💥شریعتی، تسلط احساسات بر عقلانیت...
✍️علی مرادی مراغه ای
@Ali_Moradi_maragheie
✅امروز سالروز مرگ شریعتی است، در دهه ۴۰ و ۵۰ در حوزه روشنفکری سه شخصیت بیشترین شهرت را به هم رسانده بودند: جلال آل احمد، صمد بهرنگی و دکتر علی شریعتی. اما مشهور بودن به معنی این نیست که آموزه هایشان نیز درست و ژرف بوده باشد...
🌾آنان هر سه نیز در بدترین سن و زمان ممکن درگذشتند در زمان افراط گرایی و تندروی، عصر آرمانگرایی و یوتوپیا و عصر تقدس اسلحه و سیانور.
متاثر از زمانه خود بالیدند و بر زمانه خود نیز تاثیر گذاشتند. به نوعی، فرزندِ زمانه ی خود بودند، فضای روانی آن دوره، چنان شبیه خود آن سه تن بود که خواست بر هر سه، لباس شهید و قدیس بپوشاند و مرگ هر سه را به ساواک نسبت دهد، در حالی که ساواک در مرگ هیچ کدامشان نقشی نداشت....
متاسفانه مرگ زودهنگامشان، هر سه را از پوست اندازی و تجدیدنظر در منظومه فکری شان محروم ساخت، امروزه کثیری از آن نسل که باقی مانده اند نه تنها، در حوزه فکری خودشان به یک خانه تکانی ذهنی تن داده اند بلکه حتی یادآوری آن دوران نیز برایشان آزار دهنده است!.
🌾من ده سال با آثار و سخنانِ شریعتی زندگی کردم و ورود و خروجم به شریعتی، ده سال طول کشید یعنی از دوران دبیرستان با آثارش آغاز کردم و در دانشگاه تهران و تبریز با نوارهای سخنرانی اش ادامه دادم کل نوارها و کتاب هایش را بارها خوانده و گوش کردم برخی کتاب هایش مانند کویر را بیش از بیست بار خوانده ام...
اما وقتی بعد از دوره کارشناسی، به وادی فلسفه گام نهادم برای مدت پنج سال مطالعه دکتر شریعتی قطع شد و پاک فراموشم شد، اما یک روز که به صورت اتفاقی، کتاب تاریخ تمدن شریعتی را به دست گرفتم وقتی یک پاراگراف از آن خواندم از تعجب می خواستم شاخ در بیاورم!
آخه چگونه یک نویسنده می تواند این همه سخنان غیرعقلانی بگوید و بر اسب احساسات و تندروی بتازد و در همان حال، انبوهی از جوانان آن دوره نیز بر او کف زده و تحسین اش کنند؟...
دکارت، هیوم، جان لاک مخصوصا کانت و نیچه، حسابی کار خودشان را در من کرده و آثار شریعتی را در من پاک زدوده بودند هیچ رد و پایی از شریعتی در من نمانده بود...
🌾زمانی که به رشته تاریخ وارد شدم دیگر حتی جمله ای از شریعتی قابل تحمل نبود!
مثلا من نقش تقی زاده را در ایران مدرن و مخصوصا در جدال او با شیخ فضل الله نوری در مجلس مشروطه خوانده بودم و آن وقت در کتاب کویر، میدیدم که شریعتی بر او انگ غربزدگی زده و در نقدی عامیانه نوشته بود:
«من از دو تا«ت» بدم می آید یکی تاریخ و دیگری تقی زاده...! »
طفلکی تقی زاده که حرف اول نام خانوادگی اش با «ت»شروع شده است...!
🌾امروزه چیزی که از آن سه تن یعنی صمد، آل احمد و شریعتی در من مانده این است که در تاریخ نویسی مربوط به تاریخ دهه ۴۰ و ۵۰ برای پی بردن به فضای روانی پر ملتهب و رادیکالیسم آن دوران و دلمشغولی ها و افراط گرایی آن نسل, خواندن آثار هر سه لازم است فقط همین!
به عبارتی، هر سه آن ها به عنوان جزیی از تاریخ معاصرمان، اگر چه عزیز هستند اما به قول ارسطو، حقیقت از استادش افلاطون عزیزتر است.
🌾بهتر است از آن ها و آثار و اشتباهاتشان به عنوان پله استفاده کنیم چرا که هر نسل، تنها با پا گذاشتن بر شانه های نسل قبلی و نقدِ تجربیات نسل قبلی، می تواند خویشتن را استعلا بخشیده و به بلوغ فکری نزدیکتر کند...
