بستن راه بر امام حسین(ع)

 

سوم محرم سال 61 ق.

عمربن سعد با 4000 تن وارد نینوا شد. فرستاده او از امام علت آمدنش را پرسید و امام گفت: 

مردم شهر شما برای من نامه نوشتند و به من گفتند بیا. اگر نمی خواهید مرا ، برگردم.
این چهارمین باری است که امام از بازگشت سخن می گوید و دومین باری است که اهداف خود را بازگو نمی کند. همین سخن امام، ابن سعد را آرام کرد و امیدوار شد که جنگ با حسین صورت نمی گیرد و خبر را به ابن زیاد رساند.
ابن زیاد پس از خواندن نامه ابن سعد شعری قراءت کرد بدین مضمون که: 

حالا که چنگال های ما به او در آویخت، امید نجات دارد که دیگر راه گریزی نیست. 

او از ابن سعد خواست که از امام و یارانش بخواهد که با یزید بیعت کنند. اگر بیعت کردند، آنگاه رای خود را بگوید. 

از جواب نامه ، ابن سعد فهمید که ابن زیاد سلامتی و عافیت را نمی پذیرد.


ابی مخنف. وقعه الطف. ص. 184.


موضوعات مرتبط: به اندیشان ایرانی یا مسلمان

تاريخ : جمعه هفتم اسفند ۱۳۹۴ | 10:3 | نویسنده : شفیعی مطهر |