کارگر خلاق

علی خسرو شاهی" مدیر و کارخانه دار،صاحب کارخانجات پارس مینو در کتاب خاطراتش آورده است:👇👏

یک کارخانه شکلات سازی سوئیسی گاهی به دلیل ایراد دستگاه هایش در خط تولید، بسته بندی خالی رد می کرده، بدون این که در داخل بسته شکلات بگذارد و همین بسته های خالی احتمالی، باعث نارضایتی مشتریان می شده است.
مسئولان این کارخانه سوئیسی آمدند کلی تحقیق کردند٬ و دست آخر پس از حدود یک و نیم میلیون دلار هزینه، به این نتیجه رسیدند که سر راه دستگاه نوعی وسیله لیزری بگذارند که بسته بندی های خالی را به طور اتوماتیک شناسایی کند و بردارد.
با شنیدن این خبر نگران شدم. چون دستگاه ما هم مشابه همان کارخانه شکلات سازی، ساخت همان شرکت سوئیسی بود، دستور تحقیق دادم، بعد از یک هفته سرپرست ماشین ها آمد و گفت:
بله درست است، در دستگاه های ما هم چنین ایرادی دیده شده و حتی ممکن است چنین محصولاتی به بازار هم راه پیدا کرده باشد.
نگرانی ام زیادتر شد و تصمیم گرفتم در جلسه هیئت مدیره روی موضوع بحث کنیم. می خواستم نظر هیئت مدیره را در مورد یک و نیم میلیون دلار خرج احتمالی اخذ کنم.
فردای آن روز با اعضای هیت مدیره برای بازدید از ماشین به کارگاه تولید رفتیم و دیدیم یک پنکه روی صندلی جلو میز ماشین قرار دارد. از کارگر ساده٬ بالا سر ماشین پرسیدم: این برای چه است؟
گفت: ماشین گاهی بسته خالی می زنه. من هم این پنکه را که تو انبار بود آوردم، گذاشتم سر راه دستگاه که بسته های خالی از شکلات را با باد پرت کنه بیرون.
نگاهی به هیئت مدیره کردم، تمامشان رنگشان پریده بود.
به کارگر خلاق که ما را از شر٬ یک و نیم میلیون دلار، خرج اضافی رهانیده بود٬ یک تشویق نامه به اضافه یک ماه حقوق و یک خانه در کرج هدیه دادم.

🌸🍃
#یکدقیقهمطالعه


موضوعات مرتبط: به اندیشان ایرانی یا مسلمان

تاريخ : پنجشنبه سی ام بهمن ۱۳۹۹ | 7:36 | نویسنده : شفیعی مطهر |

همه ماست ها را کیسه کردند
اصطلاح بالا کنایه از جا خوردن و ترسیدن از تهدید کسی غلاف کردن و دم در کشیدن و یا دست از کار خود برداشتن است.
حال به طور مقتصر این واقعه می نویسم.
کریم خان ملقب به مختار السلطنه در اواخر سلطنت ناصرالدین قاجار رئیس نظمیه تهران شد. و کار مبارزه با گران فروشی و در بازار آن موقع ماست قیمتش گران بود و یک روز با لباس مبدل وارد یک مغازه شد و گفت: ماست دارید؟ 

مغازه دار که ایشان را نمی شناخت گفت: چه نوع ماستی می خواهی؟ ایشان گفت: مگر چند نوع ماست داریم؟
ماست فروش که ایشان را نمی شناخت گفت: 

یک ماست کیسه ای که در پستو است و دیگری ماست مختار السلطنه که در جلوی مغازه است. 

گفت: ماست مختار السلطنه چه نوع ماستی است؟ 

گفت :به علت گرانی آب قاطیش کردیم و اسمش را ماست مختار السلطنه گذاشتیم. 

مختارالسلطنه به فراشانش دستور داد تا مغازه دار را به صورت بر عکس که کمر او را بستند و ماست های تغاری را درون پاچه شلوارش کردند تا تمام آب آن خارج شود و ماست کیسه ای شود . 

از آن به بعد همه مغازه دارها ماست ها را کیسه کردند.


موضوعات مرتبط: به اندیشان ایرانی یا مسلمان

تاريخ : شنبه بیست و پنجم بهمن ۱۳۹۹ | 9:52 | نویسنده : شفیعی مطهر |

خلاصه... اوضاع مملکت 

«خَر بازار غریبی است »!

↩️ بخشی از نامه ذکاءالملک فروغی به سید حسن تقی‌زاده در صدسال پیش

✍️ امید حسنی

متحیرم که چه عرض کنم. مجلس شورای ملی نمایش غریبی از خود می‌دهد. آنچه در روزنامه‌ها ملاحظه می‌فرمایید نمونه‌ی خیلی ضعیفی از حقیقت است. بیرون مجلس هم نعوذ بالله.

آنچه به تحقیق می‌توانم عرض کنم این است که امروز مجلس شورای ملی نماینده حقیقی و مظهر کامل ملت ایران است. اما حقیقت ملت ایران را اگر از حیث مدارک و مشاعر یک اندازه اطلاع دارید، از حیث صلاح و فساد نمی‌توانید تصور کنید و به وهم درآورید. بنده هم از عهده بیان بر نمی‌آیم. چیزی که منظور نیست حتی در اخیار مصلحت و بهبودی حال مملکت و ملت است.

می‌فرمایید در این مدت کسی به فکر من نیفتاد. بفرمایید کسی به فکر چه افتاد؟ آنچه من می‌بینم در این مملکت همه‌کس از اعلی و ادنی بدون استثنا ( یعنی اگر استثنایی باشد همان در حکم النادر کالمعدوم است ) وجهه‌ی همتش تحصیل مال است و بس. آن هم گویی ملتزم شده‌اند از غیر مجرای صحیح باشد و انصاف این است که از مجرای صحیح میسر نمی‌شود. مگر این که شخص به قوت لایموت قانع شود. آن هم باز نه برای همه‌کس.

یگانه وسیله‌ی تحصیل شغل و مقام و هر مقصود دیگر، امروز دسته‌بندی و انتریگ‌بازی و شارلاتانی است. تا آنجا که معلم شدن و حتی رد و قبول شاگردان در امتحانات از روی دسته‌بندی و به ملاحظات شخصی می‌شود.

وزرا به قول عوام مثل پیراهن و زیرجامه عوض می‌شوند و هر وزیری که عوض می‌شود و بر سر کار می‌آید، اجزای ادارات را بیرون می‌کند و یک دسته تازه از قوم و خویش‌های خود یا دوستان یا کسانی که با او برای وزیرشدنش در دسیسه‌کاری شریک بوده‌اند، بر سر کار می‌آورد بی‌هیچ مناسبتی.