امروزه، من وقتی به کودک خودم که نگاه می کنم هرگز نمی خواهم او در میان اسباب بازی های مغازه، آرزوی داشتن مسلسل پشت ویترین را بکند چون می خواهم او به تمام کودکان دنیا عشق بورزد...!
دیگر برای خودِ من هم با شمشیر چوبین آل احمد به جنگ آسیاب غرب و غربزدگی رفتن، نه تنها چنگی به دل نمی زند بلکه مسخره است...!
همچنین، نمی خواهم ابوذر را از دل تاریخ در آورده به سوسیالیسم قرن بیستم پیوند بزنم، چرا که اگر قرار است سوسیالیسم و عدالت اجتماعی قرن بیستم به یک مفهومی سیاسی پیوند زده شود، همانا بهتر که آن را به دمکراسی ، آزادی های فردی و مدنی قرن بیست و یکم پیوند بزنیم. چون در این صورت، همدیگر را تکمیل خواهند کرد...
🌾 البته به جای شور و احساسات و گام های بزرگ و پرش و شکافتن فلک...کمی عقلانیت، ژرف اندیشی و گام های کوچک برای نسل جوانمان می خواهم و این که، پس از برداشتن هر گامی درنگ کنند و پیش از برداشتنِ گام بعدی، برگردند آن گام قبلی را نقد کنند و ببینند آیا درست برداشته اند یا نه...؟!
http://www.upsara.com/images/o789988_.jpg
موضوعات مرتبط: به اندیشان ایرانی یا مسلمان
چرا شرحی از زندگی نامه زکریای رازی بازگو نمی شود!
زکریای رازی ، پزشک ، فیلسوف و شیمیدان برجسته ایرانی که آثار ماندگار ی از او در زمینهی پزشکی و شیمی و فلسفه به یادگار مانده است . او را در دنیا بهعنوان کاشف الکل و جوهر گوگرد ( اسید سولفوریک ) میشناسند .
زکریای رازی در خانواده ای سنی مذهب متولد شد ، گرچه در ابتدا مسلمانی باورمند بود ؛ اما به تدریج با گذر زمان مطالعات و دانشی که بدست آورد ، به حقیقتی رسید که مهر ابطال بر عقاید و سنت های جامعه اش زد .
رازی به دلیل برگشت از اصول اسلامی ، از سوی روحانیون زمان خود ملحد و کافر خطاب شد . و مورد اذیت و آزار قرار گرفت . به گونه ای که بر اثر آن که کتاب ها و مکتوباتش را بر سرش می کوبیدند بینایی خود را از دست داد. متأسفانه امروز مکان دقیقی از محل دفن وی وجود ندارد.
رازی به خدا اعتقاد داشت اما منکر وحی و نبوت بود . او دو کتاب " نقض الادیان " و " مخارق الانبیاء " که به ترتیب به معنی نفی دین ها و فریبکاری های پیامبران است را به رشته تحریر در آورد که از آن ها به عنوان کفریات رازی یاد می کنند.
دو کتاب نام برده امروز دیگر وجود ندارند و توسط مذهبی ها و متعصبین نابود شده اند . اما ابوریحان بیرونی در کتاب " فهرست جامع " خود از این دو کتاب به عنوان تالیفات رازی نام می برد.
ابوریحان درباره #اندیشه رازی پیرامون پیامبران می گوید :
رازی معتقد بود ، همه انسان ها قدرت و توانایی رسیدن به معرفت و دانایی را دارند و با یکدیگر مساوی اند . اگر خدا قومی را به نبوت اختصاص دهد به این معناست که آن ها را بر دیگر انسان ها برتری داده و این برتری باعث جنگ و دشمنی و در نهایت هلاکت انسان ها می شود که این با حکمت و رحمت الهی سازگاری ندارد . از نظر رازی ادیان سبب جنگ و اختلافات بشر هستند . او پیامبران را در بدترین احتمال فریبکار می خواند و در بهترین احتمال کسانی بوده اند که تعادل روانی نداشته اند . از نظر رازی ادعای معجزه از نظر منطقی غلط است زیرا بر هم زدن قوانین آفرینش به خاطر اثبات حقانیت یک نفر غیر قابل قبول است.
#پاول_کراوس ، شرق شناس مشهور اروپایی درباره رازی می گوید :
مکتب فکری رازی بی تردید در برگیرنده حادترین جدل فلسفی است که در قرون وسطی علیه مذهب صورت گرفته است.!!
به گفته بیرونی رازی نه تنها اسلام که تمامی مذاهب را تقبیح کرد. او تمامی کسانی که از ابتدا ادعای پیغمبری کردند را شیادانی میدانست که در بهترین حالت بیماری روانی داشتند. وی همچنین قرآن را مجموعهای از افسانههای سراسر تناقض میخواند که هیچ اطلاعات مفید و بدردبخوری ندارد.
