به اندیشان
برگی از زندگی نامه بزرگان و اندیشمندان و مشاهير
قسمت هفتم
فاطمه، فاطمه است ...
سال هاي 49 و50، سال هاي پركاري علي بود. سخنراني زيباي "نيايش" او هرگز از ياد حسينيه ارشاد نمي رود. گويا هنوز بانگ مناجات علي در گوش جان هاي شيفته مي نشيند.
"خدايا! عقيده مرا از دست عقده ام مصون بدار.
خدايا! به من قدرت تحمل عقيده مخالف ارزاني كن.
خدايا! بر اراده، دانش، عصيان، بي نيازي، حيرت، لطافت روح، شهامت و تنهايي ام بيفزاي.
خدايا! به من زيستني عطا كن كه در لحظة مرگ بر بي ثمري لحظه اي كه براي زيستن گذشته است، حسرت نخورم و مردني عطا كن كه بر بيهودگي اش سوگوار نباشم. بگذار تا آن را من، خود انتخاب كنم، اما آن چنان كه تو دوست داري.
خدايا! چگونه زيستن را تو به من بياموز، چگونه مردن را خود خواهم آموخت.
خدايا! مسئوليت هاي شيعه بودن را ـ كه علي وار بودن و علي وار زيستن و علي وار مردن است و علي وار پرستيدن و علي وار انديشيدن و علي وار جهاد كردن و علي وار سخن گفتن و علي وار سكوت كردن است ـ تا آن جا كه در توان اين بندة ناتوان علي است، همواره فريادم آر ..."
ديگر سخنراني هاي علي در آن سال ها عبارت بودند از: "اقبال، مصلح قرن اخير"، "پدر، مادر ما متهميم"، "مذهب عليه مذهب"، "روشنفكر و مسئوليت آن در جامعه"، "حسين، وارث آدم"، "مسئوليت شيعه بودن" و "تشيع علوي و صفوي". در اين دوره، علي كار علمي موظف در دانشكده و سخنراني هاي حسينيه ارشاد را با هم پيش مي برد و هر هفته بين راه مشهد ـ تهران در حال سفر بود.
شب سخنراني "فاطمه فاطمه است" .خداي مهربان فرزند چهارم را به علي هديه كرد و علي در حسينية ارشاد، همه قلب ها را طوفاني ساخت:
"از شخصيت فاطمه سخن گفتن بسيار دشوار است. فاطمه يك "زن" بود، آن چنان كه اسلام مي خواهد كه زن باشد. تصوير سيماي او را پيامبر(ص) خود رسم كرده بود و او را در كوره هاي سختي و فقر و مبارزه و آموزش هاي عميق و شگفت انساني خويش پرورده و ناب ساخته بود. مظهر يك دختر در برابر پدرش، مظهر يك همسر در برابر شويش، مظهر يك مادر در برابر فرزندانش، مظهر يك زن مبارز و مسئول در برابر زمانش و سرنوشت جامعه اش. وي خود يك "امام" است. يعني يك نمونة مثالي، يك تيپ ايده آل براي زن، يك اسوه، يك شاهد براي هر زني كه مي خواهد شدن خويش را خود انتخاب كند. او با طفوليت شگفتش، با مبارزة مدامش در دو جبهة خارجي و داخلي، در خانة پدرش، خانة همسرش، در جامعه اش، در انديشه و رفتار و زندگي اش، چگونه بودن را به زن پاسخ مي داد. نمي دانم چه بگويم؟ بسيار گفتم و بسيار ناگفته ماند. در ميان همة جلوه هاي خيره كنندة روح بزرگ فاطمه، آن چه بيش از همه براي من شگفت انگيز است، اين است كه فاطمه همسفر و همگام و هم پرواز روح عظيم علي است. او در كنار علي تنها يك همسر نبود كه علي پس از او همسراني ديگر نيز داشت. علي در او به ديدة يك دوست، يك آشناي دردها و آرمان هاي بزرگش مي نگريست و انيس خلوت بي كرانه و اسرارآميزش و همدم تنهايي هايش. اين است كه علي، هم او را به گونة ديگري مي نگرد و هم فرزندان او را ... . خواستم بگويم: فاطمه دختر خديجة بزرگ است؛ ديدم كه فاطمه نيست. خواستم بگويم كه: فاطمه دختر محمد(ص) است؛ ديدم كه فاطمه نيست.خواستم بگويم كه: فاطمه همسر علي است؛ ديدم كه فاطمه نيست. خواستم بگويم كه: فاطمه، مادر حسين است؛ ديدم كه فاطمه نيست. خواستم بگويم كه: فاطمه، مادر زينب است؛ باز ديدم كه فاطمه نيست. نه، اين ها همه هست و اين همه فاطمه نيست. فاطمه، فاطمه است ... ."
در آن سال ها، علي با پيشنهاد قوانين جديد در حسينية ارشاد، به سازمان دهي جلسه هاي بحث و گفت وگو، كميته هاي هنري، نقاشي و گروه هاي تحقيقاتي شكل تازه اي بخشيد. گروه هاي تحقيقاتي كه او پايه گذاري كرد، عبارت بودند از: گروه تئاتر، گروه كودكان و نوجوانان، گروه ادبيات، گروه تحقيقات قرآن و نهج البلاغه.
