داستان عجيب سيد جمال در مصر

 

 قسمتي از كتاب جالب «دكتر و پير» را انتخاب نموده و تقديم شما عزيزان مي کنيم"

داستان عجيب سيد جمال در مصر

فشرده آن داستان چنين است:

 در سال 1300 هجري، يعني درست 98 (138 )سال پيش كه كشورهاي اسلامي همگي در تحت حمايت مستقيم دولت هاي خونخوار اروپا به سر برده، و دست تجاوز و ستم آنان حلقوم ضعيف ملل مسلمان را به سختي مي فشرد، يك نفر مسلمان بيدار و غيور و يك نفر روحاني و دانشمند عالي قدر مذهبي به نام « سيد جمال الدين اسد آبادي » پس از يك مسافرت كوتاه به ممالك اسلامي و ديدن وضع رقت بار مسلمانان، آنان را براي رهايي از زير بار آن همه ذلت و تيره بختي، به نهضت و قيام مردانه دعوت كرد، اما در سراسر كشور هاي اسلامي تنها شيخ « محمد عبده» مفتي ديار مصر دعوت سيد را پذيرفت، و به اتفاق او به اروپا سفر كرد.

آن دو دانشمند آزاديخواه در پاريس مجله اي به نام « عروه الوثقي » منتشر ساختند، و به وسيله مقالاتي آتشين كه در مجله نشر داده، و آن را براي ممالك عربي و اسلامي مي فرستادند، مسلمانان را براي بيداري از آن خواب مرگ آسا و حالت ركود و خمودي دعوت مي نمودند.

اما قدرت هاي استبداد پيشه استعمارگر زود به اين مطلب توجه پيدا كردند، و بلافاصله با زير پا نهادن ابتدايي ترين حقوق انسان ها، دستور جلوگيري از ورود مجله «عروه الوثقي» را به ممالك مستعمره انگليسي و فرانسه، مانند مصر و امثال آن صادر كردند، و بدين وسيله اولين قدمي كه سيد براي نجات ممالك اسلامي برداشته بود با شكست مواجه شد، اما اين عدم موفقيت هرگز موجب يأس (سيد) نگرديد، به همين جهت بلافاصله به اتفاق (شيخ محمد عبده) از پاريس حركت كرد و وارد مصر گرديدند، و در آن جا جمعيتي به نام (انجمن وطني) تشكيل داده و مردم مصر را براي عضويت در آن دعوت كردند.

اما چون به دليل اين كه دزد و فحاش در انجمن راه نداشت، منافق و دو رو در آن جا يافت نمي شد و انجمني بود كه بر خلاف تمامي احزاب سياسي روز براي رسيدن به وكالت و وزارت تأسيس نشده بود، به همين جهت در سراسر مصر تنها چهل نفر (به تمام معني فداكار) عضويت آن انجمن را پذيرفتند، و در پانزدهمين جلسه انجمن وطني، ‹سيد› با حضور همه اعضاي آن روي كرسي خطابه قرار گرفت و چنين گفت:

بارالها! گفته تو راست است كه فرمودي:                  

پروردگارا، سخن تو حق است و اين انجمن مقدس به نام تو و براي ياري دين تو تشكل يافته است. (سوره عنكبوت، آيه 69 )

آنگاه خطاب به اعضاي انجمن فرمود: 

آقايان گرامي! دستور مقدسي كه نشانه حقاينت دين اسلام تا روز قيامت و ضامن سعادت بشريت مي باشد، قرآن شريف است؛

 آه، آه، چسان اين قرآن مقدس در اثر غفلت مسلمانان مهجور شده است! همان قرآن مقدسي كه در پرتو شعاع نوراني دنياي ديروز و امروز را با آن انحطاط  به اين درجه از تمدن رسانيد!

