به اندیشان
برگی از زندگی نامه بزرگان و اندیشمندان و مشاهير
گفتگوی اختصاصی با بانوی کارآفرین و عضو شورای شهر تهران
مجله دنیای زنان: فاطمه دانشور، متولد سال 53، دارای چهار فرزند، مدیرعامل و موسس شرت سپهر آسیا است. او عضو هیات نمایندگان اتاق بازرگانی و صنایع و معادن ایران و بنیانگذار موسسه نیکوکاری مهرآفرین است. داستان زندگی و تلاش های دانشور می تواند برای هر زن ایرانی سرمشق باشد. او زمانی که تنها 27 سال داشت، بدون سرمایه مالی زیاد و با پشتکار فراوان، کسب و کار شخصی خود را شروع کرد. بزرگ ترین سرمایه دانشور جسارت و روابط عمومی بالایش بود.
او لیسانس مدیریت خدمات بهداشتی و فوق لیسانس مدیریت دارد. دانشور کاملا اتفاقی و با هزینه یکی از دوستانش راهی سفر حج شد. می گوید:
«این سفر باعث شد که خدا را نزدیک تر از همیشه به خود احساس کنم و روز آخری که قصد برگشت به تهران را داشتیم ،فهرستی را که 40 خواسته و آرزوی خود را در آن نوشته بودم و از خدا خواستم تا مشکلاتم حل شود و به ازای آن یک چهارم از درآمد خود را صرف امور خیریه کنم. این شد که هسته اولیه موسسه مهرآفرین شکل گرفت.»
دانشور بعد از ازدواج با مردی که مانند او بود، شرکت بازرگانی سپهر آسیا را تاسیس کرد. او و همسرش تمام کالاها را در حوزه واردات و صادرات پوشش می دادند. دانشور و همسرش با مطالعه روی اقلام صادراتی متوجه شدندکه بحث صادرات مواد معدنی در ایران جای کار دارد. معدن دارای یکی از مشاغل سخت، پرریسک و پرهزینه است. اولین تجربه صادرات شرکت سپهر آسیا دی ماه 1384 اتفاق افتاد که بسیار موفق بود و شرکت سپهر آسیا یک شرکت تجاری معدنی شد که تولیدکننده مواد معدنی هم بود.
سپهر آسیا در حال حاضر سه معدن فعال در استان های کرمان، زنجان و سمنان دارد. امتیاز بارز معدن نسبت به کارخانجات صنعتی و کشاورزی می تواند این باشد که بیشتر معادن قابل بهره برداری در مناطق جنوبی و مرکزی ایران قرار گرفته اند که معمولا به دور از خدمات و نیازهای اولیه واحدهای صنعتی و کشاورزی اند؛ مانند آب، برق، گاز و جاده. فعال نمودن این معادن تاثیر به سزایی در رفع مشکلات اقتصادی، اجتماعی و حتی امنیتی جمعیت آن منطقه دارد.
معدن و بهره برداری از آن یکی از موارد بارز اشتغال زایی و کارآفرینی در مناطق محروم است.
دانشور بعد از ازدواج با مردی که مانند او بود، شرکت بازرگانی سپهر آسیا را تاسیس کرد. او و همسرش تمام کالاها را در حوزه واردات و صادرات پوشش می دادند. دانشور و همسرش با مطالعه روی اقلام صادراتی متوجه شدندکه بحث صادرات مواد معدنی در ایران جای کار دارد. معدن دارای یکی از مشاغل سخت، پرریسک و پرهزینه است. اولین تجربه صادرات شرکت سپهر آسیا دی ماه 1384 اتفاق افتاد که بسیار موفق بود و شرکت سپهر آسیا یک شرکت تجاری معدنی شد که تولیدکننده مواد معدنی هم بود.
سپهر آسیا در حال حاضر سه معدن فعال در استان های کرمان، زنجان و سمنان دارد. امتیاز بارز معدن نسبت به کارخانجات صنعتی و کشاورزی می تواند این باشد که بیشتر معادن قابل بهره برداری در مناطق جنوبی و مرکزی ایران قرار گرفته اند که معمولا به دور از خدمات و نیازهای اولیه واحدهای صنعتی و کشاورزی اند؛ مانند آب، برق، گاز و جاده. فعال نمودن این معادن تاثیر به سزایی در رفع مشکلات اقتصادی، اجتماعی و حتی امنیتی جمعیت آن منطقه دارد.
معدن و بهره برداری از آن یکی از موارد بارز اشتغال زایی و کارآفرینی در مناطق محروم است.
«ما در سه معدن فعال خود که بزرگ ترین آن در استان کرمان واقع است، به طور مستقیم 100 نفر و غیرمستقیم مانند پیمانکاران تولید، حمل و نقل سیب زمینی برای بیش از 500 نفر کارآفرینی کرده ایم که البته قسمت استخراج، تولید و فرآوری ماده معدنی است و دپارتمان صادرات و بازرگانی شرکت به عنوان یک واحد مجزا 16 نفر نیروی متخصص مشغول به کار هستند.»
دانشور با اولین سود فعالیت هایش عهدی را که با خدا بسته بود، انجام داد و این گونه بود که موسسه مهرآفرین تاسیس شد.
دانشور با اولین سود فعالیت هایش عهدی را که با خدا بسته بود، انجام داد و این گونه بود که موسسه مهرآفرین تاسیس شد.
«در مناطق محروم شعبه زدم و همسرم در این راه خیلی به من کمک کرد. شعبانی در بندرعباس، کرمان، سیرجان، خرم آباد، تبرز و مشهد زدیم. ماموریت خودم را در موسسه مهرآفرین به حمایت و توانمندسازی کودکان بد والدین یا بدسرپرست و مادران آن ها قرار دادم.
نقش تربیت و آموزش های دوران کودکی را در موفقیت های هر فرد چقدر می دانید؟
- این بیشتر برمی گردد به تربیت کودکی و این که والدین با فرزندان شان چطور برخورد می کنند و به آن ها آخموزش می دهند. من چون قهرمان زندگی ام مادر بزرگم بود و او با ما زندگی می کرد، وقتی کودک بودیم، ایشان هر شب برای ما قصه می گفت و در این قصه ها همیشه قهرمان قصه به یزدان پناه می برد. الان متوجه می شوم آن چیزی که در کودکی به من می گفت ، امروز به آن عنوان هوش معنوی می گویند. ما آدم ها یک IQ و یک EQ داریم. راجع به هوش معنوی کمتر صحبت شده. هوش معنوی که الان من بیشتر موفقیتم را به خاطر داشتن آن می دانم و برگرفته از آن تربیتی است که در دوران کودکی از نقل های مادربزرگم یاد می گرفتم، یعنی اعتماد و پایبندی به یک نیرو و قدرت بزرگ که اتکا به آن باعث می شود از هیچ چیز نترسی و ترس از بین برود.
