سخن آغازین
بعد ازنان، تعلیم و تربیت اولین نیاز ملت است
( دانتن، از بزرگمردان انقلاب فرانسه )
فرزندان ما، غنچه های نوشکفته زمین اند و گنجینه نهفته زمان. در دستی کتاب دارند و در دست دیگر آفتاب را. از چشم های پژوهشگرشان چشمه های گهر و هنر می جوشد. جوانه ترد نگاهشان ناز دارد و نیاز. باید نازشان را بکشیم و نیازشان را برآوریم. ظاهرشان را منگریم که بینوایند؛ در دل صد نوا دارند و در هر نوا، صدآوا. دل کوچکشان خرد است و بلور کرامتشان، ترد. هشداریم تا با سنگ جفا نشکنیم و با چنگ خطا نخراشیم. به کمان ابروانشان منگرید که سیاه است، به چشمانشان بنگرید که همه نگاه است. قامتی همایون دارند و قيامتي در درون . فردا که قامت افرازند، قیامت ها برپا سازند. کودک، کوچک است؛ اما به صغارتشان منگریم، به رسالتشان بنگریم. او همان جانشین خداست. او جوهر هدف خلقت است و گوهر صدف طبیعت. ابر و باد و مه و خورشید و فلک، برای اویند و از دولت او ره می پویند. هشداریم که حریم حرمتش را بپاییم و حریر حریتٌش را نیالاییم.
ظرف دلش ضعیف است و ظریف. با قطرهای از محبت سرشار میشود و با جرعهای از خشونت، بیزار.
او بی بال و پر است؛ اما یک آسمان پرواز در آرزو دارد و صد پرده آواز در گلو.
او قطرهای است؛ اما صدجویبار شکوفایی در نهان دارد و هزار چشمه سار پویایی در پنهان. قطرهای بیش نیست، اما دریایی در خویش دارد. دلش آیینه است و عاری از هر کینه. سرشار صفاست و شکوفه زار وفا. به زلالی آب است و لایزالی آفتاب. به عصمت شقایق است و جویای حقایق. کوله باری دارد خالی از ملال، ولی انباشته از سؤال. هر سؤالی جواب می طلبد؛ جواب زیبنده نه سراب فریبنده. مبادا که تشنه را بی آب گذاریم و سؤال را بی جواب.
اکنون نهال این انسان درکف ماست و بارروی این نهالستان، هدف ما . اکسیر تربیت انسان نه در شرق است و نه در غرب، نه در عرش است و نه در فرش؛ بلکه در وجود خود انسان است. پیامبر اکرم(ص) توده وسیع انسانها را معادنی چون طلا و نقره می داند: « اَلّناس مَعادِن کَمَعاِدن الَذٌهَبَ وَ الِفضٌَََََََه ». شعری منسوب به امیرالمؤمنین (ع) می گوید:
دَواُؤکَ فیکَ وَ ما تَخْبَروُا وَ دائُـکَ مِنْـکَ وَما تَشْعَروُا
اَتَزَعَــمُ اَنّکَ جِِـِرْم صَغیر وَ فیکَ انطَویَ العالَمُ الکَبیر
دوای تو در توست و تو نمیدانی؛ درد تو نیز در توست و تو برآن بصیرت نداری. آیا می پنداری که تو جسم کوچکی هستی؟ در حالی که جهان بزرگی در وجود تو نهفته است.
