سيد رضى
كتاب: ماهنامه پاسدار اسلام شماره 6 صفحه 52
سيد رضى برادر سيد مرتضى است. ششمين جد او امام هفتم حضرت موسى بن جعفر صلوات الله عليه است و او افتخار انتساب به شجره طيبه دارد. و اگر شعر حماسه او درباره پدران و نياكانش بالاترين شعر عرب را به خود اختصاص مىدهد، بىجهت نيست ؛ چرا كه او مي داند هرچه در ستايش و فضيلت نياكانش بگويد قطرهاى از درياى بيكران فضائل اهل بيت گفته و يا سروده است. و اگر دشمنانش در سرودن اين شعرها به او خرده گرفتهاند ،به دليل اين است كه نتوانستهاند و نخواهند توانست پى به مقام اهل بيت پيامبر(ص) ببرند .از اين رو خواستند نقصى براى سيد رضى ذكر كنند كه چرا او در ستايش نياكانش اين قدر مبالغه و اغراق مىكند و شايد آگاه نبودند كه پيامبر، اهل بيت و عترت خود را قرين قرآن و تالى تلو كتاب آسمانى مىداند.
سيد رضى در سال 359 در بغداد كه آن هنگام مركز فرهنگ اسلامى بود به دنيا آمد و در كودكى همنشين علما و دانشمندان بود. بيش از سى سال از عمر خود را با پدرش گذراند و در اداره امور مردم همكار پدر بود ؛ چرا كه سيد مرتضى (برادر بزرگ ترش) دوران زندگى خود را وقف آموختن و درس خواندن كرده بود و به امور سياسى كمتر مىرسيد. ولى سيد رضى همان گونه كه از شعرش پيداست از كودكى وارد سياست شد و از چنان هوش سرشارى برخوردار بود كه طرف مشورت در امور پيچيده سياسى و اجتماعى قرار مىگرفت و دولتمردان و عموم سياستمداران از او سختحساب مىبردند و بيش از برادرش تقدير و احترامش مىنمودند چون در سيماى او هيبت و متانتى با شكوه مىديدند.
او با اين همه وقار و شخصيت در سن كودكى ده سال را با سختى و تنگدستى گذراند . بيش از 8 سال از عمرش نگذشته بود كه پدرش از طرف عضدالدوله به ايران تبعيد شد و با برادرش (عموى سيد رضى) در يك قلعهاى زندانى بود. املاك او را مصادره كردند و دوستان و يارانش را يا به قتل رسانده و يا زندانى نمودند.
در اين مدت 10 سال، سيد رضى و برادرش تحتسرپرستى مادر تربيتشدند. اين مادر مهربان با آن شرائط زندگى دشوار ،آن ها را با علم و عالمان آشنا ساخت و به درگاه علماى دين براى آموزش آنان توسل جست و آن چنان در آموزش آنان كوشيد كه شايد اين ده سال در عين سختى و مشكلات ناگوار زندگى جالب ترين و پرثمرترين سال هاى عمر اين دو جوان بود كه توانستند بيشترين بهره را از علم و ادب ببرند.
سيد رضى پس از وفات مادرش در ادبيات بسيار شيرين و شيوا رنج ها و مشقت هاى او را در راه رفاه و آسايش فرزندانش يادآورمىشود . تا آنجا كه مىگويند:
لو كان مثلك كل ام برة غنى البنون بها عن الاباء
اگر تمام مادران همچنان تو خوب و مهربان بودند، فرزندان هيچ حاجتى به پدران نداشتند و از آنان بىنياز مىشدند.
ويژگي هاى اخلاقى سيد رضى
شايستهترين و نيكوترين اخلاق را علماى بزرگ ما از مكتب اهل بيت عليهم السلام كسب كردهاند و اين صفات پسنديده كم و بيش در آن ها ديده مىشود. غير از اين كه بعضى از علماء داراى برخى صفات خوب و در خور ستايش به صورت برجستهتر و نمايان تر بودهاند.
