خاطره ای از مهندس بازرگان و گلزاده غفوری
پنج سالی از آغاز جمهوری اسلامی گذشته بود، متوجه شدم کدورتی بین دو زنده یاد، استاد گلزاده غفوری و مهندس مهدی بازرگان روی داده. هر گاه پیش هر یک می رفتم از دیگری یاد می کردم که احوال ایشان را جویا شدهاند، تا قرار به یک ملاقات حضوری شد. استاد گلزاده را به آپارتمان مسکونی مهندس بازرگان بردم. حدود ۳ سالی بود که یک دیگر را ندیده بودند. مرحوم استاد گلزاده پس از حدود ۱.۵ سالی که نماینده انتخابی مردم تهران در مجلس شوری بودند مجلس را ترککرده و پس از آن هم خود را از لباس «روحانیت» در آورده بودند. با ورود به آپارتمان مهندس بازرگان ایشان متعجب شدند که استاد گلزاده دیگر عبا و عمّامه ندارند.
مهندس بازرگان با تعجب پرسیدند:
«آقای گلزاده شما را در هیاتی جدید آراسته می ببنیم؟»
پاسخ گلزاده: « در ظلم و جور بیش از این نمی توانستم با این ها هم لباس باشم».
بازرگان: «ولی این کت بلند شما بی شباهت به عبای سابقتان نیست!!»
گلزاده: « تکامل همواره تدریجی بوده».
علت دلگیری استاد گلزاده این بود که « چرا وقتی پس از ۱.۵ سال شرکت در مجلس من اعلام کردم که این مجلس هیچ گونه مشروعیتی ندارد، نه ایرانی است و نه اسلامی، و نه انسانی، و شرکت در آن حرام است، نمایندگان نهضت آزادی کماکان در جلسات مجلس شرکت کردند و مجلس را طرد نکردند؟».
پاسخ بازرگان: « پس از بیش از ۲۵۰۰ سال حکومت دیکتاتورها و قلدر ها حالا برای اولین بار مردم ایران می توانند در یک نیمچه نمایش دموکراسی با رای خود نمایندگانی را برای قانون گذاری به مجلس و جهت مدیریت جامعه به ریاست جمهوری انتخاب کنند.»
ایشانمعتقد بودند که نهاد رای دادن را باید زنده نگهداشت و این که مسئولین مملکت بایستی خود را منتخب مردم و پاسخگوی مردم بدانند، علی رغم همه کاستی هایی که در این پروسه انتخابات ایران وجود دارد. مهندس بازرگان ادامه داد که:
«من هر روز صبح کرواتم را محکم می کنم و به مجلس می روم، فحش ها از برخی نمایندگان می شنوم، خلخالی لنگه کفش به سویم پرت میکند، غفاری با هفت تیر تهدیدم می کند، گاهی هم درگیری فیزیکی و مشت و لگد نثارم میکنند، ولی من قهر نمی کنم و روز بعد مجددا کرواتم را سفت می کنم و به مجلس می روم و حرف خودم را در رابطه با مصالح مملکت و مردم می زنم. و اینکار را تا وقتی که مردم به من رای بدهند ادامه می دهم و سعی می کنم که نهاد حق مردم در انتخاب و رای دادن را زنده نگه دارم.»
در پایان حدود سه ساعت مذاکره هر دو متفق القول بودند که محصول انقلاب اسلامی ایران لاییسم و بی خدایی است و مردم به دلیل عمل کردهای غلط اخوندهای حکومتی از دین و اسلام و ایمان به خدا بیزار خواهند شد. مرحوم بازرگان گفت:
«ما سعی میکنیم علی رغم همه تنگناهایی که حکومت برایمان ایجاد کرده و میکند تا می توانیم در رابطه با اسلام راستین بنویسیم تا اگر ۴۰ سال دیگر جوانی هنوز کمی کنجکاوی در او باقی مانده بود که اسلام چیست که این قدر بد عمل کرده به او نشان بدهیم که اسلام آن نبود که به او نشان دادند ...»
درود به روان این دو بزرگ مرد تاریخ معاصر ایران.
ارادتمند
بهار
موضوعات مرتبط: به اندیشان ایرانی یا مسلمان

برگی از سرگذشت و زندگی نامه بزرگان ، نوابغ ، اندیشمندان و مشاهیر ایران و جهان .
داستان هایی از زندگی آنان که از توان فکری خود بیشتر بهره گرفتند و در عرصه تکامل ، تحول آفریدند .
«كسي كه داراي عزمي راسخ است ،جهان را مطابق ميل خويش عوض مي كند. »
(گوته)