اندیشمندان و کارشناسان تربیتی، سیمای تربیت را در قالب عبارات گوناگون به تصویر کشیدهاند. تعاریف با همه گونه گونی تقریباً درنکات نهفته در تعریف زیر متفّق القولاند :
تربیت عبارت است از بروز دادن و به فعلیّت رساندن نیروها و استعدادهای بالقّوه ذاتی موجود در جهت مطلوب . اگر این نیروها بالفعل در نیاید و از « بود » به « نمود » نرسد، آن موجود به هویت و تمامیت خویش نمیرسد. یکی از راههای تربیت انسان ارائه الگوهای کامل و اسوههای تکامل است. در مغز هر انسان دوازده میلیارد سلول وجود دارد که اگر زیر میکروسکوپ گذارده شود همانند ستارگان آسمان جلوه میکند. همین مغز میتواند میلیاردها فکر و اندیشه گوناگون را در هم پیچیده و تنظیم کند. سختی ها، محرومیت ها و بلاها برای افراد سست اراده، تنبل و کودن، عامل شکست و انزواست، اما برای انسان های فکور، بااراده و سختکوش وسیله رشد بیشتر و همت عالیتر میشود. استاد مطهری درباره نقش تربیتی بلایا و سختیها میگوید :
« بلا برای دوستان خدا، لطفی است که سیمای قهر دارد، آن چنان که نعمت ها و عافیتها برای گمراهان و کسانی که مورد بی مهری پروردگار قرار میگیرند، ممکن است عذاب هایی باشند، اما به صورت نعمت و قهرهایی به قیافه لطف.
سختی و گرفتاری هم تربیت کننده فرد، و هم بیدارکننده ملتهاست. سختی، هوشیارکننده انسان های خفته وتحریک کننده عزم ها و اراده هاست. شداید همچون صیقلی است که به آهن و فولاد میدهند. هر چه بیشتر با روان آدمی تماس گیرد، او را مصمم تر و فعّال تر و برنده تر میکند، زیرا خاصیت حیات این است که در برابر سختی ها مقاومت کند و به طور خودآگاه و یا ناخودآگاه آماده مقابله با آن گردد.
سختی همچون کیمیا خاصیت قلب ماهیت کردن دارد. جان و روان آدمی را عوض میکند. اکسیر حیات دو چیز است : عشق و دیگر بلا... این دو نبوغ می آفرینند و از مواد افسرده و بی فروغ، گوهرهایی تابناک و درخشان به وجود می آورند.
همه عمر تلخی کشیده است سعدی که نامش برآمد به شیرین زبانی
ملت هایی که در دامان سختیها و شداید به سر می برند، نیرومند و با اراده میگردند. مردم راحت طلب و ناز پرورده ، محکوم و بدبخت اند.
اندر طبیعت است که باید شود ذلیل هر ملًتی به راحتی و عیش خو کنند
(عدل الهی - صص 181-180)
چه بسیار انسانهای تیز هوش و سختکوش که در عرصه رنج ها روییدهاند و در بستر سختی ها بالیدهاند؛ اما با تکیه به نیروهای ذاتی خود و اراده و همت عالی، قلل رفیع رفعت را پیمودهاند و شاهد مقصود را در آغوش کشیدهاند. جوانان و نوجوانان فهیم و فرزانه ما بسی نیازمند شناخت این اسوههای ماندگار و اسطورههای رستگار هستند؛ تا با تأسی به آن پیروزمندان عرصه تلاش، راههای رشد و رهایی را بپیمایند.
دراین کتاب کوچک کوشیده ایم تا با کاوش در زندگی نامه پیشتازان عرصه دانش و اندیشه و سختکوشان میدان تلاش و کوشش، رهنمودهایی راهگشا و پیام هایی پویا بیابیم. باشد تا نو نهالان جامعه ما با الهام از پیامهای نهفته در این کلام ها راه رشد را بپویند و در این دیر، دیر بپایند.
میـان آب حیـاتی و آب مـی جـویی فـراز گنـجی و از فاقه در تـک و پـویی
تو کوی دوست همیجویی و نمیدانی که گر نظر به حقیقت کنی تو آن کویی
ما برآنیم تا«امروز»، «فرد» را برای « فردا» پرورش دهیم. اگر ما «امروز» را بسازیم، این «فرد»ها،«فردا» را خواهند ساخت.
سیدعلیرضا شفیعی مطهر
موضوعات مرتبط: به اندیشان ایرانی یا مسلمان

برگی از سرگذشت و زندگی نامه بزرگان ، نوابغ ، اندیشمندان و مشاهیر ایران و جهان .
داستان هایی از زندگی آنان که از توان فکری خود بیشتر بهره گرفتند و در عرصه تکامل ، تحول آفریدند .
«كسي كه داراي عزمي راسخ است ،جهان را مطابق ميل خويش عوض مي كند. »
(گوته)