وقتی رئیس مجلس سنا پول خرید چند کیلو برنج را ندارد!
✍🏻میلاد عظیمی
✅این عکس را از آرش افشار گرفتهام. از میان عکسهایی که از تقیزاده دیدهام این را بیشتر دوست دارم. گذر زمان مرد استواری را که بیرسمیها و بدرگیهای سهمناک سیاست نتوانست از پای بیفکندش، به زمین زده و بر صندلی چرخدار نشانده. ولی با چه محبتی به مجتبی مینوی مینگرد. مینوی که برکشیده و پروردۀ او بود. مینوی چه حقگزارانه مرد پیر را نمازبرده است. دیگر ستیهنده نیست. فروتن و مهربان و نرم است. ایرج افشار جوان را ببینید. چشمانش هم از تماشای بزرگانش چراغان است و میخندد. نمیدانم. شاید تقیزاده در دل میگفت میروم اما میدانم که بخشی از آرزوهای دیرینۀ من برای ایران را مینوی و افشار محقق خواهند کرد. مشعل را به دست آنان میسپارم.
✅الان در این نیمشبی در مصاحبۀ شاهرخ مسکوب با هوشنگ نهاوندی چیزی خواندم که آمدم و به این عکس خیره شدم. پدر هوشنگ نهاوندی میرزا علیاکبر تاجر، دوست دیرین و هممسلک سیاسی تقیزاده بود. مرد متموّلی هم بود. تقیزاده زمانی که رئیس مجلس سنا بود، برای گذران امور روزمرۀ زندگی از پدر نهاوندی مبالغی در حد چندصدتومان قرض میکرد. این عبارات را بخوانید:
«تقیزاده گاهی تلفن میکرد و به پدر من میگفت اگر ممکن باشد برای من یک کیسه برنج از بازار بخرید بعد پولش را حساب میکنم. با آن دقتی که مرحوم تقیزاده داشت که حتما این وجوه را به سرعت بپردازد دوهفته سه هفته چهارهفته که رئیس مجلس سنای ایران در پرداخت این وجوه تأخیر میکرد، معلوم بود واقعاً باید منتظر باشد که حقوق آخر ماهش را از مجلس سنا بگیرد»
(تاریخ شفاهی هاروارد، نوار۳، ص۵).
✅میبینید! رئیس هفتاد هشتاد سالۀ مجلس سنا بعد از این که سالها وکیل و سفیر و والی و وزیر بود، برای خرید مایحتاج منزل باید قرض میکرد.
✅در کانالم نوشتهام که تقیزاده پیرانهسر برای مداوا مجبور شد کتابخانهاش را بفروشد. ساواک هم گواهی داده بود که او مکنتی ندارد. یک گواهی هم در این زمینه از نجف دریابندری نقل کنم. میدانیم مرام سیاسی دریابندری از تقیزاده جدا بوده است:
«به خانۀ تقیزاده رفتم. خانهاش یک خانۀ قدیمی کلنگی بود. اشیاء هم همه کهنه و فرسوده بود. معلوم بود این آدم اهل دنیا نیست. اگر میخواست لابد خیلی پول میتوانست دربیاورد. سمتهای مهم داشت. روزی که من به ملاقاتش رفتم چیزی به پایان عمرش باقی نمانده بود. توی ویلچر نشسته بود»
(بخارا، ش۱۰۰، ص۳۷۰).
✅دریابندری گفته « تقیزاده را از نزدیک دیدم و فهمیدم او چه جور آدمی است» . او در مناقشۀ میان کسروی و تقیزاده حق را به تقیزاده داده است.
✅آهای آقای تقیزاده! ای نماد غربزدگی و خیانت و هزارچیز دیگر! ای کسی که «مثل تو شاید مادر روزگار کسی را نزاید که به بیگانه چنین خدمت کند»! با ما بگو کشورت را به چه فروخته بودی که آخر عمری برای خرید چند کیلو برنج و پرداخت خرج دوا و درمان درمانده میشدی؟
🆔 @MostafaTajzadeh
https://www.instagram.com/p/B4gNw5CBs__/?igshid=61m0imbamob6
موضوعات مرتبط: به اندیشان ایرانی یا مسلمان

برگی از سرگذشت و زندگی نامه بزرگان ، نوابغ ، اندیشمندان و مشاهیر ایران و جهان .
داستان هایی از زندگی آنان که از توان فکری خود بیشتر بهره گرفتند و در عرصه تکامل ، تحول آفریدند .
«كسي كه داراي عزمي راسخ است ،جهان را مطابق ميل خويش عوض مي كند. »
(گوته)