تجار و کسبه دست از کاسبی برداشته و سیاست‌مآب شده و منظور واحد از سیاست‌مآبی این است که از این نمد کلاهی داشته باشند. هرچه آخوند و ملا هست می‌خواهد یا در ادارات مستخدم باشد (استخدام شود) یا مستمری‌خور باشد.

حضرت عالی می‌دانید که قحط‌الرجال امروزی ما نتیجه آن است که در دوره ناصرالدین شاه و مظفرالدین شاه از لیاقت اشخاص صرف‌نظر کرده و هوسناکی اولیای مملکت، مدار امور بود.

حالا به مراتب بدتر شده و فقط انتریگ‌ و دسیسه و دسته‌بندی و فحاشی و بستگی به مقامات مقتدره‌ی خارجی و داخلی میزان پیشرفت مقصود است و بنده پیش‌بینی می‌کنم که اگر امر بر همین منوال بگذرد، تا ده پانزده سال دیگر معلومات ایرانی‌ها به درجه‌ای برسد که یک نفر آدم قابل مخاطبه و مصاحبه یافت نشود و اعضای ادارات، همه اشخاصی باشند که پانزده سال قبل، قابل مهتری و جلوداری شمرده نمی‌شدند.

سست عنصری و سبکسری ما به جایی رسیده که از یک طرف جراید جدیدالتاسیس ما به مناسبت احوال روسیه موسوم به «طوفان» و «آتشفشان» و «احشویروش» می‌باشند( به مناسبت این که وزیر مختار روس، یهودی است ). از طرف دیگر آخوند و ملا و روضه‌خوان، منکر مدارس جدیده شده، می‌خواهند درِ آن ها را ببندند و روزنامه‌‌ای را که برای نسوان طبع می‌شود توقیف کنند. مختصر خر بازار غریبی است.

بنده که عقلم نمی‌رسد که چگونه تصور نجاح و فلاحتی برای این قوم می‌شود کرد. فقط امیدی که می‌توانم به خود بدهم این است که همان طور که برخلاف قواعد عقلی تا کنون این ملت و دولت باقی مانده ( اگرچه به کثافت و فضاحت ) باز هم بماند، یا بهبودی یابد و الا در جبین این کشتی نور رستگاری نیست.

با مدیران نامدار ایران همراه شوید
telegram.me/excellentmanagers


موضوعات مرتبط: به اندیشان ایرانی یا مسلمان

تاريخ : جمعه بیست و چهارم بهمن ۱۳۹۹ | 9:50 | نویسنده : شفیعی مطهر |

 از اعطای جایزه به کاشف فایزر 

تا ممنوعیت واردات به ایران!

جایزه علمی و فناوری مصطفی (ص) در تهران چگونه به اوگور شاهین رسیده بود؟

در پی اعلام ممنوعیت واردات واکسن آمریکایی و انگلیسی، سخنگوی جمعیت هلال احمر روز جمعه خبر داد که ورود ۱۵۰ هزار دوز واکسن کرونا به کشور منتفی شده است.

با وجود عوارضی که این روزها در خصوص واکسن فایزر بیان می‌شود، تناقضات جالبی پنهان مانده است که مردم‌سالاری‌آنلاین آن را بررسی می‌کند: 

آیا سازندگان واکسن فایزر را می‌شناسید؟ 

می‌دانید این واکسن با شراکت یک شرکت آلمانی ساخته شده است؟ صاحب این شرکت آلمانی را می‌شناسید؟ می‌دانید او در سال 2019 در ایران برنده جایزه جشنواره مصطفی (ص) بوده است؟ در این گزارش تلاش کرده‌ایم به برخی از تناقضاتی بپردازیم که پس از ممنوعیت واردات واکسن، مورد توجه قرار نگرفته است.
اواخر آبان ماه بود که سی‌ان‌ان در خبری فوری گزارش داد شرکت فایزر در آمریکا، موفق به ساخت واکسن کووید۱۹ شده، واکسنی که گفته می‌شد در ۹۰ درصد آزمایش‌های انسانی جواب داده است.‌ این شرکت از همان ابتدا اعلام کرده که تا پایان سال میلادی(2020) ۱۵ تا ۲۰ میلیون دوز از این واکسن را تولید خواهد کرد.‌ اما شرکت فایزر به تنهایی موفق به کسب این موفقیت نشده بود؛ واکسن کرونا با شریک آلمانی BioNTech ساخته شده بود، شرکتی که مالک آن یک مسلمان ترک تبار، ساکن آلمان است.
اما شاید برایتان جالب باشد که بدانید، اوگور شاهین (Ugur Sgahin) دانشمند ترک تبار مسلمان که استاد دانشگاه ماینز آلمان نیز هست و در دستیابی به واکسن کرونا ویروس جدید با شرکت فایزر شراکت داشته، در سال ۲۰۱۹ (آبان 98) در ایران برنده جایزه مصطفی (ص) شده بود.‌ اما دلیل اخذ این جایزه چه بود؟ شاهین به دلیل پژوهشی که در ارتباط با  اثر توسعه و آزمایش بالینی واکسن‌های درمان سرطان براساس mRNA برای هر بیمار به صورت فردی با توجه به جهش‌شان انجام داده بود، برنده جایزه علمی و فناوری مصطفی(ص) شد؛ جالب است بدانید آن طور که عنوان شده در ساخت واکسن کرونا نیز از روش mRNA بهره گرفته شده است.
در اواخر آبان ماه بسیاری از رسانه‌ها به شاهین که صاحب گران‌ترین جایزه خاورمیانه شده بود، لقب قهرمان کشف واکسن کرونا را دادند، و حالا همان رسانه‌ها از عوارض واکسن فایزر سخن می‌گویند. حالا سوال اینجاست که اوگور شاهین اگر قابل اعتماد نبود، چطور برنده جایزه مصطفی (ص) شد؟ جایزه‌ای معادل 12ونیم میلیارد تومان! اگر قابل اعتماد است که چرا ورود واکسن فایزر ممنوع اعلام شد؟
جایزه علمی و فناوری مصطفی(ص) با محوریت شناسایی و معرفی برترین‌های علم و فناوری جهان اسلام برگزار می‌شود. گفته می‌شود که جایزه این جشنواره یکی از نمادهای مهم شایستگی و برتری علمی در سطح جهان است. محوریت اصلی جایزه مصطفی(ص) بر شناسایی و معرفی برترین‌های علم و فناوری جهان اسلام است و محدوده پوشش آن نیز مسلمانان جهان و اتباع کشورهای اسلامی.
تسنیم در این زمینه گزارش داده سال گذشته فراخوان سومین دوره از جایزه مصطفی(ص)، به 202 نهاد معتبر علمی بین‌المللی و 512 نفر دانشمند از 52 کشور ارسال شد؛ در حوزه دانشمندان مقیم کشورهای اسلامی، در بررسی اولیه با کمک 200 دانشگاه و 35 کشور و صرف حدود 4 هزار نفر ساعت در ارزیابی‌ها، سه دانشمند مقیم کشورهای اسلامی به عنوان برگزیدگان این بخش انتخاب شده‌اند که یک جایزه نیز بین این سه نفر به صورت مشترک اعطا شد. سومین آیین اعطای جایزه مصطفی(ص) نیز در آبان­‌ ماه سال 98 در تالار وحدت برگزار شد که در آن از 2 دانشمند ترکیه­‌ای و 3 دانشمند ایرانی تقدیر شد که یکی از آن ها دکتر «اوگور شاهین» (Ugur Sgahin)، استاد ایمونولوژی در دانشگاه ماینتس آلمان بود. تسنیم که به شاهین لقب قهرمان کشف واکسن کرونا را داده بود وی را این گونه معرفی کرد: 