آیا بین دختران و پسران در این نکاتی که اشاره کردید، تفاوتی وجود دارد؟
- بله، وقتی وارد جامعه شدم، دیدم در زنان بزرگ ترین عامل بازدارنده از کسب و کار و رسیدن به فعلیت و مراحل بالاتر، ترس است. این ترس که با تقویت هوش معنوی از بین می رود، بخش بزرگ آن به خاطر فرهنگ حاکم بر خانواده هاست. ما وقتی در کودکی به دختران می گوییم دختر قشنگم یا پسر زرنگم، در واقع دخترمان را به سمت این که دائم یک آینه در دست بگیرد و مراقب زیبایی خودش باشد، سوق می دهیم و به پسر می گوییم می توانی از در و دیوار بالا بروی و ماشین سواری کنی و هر کاری دلت خواست انجام دهی. یا وقتی به دختر می گوییم بایدمراقب خودت باشی و احتیاط کنی و به پسرمان می گوییم مواظب خواهرت باش، در واقع به دختران از همان کودکی القا می کنیم که کسی باید مراقب تو باشد، تو نباید خطر کنی و باید مراقب زیبایی ات باشی. همین تربیت باعث شد که علاوه بر کتاب های درسی، کتاب های متنوع دیگری هم مطالعه کنم.
برای دستیابی به اهدافتان چه روش هایی را پیگیری می کنید؟
- من به راحتی می توانم از پس هدف گذاری شغلی، فردی و تحصیلی خود بربیایم. این هدف گذاری باعث می شود که شخصیت شما از چند بعد رشد کند. در هدف گذاری فردی برای خودم نوشته بودم که دوست دارم چهار فرزند داشته باشم و هنوز دست خط آن زمان را دارم. در مورد همسرم هم آرزوهایم را نوشته بودم و نود درصد آرزوهایم اکنون تحقق پیدا کرده است. می خواهم بگویم که هیچ چیز را نباید از قلم انداخت. جوان های ما در بحث هدف گذاری باید دقت کنند. در این بین وقتی هدف های متعددی از جنس مختلف می نویسی و خودت را ملزم می کنی که من می توانم از پس این ها بربیایم، اولین فاکتور اتفاق می افتد. خواستن یعنی همین خیلی ها نمی خواهند که اصلا موفق بشوند یا ایده آل و کارآفرین باشند. پس اولین فاکتور مهم، خواستن است. وقتی مولفه های دیگر هم می آید؛ مثلا پشتکار. اگر یک حرکت ناپیوسته انجام دهی و دچار یأس شوی یعنی تو به هدف نمی رسی باید بگویی من می خواهم به آن نقطه برسم، پس حرکت می کنم.
حال چطور می توان این هدف گذاری را انجام داد؟
- با مطالعه. مطالعه کتب ارزشمندی که ما در تاریخ و ادبیات داریم. در دبیرستان بودم که اهداف زندگی خودم را نوشتم و از کتاب آنتونی «به سوی کامیابی» یاد گرفتم که هدف گذاری را چگونه بنویسم. هدف گذری را این گونه یاد گرفتم که باید تقسیم بندی کنم؛ یعنی خودم را فراموش نکنم. خود من ارزش دارد؛ مثل مراقبت از سلامتی، مراقبت از زیبایی حتی مراقبت از روح و روان و جسم. آن ها را تحت یک عنوان به اسم اهداف فردی و شخصی نوشتم. یک سری اهداف شغلی هم نوشتم که من با این ویژگی در جامعه چه انتظاری از خودم دارم و دوست دارم چه شغلی داشته باشم؟
خب دلم می خواست که بیشترین رفاه را داشته باشم. بنابراین در هدف گذارذی شغلی ام چیزهای بزرگ را تعریف می کردم. آن زمان دوست داشتم رشته پزشکی بخوانم. به این فکر نمی کردم پزشکی باشم که فقط مریض مداوا کنم، بلکه یک بیمارستان بزرگ تخصصی هم داشته باشم که چند نفر را سر کارهای مختلف بگذارم و درآمد بیشتری داشته باشم. پس هدف گذاری شغلی داشتم. باز برای خودم نقش هایی را در اجتماع تعریف می کردم؛ مثلا آن زمان می گفتم من دوست دارم وزیر بشوم! چرا این همه وزیر آقا داریم، ولی وزیر زن کم داریم. یکی از نقش آفرینی هایی که دوست داشتم این بود؛ ولی جور دیگری بروز پیدا کرد و من الان در شورای شهر حضور دارم که شاید برمی گردد به فکر آن زمان که یک مدت خاموش بوده، ولی جای دیگرخودش را نشان داد.
چقدر اشتغال زایی داشتید؟
- برای حدود 500 نفر مستقیم و غیرمستقیم اشتغال زایی کردم و در حال حاضر آن ها در معدن، در انبار و دفاتر مرکزی فعالیت می کنند، ولی بیشتر کارگرند.
پس شما به نوشتن اهداف و خواسته ها خیلی اعتقاد دارید.
- بله کاملا، من یک کار خوبی که می کردم این بود که اهداف خودم را می نوشتم. نوشتن معجزه می کند. زمانی که اهدافت را می نویسی، انگار از جهان پیرامونی خود می خواهی با تمام ابزار و آلات در خدمت تو باشد؛ این را من کاملا تجربه کرده ام. نوشتن معجزه دیگری هم دارد و آن این که به موضوع مسلط می شوی.
وقتی موضوعاتت را نمی نویسی، پراکنده است ؛چون سر و ته آن در دستت نیست و نمی توانی به آن تسلط پیدا کنی. وقتی تسلط پیدا کنی، احساس قدرت می کنی ؛ بنابراین می توانی حرکت کنی. طبقه بندی دیگر هدف گذاری من هدف های خیرخواهانه بود. دوست داشتم به دیگارن کمک کنم. این کمک در ذهنم کمک به قشر خاصی نبود، ولی دوست داشتم به فقرا کمک کنم و بخشی از آن را در هدف های خیرخواهانه دیدم و اهداف ماجراجویانه برای خودم داشتم که این ها حالت آرزوگونه بود. مثلا دوست داشتم به جزایر هاوایی سفر کنم و به کره ماه بروم.
مشکلات و موانعی که فراروی زنان کارآفرین وجوددارد، چیست؟
- عمده ترین آن عامل فرهنگی است. عامل فرهنگی باعث می شود اعتماد به نفس زنان کم شود. بازیابی اعتماد به نفس و رساندن به این باور که آن ها هم می توانند در بازارهای کسب و کار وارد و موفق شوند، نیاز به آموزش و مشاوره دارد که در حال حاضر انجمن هایی که برای خصوصا زنان کارآفرین شکل گرفته، این کار را انجام می دهند. عوامل و محدودیت های بیرونی، برخوردهای سلیقه ای برخی از ارگان ها و سازمان ها که با کارآفرینی زنان، مثل ممنوعیت ورود زنان به بعضی از محوطه های سنگین همچون فولاد و اسکله یا ممنوعیت انتخاب رشته برای زنان در 38 رشده تحصیلی در برخی از دانشگاه ها (مثل رشته معدن) یک سری محدودیت هایی هستند که عوامل بیرونی اعمال می کنند و عمده ترین آن ها شخصی است و اگر زن ها به این رشته ها ورود پیدا نمی کنند، از بعد روان شناسی بیشتر به خاطر برخورد جامعه با زنان است.
