یاد یاران سفر کرده
این پنجشنبه سردار شهید حاج داود کریمی
سردارشهید داود کریمی یا حاج داود کریمی (زاده ۲۷ بهمن ۱۳۲۶محله سلسبیل تهران - درگذشته ۱۵ شهریور ۱۳۸۳) از فرماندهان ایرانی در جنگ ایران و عراق بود.
زندگی
کریمی در ۸ سالگی پدر خود را از دست داد. به همین دلیل مجبور شد تحصیل را رها کند تا بتواند خرج خانواده خود را دربیاورد.
وی در جوانی از طریق مهدی عراقی با حضرت امام خمینی آشنا شد و این آشنایی تأثیر فراوانی بر وی گذاشت. در سالهای نخستین دهه ۵۰ داود کریمی با عدهای از دوستان خود گروه فجر اسلام را راهاندازی کرد. این گروه اسلامی معتقد به عملیات چریکی بر ضد حکومت وقت بود.
فجر اسلام و سازمان مجاهدین خلق از ابتدا روابط بسیار گرمی داشتند. اما براساس شواهد موجود از سال ۱۳۵۲ ارتباط این دو گروه مخفی با هم قطع شد. چرا که اعضای گروه «فجر اسلام» اعتقاد داشتند که سازمان به بیراهه می رود.
داود که به شغل تراشکاری مشغول بود، در کنار آن تا سال ۱۳۵۵ خورشیدی به مبارزه با حکومت پهلوی ادامه داد. پس از سال ۱۳۵۵ وی به همراه عدهای دیگر به لبنان میرود. در آنجا با دکتر مصطفی چمران و محمد منتظری آشنا میشود. پس از مدتی نیز از رتبه شاگردی به معلمی ارتقا پیدا کرد و مربی نیروهای چریکی در لبنان شد. داود کریمی در سال ۱۳۵۶ به ایران برگشت.
حاج داود در شانزدهم شهریور ماه ۱۳۴۹ ازدواج کرد که ثمره این ازدواج یک دختر به نام «مریم» و سه پسر با نامهای «میثم» ، «محمدصادق» و « محمد محمود» است.
انقلاب
حاج داود در همان اولین روزها با کمک سعید حجاریان و دیگر مبارزان در کمیته انقلاب اسلامی نازی آباد فعالیت میکند و خود هدایت و مسئولیت این کمیته را برعهده میگیرد. به گفته حجاریان، شهید داود کریمی از اعضای اصلی تشکیل دهنده سپاه پاسداران انقلاب اسلامی و عضو هیات مرکزی سپاه تهران بود.
جنگ
با شروع جنگ کریمی به منطقه جنوب و سپس غرب رفت. او در همین مدت که تا سال ۱۳۶۱ ادامه یافت، بر پایه آموختههای خویش در لبنان مسئول آموزش نظامی سپاه شد. سپس مدتی کوتاهتر از یک سال فرمانده سپاه تهران بود. مدتی هم در بنیاد شهید که ریاست آن را مهدی کروبی به عهده داشت.
در این دوران یکی از مهمترین کارهای او طرح شکستن حصر آبادان بود.
در فاصله سالهای ۱۳۶۵ تا ۱۳۶۷ داود کریمی در شرق کشور به سر میبرد. او در این دوره با سمت فرماندهی قرارگاه مرکزی محمد رسول الله و قرارگاههای تاکتیکی تابعه شرق کشور در قالب طرح «والعادیات» مسئول مبارزه با قاچاقچیان مواد مخدر بود.
کریمی در عملیات جنگی فاو با فروافتادن بمب های شیمیایی سلامت خود را از دست داد و عملاً جانباز شیمیایی شد، اما معالجات را نیمه کاره گذاشت و در عملیات مرصاد که همزمان با پذیرش قطعنامه ۵۹۸ شورای امنیت سازمان ملل متحد برای مقابله با حمله منافقین طراحی شده بود ،شرکت جست و ترکش گلولهای در قلب وی جا گرفت.
پس از جنگ
حاج داود کریمی از آنجا که از مقلدان حسینعلی منتظری بود و در هیئت انصار الامام چند مورد مناظره دردفاع از آیت الله منتظری با یک روحانی به نام سید حسن میردامادی که از کارکنان وزارت اطلاعات بود انجام داد، این مناظرات در نهایت باعث دستگیری او شد. از ۳۰ دی ۱۳۷۲ تا اردیبهشت ماه سال بعد به زندان افتاد. پس از آزادی به کارگاه قالب سازی اش ( در صالح آباد تا سال ۱۳۷۱ و دهکده توحید فر تا سال ۱۳۸۲ واقع در اتوبان بهشت زهرا ) که به گفته دوستانش این بار محقرتر بود، بازگشت. و در همان خانه اش در خانی آباد نو تا پایان عمر زندگی کرد.
شهادت
از خرداد ۱۳۸۲ حالش وخیم و بستری شد. اما پزشکان کاری از دستشان برنیامد تا آن که او را از دی ماه ۱۳۸۲به آلمان فرستادند. به گفته حجاریان، پزشکان آلمانی تشخیص داده بودند که بیماری او ناشی از مسمومیت شیمیایی حاصل از گازهایی است که در جنگ به کار رفته بود. آن ها نوع گازهای شیمیایی را هم مشخص کرده بودند.
سرانجام داود کریمی در نیمه شهریورماه ۱۳۸۳ بر اثر جراحات ریوی ناشی از شیمیایی به شهادت رسید . پس از مرگ ، سید حسن خمینی بر جنازه وی نماز خواند، آیت الله خامنهای، هاشمی رفسنجانی، آیت الله منتظری، سید محمد خاتمی، محسن رضایی ورحیم صفوی و . . .اطلاعیه صادر کردند، تمامی مقامات با فرستادن نماینده در مراسم شرکت جستند و روزنامهها با کلمات و جملات حماسی از وی یاد کردند. در مراسم تشییع وی از یک طرف انصار حزب الله و از سوی دیگر اصلاحطلبان فعال بودند و احمد منتظری فرزند آیت الله منتظری به نمایندگی از ایشان، اکثر ملی مذهبیها، سعید حجاریان با وجود ضعف شدید جسمی، عمادالدین باقی، اکبر خوشکوش، علی یونسی وزیر اطلاعات،دری نجفآبادی و دیگران شرکت داشتند که بسیار جالب توجه بود.
یادش همراه با یاد شهدا و امام شهدا گرامی و راهش پر رهرو باد.
موضوعات مرتبط: به اندیشان ایرانی یا مسلمان

برگی از سرگذشت و زندگی نامه بزرگان ، نوابغ ، اندیشمندان و مشاهیر ایران و جهان .
داستان هایی از زندگی آنان که از توان فکری خود بیشتر بهره گرفتند و در عرصه تکامل ، تحول آفریدند .
«كسي كه داراي عزمي راسخ است ،جهان را مطابق ميل خويش عوض مي كند. »
(گوته)