شاهین متولد سال 1965 از ترکیه است که با اثر «طراحی و ارزیابی بالینی واکسن‌های درمانی ضدسرطان بر پایه mRNA بر اساس موتاسیون هر بیمار در حوزه علم و فناوری زیستی و پزشکی» به  جایزه علمی و فناوری مصطفی(ص)  دعوت شده.
در همان روزهایی که خبر کشف واکسن کرونا و نقش شاهین در آن منتشر شده بود همین خبرگزاری در توصیف این واکسن و سازنده آن نوشت: 

«این واکسن کرونای ساخته شده توسط برگزیده جایزه مصطفی(ص) 2019، بیش از 90 درصد کارایی دارد؛ واکسن کرونای ساخته شده توسط این دانشمند جهان اسلام با ایمنی و اثربخشی 90 درصدی ِخود بسیار فراتر از استانداردهای مورد انتظار، برای تأیید واکسن کووید-19 است، زیرا طبق اعلام سازمان بهداشت جهانی، هیچ واکسنی 100 درصد مؤثر نیست. واکسن کرونا که با تلاش دانشمندی مسلمان، امیدی بر حل مسئله کرونا شده است، مبتنی بر فناوری آر.ان.ای پیام رسان (mRNA) است و برای ایجاد پاسخ ایمنی بدون استفاده از عوامل بیماری‌­زا طراحی شده است؛ این دستاورد پروفسور شاهین با استفاده از فناوری مورد تقدیر در جایزه مصطفی(ص) بوده است.»
جالب است بدانید که این روزها یکی از ایراداتی که در داخل کشور به این واکسن گرفته می‌شود استفاده از همین فناوری است، منتقدان معتقد هستند این فناوری استفاده شده در فایزر DNA بدن انسان را تغییر خواهد داد! آیا برای کشفی که DNA بدن انسان را تغییر می‌دهد به یک پزشک مسلمان جایزه دادیم؟ جایزه‌ای که همان روزها گفته می‌شد باعث معرفی شاهین شده است. حالا همین خبرگزاری در خصوص فایزر می‌نویسد که «واکسن فایزر، واکسن ژنی است که علاوه بر مدت ایمنی پایین، در مقابل ویروس‌های جهش‌یافته قدرتی ندارد!» 

سوال اینجاست که آیا دادن جایزه خطا بوده یا در موضوع ممنوعیت واردات واکسن فایزر، این موضوع مورد توجه قرار گرفته نشده است؟
گران‌ترین جایزه خاورمیانه را به دانشمند ترک می‌دهیم، چندی بعد به او بابت کشف واکسن کرونا افتخار می‌کنیم، لقب قهرمان به او می‌دهیم و به جهانیان می‌گویم ما اولین بار به نبوغ او پی بردیم! حالا چند ماه بعد، به خاطر ممنوعیت واردات واکسن آمریکایی و انگلیسی، درباره پیامدهای تزریق واکسن کشف شده توسط وی هم هشدار داده می شود؛ از جمله می گویند با تزریق واکسن کشف شده توسط او خطر حمله بیولوژیکی کشور را تهدید می‌کند و ما خودمان واکسن می‌سازیم. اگر پزشکان کشور ما تجهیزات و توانمندی ساخت واکسن کرونا را دارند، چرا در زمان جایزه دادن، شاهین را به آن ها ترجیح دادیم؟ دم خروس را باور کنیم یا قسم حضرت عباس را؟


موضوعات مرتبط: به اندیشان ایرانی یا مسلمان

تاريخ : پنجشنبه بیست و سوم بهمن ۱۳۹۹ | 6:51 | نویسنده : شفیعی مطهر |

♧سوت های زندگی شما چیست؟♧

بنجامین فرانکلین در هفت‌سالگی اشتباهی مرتکب شد که در هفتادسالگی هم از یادش نرفت... پسرک هفت‌ساله‌ای بود که سخت عاشق یک سوت شده بود. اشتیاق او برای خرید سوت به‌قدری زیاد بود که یک‌راست به مغازه اسباب‌بازی‌فروشی رفت و هر چه سکه در جیبش داشت روی پیشخوان مغازه ریخت و بدون آن که قیمت سوت را بپرسد همه سکه‌ها را به فروشنده داد.

فرانکلین هفتادساله بعد برای یک دوستی نوشت: 

سوت را گرفتم و به خانه رفتم و آن‌قدر سوت زدم که همه کلافه شدند اما خواهر و برادرهای بزرگم متوجه شدند که برای یک سوت پول فراوان پرداخته‌ام و وحشتناک به من می‌خندیدند!
اوقاتم عجیب تلخ شده بود و از ته دل گریه می‌کردم.

سال‌ها بعد که فرانکلین سفیر امریکا در فرانسه و شخصیت معروف و جهانی شد هنوز آن را فراموش نکرده بود و می‌گفت: 

همین‌طور که بزرگ شدم و قدم به دنیای واقعی گذاشتم و اعمال انسان‌ها را دیدم متوجه شدم بسیاری از آن‌ها بهای گزافی برای یک سوت می‌پردازند.

بخش اعظم بدبختی افراد با ارزیابی غلط آن‌ها از ارزش واقعی چیزها برای پرداختن بهایی بسیار گزاف برای سوت‌هایشان فراهم آمده است.
تردیدها ، مشاجره‌ها، بحث و جدال بر سر مسائلی که حتی ارزش فکر کردن ندارند و ..
 همه سوت‌هایی هستند که بیشتر افراد با نادانی بهای گزافی برایش می‌پردازند...

 #دیل_کارنگی


موضوعات مرتبط: به اندیشان خارجی

تاريخ : دوشنبه بیستم بهمن ۱۳۹۹ | 4:0 | نویسنده : شفیعی مطهر |

 چرا آیت الله بروجردی جایگزین ندارد؟!

چرا در تاریخ یکصد ساله اخیر ، هیچ کس نتوانست جایگزین مرحوم آیت الله بروجردی در حوزه علمیه و در بین مردم شود ؟؟

زمانی که آقای بروجردی ساکن شهر بروجرد بودند پزشک معروف شهر آقای حکیم یوسف یهودی بود.