اينك به شمهاى از مزاياى اخلاقى سيد رضى مىپردازيم .جالب اينجا است كه تمام اين ويژگي ها را از اشعار ايشان مىتوان كشف كرد .گذشته از اين كه تاريخ نويسان هم ذكر كردهاند:
1- شهامت و عزت نفس:
اگر كسي به بررسى اشعار و نوشتههاى سيد رضى بپردازد، با كمترين دقتبه راد مردى و عزت نفس او پى مىبرد، چرا كه از ظاهر نثر و شعر او كاملا نمايان است.
يكى از موارد آشكار عزت نفس در او اين بود كه از هيچ كس هديهاى قبول نمىكرد تا آنجا كه نوشتهاند پدرش هدايايى براى او فرستاد ؛ ولى سيد باز گرداند و نپذيرفت. اگر گاهى كسى را با قصيدهاى مىستود به هيچ وجه پول از او نمىگرفت و مىگفت:
اريد الكرامة لا المكرمات و نيل العلا لاالعطايا الجساما
من كرامت و عزت را خواهانم، نه پول و بخشش سخاوتمندان. من شرافت را مىخواهم نه پول فراوان را . نوشتهاند كه براى برطرف كردن نياز يكى از نيازمندان، نزد حاكم وقت وساطت كرد ،ولى حاكم او را اجابت ننمود. سيد به قدرى ناراحتشد كه در ادبيات شعرى مىگويد:
فلاجعلن عقوبتى ابدا الا امد يدا الى احد
تو مرا اجابت نكردى. پس از اين ديگر به هيچ وجه دستم را نزد ديگران دراز نخواهم كرد. اين اولين و آخرين اشتباه بود كه از من سرزد.
2- زهد و پارسايى:
ابن ابى الحديد در شرح حال او چنين مىگويد:
با اين كه در او روحيه رياست و بزرگ منشى بود، ولى داراى ورع و زهد و تمسك به دين و تعهد به احكام دين نيز بود.
البته زهد، آن جايى معنى پيدا مىكند كه انسان داراى پول و ثروت فراوان باشد و به آن ها دل نبندد و چشم پوشد و زهد ورزد. سيد رضى داراى ثروت و املاك زياد بود و زندگى زاهدانهاى داشت . در يكى از ابياتش مىگويد:
خطبتنى الدنيا فقلت تراجعى
دنيا به طرف من ميل كرد و به او گفتم برگرد.
در جاى ديگر چنين مىگويد:
طلقتها الفا لاحسم داءها و طلاق من عزم الطلاق ثلاث
هزار مرتبه دنيا را طلاق گفتم كه از شرش در امان باشم و طلاق آن كس كه قصد طلاق داشته باشد ،سه طلاقه است.
3- قدرشناسى و سپاسگزارى:
در روايت است: كسى كه سپاس مخلوق را نگويد از عهده سپاس خالق برنيايد. سيد رضى با آن عزت و عفت نفس اگر پايبند به احكام و قوانين قرآن و اسلام نبود، شايد قدرشناسى نمىتوانست يكى از صفات بارز او باشد، ولى اين تعهد به دين است كه مؤمنان را وامي دارد مجموعهاى از اخلاق ضد و نقيض باشند: با خودپسندان تكبر و با مستمندان تواضع... در مقابل الله خاضع و سربه زير و در برابر ستمگران قوى و نيرومند و پرخاشگر... با زيردستان مدارا و با زورگويان خشونت... شب ها را به ياد خدا زنده داشتن و روزها را در خدمتخلق خدا گذراندن و خلاصه هر مؤمنى بايد چنين باشد.
سيد رضى آنقدر قدرشناس بود كه تا آخر عمر خوبي هاى افراد را در ضمن اشعارش ياد مىكرد و از آن ها تشكر و سپاسگزارى مىنمود و مىگفت:
انسان مهذب است كه نعمت ها و احسانها را شكر مىكند.
