روزی گروه زیادی از اقشار مختلف مردم با امام ملاقات داشتند. وقتی امام وارد حسینیه جماران شدند، مردم شروع به ابراز احساسات و شعار دادن کردند. امام بدون توجه به احساسات مردم به طبقه بالای حسینیه خیره شده بودند؛ چون احساس می کردند که تغییری در وضع حسینیه پیش آمده است. چند لحظه ای بدین منوال گذشت. تا این که امام متوجه مردم شده به ابراز احساسات آن ها پاسخ دادند و ملاقات تمام شد و مردم رفتند.
بعد از ملاقات همین که وارد اتاقشان شدند، با عصبانیت فرمودند:
«در حسینیه چه کار می کنید؟»
آقای رسولی و آقای صانعی گفتند:
آقا طبقه بالای حسینیه را گچ کاری می کنیم.
امام با عصبانیت فرمودند: «بگذارید من بمیرم و شما بدون اجازه ام این کار را بکنید»... همان موقع کار را تعطیل کرده و به گچکار گفتیم: دست نگه دارید که از این به بعد ادامه کار حرام است و این محل هنوز به صورت نیمه کاره باقی مانده و قابل مشاهده است.
@nedaesfahan_ir
http://cdn.mashreghnews.ir/files/fa/news/1394/3/11/1059478_980.jpg
...و حالا در غیاب امام خمینی مرقد ایشان را ببینید!
ببینید چقدر به وصایای ایشان عمل می شود؟

موضوعات مرتبط: به اندیشان ایرانی یا مسلمان

برگی از سرگذشت و زندگی نامه بزرگان ، نوابغ ، اندیشمندان و مشاهیر ایران و جهان .
داستان هایی از زندگی آنان که از توان فکری خود بیشتر بهره گرفتند و در عرصه تکامل ، تحول آفریدند .
«كسي كه داراي عزمي راسخ است ،جهان را مطابق ميل خويش عوض مي كند. »
(گوته)