 نوه آن دکتر برای آقای علوی نقل کرده بود که حکیم یوسف ارادت خاصی به آقای بروجردی داشت و در قم به دیدار آقای بروجردی می رفت.
علت این بود که وقتی دکتر برای عیادت علمای بروجرد می رفت آنان تکه پارچه ای پهن می کردند که پای دکتر به فرش های آنان برخورد نکند..
ولی وقتی خانه آقای بروجردی می رفت از این کارها خبری نبود و مانند یک مهمان معمولی با او برخورد می کردند.
 
در زمانی که آقای بروجردی هنوز به قم نیامده و ساکن بروجرد بودند شنیدند که در آن شهر هنگام تشییع جنازه یهودیان بعضی ها به طرف جنازه سنگ پرتاب می کنند.
 آقای بروجردی مردم را از این کار ناشایست نهی فرمودند ولی بعضی از مردم توجه نکردند و به این عمل ادامه دادند.
آقای بروجردی گفتند هر وقت تشییع جنازه یک یهودی بود به ایشان اطلاع دهند.
 در اولین تشییع آقای بروجردی شرکت کردند و این باعث شد این سنت زشت سنگ پرانی به کلی ترک شود.
 
وقتی مسجد اعظم قم ساخته می شد قرار شد چاه آبی حفر کنند که آن مسجد مستقل از آب شهر باشد.
تحقیق شد که چه کسی این کار را بهتر از دیگران انجام می دهد.
معلوم شد شرکتی در خیابان سعدی تهران هست که مدیریت آن با آقای جمشید یگانگی است ولی ایشان زردشتی است.

موضوع را با آقای بروجردی مطرح کردند و ایشان فرمود:
«زردشتی باشد، چه اشکالی دارد؟».
آقای مهندس لرزاده که معمار مسجد اعظم بود قرارداد حفر چاه و سیستم آب رسانی مسجد را با آن شرکت بست و کار تا آخر انجام شد.

 هنگام تسویه حساب، آقای جمشید یگانگی گفته بود مایل است با آقای بروجردی ملاقات کند.
آقای لرزاده اجازه گرفته بود و ملاقات انجام شد.
در ملاقات آقای بروجردی از ایشان تشکر کرده بود ولی آقای یگانگی خواهش کرده بود که اجازه دهید من هم در ثواب این مسجد شریک باشم و پولی بابت کار دریافت نکنم و آقای بروجردی هم قبول کرده بود.

در همین حال یکی از حاضرین به آقای بروجردی گفته بود:
 «آقا به ایشان بفرمایید مسلمان شود».
 آقای بروجردی از شنیدن این جمله آنقدر ناراحت شده بود که صورت و گوش هایش قرمز شده بود.
 آقای یگانگی هم سرش را زیر انداخته و ساکت بود.
پس از مدتی آقای بروجردی فرمود: 

«من دعا می کنم خداوند از این صفا و اخلاص ایشان به ما هم عنایت بفرماید».

پس از چندین سال چاه به تعمیر و بازسازی نیاز پیدا کرد و به همان شرکت مراجعه شد و معلوم شد آقای یگانگی مرحوم شده و پسرانش شرکت را اداره می کنند.
قرار شد آنان برای تعمیر اقدام کنند. کار که انجام شد برای تسویه حساب رفتیم. معلوم شد مرحوم جمشید یگانگی در پرونده مربوط به مسجد اعظم قم یادداشت کرده که تا هر زمان این چاه تعمیراتی لازم داشت به طور مجانی انجام گردد.
 
آقای علوی در سفری به نجف اشرف ملاقاتی با آیت الله العظمی سیستانی داشتند.
 ایشان فرموده بود در زمانی که من در قم شاگرد آقای بروجردی بودم یک روز توصیه اخلاقی داشتند با این عنوان:
 «مواظب باشید دزد عقیده مردم نباشید».
آقای بروجردی فرموده بودند:
 «یک روز دزدها جلو کاروانی را می گیرند و اموال آن را غارت می کنند.
میان اموال و اثاثیه آنان بقچه ای بود که روی آن نوشته شده بود "بسم الله الرحمن الرحیم".
 آن را به رئیس دزدها نشان دادند و او پرسید این بقچه مال کیست؟
معلوم شد متعلق به یک پیرزن است.
 از آن پیرزن پرسید این کاغذ بسم الله برای چیست؟
جواب داد این را نوشتم تا از خطر دزدها محفوظ بماند.
رئیس دزدها گفت محفوظ ماند، بردار و برو.
نوچه های رئیس اعتراض کردند که این همه زحمت کشیدیم و دزدیدیم چرا به او برگرداندی؟
 رئیس جواب داد:
«ما دزد اموال هستیم دزد عقیده نیستیم».
 آقای بروجردی با نقل این داستان فرموده بودند:
«شما طلاب عزیز مواظب باشید دزد عقیده مردم نباشید».

رحمت و رضوان بی انتهای الهی بر آن مرجع عالیقدر که با عمل خود مردم را هدایت میفرمود....امداد اندیشه


موضوعات مرتبط: به اندیشان ایرانی یا مسلمان

تاريخ : یکشنبه نوزدهم بهمن ۱۳۹۹ | 5:12 | نویسنده : شفیعی مطهر |

ﺟﻤﻠﻪ هایی ﺣﮑﯿﻤﺎنه 

 

ﺍﻧﻮﺷﯿﺮﻭﺍﻥ ﻓﺮﻣﺎﻥ ﺩﺍﺩه بود ﺗﺎ ﻫﺮ ﮐﺲ ﺟﻤﻠﻪ ﺣﮑﯿﻤﺎنه ﺍﯼ ﺑﮕﻮﯾﺪ ﺑﻪ ﺍﻭ ﭼﻬﺎﺭﺻﺪ ﺳﮑﻪ ﻃﻼ ﺑﺪﻫﻨﺪ.
ﺭﻭﺯﯼ ﺩﺭ ﺣﺎلی که ﺍﺯ ﮐﻨﺎﺭ ﻣﺰﺭﻋﻪﺍﯼ ﻣﯽ ﮔﺬﺷﺖ ﭘﯿﺮﻣﺮﺩ ﻧﻮﺩ ﺳﺎﻟﻪ ﺍﯼ ﺭﺍ ﺩﯾﺪ ﮐﻪ ﻣﺸﻐﻮﻝ ﮐﺎﺷﺘﻦ ﻧﻬﺎﻝ ﺯﯾﺘﻮﻥ ﺍﺳﺖ.
شاه ﺟﻠﻮ ﺭﻓﺖ ﻭ ﺍﺯ ﭘﯿﺮﻣﺮﺩ ﭘﺮﺳﯿﺪ : 

