سرانه مصرف نان در کشور 160 کیلوگرم است ؛ در حالی که این شاخص در آمریکا 20 کیلوگرم، مکزیک 31 کیلوگرم، فنلاند 40 کیلوگرم، جمهوری چک 50 کیلوگرم، روسیه 60 کیلوگرم و هلند 60 کیلوگرم است و این شاخصها نشان میدهد که با اصلاح زنجیره تأمین نان مصرف گندم در کشور باید 8 میلیون تن باشد.
نقل از کتاب : آیابه ازاین نمی توان بود؟
معرفی کتاب در لینک زیر:
http://modara.blogfa.com/post-1512.aspx
**************************************************
تولد زرتشت
همان گونه که در مورد غالب پیامبران و قهرمانان اساطیری معمول است درباره تولد زرتشت نیز روایات و نقل هایی بوجود امده که به پیدایش این پیامبر ایرانی رنگ ویژه ای می بخشد. به موجب کتاب دینکرد که از نوشته های دینی پهلوی است برای تحقق ولادت پیامبر ایرانی سه جز:یعنی فره یزدانی روان وتن لازم بود که هر سه منشا آسمانی داشت. فره ایزدی چیزی روحانی بود چون پاره ای نور یا نیرو که گاه به صورت کبوتر یا شاهین در می آمد از طرف خداوند در جسم مردان برگزیده حلول می کرد و موجبات نیرومندی و پیشرفت آن ها را فراهم می کرد و چون از آنان جدا می شد به شکست و نومیدی دچار می گشتند.
هنگامی که اهورامزدا اراده کرد تا فردی برگزیده را به رهبری و راهنمایی مردم برانگیزد درباره فره وی به اندیشه فرو رفت. آنگاه فره مورد نظر را از سپهر ششمین یعنی مرکز روشنایی بیکرانه که فره نخستین در آن جا داشت ،برگرفت و به خورشید منتقل ساخت. پس از آن فره مزبور به ماه و از ماه به ستارگان منتقل و بدین وسیله پرورده شد و سپس به آتشگاه خاندان فراهیم انتقال یافت و آتشگاه مزبور بی آن که مایه سوختی به آن افزوده شود، همچنان می سوخت.آنگاه فره ایزدی به همسر فراهیم منتقل شد که آبستن بود. این زن دختری زاد که او را دغدو نام نهادند.از همان آغاز زایش دغدو نشانه های بزرگی در او آشکار بود و چون به پانزده سالگی رسید مانند خورشید درخشان بود و شب هنگام همچون خورشیدی پر فروغ می درخشید. دیوان و دست نشاندگان اهریمن که از تولد زرتشت آگاه بودند و می دانستند که با ظهور این پیامبر هستیشان به خطر خواهد افتاد ؛ فراهیم را وسوسه کردند که بین دختر خود و جادوگران رابطه و پیوندی برقرار کند و هدفشان این بود که موجبات تباهی او را فراهم کنند. فراهیم که از درخشندگی و شگفتی های دختر خویش در اندیشه فرو رفته بود ، او را به رئیس قبیله سپیتمان(spitman) سپرد که با وی دوستی داشت. رئیس قبیله که آثار نجابت و بزرگی را در سیمای دختر جوان اشکار می دید، وی را به گرمی پذیرفت و در میان خانواده خود جای داد.آنگاه میان دغدو و پوروشسب(poroushasp) پسر رئیس قبیله کشش و مهری به وجود آمد که به پیوند زناشویی انجامید.
جز دوم روان زرتشت بود که اهورامزدا آن را همچون روان ایزدان بیافرید. بنابر فلسفه و ماخذ اساطیری ارواح پیش از حلول در تن و آمیختن با جسم در آسمان ها جای دارند. روان زرتشت نیز پیش از زایش او در جهان بالا می زیست.چون هنگام تولد وی فرا رسید ، بهمن و اردیبهشت که دو تن از ایزدان والا مقام بودند، ساقه ای از گیاه مقدس هه اومه(hauma)یا هوم فراهم آورده ،روان زرتشت را در ان جای دادند .آنگاه پوروشسب در صحرا به سوی آن گیاه کشانده شد و آن را برداشت و به خانه برد و بدین ترتیب بود که روان زرتشت از جایگاه آسمانی خود به زمین انتقال یافت. اکنون هنگام آن بود که جز ء سوم یعنی تن زرتشت فراهم شود. انجام این کار به دو ایزد دیگر به نام های امرداد(ایزد اب) و خرداد(ایزد گیاهان) سپرده شد. دو ایزد مزبور کار خود را در آسمان به پایان بردند و با باریدن آن را به زمین منتقل ساختند و بدین ترتیب مایه تن زرتشت نیز در دل گیاهان جای گرفت. گیاهان رويیدند.پ وروشسب با راهنمایی امرداد و خرداد شش گاو خود را به صحرا برد. گاوان از گیاهی که دارنده مایه تن زرتشت بود ،خوردند و پستان هایشان پر شیر شد .دغدو گاوان را دوشید پوروشسب شاخه مقدس هوم را که خشک شده بود، سايید و در شیر ریخت و هر دو از آن نوشیدند. بدین گونه دغدو که فره ایزدی زرتشت را در خویش داشت ، روان و مایه او نیز در وجود خود گرد آورد و پس از اندک مدتی زرتشت متولد شد .
موضوعات مرتبط: به اندیشان ایرانی یا مسلمان

برگی از سرگذشت و زندگی نامه بزرگان ، نوابغ ، اندیشمندان و مشاهیر ایران و جهان .
داستان هایی از زندگی آنان که از توان فکری خود بیشتر بهره گرفتند و در عرصه تکامل ، تحول آفریدند .
«كسي كه داراي عزمي راسخ است ،جهان را مطابق ميل خويش عوض مي كند. »
(گوته)