چند قطعه از سروده های زنده یاد حسین پناهی

از آجیل سفره عید

چند پسته لال مانده است

آن ها که لب گشودند؛ خورده شدند

آن ها که لال مانده اند؛ می شکنند

دندانساز راست می گفت:

پسته لال؛ سکوت دندان شکن است !

 *****************

من تعجب می کنم

چطور روز روشن

دو ئیدروژن

با یک اکسیژن؛ ترکیب می شوند

و آب از آب تکان نمی خورد!

 ********************

بهزیستی نوشته بود:

شیر مادر، مهر مادر، جانشین ندارد

شیر مادر نخورده، مهر مادر پرداخت شد

پدر یک گاو خرید

و من بزرگ شدم

اما هیچ کس حقیقت مرا نشناخت

جز معلم عزیز ریاضی ام

که همیشه می گفت:

گوساله، بتمرگ!

 ***********************

با اجازه محیط زیست

دریا، دریا دکل می‌کاریم

ماهی‌ها به جهنم!

کندوها پر از قیر شده‌اند

زنبورهای کارگر به عسلویه رفته‌اند

تا پشت بام ملکه را آسفالت کنند

چه سعادتی!

داریوش به پارس می‌نازید

ما به پارس جنوبی!

 ************************

رخش، گاری کشی می کند

رستم، کنار پیاده رو سیگار می فروشد

سهراب، ته جوب به خود پیچید

گردآفرید، از خانه زده بیرون

مردان خیابانی برای تهمینه بوق می زنند

ابوالقاسم برای شبکه سه، سریال جنگی می سازد

 ************************

چه مهمانان بی دردسری هستند مردگان

نه به دستی ظرفی را چرک می کنند

نه به حرفی دلی را آلوده

تنها به شمعی قانعند

و اندکی سکوت...

 ***************************

وای...

موریانه ها به آخر شاهنامه رسیده اند!

صفر را بستند

تا ما به بیرون زنگ نزنیم

از شما چه پنهان

ما از درون زنگ زدیم!

 ********************************

 روحش شاد و یادش گرامی باد

*********************************************************

آری، آری، زندگی زیباست

زندگی آتشگهی دیرنده پا برجاست

گر بیفروزیش، رقص شعله‌اش در هر کران پیداست

ورنه، خاموش است و خاموشی گناه ماست


موضوعات مرتبط: به اندیشان ایرانی یا مسلمان

تاريخ : سه شنبه یازدهم مرداد ۱۳۹۰ | 6:36 | نویسنده : شفیعی مطهر |