✅حصر چنین میر نه کاری است خرد!
🔴 رییس دولتی در این کشور سکاندار بود که به صورت لحظه ای تورم را رصد و سوداگری رانت جویان و رباخواران را تاب نداشت.یکی از مشاوران دولت تعریف می کرد:
ما در دفتر او مسئول میز آبگوشت بودیم.
پرسیدم :منظور ؟
گفت: صبح به صبح از چند گوشه کشور قیمت آبگوشت را می گرفتیم به نخست وزیر می دادیم.چون گوشت و نان و حبوبات و سیب زمینی دخیل در قیمت آبگوشت بود .تخمین تورم را این طور می شد روزانه مستمر از چهارگوشه کشور رصد کرد .خودش با دقت هر تخلف تورم زایی را با وسواس تعقیب می کرد و می گفت:
" تورم سرقت از جیب فقراست".
دل فقط به آمار پشت اوراق گزارش های رسمی نمی داد.هر هفته تحلیل اقتصادی دو نشریه خارجی منطقه و جهان را مطالعه می کرد.برای درد مردم تب می کرد. به کفایت و هوشمندی ،با نفت هشت دلار و نصف بودجه مختص جنگ، کشور را بدون تورم و فقر اداره کرد. تاب سختی مردم را نداشت.خودش کمتر از زندگی کوپنی می زیست. حقوق کارگران و کارمندان سه هزار تومان بود. خودش هزار و پانصد تومان دریافتی داشت .می گفت من نخست وزیرم باید از نزدیک خودم و زن و بچه ام بیشتر حس زندگی محرومان را کنیم.
🔴محله گود عرب ها موشک بعثی داخل نانوایی خورد.شبانه و بدون فوت وقت اولین مسئول کشور، نخست وزیر بود که حاضر شد.هر چند می گفتند الان قرارست دوباره همین نقطه را بزنند صحنه را خالی نکرد و راسا دستورهای میدانی داد و کارها را با سرعت رفع و رجوع کرد. یکی گفت تو این محل مادر شهیدی هست که مشکلات اقتصادی داره کسی سراغش نیومده ؛نخست وزیر با سه همراهش در پیکان نشستند و به خانه آن مادر سرکشی و مشکلاتش را رسیدگی و یک زمین بهش اهدا کردند.مادر نمی شناخت و تعجب کرده بود چند نفر از دولت سرزده اومدن سراغش .فرداش اهل محل پرسیدن کی اومده بود خونت .مادر شهید ساده گفته بود نمی شناختم .ولی انگار شبیه همینه که تو تلویزیون میاد....به دفترش سپرده بود از یک پسر بچه هفت ساله تا پیرزن هفتاد ساله هر کس با من کار داشته باشد باید به اطلاع من رسانده شود. در دفترش به روی همه باز بود و تنها دفتر مسئولان کشور بود که 24 ساعته دایر بود. می گفت پیرها نیایند چایی بیارند شرمنده می شوم.پول غذایش را می داد به دولت.نصف نان سنگک که خانه برده می شد قبلش حسابش شده بود.با اهل فامیل و دوستان آنقدر تواضع داشت که از کوچک و بزرگ جذب معاشرتش بودند.
🔴دستور داده بود وزیرانش تعهد به بسته کالری دهند.یعنی تضمین دهند از سیستان تا تهران با کوپن، همه مردم به گوشت و مرغ و شیر و چایی و اقلام اصلی دسترسی یکنواخت داشته باشند.چون چای و قند در خطه لرستان و بختیاری بیشتر استفاده می شد دستور داده بود یک و نیم برابر تبعیض مثبت کوپنی اختصاص دهند.مقام عالی رتبه ای زد و بند برای واردات ساعت کرده بود.تا متوجه شد بی محابا دستور عزل داد.کوچک ترین فسادی را با واکنش سخت پاسخ می داد.گفتند بستگانت واردات فلان کرده گفت اگربستگان من است همین الان کت بسته و بازداشت کنید دروغ است و اگر اقارب من باشد هر چه سخت تر برخورد کنید.
🔴 نامه ای براش نوشته بودند که عرض حال یک کارمند عالی رتبه قبل انقلاب بود که گفته بود اکنون به خاک سیاه مرا نشانده اید و دستشویی نخست وزیری از خانه من روستایی بهترست.شبانه با خانه اوتماس گرفته و فردای ان روز به استاندار دستور پیگیری مرمت خانه او را داده بود و 48 ساعته مشکل مدعی حل شد.
عده ای از اقلیت های مذهبی به خاطر برخی اختلافات منطقه ای در تدفین امواتشان دچار مشکل شده بودند و به نخست وزیر نوشته بودند دستور دهید امواتمان را تناول کنیم! اگر اذن دفن نداریم؛ همان لحظه معاون اجرایی خودش را فرستاد و مساله را برای همیشه حل کرد.
در رستوران نخست وزیری یک عده مسئولان،صف خود را جدا کرده بوند.تا متوجه شد اعتراض کرد و حاضر نشد تبعیضی را سنت کند و تا آخر در صف می ایستاد.
این روزها می گوید مگر می شود کودک زباله گرد و شهروند گور خواب را دید و تاب زندگی را آورد و نمرد!؟می گفت من اگر جای مسئولان بودم عکس آن گورخواب و کولبر و کارتن خواب و کودک سر چهار راه و کپر نشین را بالای سرم می گذاشتم یادم نرود برای چه کسانی باید کار کنم!
🔴 جای او این روزهای سختی مردم،زندان با مرگ تدریجی نیست!تشخیص مصلحت کار امثال اوست یا کسانی که با مصلحت مردم بیگانه یا درد انسان های دیگر را ندارند؟! ده سال حصر سزاوار او و استحقاق مردم ایران نیست.از وصف او بعدها به تاریخ خواهیم گفت حتی اگر از کتاب های تاریخمان حذف شود!!
موضوعات مرتبط: به اندیشان ایرانی یا مسلمان

برگی از سرگذشت و زندگی نامه بزرگان ، نوابغ ، اندیشمندان و مشاهیر ایران و جهان .
داستان هایی از زندگی آنان که از توان فکری خود بیشتر بهره گرفتند و در عرصه تکامل ، تحول آفریدند .
«كسي كه داراي عزمي راسخ است ،جهان را مطابق ميل خويش عوض مي كند. »
(گوته)