وقتی نگاه می کنید می بینید آمار دختران برای ورود به دانشگاه بیشتر از پسران است. بسیاری از افرادی که سخنرانی می کنند، این را مطرح می کنند که دختران خیلی بهتر بودند و توانستند کرسی های دانشگاه را بیشتر اشغال کنند. معنی این اتفاق این است که پسران حضور در بازار کسب و کار را به حضور در دانشگاه ترجیح می دهند و نیمی از آن ها با انتخاب خود به سمت بازار کسب و کار می روند؛ ولی دختران حضور در دانشگاه را به حضور در بازار کسب و کار ترجیح می دهند و وقتی فارغ التحصیل می شوند، دنبال کارهایی از جنس کارمندی می گردند که کجا بتوانند استخدام شوند.
پس ما برای این که بتوانیم زنان را تشویق کنیم در بازارهای کسب و کار ورود پیدا کنند، نیاز به فرهنگ سازی و اعتمادسازی داریم. باید در دختران حس خطر و جسارت کردن به وجود بیاید. مثلا زنانی که وارد بازار کسب و کار می شوند اگر اشتباهی کنند و مثلا چک آن ها برگشت بخورد یا معامله ای را غلط انجام دهند یا خسارت کوچکی در کار ببینند، دو برابر مردان سرزنش می شوند و به آن ها می گویند کی به تو گفت دسته چک بگیری که چک صاد رکنی و چک برگشت بخورد!
این نوع ادبیات در جامعه ما و در بین زنان شاغل بسیار دیده می شود که ارتباط مستقیم با روان دارد. مثلا اگر یک زن و مرد در یک حوزه کسب و کار مشخص باید به فلان نقطه برسند، آن مرد با تشویق و آفرین جلو می رود، ولی زن باید از تمامی موانع عبور کند که باعث می شود دیرتر به آن نقطه برسد. خود من به هدف رسیده ام، ولی با فاکتورهای فرهنگی شاید زودتر می رسیدم.
چه انگیزه ای از مشارکت در انتخابات شورای شهر داشتید؟
- من هدف گذاری چندوجهی در زندگی داشتم. همیشه خودم و کسب و کارم را در واقع یک موضوع فردی می دانستم؛ حتی ممکن بود باعث اشتغال زایی چند صد نفر هم بشوم، ولی باز انتظار بیشتری از خودم داشتم. انتظار آدم از خودش هم خیلی مهم است. من یک چهارم درآمد خودم را صرف کمک به فقرا کردم. از این بین آمدم و کودکان بدسرپرست و کودکان کار و آسیب های اجتماعی را انتخاب کردم، چون احساس کردم سنگ روی زمین مانده ای است و باید کسی به این موضوع بپردازد. بعد هم به عنوان یک فعال اقتصادی در قالب مسئولیت پذیری اجتماعی این کار را انجام دادم. درگیر موضوعات اجتماعی شدم و دیدم که آنقدر عمق مسئله زیاد است که یک نفر به تنهایی از عهده حل موضوع برنمی آید و چون موضوع انسان هم در مورد مسائل اجتماعی در میان است، نمی توانید به راحتی از آن عبور کنید.
شاید اگر در کار اقتصادی مشکلی پیش بیاید ناراحت شوی، ولی زود فراموش می کنی؛ اما اگر بینی انسان های زیادی بر سر موضوعاتی مثل اشکال در تصمیم گیری آسیب می بینند، نمی توانی بی تفاوت از کنار آن عبور کنی. من هم در برهه ای با این پدیده ها مثل کودک آزاری، کودکان کار و خیابانی خیلی مواجه شدم و داخل موضوع رفتم و دیدم ما در رأس سیاست گذاری برای این افراد کمتر حرفی زده ایم.
من برنامه پنج ساله کشور را مطالعه کردم، کلمه کودک یک بار هم در آن به کار نرفته؛ در حالی که کلمه فاضلاب 17 بار به کار رفته است. وقتی در برنامه توسعه کشور بحث کودک دیده نشده و برنامه ریزی هم برایش لحاظ نشده، خب کاری انجام نمی شود. برنامه ها براساس سیاست گذاری است. خودم را باید می رساندم به آن هایی که تصمیم سازند. یکی از کلیدی ترین نهادهای تصمیم سازی که در قانون اساسی آمده و می تواند تصمیم ساز باشد، شورای شهر است که حالا باید تمرین می کردم تا بتوانم وارد مراحل بالاتر سیاست گذاری شوم تا روزی معضل کودکان در کشور حل شود. الان هم در شورای شهر بیشترین کسی که دغدغه این مسئله را دارد، من هستم و برای این کار باید درد را حس و لمس کرده باشی که بتوانی راجع به آن صحبت کنی. اگر صحبت نکنی مسئولین و جامعه حساس نمی شوند و تا حساسیت زایی صورت نگیرد، کاری انجام نمی شود. کار بسیار سختی است باید بتوانی آن ها را متقاعد کنی و رأی بیاوری. فکر کنم از عهده آن کار برمی آیم.
آیا حضور شما در شورای شهر می تواند در رفع مشکلات زنان در حوزه کارآفرینی موثر واقع شود و چه تلاش هایی در این زمینه انجام داده اید؟
- تلاش کردم و در آنجا توانستم کمیته اجتماعی را فعال کنم و مسئولیت را به عهده بگیرم. زیرمجموعه کمیته اجتماعی 12 تا کارگروه تعریف کردم که از فعالیت این حوزه دعوت کنم در کارگروه شرکت کنند و طرح هایی را بدهیم که در قالب شورای شهر پیاده شود، ولی بزرگ ترین موضوعی را که می خواهم مطرح کنم. موضوع مسئولیت پذیری اجتماعی شرکت ها است که در خارج از کشور بسیار رواج دارد و در ایران کم است. به این شکل که ما در شهر تهران برج ساز و شرکت های ساختمانی زیادی داریم، این ها می توانند در مسئولیت پذیری اجتماعی سامان دهی کودکان کار آن منطقه را تعریف کنند یعنی آنقدر آن ها در آن حوزه پول ساز و سودآور هستند، ولی باید حساس شوند و بیایند قسمت های آسیب دیده را سامان دهی کنند.
احساس تان از این که عضو شورای شهر هستید، چیست؟
- انتظار نداشتم رأی خوبی کسب کنم؛ چون رأی من نفر پانزدهم در بین 31 نفر قرار داشت و سابقه سیاسی هم نداشتم. یک حس محبوبیت اجتماعی به من دست داد. این که فکر می کنی جامعه تو را قبول دارد و انتخابت کرده است.
بین مسئولیت خانه داری زنان و مسئولیت های اجتماعی آنان چه تمایزی قائلید و کدام یک ارجحند؟
- یک زن هر چقدر که در زمینه کار و کارآفرینی و اجتماع موفق باشد، ولی اگر نقش خانوادگی و حفظ خانواده را نتواند ایفا کند، نقش اصلی خود را قربانی کرده است چون در خلقت، هر کدام از ما یک نقش داریم. خداوند در خلقت زن نقشی را که برایش تعیین کرده نقش مادر بودن است. این حس خوب و در زندگی لازم است. شاید دختران ما تا زمانی که جوان هستند مثلا از 18 تا 30 سالگی بگویند دوست داریم آزاد باشیم. حوصله مادر شدن و ازدواج کردن را نداریم ، ولی انسان در سنین مختلف تجارب کاملا متفاوتی پیدا می کند و حس مختلفی دارد.
