌﻪ ﮐﺮﺩﻩ ﺑﻮﺩﻧﺪ ﮐﻪ ﻭﺍﮐﺴﻦ ﺯﺩﻥ ﺑﺎﻋﺚ ﻭﺭﻭﺩ ﺟﻦ ﺑﻪ ﺧﻮﻥ ﻣﯽﺷﻮﺩ!

ﺍﻣﯿﺮﮐﺒﯿﺮ ﻓﺮﻣﺎﻥ ﺩﺍﺩ ﻫﺮ ﮐﺴﯽ ﻭﺍﮐﺴﻦ ﺁﺑﻠﻪ ﻧﺰﻧﺪ، ﺑﺎﯾﺪ ﭘﻨﺞ ﺗﻮﻣﺎﻥ ﺟﺮﯾﻤﻪ ﺑﭙﺮﺩﺍﺯﺩ. ﺍﻣﺎ ﻧﻔﻮﺫ ﺳﺨﻦ افراد ﻧﺎ ﺁﮔﺎﻩ در ﻣﺮﺩﻡ ﺑﯿﺷﺘﺮ ﺑﻮﺩ.

ﭘﻮﻟﺪﺍﺭﻫﺎ ﭘﻨﺞ ﺗﻮﻣﺎﻥ ﺭﺍ ﭘﺮﺩﺍﺧﺘﻨﺪ ﻭ ﺍﺯ ﺁﺑﻠﻪﮐﻮﺑﯽ ﺳﺮﺑﺎﺯ ﺯﺩﻧﺪ. ﺩﯾﮕﺮﺍﻥ ﻧﯿﺰ ﺩﺭ ﺧﺎﻧﻪ ﻫﺎ ﭘﻨﻬﺎﻥ می ﺸﺪﻧﺪ.

ﭘﺲ ﺍﺯ ﻣﺪﺗﯽ ﭼﻨﺪین ﻧﻔﺮ ﺍﺯ ﺁﺑﻠﻪ ﻣﺮﺩند و ﺍﻣﯿﺮﮐﺒﯿﺮ ﺷﺮﻭﻉ ﺑﻪ ﮔﺮﯾﺴﺘﻦ ﮐﺮﺩ.

ﻣﯿﺮﺯﺍ ﺁﻗﺎﺧﺎﻥ ﺁﻫﺴﺘﻪ ﺑﻪ ﺍﻣﯿﺮ ﮐﺒﯿﺮ ﮔﻔﺖ: ﻭﻟﯽ ﺍﯾﻨﺎﻥ ﺧﻮﺩ ﺩﺭ ﺍﺛﺮ ﻧﺎﺩﺍﻧﯽ ﻣﺮﺩﻩ ﺍﻧﺪ. ﺍﻣﯿﺮ ﮐﺒﯿﺮ ﮔﻔﺖ : ﻣﺴﺌﻮﻝ ﻧﺎﺩﺍﻧﯿﺸﺎﻥ ﻧﯿﺰ ﻣﺎ ﻫﺴﺘﯿﻢ. ﺍﮔﺮ ﻣﺎ ﺑﻪ ﺍﻧﺪﺍﺯﻩ ﮐﺎﻓﯽ ﻣﺪﺭﺳﻪ ﺳﺎﺧﺘﻪ ﺑﻮﺩﯾﻢ، جاهلان ﺑﺴﺎﻃﺸﺎﻥ ﺭﺍ ﺟﻤﻊ ﮐﺮﺩﻩﺑﻮﺩﻧﺪ .

این تنها روزی نبود که امیرکبیر گریست؛ ایشان هزار و صد و هشتاد و هشت روز نخست وزیری خود را، هر شب از جهل و خرافات مردم ایران گریست...

امیرکبیر برای انجام تمام اصلاحات خود که در کتاب "امیرکبیر" فریدون آدمیت، که به قول آقای خسرو معتضد بهترین کتاب در باره امیرکبیر است،  گریسته است.

آری امیرکبیر و "میجی" امپراتور ژاپن، برنامه اصلاحات خود را همزمان آغاز کردند.

برنامه اصلاحات امیرکبیر بسیار مفصل تر از میجی بود. مردم ژاپن با میجی همراهی کردند، مطالعه کردند، کار کردند، منافع مردم را برمنافع خود برتری دادند، تا امروز ژاپن سومین کشور دنیا از نظر اقتصادی و بهترین کشور دنیا در تمام پارامترهای زندگی باشد.