آه، آه، چسان بهره برداري از قرآن امروز منحصر به امور ذيل گرديده است:

  • به تلاوت بر بالالي قبرها در شب هاي جمعه،
  • به زباله مساجد،
  • به كفاره گناه،
  • به بازيچه مكتب خانه ها،
  • به جلوگيري از چشم زخم،
  • به وسيله قسم دروغ،
  • به وسيله گدايي كنار كوچه ها،
  • به زينت قنداق بچه ها،
  • به سينه بند عروس،
  • به بازو بند نانواها،
  • به گردنبند بچه ها،
  • به حمايل مسافرين،
  • به سلاح جن زده ها،
  • به زينت چراغاني،
  • به نمايش طاق نصرت،
  • به مقدمه انتقال اسباب منزل،
  • به حرز زورخانه ها،
  • به سرمايه كتاب فروش ها،
  • آه كه اين كتاب مقدس آسماني امروز از يك ديوان حافظ و مثنوي مولوي وگلستان سعدي كمتر محل اعتنا دارد!

اگر يكي از اشعار ديوان هاي مزبور خوانده شود، حاضرين در مجمع، نفس ها را از ته دل كشيده، چشم ها و گوش ها و دهان ها براي آن باز مي شود. 

سپس افزود:

پروردگار، ما تو را فراموش كرديم و تو هم آیينه دل هاي ما را از انعكاس حقايق كتاب مقدس خودت محروم نمودي!                                      ( سوره حشر، آيه 19 )

ما به صورت دل هاي خود را از اطاعت مقدس تو برگردانيديم و تو هم سعادت و شرافت ما را به ذلت و نكبت تبديل ساختي.                              (سوره رعد، آيه 11)

سر انجام (( سيد جمال )) از كرسي خطابه به زير آمد، در حالي كه يك سوم از اعضاي انجمن با شنيدن سخنان او از بسياري گريه غش كرده! و بقيه هم در حال گريه بودند!

   مرحوم (سيد) هم به گره درآمد، و در حالي كه بارها اين جمله را مي گفت كه: 

‹اي وحقك اللهم نسيانك فنسيتنا انفسنا› 

تا آن كه غش كرد و بر روي زمين افتاد!!

مدت سه ساعت در آن انجمن حالت غش و شيون حكمفرما بود، تا سر انجام با دخالت پزشك و دارو، (سيد) و ديگر اعضاي انجمن به حال عادي برگشتند و جلسه رسميت يافت!

سپس شروع  به مذاكره نمودند و همگي به اتفاق آرا گفتند:  تنها راه علاج اين بدبختي همانا عمل به فرامين و دستورات سعادت بخش اسلام مي باشد.

به همين جهت بلافاصله يك برنامه براي عمل ـ نه براي تشريفات ـ كه داراي هفده ماده بود، در همان جلسه ترتيب داده شد و همه اعضاي انجمن با كمال جديت و مراقبت تصميم به اجراي آن برنامه و عمل به آن به شرح ذيل گرفتند!

1- هر يك از اعضاي انجمن در هر شبانه روز حداقل يك حزب از قرآن مجيد را با دقت و تفكر بخوانند.

2- نمازهاي واجب خود را با جماعت بخوانند.

3- امر به معروف و نهي از منكر را ترك نكنند.

4- مردم غير مسلمان را دعوت به اسلام نمايند.

5- با مبلغان نصارا به بهترين وجه مباحثه و مناظره نمايند.

6- نسبت به فقيران و محرومان در حدود امكان احسان كنند.

7- هر كس انجام هر عمل مشروعي را از آن ها خواستار شد انجام دهند، و يا اگر آن ها خود اطلاع از احتياج كسي براي انجام عمل پيدا كنند، بدون درخواست آن كس اقدام به آن عمل نمايند.

8- صله رحم و سركشي به خويشاوندان و نزديكان خود را از ياد نبرند، و انجام دهند.

9- از مريض ها عيادت كنند.

10- اگر مسلماني در بازار و يا مسجد ديده نشد، از حال او جويا شوند، و علت غيبت او را جستجو نمايند تا اگر غيبت او براي پيش آمد بوده، در رفع آن مشكل بكوشند.

11- كساني كه از مسافرت مشروع برگشتند، به زيارت و ديدار آن ها بروند.

12- حقوق واجب مالي خود را به مستحقان بپردازند.

13- از رهنمايي افراد ناآشنا به قوانين دين، و يا شئون سعادت بخش ديگر كوتاهي نمايند.

14- صفات رذيله به ويژه كبر و خودخواهي و خود پسندي و رهبري طلبي را از خويشتن دور نمايند.