ﻧﻬﺎﻝ ﺯﯾﺘﻮﻥ ﺑﯿﺴﺖ ﺳﺎﻝ ﻃﻮﻝ ﻣﯽ ﮐﺸﺪ ﺗﺎ ﺑﻪ ﺑﺎﺭ ﺑﻨﺸﯿﻨﺪ ﻭ ﺛﻤﺮ ﺩﻫﺪ، ﺗﻮ ﺑﺎ ﺍﯾﻦ ﺳﻦ ﻭ ﺳﺎﻝ ﺑﺎ ﭼﻪ ﺍﻣﯿﺪﯼ ﻧﻬﺎﻝ ﺯﯾﺘﻮﻥ ﻣﯽ ﮐﺎﺭﯼ؟
ﭘﯿﺮﻣﺮﺩ ﻟﺒﺨﻨﺪﯼ ﺯﺩ ﻭ ﮔﻔﺖ : 

ﺩﯾﮕﺮﺍﻥ ﮐﺎﺷﺘﻨﺪ ﻭ ﻣﺎ ﺧﻮﺭﺩﯾﻢ ﻣﺎﻣﯽ ﮐﺎﺭﯾﻢ ﺗﺎ ﺩﯾﮕﺮﺍﻥ ﺑﺨﻮﺭﻧﺪ...

سلطان ﺍﺯ ﺟﻮﺍﺏ ﭘﯿﺮﻣﺮﺩ ﺧﻮﺷﺶ ﺁﻣﺪ ﻭ ﮔﻔﺖ : 

ﻭﺍﻗﻌﺎ ﺟﻮﺍﺑﺖ ﺣﮑﯿﻤﺎﻧﻪ ﺑﻮﺩ! 

ﻭ ﺩﺳﺘﻮﺭ ﺩﺍﺩ ﭼﻬﺎﺭﺻﺪ ﺳﮑﻪ ﻃﻼ ﺑﻪ ﺍﻭ ﺑﺪﻫﻨﺪ.
ﭘﯿﺮﻣﺮﺩ ﺧﻨﺪﯾﺪ..
شاه ﮔﻔﺖ : ﭼﺮﺍ ﻣﯽ ﺧﻨﺪﯼ ؟
ﭘﯿﺮﻣﺮﺩ ﮔﻔﺖ : ﺯﯾﺘﻮﻥ ﺑﻌﺪ ﺍﺯ ﺑﯿﺴﺖ ﺳﺎﻝ ﺛﻤﺮ ﻣﯽ ﺩﻫﺪ ﺍﻣﺎ ﺯﯾﺘﻮﻥ ﻣﻦ ﺍﻻﻥ ﺛﻤﺮ ﺩﺍﺩ!!!!
باز ﺩﺳﺘﻮﺭ ﺩﺍﺩ ﭼﻬﺎﺭﺻﺪ ﺳﮑﻪ ﺩﯾﮕﺮ ﺑﻪ ﺍﻭ ﺑﺪﻫﻨﺪ ؛
ﭘﯿﺮﻣﺮﺩ ﺑﺎﺯ ﻫﻢ ﺧﻨﺪﯾﺪ ،
ﺍﻧﻮ ﺷﯿﺮﻭﺍﻥ ﮔﻔﺖ : ﺍین باﺭ ﭼﺮﺍ ﺧﻨﺪﯾﺪﯼ؟
ﭘﯿﺮﻣﺮﺩ ﮔﻔﺖ : ﺯﯾﺘﻮﻥ ﺳﺎﻟﯽ ﯾﮏ ﺑﺎﺭ ﺛﻤﺮ ﻣﯽﺩﻫﺪ ﺍﻣﺎ ﺯﯾﺘﻮﻥ ﻣﻦ ﺍﻣﺮﻭﺯ ﺩﻭﺑﺎﺭ ﺛﻤﺮ ﺩﺍﺩ !!! مجددا ﺩﺳﺘﻮﺭ ﺩﺍﺩ ﭼﻬﺎﺭﺻﺪ ﺳﮑﻪ ﺩﯾﮕﺮ ﺑﻪ ﺍﻭ ﺑﺪﻫﻨﺪ ﻭ ﺑﻪ ﺳﺮﻋﺖ ﺍﺯ ﺁﻧﺠﺎ ﺩﻭﺭ ﺷﺪ.
پرسیدند: چرا با عجله می روید؟
 گفت : نود سال زندگیِ با انگیزه و هدفمند، از او مردی ساخته که تمام سخنانش سنجیده و حکیمانه است ، پس لایق پاداش است.
اگر می ماندم خزانه ام را خالی می کرد !!

آری نیک بگویید ! پند دهید و پند بگیرید!


موضوعات مرتبط: به اندیشان ایرانی یا مسلمان

تاريخ : شنبه هجدهم بهمن ۱۳۹۹ | 10:16 | نویسنده : شفیعی مطهر |

 فاجعۀ غرور خودکامگان

⬅️ 63 سال قبل (در روز 1 فوریه ۱۹۵۷) فریدریش پائولوس ژنرال عالی رتبه‌ی آلمان نازی 12 سال بعد از پایان جنگ جهانی در سن 67 سالگی در گذشت...
وی فرمانده‌ی ارتش ششم آلمان نازی در نبرد سرنوشت ساز استالینگراد بود که به دلیل اشتباه تاکتیکی هیتلر در یخ‌بندان روسیه به همراه 250 هزار سربازش بدون غذا و سوخت و مهمات در محاصره‌ی ارتش شوروی گرفتار شد و در حالی‌که فقط صد هزار نفر از افرادش زنده مانده بودند تسلیم شد.
👌 گفتنی است روز قبل از تسلیم، هیتلر که می‌دانست شکست قطعی است در پیامی از او خواست تا آخرین نفر بجنگد و یا خودکشی کند. (در تاریخ آلمان هیچ فیلد مارشالی زنده توسط دشمن دستگیر نشده بود) اما او از این کار سر باز زد.

⬅️ ارتش شوروی اسیران را به اردوگاه کار اجباری فرستاد اما با پائولوس به علت مقام بالایش (فیلدمارشال، بالاترین درجه نظامی) با احترام رفتار شد و او به اردوگاه فرستاده نشد.
از میان 100 هزار افراد او در اردوگاه‌ها، تنها 6 هزار نفر زنده ماندند.

🤔 و این چنین دیکتاتورها، وطن و بهترین مردم کشورشان را به واسطه‌ی غرور و خود بزرگ‌بینی خویش به ورطه‌ی نابودی و هلاکت می‌اندازند.