لکن مردم ایران با جهل و خرافات بسیار عمیق، 1188 روز امیرکبیر را گریاندند.

سالانه 30 میلیون نفر از مردم ژاپن به آرامگاه میجی در توکیو می روند و از اصلاحات او سپاسگزاری می کنند. ولی مردم ایران حتی نمی دانند که آرامگاه امیرکبیر روبروی صحن امام حسین  علیه السلام در کربلاست!

در سال 1393 بیش از ٣ میلیون نفر از مردم ایران از کربلا بازدید کرده اند ولی اصلا سری به آرامگاه امیرکبیر که درست در حجره جنوب شرقی روبروی صحن امام حسین علیه السلام  است نزده اند!

به قول مولوی

پس عزا بر خود کنید ای خفتگان

زان که بد مرگی است این خواب گران!

آنقدر پخش کنید تا همه ایرانی ها بدانند آرامگاه امیرکبیر کجاست...


موضوعات مرتبط: به اندیشان ایرانی یا مسلمان

تاريخ : دوشنبه پنجم آبان ۱۳۹۹ | 16:35 | نویسنده : شفیعی مطهر |

 جنایت یا انجام تکلیف؟!

وقتی در ۱۹۴۵ متفقین برلین را محاصره کرده بودند "هیتلر" خودکشی کرد، اما هیتلر به تنهایی جنایات خود را سازماندهی نمی کرد، جمعی از نوابغ آلمان با او همراهی می کردند:

🔹 گوبلز، گورینگ، هیملر و آیشمن نمونه هایی از این نوابغ مومن به پیشوا بودند. بخشی از آن ها در دادگاه جنایات جنگی نورنبرگ محاکمه شدند ولی تعدادی از آن ها به نقاط دور دنیا همچون آمریکای جنوبی گریختند و با هویت جعلی سال ها به زندگی مخفی ادامه دادند.

🔹 آیشمن جزو آنان بود. او سال ها پس از پایان جنگ دستگیر شد و به اورشلیم فرستاده شد.
پژوهشگران برجسته ای به مطالعه پرونده آیشمن پرداختند. آن ها کنجکاو بودند ببینند وضعیت روانی کسی که مرگ هزاران انسان بی گناه را مدیریت کرده چگونه است.

🔹یکی از معروف ترین کسانی که پرونده آیشمن را بررسی کرد "هانا آرنت" بود. هانا آرنت دکترای فلسفه خود را در ۱۹۲۹ زیر نظر "کارل یاسپرز" روانپزشک و فیلسوف آلمانی در دانشگاه هایدلبرگ اخذ کرد.
پس از به قدرت رسیدن نازی ها مدتی توسط گشتاپو دستگیر شد ولی سپس به آمریکا گریخت. او اولین زن استاد در دانشگاه پرینستون بود.

🔹هانا آرنت در زمان محاکمه آیشمن مقالاتی را برای مطبوعات می نوشت که بعدا در کتاب "آیشمن در اورشلیم" جمع آوری و منتشر شدند.

نتیجه تحقیقات پژوهشگرانی برجسته در سطح آرنت این بود:

🔹آیشمن هیچ گونه بیماری روانی نداشت. او نه نسبت به لهستانی ها و نه نسبت به یهودیان هیچ خاطره بد یا کینه ای نداشت.

🔹آیشمن در تمام سال های مدرسه و دانشگاه فردی منضبط، قانون مند، وظیفه شناس و "نمونه" بود!

🔹 آیشمن هیچ سابقه شخصی از پرخاشگری و خشونت نداشت و در خانواده و دوستان به عنوان فردی معاشرتی، مهربان و گرم شناخته می شد!

🔹آیشمن اعتقاد داشت که به عنوان یک تکنوکرات به وظایفش عمل کرده است، سیستمی که در آن کار می کرد ماموریتی را به او محول کرده بود و او هم به بهترین نحو ماموریت را مهندسی کرده بود!

🔹در جنایات بزرگ و نظام مند به دنبال شخصیت های ضد اجتماعی نگردید، شاگرد اول هایی با معدل بالا و نمره انضباط بیست بدنه ماشین های سرکوب را می سازند و نوابغ خودشیفته (Narcissistic) این کارمندان شریف، وظیفه شناس و مطیع را به "انجام وظیفه" مکلف می کنند!