حس یک زن در 40 سالگی با حس او در سن 30 سالگی بسیار متفاوت است. تغییر و مخلوق در مراحل مختلف زندگی چه حالت هایی را به وجود می آورد. بنابراین همان خالق آمده به شکل ها و مکاتب مختلف از طریق قرآن، انجیل و هر چه فکر کنید توانسته با بشر صحبت کند برای زن نقش زایش و مادر بودن را تعریف کرده و اگر ما این نقش را قربانی کنیم و به جای آن به موضوعات دیگر بپردازیم در اصل باختیم. تعبیر من این است که ما به گونه ای می توانیم برنامه ریزی کنیم که خوب بتوانیم از آن بهره ببریم.
خداوند این قابلیت را به زن داده، ولی فقط باید حین تاریخ هم بارها و بارها اتفاق افتاده که وقایع مختلف را در اصل زنان پشت پرده مدیریت می کردند و مردان مثل مهره هایی بودند که کارها را انجام می دادند. این توان در زنان وجود دارد؛ پس می توان آن را را در جهت مثبت به کار برد و از آن ظرفیتی که خداوند به او داده استفاده کرد و کارآفرین مادر و هم فعال شود. منتهی به یک سری مشاوره نیاز است. یک سری از مشاوره ها را مادران به فرزندان می دهند و هر چه به قبل برمی گردیم، مثلا مادر بزرگ ها این آموزش ها را که ارزش بیشتری داشتند به لحاظ اخلاقی در اختیار فرزندان قرار می دادند و در حال حاضر این مسئله فروکش می کند. هر چه به نسل جدید نزدیک تر می شویم ،ارزش های اخلاقی کمتر می شود. مثلا مادربزرگ های ما شاید سخت ترین شرایط را تحمل می کردند ؛برای این که فرزندشان امنیت داشته باشد ولی در حال حاضر برخی مادران به راحتی فرزندان خود را رها می کنند برای این که به خواسته فردی خودشان برسند. در جامعه ما آمار طلاق بالا رفته، این یک تهدید برای بنیان خانواده محسوب می شود.
به عنوان یک بانوی موفق ایرانی چه پیامی برای زنانی که انگیزه کارآفرینی و فعالیت در عرصه های اجتماعی را دارند، دارید؟
- من به آن ها می گویم نترسند وارد کارآفرینی شوند و حتما از مشاوره استفاده کنند. از انجمن هایی که در این قضیه شکل گرفته و پیشنهاد می کنم، به سمت کسب و کارهای خانوادگی بروند. کسب و کارهای خانوادگی می تواند یک راه برون رفت از تردیدها و فشارهای فرهنگی باشد؛ چون در کسب و کار خانوادگی شما سهامدار یک شرکت می شوید و برای نقش آفرینی زن برای کسب و کار خانواده یک سری فرمول و قواعدی دارد که در این مصاحبه نمی گنجد. در واقع زنان می توانند از اطلاعات سایت تشکل های زنان آن را دریافت کنند؛ ولی باید خستگی ناپذیر باشند از مشاوره استفاده کنند. زنان با این ظرفیت و به خاطر نوع خلقت و جنسیت شان می توانند در بحث اجتماعی شرکت کنند و موفق شوند.
درخصوص آمارهای آموزشی عالی مبنی بر انبوه زیاد فارغ التحصیلان زن در رشته های مختلف، پیش بینی شما درباره آینده شغلی این جمع فارغ التحصیلان چیست؟
- فکر کنم اگر کرسی های دانشگاه بیشتر توسط زنان اشغال شود و این افراد به سمت کارآفرینی نروند، با مشکل بیکاری مواجه خواهند شد مگر این که در همان رشته ای که تخصص، اطلاعات و دانشی را کسب کردند بروند، ایده پردازی کنند و خلاقیت شان را به کار بگیرند و کار را ایجاد کنند و بتوانند درآمدزا باشند.
در شورای شهر آیا برای معضل پیچیده آلودگی هوا به دنبال راهکاری هستید.
- برنامه هایی که برای آلودگی دادند، بیشتر مسکن های زودگذر است؛ مثل طرح زوج و فرد که اعمال آن به اعتقاد من، شهروندان را از حقوق شان محروم می کند. بالاخره همه شهروندان حق دارند با وسیله نقلیه شان تردد کنند و وقتی می گوییم ماشین را نیاورید، حقی را از او می گیریم و این می تواند به صورت مقطعی مشکل را حل کند. مشکل اساسی این است که سوخت ما استاندارد نیست؛ یعنی باید به عنوان واقعیت این را پذیرفت که سوخت خودروهای ما استاندارد نیست و تعداد خودروهای فرسوده بسیار زیاد است.
در تولید بنزین هنوز وابستگی داریم. همچنین در بلند مدت باید در تولید سوخت، استانداردهای جهانی را رعایت کنیم. نکته دیگر این که یک سری طرح هایی را بدهیم که مردم کمتر مجبور شوند از خانه بیرون بیایند. یکی از آن ها را در شورای شهر مطرح کردم؛ مردم را به خریدهای اینترنتی تشویق کنیم. یعنی مردم کم کم به سمت خریدهای اینترنتی بروند و به خاطر خرید هر چیز مجبور نشوند سوار ماشین شوند و به مراکز خرید بروند. یکی دیگر مردم اخلاق شهروندی را هم در نظر بگیرند. زمانی که ممنوعیت استفاده از ماشین های طرح زوج و فرد مطرح می شود بارها دیده شده که مردم در صف های طولانی در خیابان منتظر تاکسی می مانند و تاکسی ها بازار سیاه درست می کنندو با یک رقم بالا دربست سوار می کنند یعنی مشارکت مردم و همدلی آنان کم است. در این مواقع بیشتر به کمک هم نیاز داریم، ولی به صورت ریشه ای با برداشتن تحریم ها مشکل سوخت ما حل خواهد شد.
بالا رفتن سن ازدواج جوانان و علل آن را چه می دانید؟
- علل آن مشکلات اقتصادی است. بالاخره باید قبول کردکه کشور در سال های اخیر دچار تورم مزمن شده است و این تورم مزمن شکاف درآمد و هزینه را بالا برده است. یعنی خانواده ها برای این که بتوانند با درآمد کم زندگی کنند، خیلی از مولفه ها مثل تفریحات، ورزش و مسافرت را از سبد هزینه ها حذف کردند و انگیزه جوان ها برای ازدواج کردن کمتر می شود؛ چون سبد آن ها خالی است و درآمد هم نمی تواند جواب هزینه ها را بدهد. باز راه برون رفت از این قضیه توصیه به کارآفرینی است.
در حال حاضر در شورای شهر در چه کمیسیونی فعالیت دارید و تمرکز شما روی چه موضوعاتی است؟
- کمیسیون فرهنگی، هنری هستم و کمیته اجتماعی را عهده دار هستم که کارگروه های زیرمجموعه آن هست و بانوان هم باز یکی از کارگروه هایی است که آن را فعال کردم و ان شاءالله بتوانم برای زنان نقش آفرینی داشته باشیم.