درباره يكى از دوستانش چنين مىسرايد:
فلاشكرن ندك ما شكرك خضر الرياض صنايع الديم
از احسان و لطف تو آنقدر سپاسگزارى مىكنم كه درختان سبز از الطاف باران هاى پيوسته. شايد يكى از آثار قدرشناسى وفاي او نسبتبه دوستان و يارانش بود كه حتى اگر از دوستى بدى ديده بود هنگام درماندگيش آن بدى را از ياد برده و به او نيك و احسان مىنمود.
آثار علمى و تاليفات سيد رضى:
سيد رضى همچون برادرش داراى نبوغ خارق العادهاى بود و با اين كه از سن كودكى (10 سالگى) شعر مىسرود و بعضى از ادباي بزرگ او را از قريش هم شاعرتر مىدانند و با اين كه بيش از 47 سال عمر نكرده و پس از 17 سالگى در امور سياسى و اجتماعى و قافلهدارى و رياست ،وقت زيادى را گذرانده علي رغم تمام اين امور او را به حق مىتوان يكى از علماي برجسته زمان خود دانست. و گرچه از نظر علمى در درجهاى پايين تر از سيد مرتضى بود ،ولى نبوغ و هوش سرشار توانست از او استادى بزرگ و معلمى شايان تقدير بسازد.
سيد رضى باگردآورى سخنان و خطبهها و نامهها و كلمات قصار امير المؤمنين (ع) خدمتى بزرگ به عالم انسانيت نمود. اين خود كافى است كه او را در جمله از پاسداران اسلام بشماريم، ولى اين تنها خدمت او نيست، بلكه او داراى آثار و كتاب هايى ارزنده و مفيد است كه هر چند بسيارى از آن ها از بين رفته و به دست ما نرسيده ،اما همين مقدار كه الان در دسترس است دليلى بر گستردگى افق علمى سيد رضى رحمة الله عليه مىباشد.
اينك برخى از اين آثار را مىشماريم:
1- نهج البلاغه:
اين كتاب شريف بىنياز از تعريف است و كمتر مسلمانى را مىتوان ديد كه پس از قرآن از اين كتاب استفاده نكند. سيد رضى بر اساس ذوق ادبى خود گفتارها و نوشتههاى بىنهايت بليغ و فصيح حضرت امير المؤمنين(ع) را كه سرشار از لطائف ادبى و الفاظ زيبا و محسنات لفظى است جمعآورى كرده، و بعضى از واژههاى دشوار را شرح و تفسير نموده كه شايد جز او كمتر كسى مىتوانست آن ها را بفهمد. تا كنون تفسيرها و شرح هاى بىشمارى بر نهج البلاغه شده است.
2- حقائق التاويل فى متابه التنزيل:
اين كتاب دليل زنده و گويا بر توانايى علمى و گستردگى سطح معلومات او مىباشد. اين اثر علمى همچنان كه از نامش پيداست تفسير متشابهات قرآن است.
متاسفانه به جز جلد پنجم اين كتاب از جلدهاى ديگرش اثرى نيست، و اى كاش ساير جلدهايش نيز موجود بود تا اين كه بيشتر اين بزرگوار را مىشناختيم و از محضر درسش بالاترين استفاده را مىنموديم.
3- رسائل الشريف الرضى:
نامههايى است كه در طول مدت زندگى نوشته است. اين كتاب در سه جلد به چاپ رسيده است.
4- ديوان شعر.
5- مجازات الآثار النبوية.
6- تلخيص البيان عن مجازات القرآن.
7- الزيادات فى شعر ابى تمام.
8- تعليق خلاف الفقها.
9- اخبار قضاة بغداد.
10- الخصائص.
سر انجام سيد رضى در روز يكشنبه 6 محرم سال 406 هجرى قمرى وفات كرد و در كاظمين به خاك سپرده شد.
موضوعات مرتبط: به اندیشان ایرانی یا مسلمان

برگی از سرگذشت و زندگی نامه بزرگان ، نوابغ ، اندیشمندان و مشاهیر ایران و جهان .
داستان هایی از زندگی آنان که از توان فکری خود بیشتر بهره گرفتند و در عرصه تکامل ، تحول آفریدند .
«كسي كه داراي عزمي راسخ است ،جهان را مطابق ميل خويش عوض مي كند. »
(گوته)