۲۱ مهر سالروز درگذشت شوریده شیرازی
( زاده سال ۱۲۷۶ق شیراز -- درگذشته ۲۱ مهر ۱۳۰۵، ۱۳۴۵ق شیراز )
محمدتقی فصیحالملک، متخلص به شوریده، از بازماندگان اهلی شیرازی، شاعر معروف عهد قاجار است.
او در هفتسالگی به علت بیماری آبله از هردو چشم نابینا و چهرهاش آبلهگون شد. او از نابینا بودن و آبلهرویی خود به حسرت یاد میکرد:
با علت بیدیدگی از عیش مزن لاف
این حسرت دیدار که داری تو، که دارد
و در توصیف چهره خود چنین سرودهاست:
وه از این گونهام، ماشاالله
دیدهام نیست که در آینه خود را نگرم
خلق خندند چومن وصف رخ خویش کنم
خود بگوشم شنوم، آخر کورم، نه کرم
گو بخندید که گر زشتم در چشم شما
در بر مادر خود، خوب چو قرص قمرم
گاه سوزد همی اسپند و دعایم گوید
که هماره به عزیزی زی، زیبا پسرم.
وی در ۹ سالگی پدرش را از دست داد و به سرپرستی داییاش در آمد. با این حال، در کسب فضایل پیشرفت شایان کرد و به سبب مکاتبه و مشاعره با شاعران نامدار معاصر مانند: صبوری خراسانی، ملکالشعرای بهار، ایرج میرزا، و وحید دستگردی، مشهور شد.
سفرهای شوریده:
او در سال ۱۲۸۸ق به زیارت مکه رفت و در سال ۱۳۰۹ق بهبوشهر و بندرعباس سفر کرد و در سال ۱۳۱۱ق به اتفاق حسینقلیخان نظامالسلطنه مافی به تهران رفت و به همراهی میرزاعلیاصغر صدراعظم، به دربار ناصرالدینشاه راه یافت و از جانب شاه به فصیحالملک ملقب شد. ناصرالدینشاه بهخاطر سرودن قصیده مدحیه، قریه بورنجان واقع در بلوک کوهمره فارس را به او بخشید.
اشعار شوریده:
شوریده یکی از شاعران نامی قرن معاصر است. در سرودن انواع شعر بهویژه قصیده و قطعه، استاد بود. اشعارش سرشار از مضامین بکر و معانی نو و ترکیبات تازه است. شوریده در بکار بردن اصطلاحات عامیانه مهارت داشته و میتوان وی را با رودکی و ابوالعلا معری مقایسه کرد، چنانکه خود نیز به آن اشاره دارد:
من نه شوریده شیدام، که اندر این عصر
بوالعلای دگر و ابن عباد دگرم
روی بنمایی و دل از من شوریده ربایی
تو چه شوخی که دل از مردم بی دیده ربایی
حسن،گویند که چون دیده شود دل برباید
تو بدین حسن دل از دیده و نادیده ربایی
تو که خود فاش توانی دل یک شهر ربودن
دل«شوریده» روانیست که دزدیده ربایی
زندگی زناشویی:
شوریده به سال ۱۳۲۳ق ازدواج کرد. نخستین فرزندش را حسین نام نهاد و از اینکه صاحب فرزندی شده، از فرط خوشحالی غزلی سرود که چند بیت از آن را میبینید:
همخوابه من دوش برایم پسری زاد
نور بصری بهر من ِ بیبصری زاد
این کلبه ویرانه من باغچهای گشت
زآن باغچه سروی شد و زان سروبری زاد
از گریه او شب همه شب، دوش نخفتم
پیداست زشوریده که شوریدهتری زاد.
شوریده قبل از مرگ اشعاری برای سنگ مقبره خود سروده که با این بیت شروع میشود:
چون برین در، سر و کار است به رحمان ِ رحیم
نه امیدم به بهشت است و نه بیمم ز جحیم
شوریده شیرازی در ۶۹ سالگی درگذشت و در کنار آرامگاه سعدی بهخاک سپرده شد.
موضوعات مرتبط: به اندیشان ایرانی یا مسلمان

برگی از سرگذشت و زندگی نامه بزرگان ، نوابغ ، اندیشمندان و مشاهیر ایران و جهان .
داستان هایی از زندگی آنان که از توان فکری خود بیشتر بهره گرفتند و در عرصه تکامل ، تحول آفریدند .
«كسي كه داراي عزمي راسخ است ،جهان را مطابق ميل خويش عوض مي كند. »
(گوته)