آیا خانواده شما مخالف این حجم کار و حضور شما در سیاست و فعالیت های اجتماعی نیستند و آیا می توانید به تمام کارهایتان رسیدگی کنید؟
- من آشپزی نمی کنم. وقتی از صبح تا شب بیرون هستم، نمی توانم نیمه های شب غذا درست کنم و واقعیت این است که چون برنامه زندگیم را از اول می دانستم که باید بیرون از منزل حضور داشته باشم، آمدم و پایه های اقتصادی زندگی ام را قوی کردم. سپس تصمیم گرفتم بچه دار شوم؛ بنابراین ناگزیر از کمک های دیگران استفاده می کنم. در عین حال اما برای من عنوان یک مادر مهم عاطفه ای است که باید خرج فرزندان کنم. حفظ گرمای خانه بسیار مهم است، سعی می کنم اگر حتی یک ساعت صبح و یک ساعت شب وقت برای آن ها می گذارم مثل قرص انرژی و مولتی ویتامین برای فرزندانم باشم در واقع با کیفیت برخورد و رفتار را غنا بخشیده ام که در طول روز برای فرزندان آزاد می شود.
وقتی شب به خانه می روم، یک ساعت شب وقت مفید برای تک تک آن ها اختصاص می دهم. خودم کمتر می خوابم و الان کسر خواب دارم؛ چون شب ها دیر می خوابم و صبح ها زود بیدار می شوم که بتوانم ساعت کیفی را برای آن ها تامین کنم. در این میان سعی می کنم از پدر بزرگ ها و مادربزرگ ها هم کمک بگیریم.
ما باید برای آن ها هم نقشی قائل شویم که احساس خوبی به آن ها دست بدهد. نوه ها بسیار دوست دارند در کنار آن ها باشند. دختران و عروس ها قدر مادرشوهر و مادرشان را بدانند و با موضوعات کوچک روابط را تیره و تار نکنند. از این موضوعات هم در زندگی من می توانست وجود داشته باشد که بخواهد رابطه من و مادرشوهرم را تیره کند، ولی هیچ وقت این کار را نکردم. فن ارتباط در خانواده بسیار می تواند مؤثر باشد، برای این که بتوانی خانواده ات را مدیریت کنی باید در رابطه با همسرداری و برخورد با خانواده همسر آموزش دید.
و در آخر پیام تان برای دنیای زنان
- نشریات و رسانه ها که با فرهنگ سازی می توانند به ارتقای جایگاه زنان کمک کنند و در فراگیری بسیاری از آموزه ها، به زنان جامعه ایفای نقش کنند. یادگیری مهارت، در آموزشگاه ها، ادارات و کلاس های آموزشی که بیرون ارائه می شود، نیست، بلکه باید آن را از تجارب زنان موفق کسب کرد که این مهم و رسالت می تواند توسط مجله دنیای زنان محقق شود، برایتان آرزوی توفیق دارم.
نقش تربیت و آموزش های دوران کودکی را در موفقیت های هر فرد چقدر می دانید؟
- این بیشتر برمی گردد به تربیت کودکی و این که والدین با فرزندان شان چطور برخورد می کنند و به آن ها آخموزش می دهند. من چون قهرمان زندگی ام مادر بزرگم بود و او با ما زندگی می کرد، وقتی کودک بودیم، ایشان هر شب برای ما قصه می گفت و در این قصه ها همیشه قهرمان قصه به یزدان پناه می برد. الان متوجه می شوم آن چیزی که در کودکی به من می گفت ، امروز به آن عنوان هوش معنوی می گویند. ما آدم ها یک IQ و یک EQ داریم. راجع به هوش معنوی کمتر صحبت شده. هوش معنوی که الان من بیشتر موفقیتم را به خاطر داشتن آن می دانم و برگرفته از آن تربیتی است که در دوران کودکی از نقل های مادربزرگم یاد می گرفتم، یعنی اعتماد و پایبندی به یک نیرو و قدرت بزرگ که اتکا به آن باعث می شود از هیچ چیز نترسی و ترس از بین برود.
آیا بین دختران و پسران در این نکاتی که اشاره کردید، تفاوتی وجود دارد؟
- بله، وقتی وارد جامعه شدم، دیدم در زنان بزرگ ترین عامل بازدارنده از کسب و کار و رسیدن به فعلیت و مراحل بالاتر، ترس است. این ترس که با تقویت هوش معنوی از بین می رود، بخش بزرگ آن به خاطر فرهنگ حاکم بر خانواده هاست. ما وقتی در کودکی به دختران می گوییم دختر قشنگم یا پسر زرنگم، در واقع دخترمان را به سمت این که دائم یک آینه در دست بگیرد و مراقب زیبایی خودش باشد، سوق می دهیم و به پسر می گوییم می توانی از در و دیوار بالا بروی و ماشین سواری کنی و هر کاری دلت خواست انجام دهی. یا وقتی به دختر می گوییم بایدمراقب خودت باشی و احتیاط کنی و به پسرمان می گوییم مواظب خواهرت باش، در واقع به دختران از همان کودکی القا می کنیم که کسی باید مراقب تو باشد، تو نباید خطر کنی و باید مراقب زیبایی ات باشی. همین تربیت باعث شد که علاوه بر کتاب های درسی، کتاب های متنوع دیگری هم مطالعه کنم.
برای دستیابی به اهدافتان چه روش هایی را پیگیری می کنید؟
- من به راحتی می توانم از پس هدف گذاری شغلی، فردی و تحصیلی خود بربیایم. این هدف گذاری باعث می شود که شخصیت شما از چند بعد رشد کند. در هدف گذاری فردی برای خودم نوشته بودم که دوست دارم چهار فرزند داشته باشم و هنوز دست خط آن زمان را دارم. در مورد همسرم هم آرزوهایم را نوشته بودم و نود درصد آرزوهایم اکنون تحقق پیدا کرده است. می خواهم بگویم که هیچ چیز را نباید از قلم انداخت. جوان های ما در بحث هدف گذاری باید دقت کنند. در این بین وقتی هدف های متعددی از جنس مختلف می نویسی و خودت را ملزم می کنی که من می توانم از پس این ها بربیایم، اولین فاکتور اتفاق می افتد. خواستن یعنی همین خیلی ها نمی خواهند که اصلا موفق بشوند یا ایده آل و کارآفرین باشند. پس اولین فاکتور مهم، خواستن است. وقتی مولفه های دیگر هم می آید؛ مثلا پشتکار. اگر یک حرکت ناپیوسته انجام دهی و دچار یأس شوی یعنی تو به هدف نمی رسی باید بگویی من می خواهم به آن نقطه برسم، پس حرکت می کنم.
حال چطور می توان این هدف گذاری را انجام داد؟
- با مطالعه. مطالعه کتب ارزشمندی که ما در تاریخ و ادبیات داریم. در دبیرستان بودم که اهداف زندگی خودم را نوشتم و از کتاب آنتونی «به سوی کامیابی» یاد گرفتم که هدف گذاری را چگونه بنویسم. هدف گذری را این گونه یاد گرفتم که باید تقسیم بندی کنم؛ یعنی خودم را فراموش نکنم. خود من ارزش دارد؛ مثل مراقبت از سلامتی، مراقبت از زیبایی حتی مراقبت از روح و روان و جسم. آن ها را تحت یک عنوان به اسم اهداف فردی و شخصی نوشتم. یک سری اهداف شغلی هم نوشتم که من با این ویژگی در جامعه چه انتظاری از خودم دارم و دوست دارم چه شغلی داشته باشم؟
خب دلم می خواست که بیشترین رفاه را داشته باشم. بنابراین در هدف گذارذی شغلی ام چیزهای بزرگ را تعریف می کردم. آن زمان دوست داشتم رشته پزشکی بخوانم. به این فکر نمی کردم پزشکی باشم که فقط مریض مداوا کنم، بلکه یک بیمارستان بزرگ تخصصی هم داشته باشم که چند نفر را سر کارهای مختلف بگذارم و درآمد بیشتری داشته باشم. پس هدف گذاری شغلی داشتم. باز برای خودم نقش هایی را در اجتماع تعریف می کردم؛ مثلا آن زمان می گفتم من دوست دارم وزیر بشوم! چرا این همه وزیر آقا داریم، ولی وزیر زن کم داریم. یکی از نقش آفرینی هایی که دوست داشتم این بود؛ ولی جور دیگری بروز پیدا کرد و من الان در شورای شهر حضور دارم که شاید برمی گردد به فکر آن زمان که یک مدت خاموش بوده، ولی جای دیگرخودش را نشان داد.
