آن شب یکی از خاطره انگیزترین شب هایی بود که شهر همدان به خود دیده بود. نخستین اجرای کنسرت قمر در سالن اکباتان.
آن شب چراغ های گازی تعبیه شده در سالن آنجا را چون روز روشن کرده بود.سالن مملو از جمعیتی بود که برای دیدار قمر لحظه شماری می کردند.
هنگامی که پرده سرمه ای رنگ کنار رفت و قمر در لباس مخمل بلند قرمز صورتی پرچین آستین کوتاه و کفش های پاشنه بلند براقی درحالی که دستمال ابریشمی در دست داشت، روی صحنه ظاهر شد .حاضران در سالن با کف زدن ممتد ورود او را به صحنه گرامی داشتند.لحظه ای بعد نوای تار مرتضی خان نی داود که چهار مضراب را شروع کرد ،باعث شد یک باره سکوت بر آنجا حکمفرما شود. سپس پیش در آمد آواز را نی داود استادانه نواخت. تا این که قمر حریر صدای خود را سر انداخت و یکی از غزل های دانش بزرگ نیا را در دستگاه سه گاه شروع کرد.متعاقب آن تصنیفی دیگر شروع شد که آهنگ آن کار نی داود بود و شعر آن را پژمان بختیاری سروده بود.
ای دل آواره باز شب آمد.
آن شب در تمامی مدتی که قمر می خواند، حاضران تحت سیطره صدای او سکوت کرده بودند.خیلی ها هم تمام مدت اشک می ریختند.من جمله عارف و فتحعلی قهوه چی که آنجا حضور داشتند.فتحعلی آزادی اش را مرهون لطف قمر می دانست.او چنین می پنداشت که هنوز هم در رویا به سر می برد.با تمام شدن آخرین اجرا یک باره ولوله ای سالن را فرا گرفت و متعاقب آن سیل هدیه های و پیشکش هایی بود که به دست قمر رسید.
آن شب چندین گلدان نقره به قمر اهدا گردید که او یکی از آن ها را انتخاب کرد.این گلدان از همه بزرگ تر و زیباتر به نظر می رسید.گلدانی که نقش و نگارهای زیبایی از گل ها و پرندگان داشت و هدیه شاهزاده نیر الدوله بود.
قمر آن گلدان را برداشت و با صدای رسایی که همه حاضران در سالن اکباتان می شنیدند، جناب عارف را از میان جمعیت بالای صحنه فراخواند و آن گلدان را با احترام پیشکش او نمود.
-جناب عارف این قابل شما را ندارد.
این اقدام قمر خیلی ها من جمله خود عارف را غافلگیر کرد.این کار او نه تنها حکم قدردانی داشت ،بلکه حکم بها و آبرو دادن به شاعر و تصنیف سرای دلسوخته ای بود که از جور زمانه از وطن خود رانده شده و در غیبت تبعید به سر می برد.حالا در همان تبعید سربلندانه از طرف قمر در حضور جمع از او قدردانی شده بود .البته عارف آن گلدان را قبول نکرد و باز به خود قمر تقدیم نمود؛ اما این اقدام به مذاق خیلی ها من جمله شخص شاهزاده نیرالدوله که گلدان را به قمر اهدا کرده بود، خوش نیامد و بعدها از این بابت به قمر گله کرد.
قمر که دلش نمی خواست شاهزاده نیرالدوله از این بابت ازاو دلگیر شود، فردای آن شب پیش از آن که برنامه خود را شروع کند، ناچار توضیح داد که تقدیم آن گلدان به جناب عارف فقط به خاطر ارادتی بوده که نسبت به عارف داشته است.انتخاب آن گلدان هم تنها به این دلیل بوده است که آن گلدان نسبت به گلدان های دیگر زیباتر و قیمتی تر بوده است.
به این ترتیب بود که قمر سه شب پیاپی در همدان کنسرت داد.سه شبی که تا سال ها به عنوان خاطره انگیزترین شب ها در یاد مردم همدان ماند.
موضوعات مرتبط: به اندیشان ایرانی یا مسلمان

برگی از سرگذشت و زندگی نامه بزرگان ، نوابغ ، اندیشمندان و مشاهیر ایران و جهان .
داستان هایی از زندگی آنان که از توان فکری خود بیشتر بهره گرفتند و در عرصه تکامل ، تحول آفریدند .
«كسي كه داراي عزمي راسخ است ،جهان را مطابق ميل خويش عوض مي كند. »
(گوته)