15- از لغزش ها و خطاهاي برادران مسلمان خود بگذرند.

16- با مردم، تندخو و غضبناك نباشند.

17- از انجام عمل و گفتن سخني كه نفعي مادي يا معنوي براي آنان و يا ديگر مسلمانان ندارد، خودداري كنند.

   در ضمن هر يك از اعضاي انجمن يك دفتر كوچك هم با خود داشته، و به هر يك از مواد هفده گانه بالا كه عمل نمودند، بلافاصله در آن دفتر يادداشت كرده تا در دفتر كل انجمن ثبت نمايند.

   در ضمن چون اجراي بعضي از اين موارد، احتياج به بودجه مالي داشت، به همين جهت آن چهل نفر در مرحله اول تصميم گرفتند كه بدون تجملات زندگي به سر برند، و همچنين در شبانه روز به ساده ترين خوراك ها قناعت كرده، و بقيه در آمد مالي خود را به انضمام پول هايي كه از راه فروش تجملات زندگي، به دست مي آيد، آن قسمت از برنامه كه احتياج به پول دارد، معطل نماند!

بيلان و عملكرد يك ماهه انجمن وطني مصر

اعضاي انجمن وطني مصر تحت رهبري (سيد)، با مراقبت شديد فقط براي مدت يك ماه به اين مواد هفده گانه عمل كردند،كه نتيجه كار و بيلان عملكرد آنان در مدت يك ماه به شرح ذيل بود:

q       از هزار و پانصد بيمار عيادت نمودند.

q       از دو هزار و هفتصد نفر از مسافران ديدن كردند.

q       از حال پانصد نفر از مسلمانان - كه از مجامع عمومي غيبت كرده بودند – جويا شدند.

q       دوازده هزار مورد از موارد نيازمندان را بر آورده كردند.

q       هشتصد نفر معتاد به مشروبات الكلي را توبه دادند.

q       هزار و سيصد نفر از مسلماناني را كه نماز نمي گزاردند، وادار به خواندن نماز كردند.

q       چهار صد نفر از زنان فواحش و منحرف را وادار به توبه نمودند.

q       هشتاد نفر از مستخدمان ادارات انگليسي را وادار به استعفا از خدمت به آن حيله گر نمودند.

q    پانصد نفر از رجال و ثروتمندان مصر را واداشتند تا از خريدن كالا و اشياء لوكس و تجملات زندگي، كه از ممالك بيگانه و به ويژه از انگلستان وارد مي شود، خود داري كنند.

q       به هفتاد و پنج نفر ورشكسته سرمايه دادند.

q       دويست و شش نفر از فقراي حقيقي را براي مدت يك سال هزينه زندگي دادند و آنان را تأمين كردند.

q       سي و پنج نصراني و پانزده يهودي و هفتاد نفر بت پرست را مسلمان كردند.

q    چهل و چهار مجلس بحث با مبلغان نصرا – كه در تحت حمايت دولت انگليس در مصر مشغول به فعاليت بودند- برقرار نمودند، وصد و بيست اشكال و ايراد به آن ها وارد ساختند، كه از دادن جواب آن عاجز ماندند.

اين بود بيان فشرده عمليات يك ماهه يك انجمني كه اعضاي آن فقط چهل نفر بودند.

عكس العمل عجيب در برابر فعاليت يك ماهه انجمن

پس از فعاليت يك ماهه انجمن وطني مصر، ((لرد كرومر)) مستشار مالي انگليس در مصر ديد كه؛ يك دفعه 45% از نفوذ دولت انگليس در مصر كاسته شد و تجارت انگلستان سي و پنج در صد تنزل نمود! هشتاد نفر از مستخدمان كار كرده و با تجربه مسلمان از شغل خود استعفا نمودند و ديگر هم كسي حاضر نيست در ادارات انگليسي مشغول كار گردد!