چقدر اشتغال زایی داشتید؟
- برای حدود 500 نفر مستقیم و غیرمستقیم اشتغال زایی کردم و در حال حاضر آن ها در معدن، در انبار و دفاتر مرکزی فعالیت می کنند، ولی بیشتر کارگرند.
پس شما به نوشتن اهداف و خواسته ها خیلی اعتقاد دارید.
- بله کاملا، من یک کار خوبی که می کردم این بود که اهداف خودم را می نوشتم. نوشتن معجزه می کند. زمانی که اهدافت را می نویسی، انگار از جهان پیرامونی خود می خواهی با تمام ابزار و آلات در خدمت تو باشد؛ این را من کاملا تجربه کرده ام. نوشتن معجزه دیگری هم دارد و آن این که به موضوع مسلط می شوی.
وقتی موضوعاتت را نمی نویسی، پراکنده است ؛چون سر و ته آن در دستت نیست و نمی توانی به آن تسلط پیدا کنی. وقتی تسلط پیدا کنی، احساس قدرت می کنی ؛ بنابراین می توانی حرکت کنی. طبقه بندی دیگر هدف گذاری من هدف های خیرخواهانه بود. دوست داشتم به دیگارن کمک کنم. این کمک در ذهنم کمک به قشر خاصی نبود، ولی دوست داشتم به فقرا کمک کنم و بخشی از آن را در هدف های خیرخواهانه دیدم و اهداف ماجراجویانه برای خودم داشتم که این ها حالت آرزوگونه بود. مثلا دوست داشتم به جزایر هاوایی سفر کنم و به کره ماه بروم.
مشکلات و موانعی که فراروی زنان کارآفرین وجوددارد، چیست؟
- عمده ترین آن عامل فرهنگی است. عامل فرهنگی باعث می شود اعتماد به نفس زنان کم شود. بازیابی اعتماد به نفس و رساندن به این باور که آن ها هم می توانند در بازارهای کسب و کار وارد و موفق شوند، نیاز به آموزش و مشاوره دارد که در حال حاضر انجمن هایی که برای خصوصا زنان کارآفرین شکل گرفته، این کار را انجام می دهند. عوامل و محدودیت های بیرونی، برخوردهای سلیقه ای برخی از ارگان ها و سازمان ها که با کارآفرینی زنان، مثل ممنوعیت ورود زنان به بعضی از محوطه های سنگین همچون فولاد و اسکله یا ممنوعیت انتخاب رشته برای زنان در 38 رشده تحصیلی در برخی از دانشگاه ها (مثل رشته معدن) یک سری محدودیت هایی هستند که عوامل بیرونی اعمال می کنند و عمده ترین آن ها شخصی است و اگر زن ها به این رشته ها ورود پیدا نمی کنند، از بعد روان شناسی بیشتر به خاطر برخورد جامعه با زنان است.
وقتی نگاه می کنید می بینید آمار دختران برای ورود به دانشگاه بیشتر از پسران است. بسیاری از افرادی که سخنرانی می کنند، این را مطرح می کنند که دختران خیلی بهتر بودند و توانستند کرسی های دانشگاه را بیشتر اشغال کنند. معنی این اتفاق این است که پسران حضور در بازار کسب و کار را به حضور در دانشگاه ترجیح می دهند و نیمی از آن ها با انتخاب خود به سمت بازار کسب و کار می روند؛ ولی دختران حضور در دانشگاه را به حضور در بازار کسب و کار ترجیح می دهند و وقتی فارغ التحصیل می شوند، دنبال کارهایی از جنس کارمندی می گردند که کجا بتوانند استخدام شوند.
پس ما برای این که بتوانیم زنان را تشویق کنیم در بازارهای کسب و کار ورود پیدا کنند، نیاز به فرهنگ سازی و اعتمادسازی داریم. باید در دختران حس خطر و جسارت کردن به وجود بیاید. مثلا زنانی که وارد بازار کسب و کار می شوند اگر اشتباهی کنند و مثلا چک آن ها برگشت بخورد یا معامله ای را غلط انجام دهند یا خسارت کوچکی در کار ببینند، دو برابر مردان سرزنش می شوند و به آن ها می گویند کی به تو گفت دسته چک بگیری که چک صاد رکنی و چک برگشت بخورد!
این نوع ادبیات در جامعه ما و در بین زنان شاغل بسیار دیده می شود که ارتباط مستقیم با روان دارد. مثلا اگر یک زن و مرد در یک حوزه کسب و کار مشخص باید به فلان نقطه برسند، آن مرد با تشویق و آفرین جلو می رود، ولی زن باید از تمامی موانع عبور کند که باعث می شود دیرتر به آن نقطه برسد. خود من به هدف رسیده ام، ولی با فاکتورهای فرهنگی شاید زودتر می رسیدم.
چه انگیزه ای از مشارکت در انتخابات شورای شهر داشتید؟
- من هدف گذاری چندوجهی در زندگی داشتم. همیشه خودم و کسب و کارم را در واقع یک موضوع فردی می دانستم؛ حتی ممکن بود باعث اشتغال زایی چند صد نفر هم بشوم، ولی باز انتظار بیشتری از خودم داشتم. انتظار آدم از خودش هم خیلی مهم است. من یک چهارم درآمد خودم را صرف کمک به فقرا کردم. از این بین آمدم و کودکان بدسرپرست و کودکان کار و آسیب های اجتماعی را انتخاب کردم، چون احساس کردم سنگ روی زمین مانده ای است و باید کسی به این موضوع بپردازد. بعد هم به عنوان یک فعال اقتصادی در قالب مسئولیت پذیری اجتماعی این کار را انجام دادم. درگیر موضوعات اجتماعی شدم و دیدم که آنقدر عمق مسئله زیاد است که یک نفر به تنهایی از عهده حل موضوع برنمی آید و چون موضوع انسان هم در مورد مسائل اجتماعی در میان است، نمی توانید به راحتی از آن عبور کنید.
شاید اگر در کار اقتصادی مشکلی پیش بیاید ناراحت شوی، ولی زود فراموش می کنی؛ اما اگر بینی انسان های زیادی بر سر موضوعاتی مثل اشکال در تصمیم گیری آسیب می بینند، نمی توانی بی تفاوت از کنار آن عبور کنی. من هم در برهه ای با این پدیده ها مثل کودک آزاری، کودکان کار و خیابانی خیلی مواجه شدم و داخل موضوع رفتم و دیدم ما در رأس سیاست گذاری برای این افراد کمتر حرفی زده ایم.
