امروز نقل نمونه اي از ايثار را در رفتار يك فيلسوف خواندم. البته نقل يك خصلت مثبت يا منفي از يك شخص به منزله تاييد يا رد همه نظريات آن شخص نيست. خواندن اين روايت تاريخي و عبرت آموز براي ما و در زمانه اي كه ايثار و فداكاري روز به روز بيشتر رنگ مي بازد ، بسيار جالب و هشداردهنده است.
 
نیچه و درس ایثار
 
"نیچه " فیلسوف ؛ نابغه و نویسنده ودانشمند بزرگ آلمان و افتخار بشریت قرن 19 و یکی از سرمایه های معنوی انسان است. (موافق یا مخالف بودن با او بحث دیگری است .) او که در ابتدا آنقدر خشن بود که فقط "زور" را حق می دانست ،در اواخر عمر به انسانیت خویش بازگشت و هنگامی که اسبی نحیف را افتاده در جوی دید که سنگینی گاری را تحمل می کند و نای و قدرت برخاستنش نیست، اما گاریچی با خشونت جلاد گونه ای تازیانه اش می زند که از شدت درد برخیزد. 
   "نیچه" طاقت نیاورد و با گاریچی درگیر شد. "نیچه" فیلسوف برای دفاع از اسبی که فقط مظلوم بود، نه حتی مملوک. نیچه - به گاریچی حمله کرد و معلوم است که در چنین مبارزه ای که یک طرف فیلسوفی است و طرف دیگر گاریچی، چه کسی پیروز است . نیچه با لگدی که از گاریچی خورد، نقش زمین شد و مرد!! 
  این عمل نیچه یک واقعه و یک واقعیت است و در تمام دنیا مشابه دارد . وقتی می شنویم نیچه با آن عظمتش به سرنوشت یک اسب ؛ نه نوع اسب -می اندیشد و چنان حساسیتی نشان می دهد که جان خویش را برای ان فدا می کند، از ستایش نیچه  سرشار می شویم و عملش را بزرگ ترین و با شکوه نرین عملی می دانیم که در زندگیش انجام داده است و شاید بزرگ ترین اثری است که در زندگی اش خلق کرده است .

در پایان پر شکوه زندگی "نیچه" بحث سود وارزش کاملا روشن می شود. در اینجا بشریت زیان کرده است که "نیچه" را به اسب گاری داده است، ولی او یک "ارزش " آفریده است که انسان تا چه حد می تواند احساس مسئولیت کند و نسبت به سرنوشت دیگران - حتی سرنوشت حیوانات و حتی نسبت به پدیده  ظالمانه حقیری که در کنارش می گذرد ،تا چه حد حساسیت داشته باشد . این چقدر فرق دارد با آدم هايی که در تمام عمرشان به زندگی روزمره خود مشغولند و  نسبت به آنچه در اطرافشان می گذرد و نسبت به فقرو گرسنگی و ذلت و بدبختی همنوعانشان و سرنوشت کشورشان هیچ دغدغه ای ندارند.

ارزش ماورائ عقلی که نیچه به قیمت جانش آفریده است ،این است که دفاع از حق ولو حق یک اسب زبان بسته یک عمل انسانی است و جلوگیری از ظلم - حتی ظلم به یک حیوان! یک مسئولیت انسانی و اجتماعی است و انسان ها باید برای دفاع از "حق" و جلوگیری از "ظلم " به مقامی برسند که بتوانند از زندگی و هستی خود چشم بپوشند .عمل نیچه  برای کسانی که همه امور را با تحلیل "سود و زیان " می سنجند ، غیر منطقی و غیرقابل توجیه است؛ اما کار او "ایثار " است ، آن هم ایثار جان، آن هم در دفاع از حق یک اسب بسته شده به گاری !

"ایثار " فرمانی است برای بخشیدن همه چیز و گرفتن هیچ چیز؛ یعنی ای فرد! بمیر تا دیگران بمانند ؛ اسارت را بپذیر تا دیگران به آزادی برسند؛ زندگیت را در خدمت مردم  به رنج و بدبختی و محرومیت و دور شدن از همه لذت ها بگذران و همه  بدبختی ها را استقبال و تحمل کن و  تلخ و مجروح و محروم زندگی کن تا نسل بعد و نسل های بعدی بتوانند خوب زندگی کنند.

راستی ما در زندگی روزمره خود تا چه حد حاضریم ایثارگر باشیم؟ شما دوستان نظر بدهید.

منبع:http://mmkhanizadeh.blogfa.com/


موضوعات مرتبط: به اندیشان خارجی

تاريخ : یکشنبه دوازدهم دی ۱۳۸۹ | 5:38 | نویسنده : شفیعی مطهر |