به مناسبت سالگرد ترور ميرزاده عشقي
عمران صلاحی

سه تابلوي مريم، معروفترين و مطرحترين شعر ميرزاده عشقي با اين مصرع آغاز ميشود:
اوايل گل سرخ است و انتهاي بهار
ترور عشقي تقريباً در همين زمان اتفاق افتاده است: 12 تيرماه 1303 شمسي، در تهران. دو نفر ناشناس او را در خانهاش ترور كردند.
سيدمحمدرضا ميرزاده عشقي سال 1272 شمسي مطابق با 1893 ميلادي در همدان متولد شد، اما اصلش از كردستان است.اين شاعر شجاع و نوآور همواره رو به آينده داشت، چنان كه نام روزنامهاش را هم گذاشته بود: «قرن بيستم». نيما براي نخستينبار منظومه «افسانه» را در همين روزنامه چاپ كرد كه آغازگر شعر نو در ايران شد. عشقي با زبان فرانسوي آشنايي داشت، جنگ اول جهاني را ديده بود، در مهاجرت به استانبول با ادبيات جديد عثماني و تا حدي با شعر جديد اروپايي آشنا شده و تحت تأثير آن ها قرار گرفته بود. عشقي كه در تحول شعر فارسي نقش مهمي دارد، با شعر «رستاخيز شهرياران» شايد در ايران اولين كسي باشد كه براي اپرا شعر سروده است.
عشقي، هم شاعر بود، هم روزنامهنگار، هم نمايشنامهنويس و هم اپرانويس، هم مقالهنويس و هم طنزپرداز. هر يك از اين جنبهها نياز به بررسي جداگانه دارد. آنچه ما ميخواهيم بدان بپردازيم، عشقي طنزپرداز است:
من كه خندم، نه بر اوضاع كنون ميخندم
من بدين گنبد بيسقف و ستون ميخندم
و آنچه كار دست عشقي داد، همين جنبه طنزپردازي او بود. به عبارت دقيقتر، او فداي سبك و شيوه طنزپردازي خود شد.
عشقي در روزگار پرآشوبي زندگي ميكرد. حكومت قاجار آخرين نفس هاي خود را ميكشيد و رضاخان در آستانه قدرت قرار داشت. در همان زمان نه مردم، بلكه طبقات قدرتطلب، زمزمه جمهوري سر دادند تا زير پوشش آن به خواستههاي نامشروع خود برسند. عشقي با جمهوري قلابي به مخالفت برخاست و در روزنامه خود شديداً به آن حمله كرد.
نخستين شمارة روزنامه «قرن بيستم» در 16 ارديبهشت 1300 خورشيدي منتشر شد. روزنامه، بعد از چهار شماره، به مدت 18 ماه تعطيل شد. سال دوم، هر هفته، دو بار منتشر شد كه بعد از شماره 18 باز به مدت چهارماه تعطيل گرديد.
«قرن بيستم» در سومين سال خود بيش از يك شماره منتشر نشد. و همين شماره باعث قتل عشقي شد. آخرين شماره «قرن بيستم» 7 تير 1303 منتشر شد و 12 تير ـ 5 روز بعد از آن ـ عشقي را كشتند.مقالات و اشعاري كه در شماره آخر «قرن بيستم» سبب خشم تبهكاران شد، عبارتند از: «آرم جمهوري»، «جمهوري سوار»، «مظهر جمهوري» و «نوحه جمهوري» كه همه طنزآميزند.اين آثار همراه با كاريكاتور بودهاند، ولي افسوس كه در كليات مصور عشقي، اين كاريكاتورها چاپ نشده است.
همانطور كه اشاره شد، عشقي قرباني سبك طنزپردازي خود شد. پوشيدهگويي و پوشيدهنويسي يكي از اصول اساسي طنزپردازي است، البته تا حدي كه اصل مطلب گم نشود. طنز عشقي نه تنها آشكار و مستقيم بود، بلكه از محدوده طنز، به ورطه هجو و فحاشي غلتيده بود. او به جاي اين كه رندانه و پوشيده بنويسد، عصبي و آشكار مينوشت و با نام و نشان به افراد حمله ميكرد. مثلاً در يك بند از «جمهورينامه» ميگويد:
«تدين» كهنه الدنگ قلندر
نموده نوحه جمهوري از سر
عجب جنسيست اين، الله اكبر
گهي عرعر نمايد، چون خر نر
زماني پاچه گيرد چون سگ هار
ولي غافل ز گردنبند و افسار
دريغ از راه دور و رنج بسيار
اين شيوه، هم عمر طنز را كم ميكند، هم عمر طنزپرداز را!
يادش گرامي باد!
* نوشته فوق، منتخبي ازمقاله چاپ شده در ماهنامه گلآقا شماره 82 است كه به مناسبت هفتاد و چهارمين سالگرد ترور ميرزاده عشقي به چاپ رسيده است.
عمران صلاحیتاريخ : چهارشنبه ۱۲ تير ۱۳۸۷