علت لقب حافظ
غزل گفتی و دُر سُفتی، بیا و خوش بخوان حافظ
که بر نظم تــــــو افشاند، فلــــــــک عقد ثریـــا را
چند سال پیش، مقاله ای در معرفی کتاب "احیاءالملوک" نوشتم و در آن مقاله ضمن اشاره به دربار هنرپرور ملوک و امرای سیستان نکته ای را توضیح دادم و آن این بود که دراین کتاب عموما از خوانندگان و نوازندگان به لقب #حافظ یاد شده بود!
من نوشتم: نکند حافظ خودمان هم در خوانندگی و نوازندگی دست داشته و بدین سبب به این لقب معروف شده! وگرنه چرا اشعار او این همه به دل می چسبد و با موازین موسیقی سازگار است؟
این نکته را چندی پیش در مقاله ای اشاره کرده بودم و هر چند پایه و اساس محکمی نداشت اما همچنان در ذهن می خلید و امروز هر وقت اشعار حافظ را می خوانم باز این مطلب به ذهنم می آید که او شعر خود را با آهنگ موسیقی تنظیم کرده و بیشتر این نکته در خاطرم قوت می گیرد که شهرت خواجه شمس الدین محمد شیرازی به "حافظ" علاوه بر این که مربوط به قرآن خوانی و حفظ قرآن او باشد، مربوط به خوانندگی و موسیقی دانی اوست!
البته در این که او حافظ قرآن بود شکی نیست و این که قرآن را به چهارده روایت می خوانده انکار نباید کرد، زیرا به صراحت خودش گفته است. پس این که شهرت حافظ در شیراز تنها از این جهت باشد، البته جای گفتگو دارد.
ضمن بررسی احوال کسانی که از صدر اسلام نام حافظ داشته اند، درمیان فارسی زبانان چنین بوده است که به تدریج حافظ تنها به کسانی گفته می شد که قرآن را به آهنگ خوش می خوانده اند و چون توجه به موسیقی و آواز از این راه بی خطر تر بود، آواز خوانی اصولاً با قرائت قرآن آغاز می شد. و از این سبب بعد از قرن ششم هجری لقب حافظ با آواز خوانی مرادف شده است. برای نمونه، استاد شجریان نیز قاری قرآن بوده و حتی در یازده سالگی رتبه اول کشور را کسب کرده اند.
از این رو گمان می رود حافظ نیز هر چند حافظ قرآن بوده اما از آنجا که زمان چهار پادشاه را درک کرده و از این میان درخدمت دو تن از آنان که هر دو اهل شعر و طرفدار طرب بوده اند ، شاید شهرت او علاوه بر قرآن خوانی اش متاًثر از موسیقی دانی اش نیز بوده است.
با سپـــاس ـــــــــــــــــــ علی سجادی
گزیده ای از مقاله حافظ چندین هنر از استاد #باستانی_پاریزی
موضوعات مرتبط: به اندیشان ایرانی یا مسلمان

برگی از سرگذشت و زندگی نامه بزرگان ، نوابغ ، اندیشمندان و مشاهیر ایران و جهان .
داستان هایی از زندگی آنان که از توان فکری خود بیشتر بهره گرفتند و در عرصه تکامل ، تحول آفریدند .
«كسي كه داراي عزمي راسخ است ،جهان را مطابق ميل خويش عوض مي كند. »
(گوته)