😔😔😔


موضوعات مرتبط: به اندیشان خارجی

تاريخ : چهارشنبه پانزدهم بهمن ۱۳۹۹ | 15:56 | نویسنده : شفیعی مطهر |

 افسر قابل تقدیر

بهمن ۱۳۳۱ اتومبیلی خلاف از خیابان اکباتان وارد خیابان یک طرفه ی میدان شاه اباد شد. افسر جلویش را گرفت و جریمه اش کرد.
سرنشین اتوموبیل خانم ضیاء السلطنه نوه ناصرالدین شاه به افسر گفت: من همسر نخست وزیر هستم ! 

افسر بدون توجه برگ جریمه را نوشت و گفت: 

اگر می دانستم، همسر نخست وزیری که دو برابر جریمه ات کرده بودم. حالا دور بزن و برگرد!
حاج خانم به خانه برگشت و با عصبانیت موضوع را به همسرش  گفت!
دکتر مصدق گفت: الان خدمتش می رسم!
گوشی را برداشت و به رئیس شهربانی سرتیپ افشار طوس (که قبل از کودتای ۲۸ مرداد ناجوانمردانه به قتل رسید) دستور داد آن افسر خاطی را همین الان رئیس اداره راهنمایی تهران کند !
 افشارطوس دلیلش را پرسید.
دکتر مصدق گفت :افسری که ماشین زن نخست وزیر را بدون ترس و طبق قانون جریمه کند قابل تقدیر است.


موضوعات مرتبط: به اندیشان ایرانی یا مسلمان

تاريخ : سه شنبه چهاردهم بهمن ۱۳۹۹ | 5:43 | نویسنده : شفیعی مطهر |

غوغا در بغداد !
 
مورخ بزرگ محمد بن جَرِیر طبری (م 310ق) که به امام المورّخین مشهور است، در آمل طبرستان (مازندران) به دنیا آمد. در جوانی در ری درس خواند. سپس برای تکمیل تحصیلات خود به بغداد رفت که پایتخت عباسیان و مهم ترین شهر فرهنگی و علمی دنیای اسلام  بود.
 
طبری نویسنده ای پرکار بود؛ بیش از 40 کتاب نوشت که دو اثر او؛ تفسیر جامع البیان و  تاریخ الرّسل و الملوک (مشهور به تاریخ طبری) بسیار مهم و مشهورند. این دو اثر در دوره سامانیان به فارسی ترجمه شدند. ترجمه و تلخیصی که از کتاب عظیم تاریخ طبری زیر نظر ابوعلی بلعمی صورت گرفت، اکنون به تاریخ بلعمی مشهور است و از زیباترین متون نثر فارسی است.
طبری سنی بود اما تمایلاتی به تشیع داشت. او از مکاتب چهارگانه فقهی اهل سنت پیروی نمی کرد و در فقه و کلام دیدگاهی مستقل داشت. پیروان او به جَرِیریه مشهور شدند. طبری به لحاظ خلق و خوی فردی بسیار برجسته بود. افزون بر این دیندار و پرهیزکار و بسیار منظم بود.

یکی از ماجراهای زندگانی طبری، نزاع او با حنابله بغداد است. حنابله پیروان امام احمد حنبل، از ائمه چهارگانه اهل سنت، بودند. احمد حنبل کمی پیش از آمدن طبری به بغداد درگذشت، اما پیروان او در بغداد و دیگر شهرها زندگی می کردند. آنان بر اساس آموزه های رهبر خود، به ظاهر آیات و روایات بسنده می کردند و معانی غریبی از آن ها استخراج می کردند. بر اساس آیه «الرّحمن علی العّرش استوی» معتقد بودند خداوند همانند حاکمی بر تخت نشسته است و برای خداوند دست و پا و چشم تصور می کردند. حنابله با مخالفان فکری خود با زبان زور سخن می گفتند. سخنانی تند علیه آنان بر زبان می آوردند، به ایشان بی احترامی می کردند و گاهی آنان را مورد ضرب و شتم قرار می دادند. طبری با عقاید حنابله مخالف بود و کار این اختلاف در آخرین سال های عمر او بالا گرفت.

طبری در بغداد مجلس درسی داشت که صدها تن در آن شرکت می کردند. گروهی از طلاب حنبلی مذهب نیز در این جلسه حاضر می شدند. آنان که شنیده بودند طبری با عقاید آنان مخالف است، یک روز هنگام درس از او خواستند نظر خود را در باره عقاید آنان بیان کند. طبری شجاعانه و با صراحت به انکار معتقدات آنان پرداخت و برای رد عقیده به تجسیم خداوند و تکیه زدن او بر تخت، این شعر را خواند:

سبحانَ مَن لیسَ له اَنیس
و لا لَه فی عرشهِ جَلیس

«منزّه است خدایی که مصاحبی ندارد و همنشینی با او بر تختش ننشسته است».

این اظهار نظر، خشم حنابله را برانگیخت. آنان ناگهان دست بردند و دوات های خود را برداشتند و به سوی طبری پرتاب کردند. گفته اند هزار دوات به سوی طبری پرتاب شد. شاید این عدد به ظاهر مبالغه آمیز بیاید، ولی به نظر می رسد حنابله که حمله آن روز را از قبل برنامه ریزی کرده بودند، عده ای از یاران خود را نیز به این مجلس آورده و سپس با طرح این سؤال و علم به این که طبری چه پاسخی خواهد داد، زمینه را برای حمله ای تند به او فراهم کرده بودند.
 
با پرتاب دوات های سنگی که شاید بعضی از آن ها نیم کیلو وزن داشتند و در حقیقت هر یک تکه سنگی بودند، مجلس درس بر هم خورد و  طبری ناچار بیرون رفت، اما حنابله دست برنداشتند؛ بر در خانه او گرد آمدند و منزلش را سنگ باران کردند. سنگ هایی که به در خانه طبری زدند، به قدری زیاد بود که جلو در خانه، تپه ای از سنگ درست شد. جان طبری در خطر بود، به همین دلیل رئیس شرطه (پلیس) بغداد با مأموران خود وارد عمل شد؛ حنابله را از اطراف خانه پراکنده کرد و یک شبانه روز مأمورانی را به مراقبت از خانه طبری گماشت تا اوضاع آرام بگیرد.

 این پایان ماجرای حنابله و طبری نبود و دشمنی این گروه با این دانشمند بزرگ تا پایان عمر وی ادامه داشت. ماجرای مرگ و تدفین طبری نیز شاهدی بر بی رسمی های حنابله در بغداد است. هنگامی که در سال 310ق طبری در سن 85 سالگی درگذشت، نزدیکان و یاران او از بیم بی حرمتی حنابله به جنازه و قبر او، فرصت نیافتند او را همانند دیگران تشییع و در مکانی عمومی به خاک بسپارند. این بود که جنازه این مورخ بزرگ را در خانه اش دفن کردند.

امروزه هیچ نشانی از قبر طبری در بغداد برجا نمانده است، اما در شرق و غرب عالم هیچ کتابخانه مهمی نیست که نسخه ای از کتاب مهم و عظیم تاریخ طبری را در خود جای نداده باشد.

