آیت‌الله قوچانی، متصدی چاپ تحریرالوسیله روایت می‌کند:
واکنش تند امام به درج لقب «زعیم حوزه‌های علمیه» روی جلد تحریرالوسیلة
کتاب را جلوی من پرت کردند و فرمودند: این چیست که اینجا نوشته شده است؟! دروغ به این بزرگی؟ من طلبه‌ای بیش نیستم!! «زعیم الحوزات العلمیة» این غلط‌ ها چیست؟! در ادامه فرمودند: حق ندارید یک دانه از این‌ها را منتشر کنید، تمام را در شط کوفه بریزید!
تاریخ انتشار: ۱۳۹۱/۱۱/۴
به گزارش شبکه اجتهاد، آیت‌الله قوچانی، از ارادتمندان امام خمینی(ره) و متصدی چاپ آثار و تألیفات حضرت امام، به ویژه تحریر‌الوسیلة در نجف اشرف، در دیدار دست‌اندرکاران همایش تحریر‌الوسیلة با ایشان اظهار داشت: کار چاپ تحریر‌الوسیلة امام خمینی در نجف با پیشنهاد مرحوم شیخ نصرالله خلخالی به امام به عهده بنده گذاشته شد و همین سبب شد که من مکرر طی سال‌ها در قسمت اندرون بیت امام خدمت ایشان شرفیات شوم.
وی یادآور شد: امام در‌‌ همان ملاقات اوّل یک پوشه ضخیمی را که نوشته‌های ایشان بود، به من دادند و فرمودند: نام این کتاب «تحریرالوسیلة» است که شما زحمت چاپ آن را بکشید که من عرض کردم افتخار می‌‌کنم. این نکته را باید عرض بکنم که بینی و بین الله شهادت می‌دهم در این کرَات و مرَات که خدمت امام می‌رسیدم، در مقام تفتیش و تفحص بودم و بسیار دقت می‌­‌کردم که شاید نقطه ضعفی و دعوت به خود و هوای نفسی پیدا کنم، اما چیزی ندیدم و روز به روز علاقه و ارات و اخلاصم به ایشان زیاد می‌شد. چون در وجود ایشان یک ذره و به اندازه سرسوزنی هوای نفس ندیدم که بتوانم به آن ایراد بگیرم، لذا هر دفعه که می‌رفتم و برمی‌گشتم، بر ارادتم اضافه می‌شد.
وی تاکید کرد: لازم است بگویم که هیچ‌­یک از تألیفات امام ـ‌ حتی رساله عملیه‌ ـ از سهم امام چاپ نمی‌شد، بلکه بانی برای چاپ داشتند که بعد از چاپ می‌فروختند و از فروش آن هزینه چاپ تأمین می‌­‌شد.
آیت‌الله قوچانی در ادامه گفت: در جریان چاپ تحریر‌الوسیلة این جریان را هم باید بگویم که پس از چاپ تحریر، وقتی همه آنچه را که چاپ کردیم، به بیت امام انتقال دادیم، بعد از یکی‌ - دو روز، اوّل صبح آقای فرقانی از طرف امام به منزل ما آمد و گفت: آماده شوید تا خدمت امام برویم، در مسیر که می‌‌رفتیم، آقای فرقانی گفت: چه کار کرده‌اید؟ گفتم چطور؟ گفت: اوقات امام خیلی از دست شما تلخ بود! وقتی خدمت امام رسیدم، دیدم امام اخم کرده‌اند و تحریرالوسیلة هم مقابل ایشان است. کتاب را جلوی من پرت کردند و فرمودند:
 این چیست که اینجا نوشته شده است؟! دروغ به این بزرگی؟ من طلبه‌ای بیش نیستم! «زعیم الحوزات العلمیة» این غلط‌ها چیست؟! در ادامه فرمودند: حق ندارید یک دانه از این‌ها را منتشر کنید، تمام را در شط کوفه بریزید! 
 من که تا آن زمان ساکت نشسته بودم، عرض کردم: حسب فرمایش شما که فرمودید من با حاج آقا مصطفی و واسطه بانی چاپ، یعنی حاج آقا مجتبی تهرانی هماهنگ باشم، این عنوان را هم آن‌ها به بنده دادند، امام فرمودند: عجب! حاج آقا مجتبی که با روحیه من آشناست؛ او چطور این کار را کرده؟ من عرض کردم: آن عنوان در پاکتی بود که حاج آقا مصطفی به من دادند. امام فرمودند: بسیار کار بدی کردند، حق ندارید یک جلد از این کتاب را منتشر کنید.
وی ادامه داد: من عرض کردم چرا کتاب را به شط بریزیم؟ به جای آن جلد کتاب را عوض می‌کنیم و یا شاید بتوانیم نوشته را محو کنیم. وقتی این مطلب را گفتم، امام یک نفس عمیقی کشید و فرمود: «‌همین کار را انجام بدهید». یک مرتبه آن حالت عصبانیت و اضطراب عوض شد. بلافاصله از محضر امام مرخص و به چاپ­خانه رفتم و با همکاری مسئول چاپ­خانه توانستیم عنوان زعیم الحوزات العلمیة را محو کنیم که پس از اصلاح روی جلد تمام هزار جلدی که چاپ کرده بودیم، امام اجازه انتشار آن­‌ را دادند. امام یک چنین روحیه‌ای داشت که روز به روز ارادتم به ایشان بیشتر می‌شد.


موضوعات مرتبط: به اندیشان ایرانی یا مسلمان

تاريخ : پنجشنبه پنجم بهمن ۱۳۹۱ | 8:11 | نویسنده : شفیعی مطهر |