سفر به افريقا
علي در مرداد 1350 از طرف حسينية ارشاد همراه با يك راهنما براي تحقيقات تاريخي و اسلامي به افريقا رفت.
سفر به افريقا
علي در مرداد 1350 از طرف حسينية ارشاد همراه با يك راهنما براي تحقيقات تاريخي و اسلامي به افريقا رفت.
" ... تا اين كه در تابستان امسال، در سفر به افريقا كه بيشترين شوقم ديدن اهرام سه گانة مصر بود، آن همه دلبستگي ها ناگهان در دلم گسست و آن همه تصويرهاي پر شكوه در درونم فروريخت و آن خيالات همه از سرم گريخت و ايمانم را به آن چه تمدن نام دارد، همه بر آب نيل دادم و هزاران سال دروغ را همه بر باد مصر! در مرداد امسال تا پا به خاك مصر نهادم، هم از راه زيارت آثار شگفت اهرام، يكي از عجايب هفتگانة جهان شتافتم و خوشحال كه چنان موفقيتي به دست آورده ام. در پي راهنما و گوش سپرده به توضيحاتش در شكل ساختمان اهرام و تاريخش و شگفتي ها و زيبايي و اسرارش! شاهكارها را نشانم مي داد و حكايت مي كرد .پنج هزار سال پيش "بردگان"، هشتصد ميليون تخته سنگ بزرگ را كه هر قطعه اي به طور معمول دو تن وزن دارد از "اسوان" ـ همان جايي كه سد اسوان را ساخته اند ـ به قاهره آورده اند و نه هرم ساخته اند كه شش تا كوچك است و سه تا ديگر بزرگ كه شهرة جهان اند! نشستم و برايش نوشتم كه برادر! تو رفتي و ما هم چنان در كار ساختن تمدن هاي بزرگ، فتح هاي نمايان و افتخارات عظيم بوديم. به دهات و روستاهايمان مي آمدند و چون چهارپايانمان مي گرفتند و مي بردند و به كار ساختن گورهاشان مي گماشتند كه اگر در ضمن كار تحملمان پايان مي گرفت، چون سنگي در بنا مي نشستيم و اگر مي توانستيم كار را پايان ببريم، شكوه و عظمت و افتخار بنا به نام كسي ديگر ثبت مي شد و از ما حتي نامي در خاطره اي نمي ماند ... . گاهي ما را به جنگ مي بردند، جنگ عليه كساني كه نمي شناختيم و شمشير كشيدن به روي كسي كه نسبت به آن ها هيچ كينه اي نمي ورزيديم. وقتي كساني كه همراه و هم طبقه و هم سرنوشت ما بودند، ما را مي بردند و مادران و پدران پير و شكسته مان، چشم انتظارمان مي ماندند و انتظارشان هرگز پاسخي نمي يافت. ... اين جنگ ها به قول دانشمندي، عبارت بود از جنگ دو گروهي كه با هم مي جنگيدند، بدون اين كه هم را بشناسند و براي كساني كه با هم نمي جنگيدند، اما هم را مي شناختند و ما را مي بردند، نابود و قتل عام مي كرديم، نابود و قتل عام مي شديم، اگر شكست مي خورديم، داغ و دردش را پدران و مادران، و روستاهاي متروك و مزارع خراب ما تحمل مي كرد و اگر پيروز مي شديم، افتخار و قدرت نصيب كساني ديگر مي شد و ما هرگز در فخر و غنيمتش سهيم نبوديم."
علي در روز دوازدهم شهريور 1350 مصادف با نهم محرم، در حسينية ارشاد سخنراني "شهادت" و همان شب در مسجد نارمك، سخنراني "پس از شهادت" را ايراد كرد. معمولاً بعد از هر سخنراني، نوار آن پياده مي شد ومتن را به مشهد مي فرستادند تا در صورت امكان، آن را ويرايش كند. علاوه بر تشكيل جلسه هاي هفتگي و كلاس هاي درس، او دانشجويان خود را تشويق كرد تا نمايشنامة "ابوذر" را ـ كه قبلاً در دانشگاه مشهد اجرا شده بود ـ در تهران به اجرا درآورند. نمايشنامة حماسي ابوذر در مرداد 1351، درست سه ماه قبل از بسته شدن حسينية ارشاد اجرا شد. دو ماه بعد، نمايشنامة "سربداران" نيز آماده اجرا شد، ولي اين نمايشنامه فقط يك شب روي صحنه آمد، زيرا در شب دوم مأموران ساواك مانع اجراي آن شدند و حسينية ارشاد در بيست و دوم آبان 1351 سته شد.
ادامه دارد.....
موضوعات مرتبط: به اندیشان ایرانی یا مسلمان
تاريخ : سه شنبه یکم تیر ۱۳۸۹ | 6:52 | نویسنده : شفیعی مطهر |
درباره وب

برگی از سرگذشت و زندگی نامه بزرگان ، نوابغ ، اندیشمندان و مشاهیر ایران و جهان .
داستان هایی از زندگی آنان که از توان فکری خود بیشتر بهره گرفتند و در عرصه تکامل ، تحول آفریدند .
«كسي كه داراي عزمي راسخ است ،جهان را مطابق ميل خويش عوض مي كند. »
(گوته)
موضوعات وب
لينک دوستان
لينک هاي مفيد
آخرین مطالب
پيوندهاي روزانه
آرشیو مطالب
لينک هاي مفيد
امکانات وب