🔹جنایت های سازمان یافته و کلان زمانی محقق می شوند که "جنایت" تبدیل به "وظیفه" شود!

🔹شعبده رهبران توتالیتر همچون هیتلر، استالین و مائو این است که جنایت را تبدیل به تکلیف می کنند!

دکترمحمدسرگلزائی

#دانستنحقمردم_است


موضوعات مرتبط: به اندیشان خارجی

تاريخ : یکشنبه چهارم آبان ۱۳۹۹ | 10:23 | نویسنده : شفیعی مطهر |

 چهار ستون اصلی ادبیات پارسی

يك پروفسور فرانسوی در جشن بازنشستگی اش در دانشگاه سوربن فرانسه چنین گفت :

من عمرم را وقف ادبیات فارسی ایرانی کردم  و برای این که به شما اساتید و روشنفکران جهان توضیح دهم که این ادبیات عجیب چیست ؟چاره ای ندارم جز این که به مقایسه بپردازم و بگویم که ادبیات فارسی بر چهار ستون اصلی استوار است :

فردوسی ، سعدی ، حافظ و مولانا.

🌺فردوسی ، هم سنگ و همتای هومر یونانی است و برتر از او .

🌸سعدی ، آناتول فرانس فیلسوف را به یاد ما می آورد و داناتر از او .

🌼حافظ با گوته ی آلمانى قابل قیاس است ، که او خود را ، شاگرد حافظ و زنده به نسیمی که از جهان او به مشام جانش رسیده ، می شمارد .

🍀اما مولانا ، در جهان هیچ چهره ای را نیافتم ، که بتوانم مولانا را به او تشبیه کنم ،  او یگانه است و یگانه باقی خواهد ماند !
او فقط شاعر نیست ، بلکه بیشتر جامعه شناس است و روانشناس کاملی  که ذات بشر و خداوند را دقیق می شناسد.
قدر او را بدانید و به وسیله ی او خود و خدا را بشناسید!..،،

 من اگر تا پایان عمر دیگر حرفی نزنم ، همین شعر برای همیشه ام کافی است.

باران که شدى مپرس، اين خانه کيست
سقف حرم  و مسجد و ميخانه  يکيست

باران  که  شدى   ،   پياله ها   را  نشمار
جام  و قدح  و کاسه  و  پيمانه  يکيست

باران  !  تو که  از  پيش  خدا  مى  آیی !
توضيح  بده: عاقل  و  فرزانه  يکيست؟

بر درگه   او   چون که   بيفتند  به  خاک
شير  و  شتر  و  پلنگ و  پروانه  يکيست

با  سوره ى  دل ،  اگر  خدا  را  خواندى
حمد و فلق  و نعره ى  مستانه يکيست

از  قدرت  حق  ، هر چه گرفتند  به کار
درخلقت حق، رستم و مورانه يکيست

گر  درک  کنى، خودت  خدا  را  بينى
درکش  نکنى، کعبه و بتخانه  يکيست!!


موضوعات مرتبط: به اندیشان ایرانی یا مسلمان

تاريخ : شنبه سوم آبان ۱۳۹۹ | 9:7 | نویسنده : شفیعی مطهر |

🌹‍ از نلسون ماندلا بدانیم

۱- ۶۷ سال برای مبارزه با نژادپرستی در آفریقای جنوبی تلاش کرد.

۲- ۲۷ سال زندانی کشید.
 ۱۸ سال آن را در زندانی با ابعاد: ۲/۷۰
 * ۲/۱۰ متر

۳- معتقد بود نفرت، مانع فکر کردن منطقی می شود.

۴- پس از آزادی از زندان، از مردم خواست از سفید پوستان انتقام نگیرند و آن ها را ببخشند.

۵- از طریق احترام به انسان ها، به دستاوردهای بزرگی دست یافت.

۶- از زندان، به صورت مکاتبه ای، لیسانس حقوق خود را از دانشگاه لندن گرفت.

۷- به مردم گفت: اگر می خواهید با مخالف به صلح برسید  باید با او کار کنید و با او شریک شوید.

۸- معتقد بود سخت تر از تغییر جامعه، تغییر خودت است.

۹- در پی شوکت فردی نبود.

۱۰- ایرادها و اشتباهات خود را مخفی نمی کرد.

۱۱- کنترل عمیقی بر احساسات و رفتار خود داشت.

