📝دربارۀ «آقای بازیگر»

بار اول چه کسی گفت «اقای بازیگر»؟
بار اول چه کسی گفت «عزت سینمای ایران»؟
شفیعی کدکنی در کتاب صور خیال در شعر فارسی تعبیر جالبی دارد: 

«کسی که نخستین بار گفت ابر، اولین کسی بود که دربارۀ ابر شعر سرود». 

به همین قیاس «آقای بازیگر» نخستین شعری بود که دربارۀ عزت‌الله انتظامی سروده شد. اگر ایجاز را از مشخصه‌های شعر بدانیم، این شعر بهترین شعری است که تا به حال دربارۀ او سروده‌اند و  جان مطلب را گفته‌اند. از آنجا که شخصیت او فقط توصیفات شاعرانه را برمی‌تابد، اگر بخواهم اضافه بر این چیزی دربارۀ او بگویم، به اطناب افتاده‌ام. پس فقط چند جمله‌ای در شرح القاب او می‌آورم:

وقتی می‌گوییم «مثنوی» ناخودآگاه به یاد مولانا می‌افتیم، چه در کلام مولانا همۀ ظرفیت های این قالب شعری آن چنان آشکار شد که توانست نامی عام را اختصاصی خود کند. حتما مثنوی هم در برابر دیگر قالب های شعر چون غزل، قصیده، رباعی و دوبیتی به خود می‌بالد که نامش با مولانا محشور و مشهور شده است.
«کاشی» نامش را وام‌دار تلاش خاندان ابوطاهر كاشاني است كه در سده‌هاي ششم تا نهم هجری فن ‌سفالگری را به کمالی رساندند كه از آن پس سفال‌هاي لعابدار از هر قسم فارغ از این که در کجا ساخته می‌شد، «كاشی» نام گرفت و حتی سده‌ها پس از افول این صنعت در کاشان تا به امروز آن را به این نام می‌شناسیم. مهارت و هنر اهل یک شهر، در بازه‌ای محدود از زمان، توانست طول تاریخ و پهنه‌ای از جغرافیا را قبضۀ شهرت خود کند.
در جهان گل‌ها فراوانند، ولی لفظ «گل» در شعر فارسی مشخصا به «گل سرخ» اشاره دارد. چه همۀ ویژگی های مطلوب گل بودن، چون عطر خوش و رنگ دلکش و جلوۀ زیبا، در گل سرخ هست. البته با اطلاق نام عامی چون گل به گونۀ خاصی از آن، چیزی به کمالات گل سرخ افزوده نشد، بلکه ایرانیان از این طریق لطافت طبع و حسن‌شناسی خود را به اثبات رساندند.
به همین قیاس در عرصۀ هنر بازیگران فراوانند، ولی ازآنجا که خصوصیات برازندۀ این پیشه در شخصیت عزت‌الله انتظامی به نهایت رسید، وقتی به این نام نامیده شد، مقبول همه افتاد. عزت‌الله انتظامی مثل بچه‌ها بود؛ زیاد گریه می‌کرد. در میان هنرمندانی که می‌شناختم ،از همه رقیق‌القلب‌تر بود. خاکی بود و تکلف نداشت. اگر دعوا می‌کرد ،بی‌کینه بود و از کسی نفرتی به دل نداشت. طناز بود و نمی‌شد همنشین او باشی و کامت شیرین نشود. البته مثل همان بچه‌ها گاه فریب می‌خورد، ولی طولی نمی‌کشید که صفایش فریبکار را رسوا کند. با این اوصاف بی‌شک اهل فرهنگ و هنر با اطلاق نام «آقای بازیگر» خواهند توانست تا مدت ها حسن سلیقۀ خود را به رخ کشند.

اما چرا شد عزت سینمای ایران؛ چون با مناعت طبع عرصۀ هنر را پیمود. با این که «نه» گفتن برایش دشوار بود، ولی به خیلی کسان و جاها «نه» گفت. آنقدر حاضر نشد که خود را چون کالا، کف بازار هنر عرضه کند و به سیم و زری بفروشد که چون سکه‌ای تمام‌عیار عزیز و گرانقدر شد که حضور او در فیلم و یا حمایتش از اثری معیاری بود که فیلم و فیلمنامه و کارگردان لایق را بازشناسیم.
نگوییم او  ۹۴ سال زندگی کرد؛ عمر طولانی او برای کسانی که کامشان را شیرین کرد، همچون اوقاتی خوش زود گذشت. نمی‌شود تردید کرد که ملک الموت هم در وقت وداع او را به همین نام فراخوانده:
«آقای بازیگر»
«عزت سینمای ایران» لطفا تشریف بیاورید!
روحش شاد و یادش گرامی

منبع: روزنامۀ اعتماد، ۲۸مرداد ۱۳۹۷.
@seyedmohammadbeheshti


موضوعات مرتبط: به اندیشان ایرانی یا مسلمان

تاريخ : یکشنبه بیست و هشتم مرداد ۱۳۹۷ | 10:16 | نویسنده : شفیعی مطهر |