نامه مارتین لوتر کینگ از زندان بیرمنگام

مارتین لوتر کینگ این نامه را در سال ۱۹۶۳ از زندان شهر بیرمنگام - آلاباما، جایی که او به دلیل رهبری جنبش مبارزه مسالمت‌آمیز حقوق مدنی زندانی شده بود، نوشت. در این نامه، او استدلال کرده است که راه دست‌یابی به حقوق مدنی، مبارزه مسالمت‌آمیز است.
قسمت‌هایی از این نامه را بخوانید، انگار خطاب به جامعه‌ی کنونی ایران نوشته است:

به دلیل تجربه‌های دردناکی که از سر گذرانده‌ایم، می‌دانیم که ستمگران هرگز آزادی را داوطلبانه عطا نمی‌کنند؛ ستمدیدگان باید آن را طلب کنند. صادقانه بگویم، من هنوز در هیچ مبارزه‌ی رو در رویی شرکت نکرده‌ام که از جانب آنانی که خود  
قربانی بیماری تبعیض نژادی نبوده‌اند، "بهنگام" ارزیابی شده باشد. سال هاست که این واژه‌ی "صبر کن" را می‌شنوم. این واژه در گوش هر سیاهی انعکاسی آشنا دارد. این "صبر کن" تقریباً همیشه معنای "هرگز" داشته است. همراه یکی از معتبرترین قاضی‌هامان، باید به این شناخت برسیم که "عدالتی که به تأخیر افتاده باشد، عدالتی است که دریغ شده است."
ما بیش از سیصد و چهل سال برای قانون اساسی و حقوق خداداد خود صبر کردیم. کشورهای افریقا و آسیا با سرعت برق به سوی کسب استقلال سیاسی پیش می‌تازند، اما ما سوار گاری لنگ لنگان برای یک لیوان قهوه می‌رویم به طرف
پیشخوان قهوه‌خانه. شاید برای آنانی که هیچ‌گاه تیرگی گزنده‌ی تبعیض نژادی را حس نکرده‌اند، آسان باشد که بگویند "صبر کن".

دو گونه قانون از زمین سر زده است، عادلانه و غیر عادلانه. من آن حرامزاده‌ای هستم که پیروی از قانون عادلانه را تبلیغ می‌کنم. پیروی از قانون عادلانه نه تنها مسئولیتی قانونی، بلکه مسئولیتی اخلاقی است. درست خلاف آن، هر شخص مسئولیتی اخلاقی دارد که از قوانین غیر عادلانه سرپیچی کند. من اینجا با سنت آگوستین هم عقیده‌ام که می‌گوید: "قانون غیر عادلانه اصالا قانون نیست."

هر قانونی که حرمت انسانی را خدشه دار کند، غیرعادلانه است. تبعیض نژادی به تمامی غیر عادلانه است ؛زیرا تبعیض نژادی شخصیت فرد را تخریب می‌کند و روح او را مچاله می‌سازد. به آن که تبعیض نژادی را اعمال می‌کند، قدرت کاذب می‌بخشد و به آن که مورد تبعیض قرار گرفته فرو دستی کاذب.
.
کسی که قانون غیر عادلانه‌ای را بشکند، باید این عمل را آشکارا، با عشق، و با آمادگی برای تحمل مجازات صورت دهد. اذعان می‌کنم که شخصی که قانونی را که وجدانش به او گفته است غیر عادلانه است می‌شکند و کسی که با روی باز مجازات زندان را می‌پذیرد تا وجدان عمومی را بیدار کند و بی‌عدالتی را مقابل چشمش بنشاند، در واقع بیشترین احترام را به قانون می‌گذارد.  

 
هیچ گاه نباید از نظر دور داشت که هر چه آدولف هیتلر در آلمان کرد، مطابق قانون بود و هر چه مبارزان آزادیخواه مجار در مجارستان کردند، غیر قانونی. در آلمان هیتلری کمک رساندن و دلجویی کردن از یک یهودی غیرقانونی بود. با وجود این، اطمینان دارم که اگر من در آن زمان آلمان می‌زیستم به برادران یهودی‌ام کمک می‌کردم و از آنان دلجویی می‌کردم.  

او در قسمت‌هایی خطاب به سفیدپوستان میانه رو که مدام می‌گفتند حالا وقتش نیست و نگران به آشوب کشیده شدن جامعه بودند، می‌گوید:

من امیدوار بودم که سفیدان میانه رو بفهمند که ناآرامی‌های موجود در جنوب مرحله‌ای ناگزیر در گذار از دوران صلح منفی است، از مرحله‌ای که در آن سیاهان در سکوت به سرنوشت ظالمانه‌ای گردن نهادند، به دوران صلح مثبت و پربار که در آن تمام مردم به انسان و حرمت انسانی احترام می‌گذارند. در واقع، ما که دست به مبارزه‌ی رو در روی مسالمت‌آمیز زده‌ایم، عامل آشوب نیستیم. ما به سادگی آشوب نهفته‌ی موجود را به لایه‌های رویی می‌آوریم. آنچه هست را آشکار می‌کنیم، در جایی قرارش می‌دهیم که مقابل چشم باشد و درمانش آسان باشد. مثل دملی چرکین که با تمام زشتی‌اش باید در معرض داروهای طبیعت، یعنی هوا و نور عدالت شکافته شود، با وجود تمام اضطرابی که مشاهده‌اش در نور وجدان آدمی و هوای تازه افکار عمومی ملت، تا پیش از آن که مداوا شود، می‌آفریند.  
در بیانیه‌ی خود تصریح کرده‌اید که عملیات ما، هر چند مسالمت‌آمیز، باید محکوم شود ،زیرا تولید خشونت می کند. آیا این نظر معقول است؟ به محکوم کردن مرد غارت شده‌ای نمی‌ماند که به دلیل جذاب بودن اموالش در تحریک عمل شنیع  دزدی، محکوم می‌شود؟
باید چشم باز کنیم و همچنان که دادگاه‌های کشوری همواره تأکید کرده‌اند، تصدیق کنیم که این اشتباه است اگر از افراد بخواهیم از حقوق پایه‌ای خود در قانونی اساسی چشم بپوشند، زیرا این خواست به حق آنان ممکن است منجر شود به بروز خشونت. جامعه موظف است غارت شده را در پناه حمایت خود بگیرد و غارتگر را مجازات کند.

#نامه_مارتین_لوتر_کینگ
#زندان

goo.gl/y9eQsn

@CE7EN


موضوعات مرتبط: به اندیشان خارجی

تاريخ : چهارشنبه شانزدهم اسفند ۱۳۹۶ | 9:35 | نویسنده : شفیعی مطهر |