به روے نا امیدے در بسته باز کردن!
ناصر خسرو تا چهل سالگی شرب مدام می کرد.
در چهل سالگی بود که خواب حج می بینه و مرد دین میشه و به سفر حج میره .
پنج بار به سفر حج میره که جمعا 15سال از عمرش رو در سفر حج گذروند.
پس از 5 سفر ، دیگه به حج نرفت !
اهل شهر به ناصر خسرو گفتن :چرا دیگه به حج نمیری ؟
گفت : در سفر آخرم در راه رفتن به حج در میانه راه یکی از هم قطاران غذایی نداشت. رویش نمی شد تا از کسی غذایی طلب کند، دیدم به یک باره از شدت ضعف در حال موت است؛ خرمایی داشتم به او دادم و حالش بهبودی یافت . در آن لحظه به ناگاه گمان کردم که کعبه را طواف می کنم .
گفته می شود شیخ بهایی نیز در رابطه با این داستان شعر زیر را سروده است:
" همه روز روزه بودن همه شب نماز کردن
همه سال حج نمودن سفر حجاز کردن
ز مدینه تا به کعبه سر و پابرهنه رفتن
ز ملاهے و مناهے همه احتراز کردن
شب جمعه ها نخفتن به خداے راز گفتن
به خدا که هیچ کس را ثمر آنقدر ندارد
که به روے نا امیدے در بسته باز کردن "
🔥کانال رسمے #اهـــورامـــزدا🔥
👉 @AHURAMAZDA1🦅
موضوعات مرتبط: به اندیشان ایرانی یا مسلمان

برگی از سرگذشت و زندگی نامه بزرگان ، نوابغ ، اندیشمندان و مشاهیر ایران و جهان .
داستان هایی از زندگی آنان که از توان فکری خود بیشتر بهره گرفتند و در عرصه تکامل ، تحول آفریدند .
«كسي كه داراي عزمي راسخ است ،جهان را مطابق ميل خويش عوض مي كند. »
(گوته)