۱۲- در مراسم تحلیف ریاست جمهوری، از زندان بان خود (Christo Brand) به عنوان مهمان ویژه دعوت کرد.

۱۳- وقتی رئیس جمهور بود، از قاضی که (Percy Yutar) او را به اعدام محکوم کرده بود برای شام دعوت کرد.

۱۴- معتقد بود تا فقر از میان نرود، آزادی هرگز بدست نمی آید.

۱۵- توان قابل توجهی در اجماع سازی میان نیروهای مختلف سیاسی را داشت.

۱۶- بر تدوین قانون اساسی آفریقای جنوبی، دقیق نظارت کرد: سندی که تحسین جهانیان را به همراه داشت.

۱۷- می گفت بهترین روش شناخت یک کشور، شناخت وضعیتِ زندان های آن است.

۱۸- همیشه در حال یادگیری بود.

۱۹- هر که او را ملاقات کرد گفت:
 ماندلا با دقت و علاقه گوش می کند.

۲۰- وقتی به شخصی قدرت بی پایان و غیرقابل مهار می دهید،
، با این عمل یعنی
یک قدرت هم از وی می ستانید که آن قدرت عدالت ورزیدن است و این گونه یک دیکتاتور می سازید.
هر چه از او تمنا کردند، کاندید دورۀ دوم ریاست جمهوری نشد. فقط پنج سال رئیس جمهور بود.

۲۱- نام بیوگرافی خود را گذاشت:

راه طولانی آزادی!

۲۲- به طور واقعی و پایدار، متواضع و ازخود گذشته بود.

۲۳- دیگران هیچ وقت احساس حیله گری از جانب او ندیدند.

۲۴- قدرت و لذتِ از قدرت بسیاری از رهبران آفریقایی را آلوده کرد. ماندلا فراتر از همۀ آن ها عمل کرد و چهرۀ ماندگار تاریخ شد.

۲۵- معتقد بود آموزش، مؤثرترین روش تغییر جهان است.

۲۶- مظهرِ بهره برداری از سَمبُل ها بود:

شمارۀ زندان خود را به عنوان ابتکارعملی در مبارزه با بیماری ها در آفریقا گذاشت ( ۴۶۶۶۴ Initiative)؛

۲۷- از ۲۵۰ دانشگاه و مؤسسه، جایزۀ صلح و دکترای افتخاری گرفت.

۲۸- به خاطر محبوبیتِ جهانی، سازمان ملل، ۱۸ جولای هر سال ( روز تولد او ) را به عنوان روز بین المللی نلسون ماندلا ثبت نمود.

۲۹- هم انسانِ شریفی بود و هم سیاست مدار بود.

۳۰- می گفت: مرا با موفقیت هایم نسنجید بلکه با تعداد دفعاتی که سقوط کردم و دوباره برخاستم ارزیابی کنید.

دکتر محمود سریع القلم


موضوعات مرتبط: به اندیشان ایرانی یا مسلمان

تاريخ : جمعه دوم آبان ۱۳۹۹ | 3:40 | نویسنده : شفیعی مطهر |

 

پیام تسلیت آیت‌الله بیات زنجانی 

به مناسبت درگذشت استاد شجریان

بسم الله الرحمن الرحیم

✔️درگذشت فرهیخته‌ی آزادۀ خوش الحان جناب آقای محمدرضا شجریان را به فرزندان محترم ایشان، سایر اعضای خانواده و دوستان و دوستداران ایشان تسلیت عرض می‌کنم.

✔️اینجانب نه تنها هیچ کراهتی بر میراث گرانقدر این استاد ذوفنون ندیدم بلکه آن را عاملی برای توجه به مبدأ عالم، جذبه‌ای ملیح عارفانه به سمت ارزش‌های والای انسانی و اسلامی و رونقی برای زبان و ادب فارسی یافتم.

✔️خداوند ایشان را رحمت کند که با مجاهدت هنری خود عملاً نشان داد که احکام آلات مشترکه، موکول به منافع آن هاست و به سهم خود به تدقیق و تنقیح مؤثر در احکام این عرصه کمک زیادی کرد.

#امتداد
@emtedadnet


موضوعات مرتبط: به اندیشان ایرانی یا مسلمان

تاريخ : پنجشنبه یکم آبان ۱۳۹۹ | 9:43 | نویسنده : شفیعی مطهر |