🔴 مرگ میرزاده عشقی؛ شاعر و مدیر نشریه قرن بیستم

🔹میرزاده عشقی، مدیر روزنامه قرن بیستم، شاعر مبتکر پیشوای انقلاب ادبی و آورنده سبکی نو در شعر و شاعری است. روزنامه نویسی بی باک و سرسخت بود.
 وی مردی بود با سروده های دلچسب بدیع و زیبا و آمیخته با روح وطن خواهی، غیرت، فتوت، همت و مناعت نفس...
 نامش سید محمدرضا، فرزند حاج سید ابوالقاسم کردستانی، همدانی است و دانش آموخته به فارسی و فرانسه؛ اما شور شاعرانه او امان نمی دهد در همدان بماند، و تحصیلاتش را در اصفهان و تهران، و باز همدان به گونه ای پریشان و گسسته ادامه می دهد. او در کشاکش جنگ به هواخواهی عثمانی ها پرداخت و در استانبول دانش آموخت. " اپرای رستاخیز شهریاران ایران " را در همان استانبول نوشت. این منظومه اثر مشاهدات او از ویرانه های مدائن هنگام عبور از بغداد و موصل و استانبول بود، که روح شاعر را به هیجان آورد و شهپر اندیشه اش را به پرواز درآورد.

🔹عشقی، گهگاهی در روزنامه و مجلات، اشعار و مقالات منتشر می کرد که بیشتر جنبه وطنی و اجتماعی داشت. مدتی هم روزنامه قرن بیستم را به چاپ رساند، که ۱۷ شماره بیشتر چاپ نشد. عشقی در ۳۱ سالگی از پا درآمد و شهید شد. او به هنگام زمزمه جمهوریت در زمان رضاشاه، دوباره قرن بیستم را راه انداخت، اما یک شماره بیشتر نتوانست بیرون بدهد و همان شماره هم توقیف شد، و به دنبال انتشار آن در دوازدهم تیرماه ۱۳۰۳، در خانه مسکونی اش، جنب دروازه دولت، سه راه سپهسالار، کوچه قطب الدوله، به دست دو نفر نقابدار هدف گلوله قرار گرفت و شهید شد.

🔹عشقی زندگی ساده ای داشت. با آن که نیازمند بود، هیچ گاه قلم آتشین خود را نفروخت. #قمرالملوک_وزیری، یکی از خواننده های پر آوازه آن زمان می گوید:

" روزی برای دیدن او به منزلش رفتم. کف اتاق زیلویی پهن بود، دو صندلی لهستانی شکسته گوشه اتاق بود. از من اجازه خواست چند دقیقه بیرون برود، به او اجازه دادم. وقت برگشتن، دو پاکت میوه و شیرینی گرفته بود. بعد که تحقیق کردم معلوم شد برای این دو قلم، قوطی سیگار نقره اش را نزد بقال سرکوچه گرو گذاشته است ".

🔹نوشته های تند او به هنگام گشایش دوره پنجم مجلس، رسواگر بود. مقاله ای با عنوان " اسکلت های جنبنده وکلای پارلمان "، و این کلام در هم کوبنده آغاز شد:

" ای اسکلت های جنبنده، ای استخوان های متحرک، ای هیکل های وصله وصله، دندان عاریه، عینک به چشم، عصا به دست گرفته؛ کرسی های پارلمانی تا عمر دارید در اجاره شما نیست، مدت کرسی نشینی طبقه شما مدت هاست گذشته؛ شما حالا وظایف دیگر دارید، معطل نکنید، برخیزید از این به بعد دیگر نوبت جوان هاست ".

🔹هنگامی که روزنامه سیاست توقیف شد، از خشم لرزید و تاخت:

" سیاست توقیف شد، چرا این زالوهای ناهموار  که پیکر ایران ستمدیده را چنین نزار نموده اند، روز به روز قوی تر می شوند. اگر از صد نفرشان یکی به مجازات رسیده بود، برای دیگران درس عبرتی می شد ".

- عشقی شعری درباره مجلس گفت، که یک مصرع آن چنین است:

" این مجلس پنجم به خدا ننگ بشر بود "

🔹بر سنگ مزار میرزاده عشقی این شعر نوشته شده:

خاکم به سر، ز غصه به سر خاک اگر کنم
خاک وطن که رفت، چه خاکی به سر کنم؟
من آن نیم به مرگ طبیعی شوم هلاک
وین کاسه خون به بستر راحت هدر کنم
معشوق عشقی ای وطن ای عشق پاک من
ای آن که ذکر عشق تو شام و سحر کنم


موضوعات مرتبط: به اندیشان ایرانی یا مسلمان

تاريخ : پنجشنبه دوم دی ۱۴۰۰ | 6:41 | نویسنده : شفیعی مطهر |