--------------------------------------

ماهروز - دکتر عبدالرحیم قنوات

@mahrooz87

 


موضوعات مرتبط: به اندیشان ایرانی یا مسلمان

تاريخ : دوشنبه سیزدهم بهمن ۱۳۹۹ | 16:45 | نویسنده : شفیعی مطهر |

خانواده منتظری: 

یک نهاد امنیتی اسناد ما را به سرقت برده است

خانواده منتظری در بیانیه‌ای از هجوم ماموران امنیتی به خانه سه تن از دست‌اندرکاران تهیه «مستند آیت‌الله منتظری» و ضبط کامپیوتر و گوشی آن‌ها و اسناد مربوطه خبر داد و گفته است «فیلم و صوت ده‌ها ساعت مصاحبه و مستندات دیگر به سرقت رفته» است.

در این بیانیه که روز شنبه، ۱۱ بهمن ماه منتشر شده، بدون اشاره به نام این نهاد امنیتی که مسئول این کار بوده، آمده است که ماموران امنیتی روز پنج‌شنبه نهم بهمن، به طور هم‌زمان به خانه عمادالدین باقی، مجتبی لطفی از اعضای دفتر آیت‌الله منتظری و‌ مهدی نظری مستندساز هجوم بردند و برخی از وسایل آن ها را ضبط و با خود برده‌اند.

به گفته خانواده آیت‌الله منتظری آن ها قصد داشتند تا مستندی را درباره این مرجع تقلید در پاسخ به آن چه که « اقدامات مکرّر و گسترده تخریبی» علیه این مرجع تقلید می‌نامند، ساخته و در سایت رسمی آیت‌الله منتظری منتشر کنند.

از جمله مواردی که خانواده منتظری در بیانیه خود درباره اقدامات تخریبی علیه این مرجع به آن اشاره کرده‌اند، مستند «قائم مقام» است که بارها از تلویزیون ایران پخش شده است.

پیشتر احمد منتظری، فرزند حسینعلی منتظری به تحریفات صورت‌گرفته در این مستند اعتراض کرده و خواستار فرصتی برای پاسخگویی به اتهامات مطرح‌شده در این مستند شده بود.

عماد الدین باقی دی ماه امسال با بیان این که این درخواست خانواده منتظری تاکنون بی‌پاسخ مانده از پخش سه باره مستند قائم مقام از تلویزیون ایران انتقاد کرد.


موضوعات مرتبط: به اندیشان ایرانی یا مسلمان

تاريخ : یکشنبه دوازدهم بهمن ۱۳۹۹ | 18:27 | نویسنده : شفیعی مطهر |

هزینه دروغ‌گویی سیاستمداران در سوئد


✅ هزینه دروغ‌گویی سیاستمداران در سوئد و به‌قول برخی یکی از بلاد کفر

یکی از قوی‌ترین و موفق‌ترین و محبوب‌ترین سیاستمداران تاریخ سوئد خانمی است به نام مونا سالین؛ متولد ۱۹۵۷ که در ۲۵ سالگی به‌عنوان جوان‌ترین نماینده مجلس سوئد انتخاب شد و مرتبا مراحل رشد و ترقی را طی کرد و تا ریاست حزب سوسیال دموکرات هم پیش رفت.

در دولت‌ها هم پست و مقام داشت.
چند سال قبل بیش‌ترین شانس را برای تصدی بالاترین پست دولتی سوئد یعنی نخست‌وزیری را داشت.

اما ...
اما ناگهان ورق برگشت!

در سال ۲۰۱۶ اعلام شد که او یک گواهی دروغ برای محافظ شخصی‌اش (یک پلیس) صادر کرده!

زندگی سیاسی پرافتخار مونا سالین به پایان رسید.
بله، به همین راحتی!

باور کنید که زندگی سیاسی‌اش واقعا به پایان رسید و برای همیشه تمام شد.

موضوع چی بوده؟

محافظ شخصی او می‌خواسته برای خرید یک آپارتمان ۷۰ متری از بانک وام بگیره و بانک می‌خواسته بدونه که این متقاضی وام درآمد سالانه‌اش چقدره؟

مونا سالین به دروغ در نامه‌ای حقوق ماهانه آن پلیس را بیش از حقوق واقعی‌اش گواهی می‌کنه.

بانک وام را پرداخت می‌کنه.
طرف آپارتمان را می‌خره و تا کنون هم هیچ‌کدام از اقساطش با تاخیر پرداخت نشده.

ولی مشکل همچنان باقی است.

کدام مشکل؟
یکی از بلندپایه‌ترین مسوولان کشور دروغ گفته!

کار به دادگاه کشید تا حکم دروغ‌گویی مونا سالین معین بشه.

البته مونا سالین قبل از دادگاه اشتباه خود را پذیرفت و اعتراف کرد و به همین جهت در دادگاه حضور پیدا نکرد چون دفاعی نداشت.

جریمه‌اش در دادگاه معادل ۴۵ هزار کرون معین شد (حدود ۴هزار دلار).
حقوق یک کارگر ساده ماهانه ۲۵ هزار کرون است.

کاش امکان داشت و متن کامل صحبت‌هایش را می‌نوشتم، از جمله گفته:
من اشتباه کردم، من قدر خنده‌های مردم را ندانستم، من متوجه نبودم که اعتماد مردم چه ثروت هنگفتی است، من دچار فساد شدم.
گرچه فسادی که من مرتکب شدم هیچ ضرری به کشور وارد نکرده، اما من فساد انجام دادم و این در نتیجه کار تفاوتی ایجاد نمی‌کنه.
مردم نباید به کسی اعتماد کنند و مسوولیت انجام کاری را به او بسپارند، در حالی که او ممکن است دروغ بگوید و …!

مونا سالین بعد از افشای خطایش دیگر هیچ پستی را عهده‌دار نشد و اغلب مردم ناراحت هستند که چرا دیگر از نبوغ سیاسی او بهره‌مند نخواهند بود!!!

ولی حزبش همچنان قوی‌ترین حزب سوئد است؛ چون طرفداران حزبش می‌دانند که هیچ تفاوتی بین رییس حزب و یک شهروند عادی وجود ندارد!

مونا سالین قبل از این‌که یک سیاستمدار باشد، فقط یک انسان است!

📚 منبع: خبرگزاری اقتصاددان

🔻کانال رسمی جدید رحمت‌اله بیگدلی


موضوعات مرتبط: به اندیشان خارجی

تاريخ : یکشنبه دوازدهم بهمن ۱۳۹۹ | 7:55 | نویسنده : شفیعی مطهر |

خاطره ای زیبا از زندگی شخصی دکتر الهی قمشه ای:

هفت یا هشت ساله بودم،
به سفارش مادرم برای خرید میوه و سبزی به مغازه محل رفتم.