من برنامه پنج ساله کشور را مطالعه کردم، کلمه کودک یک بار هم در آن به کار نرفته؛ در حالی که کلمه فاضلاب 17 بار به کار رفته است. وقتی در برنامه توسعه کشور بحث کودک دیده نشده و برنامه ریزی هم برایش لحاظ نشده، خب کاری انجام نمی شود. برنامه ها براساس سیاست گذاری است. خودم را باید می رساندم به آن هایی که تصمیم سازند. یکی از کلیدی ترین نهادهای تصمیم سازی که در قانون اساسی آمده و می تواند تصمیم ساز باشد، شورای شهر است که حالا باید تمرین می کردم تا بتوانم وارد مراحل بالاتر سیاست گذاری شوم تا روزی معضل کودکان در کشور حل شود. الان هم در شورای شهر بیشترین کسی که دغدغه این مسئله را دارد، من هستم و برای این کار باید درد را حس و لمس کرده باشی که بتوانی راجع به آن صحبت کنی. اگر صحبت نکنی مسئولین و جامعه حساس نمی شوند و تا حساسیت زایی صورت نگیرد، کاری انجام نمی شود. کار بسیار سختی است باید بتوانی آن ها را متقاعد کنی و رأی بیاوری. فکر کنم از عهده آن کار برمی آیم.
آیا حضور شما در شورای شهر می تواند در رفع مشکلات زنان در حوزه کارآفرینی موثر واقع شود و چه تلاش هایی در این زمینه انجام داده اید؟
- تلاش کردم و در آنجا توانستم کمیته اجتماعی را فعال کنم و مسئولیت را به عهده بگیرم. زیرمجموعه کمیته اجتماعی 12 تا کارگروه تعریف کردم که از فعالیت این حوزه دعوت کنم در کارگروه شرکت کنند و طرح هایی را بدهیم که در قالب شورای شهر پیاده شود، ولی بزرگ ترین موضوعی را که می خواهم مطرح کنم. موضوع مسئولیت پذیری اجتماعی شرکت ها است که در خارج از کشور بسیار رواج دارد و در ایران کم است. به این شکل که ما در شهر تهران برج ساز و شرکت های ساختمانی زیادی داریم، این ها می توانند در مسئولیت پذیری اجتماعی سامان دهی کودکان کار آن منطقه را تعریف کنند یعنی آنقدر آن ها در آن حوزه پول ساز و سودآور هستند، ولی باید حساس شوند و بیایند قسمت های آسیب دیده را سامان دهی کنند.
احساس تان از این که عضو شورای شهر هستید، چیست؟
- انتظار نداشتم رأی خوبی کسب کنم؛ چون رأی من نفر پانزدهم در بین 31 نفر قرار داشت و سابقه سیاسی هم نداشتم. یک حس محبوبیت اجتماعی به من دست داد. این که فکر می کنی جامعه تو را قبول دارد و انتخابت کرده است.
بین مسئولیت خانه داری زنان و مسئولیت های اجتماعی آنان چه تمایزی قائلید و کدام یک ارجحند؟
- یک زن هر چقدر که در زمینه کار و کارآفرینی و اجتماع موفق باشد، ولی اگر نقش خانوادگی و حفظ خانواده را نتواند ایفا کند، نقش اصلی خود را قربانی کرده است چون در خلقت، هر کدام از ما یک نقش داریم. خداوند در خلقت زن نقشی را که برایش تعیین کرده نقش مادر بودن است. این حس خوب و در زندگی لازم است. شاید دختران ما تا زمانی که جوان هستند مثلا از 18 تا 30 سالگی بگویند دوست داریم آزاد باشیم. حوصله مادر شدن و ازدواج کردن را نداریم ، ولی انسان در سنین مختلف تجارب کاملا متفاوتی پیدا می کند و حس مختلفی دارد.
حس یک زن در 40 سالگی با حس او در سن 30 سالگی بسیار متفاوت است. تغییر و مخلوق در مراحل مختلف زندگی چه حالت هایی را به وجود می آورد. بنابراین همان خالق آمده به شکل ها و مکاتب مختلف از طریق قرآن، انجیل و هر چه فکر کنید توانسته با بشر صحبت کند برای زن نقش زایش و مادر بودن را تعریف کرده و اگر ما این نقش را قربانی کنیم و به جای آن به موضوعات دیگر بپردازیم در اصل باختیم. تعبیر من این است که ما به گونه ای می توانیم برنامه ریزی کنیم که خوب بتوانیم از آن بهره ببریم.
خداوند این قابلیت را به زن داده، ولی فقط باید حین تاریخ هم بارها و بارها اتفاق افتاده که وقایع مختلف را در اصل زنان پشت پرده مدیریت می کردند و مردان مثل مهره هایی بودند که کارها را انجام می دادند. این توان در زنان وجود دارد؛ پس می توان آن را را در جهت مثبت به کار برد و از آن ظرفیتی که خداوند به او داده استفاده کرد و کارآفرین مادر و هم فعال شود. منتهی به یک سری مشاوره نیاز است. یک سری از مشاوره ها را مادران به فرزندان می دهند و هر چه به قبل برمی گردیم، مثلا مادر بزرگ ها این آموزش ها را که ارزش بیشتری داشتند به لحاظ اخلاقی در اختیار فرزندان قرار می دادند و در حال حاضر این مسئله فروکش می کند. هر چه به نسل جدید نزدیک تر می شویم ،ارزش های اخلاقی کمتر می شود. مثلا مادربزرگ های ما شاید سخت ترین شرایط را تحمل می کردند ؛برای این که فرزندشان امنیت داشته باشد ولی در حال حاضر برخی مادران به راحتی فرزندان خود را رها می کنند برای این که به خواسته فردی خودشان برسند. در جامعه ما آمار طلاق بالا رفته، این یک تهدید برای بنیان خانواده محسوب می شود.
به عنوان یک بانوی موفق ایرانی چه پیامی برای زنانی که انگیزه کارآفرینی و فعالیت در عرصه های اجتماعی را دارند، دارید؟
- من به آن ها می گویم نترسند وارد کارآفرینی شوند و حتما از مشاوره استفاده کنند. از انجمن هایی که در این قضیه شکل گرفته و پیشنهاد می کنم، به سمت کسب و کارهای خانوادگی بروند. کسب و کارهای خانوادگی می تواند یک راه برون رفت از تردیدها و فشارهای فرهنگی باشد؛ چون در کسب و کار خانوادگی شما سهامدار یک شرکت می شوید و برای نقش آفرینی زن برای کسب و کار خانواده یک سری فرمول و قواعدی دارد که در این مصاحبه نمی گنجد. در واقع زنان می توانند از اطلاعات سایت تشکل های زنان آن را دریافت کنند؛ ولی باید خستگی ناپذیر باشند از مشاوره استفاده کنند. زنان با این ظرفیت و به خاطر نوع خلقت و جنسیت شان می توانند در بحث اجتماعی شرکت کنند و موفق شوند.