نمايندگان كمپاني هاي انگليسي و به ويژه نمايندگان اشياء و كالاهاي تجملي و لوكس از عدم مراجعه مشتريان فريادشان بلند است و مي گويند: ما دست روي دست گذاشته و به اندازه مخارج مغازه و حقوق كاركنان آن هم فروش نمي كنيم، و از طرفي آن عده از مأموران دولت مصر كه مأمور وصول ماليات مشروبات الكلي و زنان فاحشه و سينماها و تأترها بودند، از شغل خود استعفا دادند! 

فعاليت هاي سي و پنج ساله مبلغان نصارا در مصر، نسبت به عمليات يك ماهه انجمن وطني مصر نسبت يك به شانزده است! خلاصه ((لرد كرومر)) با ديدن اين عكس العمل سخت و شديد يك ماهه انجمن وطني مصر، آن چنان دچار وحشت گرديد كه بلافاصله گزارشات تكان دهنده و وحشتناكي به لندن مخابره كرد.

گزارشات مستشار مالي انگليس

( لرد كرومر) در يكي از گزارشات خود به لندن چنين مي نويسد:

بدين وسيله به زمامداران انگلستان اعلام خطر مي كنم كه اگر يك سال انجمن وطني مصر تحت رهبري ((سيد جمال الدين اسد آبادي)) ادامه پيدا كند، نه تنها سياست و تجارت دولت انگليس در آسيا و آفريقا نابود خواهد شد، بلكه ترس آن است كه نفوذ كشورهاي اروپايي به يك باري در سراسر جهان به خطر افتد!

   او در گزارش دوم خود مي نويسد: انجمن وطني مصر بدترين صاعقه اي است كه براي پيشرفت ما تصور شود، و بايد با كمال سرعت و عجله از براي تفرق آنان دستور صادر شود!

و باز نام برده در گزارش سوم خود مي نويسد:

انجمن وطني مصر بهترين شاهد است بر استيلاي محير العقول مسلمنان در سيزده قرن قبل كه در مدت كوتاهي بر ثلث كشورهاي جهان تسلط يافتند.              

  يكي از مبلغان مسيحي در گزارشي كه به كليساي (سي پل) كه بزرگ ترين كليساي آن عصر بود مي دهد، چنين مي نويسد:

   هيچ امري عجيب تر از اين واقعه نيست كه هفتصد ميليون مسيحي و اولاد انجيل در مقابل چهل نفر مسلمان كه در واقع روح يك (سيد روحاني) در كالبد آن ها بيش نيست، اين گونه مقهور گردند!

   باز يكي از دكترهاي خارجي بيمارستان پورت سعيد در كتاب خود به نام (فلسفه مجامع) كه در همان روزها نگارش يافته بود، چنين مي نويسد: 

عمليات محير العقول انجمي وطني مصر اگر براي بيست سال ديگر ادامه پيدا كند، طولي نخواهد كشيد كه صفحه پشت و روي كره زمين جولانگاه آن ها خواند بود!

   سر انجام از تراكم اين گزارشات وحشتناك، دولت انگليس مشاهده نمود كه اگر اين انجمن با داشتن چنين برنامه عمل به قوانين اسلام، براي چند سال ادامه پيدا كند، ديگر هيچ نيرويي نمي تواند در برابر قدرت خارق العاده و معجزه آساي آنان مقاومت نمايد! به همين جهت بي درنگ دستور متفرق كردن انجمن وطني مصر و مجازات شديد اعضاي آن از لندن براي دولت مصر صادر گرديد، و در نتيجه پس از اعلام حكومت نظامي در مصر، مرحوم (سيد) را از آن جا تبعيد كردند، و (شيخ) را به سه سال زندان محكوم نمودند و در باره بقيه اعضاي انجمن هم رفتار و حشيانه اي معمول داشتند كه موجب ننگ تاريخ انسانيت مي باشد. 

و خلاصه اين ستاره اي كه فقط براي مدت يك ماه از افق مسلمانان طلوع كرده بود، دوباره افول نمود، و دولت خونخوار انگلستان با آسايش خاطر و بدون هيچ گونه مزاحمت به چپاولگري و مكيدن خون مسلمانان بار ديگر مشغول گرديد!


موضوعات مرتبط: به اندیشان ایرانی یا مسلمان

تاريخ : چهارشنبه چهاردهم مهر ۱۳۹۵ | 9:25 | نویسنده : شفیعی مطهر |