‌  روابط کسروی و رضاشاه و دیدگاه کسروی درباره وی

با وجود اختلافاتی که کسروی تبریزی در دوران پادشاهی رضاشاه با او داشت، یکی از منصفانه‌ترین قضاوت‌ها درباره رضاشاه از زبان اوست، که یک سال پس از تبعید شاه در روزنامه خود نوشته است:
یکی از حوادث شهریور ماه ۱۳۲۰ ، کناره جویی این شاه از تاج و تخت و واگذاردن آن به شاهنشاه کنونی بود، که روز بیست و پنجم آن ماه رخ داد و اینک به نام یادآوری از آن داستان، امروز که بیست و چهارم شهریور و مصادف با آخرین روز پادشاهی آن شهریار است، این عکس را در روزنامه خود می آوریم. 

چنان که گاهی گفته ایم، ما اگرچه از این شاه درباره بی پروایی به مشروطه و بی آبرو گردانیدن آن مجلس شورا، گله مند می‌باشیم و این هم گله کوچکی نیست، با این حال او را یک پادشاه غیرتمند و کاردان می‌شناسیم که بیست سال در راه این کشور کوشش‌ها کرد و رنج ها برد و سرانجام سود مردم را در کناره‌گیری خود دانسته و کناره گرفت. این بدگویی‌های همه جانبه که از کسانی می شنویم، بیشترش از آن است که از تاریخ بیست ساله آن شاه و از اسرار سیاسی ایران ناآگاهند. ما در زمان آن شاه به ستایش نپرداخته‌ایم! چرا که آن روز گمان چاپلوسی می‌رفت. ولی امروز نباید از حقایق پشتیبانی ننماییم. به هرحال رضا شاه به این کشور نیکی‌ها نیز کرده است و باید ایرانیان از او قدردانی نمایند و یادش را به احترام کنند......
(روزنامه پرچم، دارنده و نویسنده: احمد کسروی تبریزی سه‌شنبه ۲۴ شهریورماه ۱۳۲۱)

و اکنون این پرسش که دلیل دلخوری و گلایه کسروی تبریزی از رضاشاه چه بود:

...... دهكده اوين را نيز رضاه شاه  می خواست به واسطه آخوندی به نام "شيخ خالصی زاده" به بهانه اين كه هشتاد سال قبل وقفی امام رضا بوده و نیز متولی آستان قدس رضوی در زمان غیبت ولی‌عصر، شاهِ آن زمان است، از روستایيان خرده مالك بگیرد.  بدين منظور شعبه يكم دادگاه، رأی به مسلم بودن و وقفيت رقبه ( دهكده اوين) داده و از هشتاد نفر كشاورز اوين، شروع به خلع‌ ید و اخراج آن ها می كنند. در اين اوضاع و احوال، روستایيان از همه جا وامانده به نزد "نقيب زاده تبريزی" رفته و او را وكيل خود گرفته بودند و او به نام اين كه رفتار "اجرا" بيرون از قانون بوده است، عرض‌حالی به زيان دربار و به عنوانِ رفع مزاحمت به صلحيه داد. پرونده دهكده اوين (زندان كنونی) به دست كسروی آمد که قاضی ارشد بود. زنده ياد كسروی که آزاده‌مردی بود، پس از خواندن پرونده به همكاران زير دست خود مي گويد :
《چنين پيداست كه رفتن من از اينجا نزديك شده است!》

كسروی می دانست كه اگر خود او به اين امر نپردازد، آن زمان هيچ كس قادر به محاكمه و دادن حكمِ محكوم كردن و خلع يد از دربار نخواهد بود. بنابراین كسروی بعد از يك محاكمه دقيق، رأی صلحيه را شكست و حكم به رفع مزاحمت دربار داد. وقتی رای قطعی و لازم الاجرای خود را قرائت كرد، اين حكم لازم الاجرا بود و استيناف نداشت! اما كسروی می‌دانست كه در "اداره اجرا" كسی جرأت خلع يد از رضا شاه را ندارد.
 كسروی انسان دوست و عدالت طلب كه در احقاق حق مظلومان و ضعيفان ترسی به خود راه نمی داد، تصميم گرفت اين زنگوله را خود به گردن گربه ببندد! لذا با مبلغ دو تومان از جيب خود درشكه‌ای را كرايه كرد و با مأمور اجرا به دهكده اوين رفت و حكم عادلانه خود را كه بر عليه “شاه و شيخ” بود، عملی ساخت و تا خلع يد كامل دربار و بازپس دادن زمين به روستایيانِ دهكده اوين، در آنجا باقی ماند.

صدور اين حكم و اجرای آن مثل توپ تركيد و كسروی كه اهل رشوه خواری و سازش و نادرستی و چاپلوسی و پستی نبود، از حکم برحق خود کوتاه نیامده و پس از مدتی در روی ميزش حكمِ "داور" وزير دادگستری را ديد كه نوشته بود:
 "از اين تاريخ به بعد شما منتظر خدمت شده‌ايد"!!!. 

و کسروی  با شهامتی كم نظير، اين كلمات جاودان را در زير آن نوشت:
《و از اين به بعد، خدمت منتظر من خواهد بود و نه من منتظر خدمت!》
بدين ترتيب از شغل قضاوت برای هميشه دست كشيد و به وكالت پرداخت.

بن‌مایه:
 ده سال در عدلیه، احمد کسروی
نشریه درنگ، ضياء الدين صدرالاشرافی

https://t.me/abdolrezamolavi


موضوعات مرتبط: به اندیشان ایرانی یا مسلمان

تاريخ : شنبه بیست و هشتم مهر ۱۳۹۷ | 7:12 | نویسنده : شفیعی مطهر |