درخصوص آمارهای آموزشی عالی مبنی بر انبوه زیاد فارغ التحصیلان زن در رشته های مختلف، پیش بینی شما درباره آینده شغلی این جمع فارغ التحصیلان چیست؟
- فکر کنم اگر کرسی های دانشگاه بیشتر توسط زنان اشغال شود و این افراد به سمت کارآفرینی نروند، با مشکل بیکاری مواجه خواهند شد مگر این که در همان رشته ای که تخصص، اطلاعات و دانشی را کسب کردند بروند، ایده پردازی کنند و خلاقیت شان را به کار بگیرند و کار را ایجاد کنند و بتوانند درآمدزا باشند.
در شورای شهر آیا برای معضل پیچیده آلودگی هوا به دنبال راهکاری هستید.
- برنامه هایی که برای آلودگی دادند، بیشتر مسکن های زودگذر است؛ مثل طرح زوج و فرد که اعمال آن به اعتقاد من، شهروندان را از حقوق شان محروم می کند. بالاخره همه شهروندان حق دارند با وسیله نقلیه شان تردد کنند و وقتی می گوییم ماشین را نیاورید، حقی را از او می گیریم و این می تواند به صورت مقطعی مشکل را حل کند. مشکل اساسی این است که سوخت ما استاندارد نیست؛ یعنی باید به عنوان واقعیت این را پذیرفت که سوخت خودروهای ما استاندارد نیست و تعداد خودروهای فرسوده بسیار زیاد است.
در تولید بنزین هنوز وابستگی داریم. همچنین در بلند مدت باید در تولید سوخت، استانداردهای جهانی را رعایت کنیم. نکته دیگر این که یک سری طرح هایی را بدهیم که مردم کمتر مجبور شوند از خانه بیرون بیایند. یکی از آن ها را در شورای شهر مطرح کردم؛ مردم را به خریدهای اینترنتی تشویق کنیم. یعنی مردم کم کم به سمت خریدهای اینترنتی بروند و به خاطر خرید هر چیز مجبور نشوند سوار ماشین شوند و به مراکز خرید بروند. یکی دیگر مردم اخلاق شهروندی را هم در نظر بگیرند. زمانی که ممنوعیت استفاده از ماشین های طرح زوج و فرد مطرح می شود بارها دیده شده که مردم در صف های طولانی در خیابان منتظر تاکسی می مانند و تاکسی ها بازار سیاه درست می کنندو با یک رقم بالا دربست سوار می کنند یعنی مشارکت مردم و همدلی آنان کم است. در این مواقع بیشتر به کمک هم نیاز داریم، ولی به صورت ریشه ای با برداشتن تحریم ها مشکل سوخت ما حل خواهد شد.
بالا رفتن سن ازدواج جوانان و علل آن را چه می دانید؟
- علل آن مشکلات اقتصادی است. بالاخره باید قبول کردکه کشور در سال های اخیر دچار تورم مزمن شده است و این تورم مزمن شکاف درآمد و هزینه را بالا برده است. یعنی خانواده ها برای این که بتوانند با درآمد کم زندگی کنند، خیلی از مولفه ها مثل تفریحات، ورزش و مسافرت را از سبد هزینه ها حذف کردند و انگیزه جوان ها برای ازدواج کردن کمتر می شود؛ چون سبد آن ها خالی است و درآمد هم نمی تواند جواب هزینه ها را بدهد. باز راه برون رفت از این قضیه توصیه به کارآفرینی است.
در حال حاضر در شورای شهر در چه کمیسیونی فعالیت دارید و تمرکز شما روی چه موضوعاتی است؟
- کمیسیون فرهنگی، هنری هستم و کمیته اجتماعی را عهده دار هستم که کارگروه های زیرمجموعه آن هست و بانوان هم باز یکی از کارگروه هایی است که آن را فعال کردم و ان شاءالله بتوانم برای زنان نقش آفرینی داشته باشیم.
آیا خانواده شما مخالف این حجم کار و حضور شما در سیاست و فعالیت های اجتماعی نیستند و آیا می توانید به تمام کارهایتان رسیدگی کنید؟
- من آشپزی نمی کنم. وقتی از صبح تا شب بیرون هستم، نمی توانم نیمه های شب غذا درست کنم و واقعیت این است که چون برنامه زندگیم را از اول می دانستم که باید بیرون از منزل حضور داشته باشم، آمدم و پایه های اقتصادی زندگی ام را قوی کردم. سپس تصمیم گرفتم بچه دار شوم؛ بنابراین ناگزیر از کمک های دیگران استفاده می کنم. در عین حال اما برای من عنوان یک مادر مهم عاطفه ای است که باید خرج فرزندان کنم. حفظ گرمای خانه بسیار مهم است، سعی می کنم اگر حتی یک ساعت صبح و یک ساعت شب وقت برای آن ها می گذارم مثل قرص انرژی و مولتی ویتامین برای فرزندانم باشم در واقع با کیفیت برخورد و رفتار را غنا بخشیده ام که در طول روز برای فرزندان آزاد می شود.
وقتی شب به خانه می روم، یک ساعت شب وقت مفید برای تک تک آن ها اختصاص می دهم. خودم کمتر می خوابم و الان کسر خواب دارم؛ چون شب ها دیر می خوابم و صبح ها زود بیدار می شوم که بتوانم ساعت کیفی را برای آن ها تامین کنم. در این میان سعی می کنم از پدر بزرگ ها و مادربزرگ ها هم کمک بگیریم.
ما باید برای آن ها هم نقشی قائل شویم که احساس خوبی به آن ها دست بدهد. نوه ها بسیار دوست دارند در کنار آن ها باشند. دختران و عروس ها قدر مادرشوهر و مادرشان را بدانند و با موضوعات کوچک روابط را تیره و تار نکنند. از این موضوعات هم در زندگی من می توانست وجود داشته باشد که بخواهد رابطه من و مادرشوهرم را تیره کند، ولی هیچ وقت این کار را نکردم. فن ارتباط در خانواده بسیار می تواند مؤثر باشد، برای این که بتوانی خانواده ات را مدیریت کنی باید در رابطه با همسرداری و برخورد با خانواده همسر آموزش دید.
و در آخر پیام تان برای دنیای زنان
- نشریات و رسانه ها که با فرهنگ سازی می توانند به ارتقای جایگاه زنان کمک کنند و در فراگیری بسیاری از آموزه ها، به زنان جامعه ایفای نقش کنند. یادگیری مهارت، در آموزشگاه ها، ادارات و کلاس های آموزشی که بیرون ارائه می شود، نیست، بلکه باید آن را از تجارب زنان موفق کسب کرد که این مهم و رسالت می تواند توسط مجله دنیای زنان محقق شود، برایتان آرزوی توفیق دارم.
موضوعات مرتبط: به اندیشان ایرانی یا مسلمان
تاريخ : جمعه نهم مرداد ۱۳۹۴ | 6:48 | نویسنده : شفیعی مطهر |
درباره وب

برگی از سرگذشت و زندگی نامه بزرگان ، نوابغ ، اندیشمندان و مشاهیر ایران و جهان .
داستان هایی از زندگی آنان که از توان فکری خود بیشتر بهره گرفتند و در عرصه تکامل ، تحول آفریدند .
«كسي كه داراي عزمي راسخ است ،جهان را مطابق ميل خويش عوض مي كند. »
(گوته)
موضوعات وب
لينک دوستان
لينک هاي مفيد
آخرین مطالب
پيوندهاي روزانه
آرشیو مطالب
لينک هاي مفيد
امکانات وب