 اون موقع مثل حالا نبود که بچه رو تا دانشگاه هم همراهی کنن!
پنج تومن پول داخل یه زنبیل پلاستیکی قرمز رنگ که تقریباً هم قد خودم بود
 با یه تکه کاغذ از لیست سفارش...
میوه و سبزی رو خریدم کل مبلغ شد 35 زار.

 دور از چشم مادرم مابقی پول رو دادم یه کیک پنج زاری و یه نوشابه زرد کانادا از بقالی جنب میوه فروشی خریدم و روبروی میوه فروشی روی جدول نشستم و جای شما خالی نوش جان کردم.
خونه که برگشتم مادر گفت: مابقی پولو چکار کردی؟

 راستش ترسیدم بگم چکار کردم، گفتم بقیه پولی نبود... مادر چیزی نگفت و زیر لب غرولندی کرد. منم متوجه اعتراض او نشدم.

داشتم از کاری که کرده بودم و کسی متوجه نشده بود احساس غرور می‌کردم، اما اضطراب نهفته ای آزارم می‌ داد.

پس فردا به اتفاق مادر به سبزی فروشی رفتم. اضطرابم بیشتر شده بود.
که یهو مادر پرسید: آقای صبوری! میوه و سبزی گران شده؟
گفت: نه همشیره.
گفت: پس بقیه پول رو چرا به بچه پس ندادی؟

 آقای صبوری که ظاهراً فیلم خوردن کیک و نوشابه توسط من جلو چشمش مرور می شد با لبخندی زیبا روبه من کرد و گفت:
 آبجی فراموش کردم ولی چشم طلبتون باشه.

دنیا رو سرم چرخ می‌خورد اگه حاجی لب باز می کرد و واقعیت رو می گفت.

 به خاطر دو گناه مجازات می شدم،
یکی دروغ به مادرم یکی هم تهمت به حاج آقاصبوری!

مادر بیرون مغازه رفت
اما من داخل بودم.
 حاجی روبه من کرد و گفت:
این دفعه مهمان من!
ولی نمی دونم اگه تکرار بشه کسی مهمونت می کنه یا نه؟!
به خدا هنوزم بعد ۵۴ سال لبخندش و پندش یادم هست!

بارها باخودم می گم این آدما کجان و چرا نیستن؟

چرا تعدادشون کم شده؟ آدم هایی از جنس بلور که نه تحصیلات عالیه امروزی داشتن و نه ادعای خواندن كتاب های روان‌شناسی و نه مال زیادی داشتن که ببخشند؟
ولی تهمت رو به جان خریدن تا دلی پریشون نشه وآبرویی نریزه...!

   لطفا اگه زیبا بود برای همه کسانی که هنوز هم به خوب بودنشون ایمان دارید بفرستید.


موضوعات مرتبط: به اندیشان ایرانی یا مسلمان

تاريخ : پنجشنبه نهم بهمن ۱۳۹۹ | 5:38 | نویسنده : شفیعی مطهر |

سخنان "ماکسیم گورکی" 

سخنان "ماکسیم گورکی" نویسنده انقلابی روسیه در ۱۰۵ سال پیش!
 
💎 در جهان سه گونه دزد هست!
١- دزد معمولی
٢- دزد سیاسی
٣- دزد مذهبی

💥 و اما دزدان معمولی کسانی‌اند که؛
 پول،
کیف،
جیب،
ساعت،
زر و سیم،
وسایل خانه‌ و.......شما را برای سیرکردن شکم‌شان می‌دزدند!

💥دزدان سیاسی کسانی‌اند که؛
آینده،
آرزوها،
رویاها،
کار،
زندگی،
حق،
حقوق،
دسترنج،
دستمزد،
تحصیلات،
توانایی،
اعتبار،
آبرو،
سرمایه‌های ملی شما
و حتی مالیات شما را می‌دزدند و چپاول می‌کنند!
و شما را در سیه‌روزی و بدبختی نگه‌ می‌دارند...

💥 دزدان مذهبی کسانی‌ هستند که؛
این دنیای زیبایتان را،
جرات اندیشید‌ن‌تان را،
علم و دانش‌تان را،
عقل و خِردتان را،
جشن و شادمانی‌تان را،
سلامتی تن و روان‌تان را،
دارایی‌ و مال‌تان را
و ...... می‌دزدند!
و تازه یک چیزهایی نیز به شما گران می‌فروشند!
مانند خدا،
دین،
بهشت،
خرافات،
جهل،
غم،
اندوه،
سوگواری،
افسردگی و............!
دزدان مذهبی با سخنان فریبنده ،
باغِ بهشت را به شما نشان می دهند
و دروغ می‌گویند،
می‌فریبند،
سواری می‌گیرند
شما را در فرومایگی ، فقر ، بدبختی ، نکبت و........
نگه می‌دارند!
   

💎 تفاوت جالب این ها اینجاست که؛
دزدان معمولی،
شما را انتخاب می‌کنند،
اما شما دزدان سیاسی را انتخاب می‌کنید!
همین طور  شما دزدان مذهبی را انتخاب کردید
و به آنان ارج می‌نهید
و بزرگ‌شان می‌دارید...........!

تفاوت دیگر و بزرگ تر این که؛ دزدان معمولی؛
تحت تعقیب پلیس قرار می‌گیرند،
دستگیر می‌شوند،
شکنجه می‌شوند،
شلاق می‌خورند،
زندان می‌روند،
دست‌ و پایشان را به چپ و راست می‌بُرند،
تحقیر می‌شوند و.......!

اما دزدان سیاسی و مذهبی؛  
هر دو توسط قانون و پلیس حمایت و محافظت می‌شوند!
پست و مقام بالاتری می گیرند، زور می‌گویند،
ستم می‌کنند
و از شما طلبکار هم می شوند و.......!

سخنرانی "ماكسيم گوركى" نويسنده نامدار روس در کانون نویسندگان روس در سال ۱۹۱۶در مسکو


موضوعات مرتبط: به اندیشان خارجی

تاريخ : چهارشنبه هشتم بهمن ۱۳۹۹ | 12:9 | نویسنده : شفیعی مطهر |

مصاحبه تاریخی دکتر بهزادی با دکتر امینی

برگی از تاریخ معاصر

مصاحبه تاریخی دکتر بهزادی با دکتر امینی سیاستمدار و یکی از نخست وزیران شاه
 
مجله سپید و سیاه را شادروان دکتر بهزادی (1) یکی از روزنامه نگاران چیره دست ایران بنیانگذاری کرد و سردبیر آن بود.


موضوعات مرتبط: به اندیشان ایرانی یا مسلمان

ادامه مطلب
تاريخ : جمعه سوم بهمن ۱۳۹۹ | 9:30 | نویسنده : شفیعی مطهر |