«از تعلیمات او این بود که همهٔ آدمیان سهمی از خرد دارند که بتوانند نظرهای صحیح دربارهٔ مطالب عملی و نظری بهدست آورند، آدمیان برای هدایت شدن به رهبران دینی نیاز ندارند؛ درحقیقت دین زیانآور است و مسبب کینه و جنگ. نسبت به همهٔ مقامات همهٔ سرزمینها شک داشت».
رازی دربارهٔ قرآن میگوید:
تو ادعا میکنی که معجزهای که [نبوت محمد را اثبات میکند] حاضر و در دسترس است، یعنی قرآن. تو میگویی که هر کس انکارش میکند یکی مشابه اش را بیاورد. در واقع ما میتوانیم هزاران مشابه اش را بیاوریم از آثار لفاظان، فصیح گویان و شاعران که بسیار بهتر از قرآن جملهبندی شدند و مفاهیم را موجزتر میرسانند. آن ها معانی را بهتر میرسانند و وزن شعری بهتری دارند. به خدا که آنچه تو میگویی ما را شگفت زده میکند. تو دربارهٔ کتابی سخن میگویی که [مشتی] افسانهٔ باستانی را بازگویی میکند و در عین حال سراسر تناقض است و هیچ اطلاعات یا توضیح مفید و بدردبخوری ندارد و آنگاه تو میگویی چیزی شبیه آن بیاور؟
رازی مردی خوشخو و در تحصیل کوشا بود. وی به بیماران توجه خاصی داشت و تا زمان تشخیص بیماری دست از آنها برنمیداشت و نسبت به فقرا و بینوایان بسیار رئوف بود. رازی، برخلاف بسیاری از پزشکان، که بیشتر مایل به درمان پادشاهان و امرا و بزرگان بودند، با مردم عادی بیشتر سروکار داشتهاست.
ابنالندیم در کتاب الفهرست خود میگوید: «تفقد و مهربانی به همه کس، بهویژه فقرا و بیماران داشته، از حالشان جویا، و به عیادتشان میرفت و مقرریهای کلانی برای آنها گذاشتهبود.»
رازی، در کتابی به نام صفات بیمارستان، این عقیده را ابراز میدارد که هر کس لایق طبابت نیست و طبیب باید دارای صفات و مشخصههای ویژهای باشد. رازی دربارهٔ جاهل عالمنما افشاگریهای متعددی صورت دادهاست و با افراد کمسواد که خود را طبیب مینامیدند و اطرافیان بیمار که در طبابت دخالت میکردند بهشدت مخالفت میکرد و بههمین دلیل مخالفانی داشت.
موضوعات مرتبط: به اندیشان ایرانی یا مسلمان
این کشور مدیران متخصص باسواد میخواهد
✍ محسن صفايى فراهانى
🌿 مرحوم ابراهیم یزدی در خاطراتش نکتهای را عنوان میکند، میگوید قبل از پیروزی انقلاب، ما سران انقلاب در پاریس بودیم، یکی از روزنامههای انگلیسی سرمقالهای میزند نزدیک به این مفهوم که پیروزی «ندانستن بر ظلم».
ایشان میگوید: «آنجا من خیلی ناراحت شدم و گفتم که ملتی به پا خاسته است، ببین انگلیسها چقدر جنسشان خراب است که نمیخواهند بپذیرند که این ملت همه معترض هستند و شرایط دیگری را میخواهند».
🌿 دکتر یزدی در ادامه میگوید «بعد که ما آمدیم و خودم عضو شورای انقلاب و بعد وزیر امور خارجه شدم، هر چقدر ما جلو رفتیم هر اتفاقی که افتاد، رفتم ته آن را نگاه کردم و دیدم، آن «ندانستن» پررنگ است»! و بعد میگوید «هر چقدر جلوتر رفتم حتی وقتی از دولت بیرون آمدم باز هم دیدم همان «ندانستن» عامل اکثر اتفاقات است.»
🌿 من به عنوان کسی که در دولت آقای موسوی، در وزارت صنایع و در دولت هاشمی وزارت نیرو بودم و همچنین در مجلس ششم و بعد در دولت خاتمی به وزارت اقتصاد آمدم، واقعاً این حرف را تأیید میکنم، یعنی میزان تصمیمات اشتباهی که به دلیل کم اطلاعی مسوولین در ایران گرفته شد، کم نیست!
این بحث من اصلاً بحث سیاسی نیست که من بگویم این جناح سیاسی بد است یا آن جناح سیاسی خوب است، آن به جای خود، بحث دیگری است. آنچه که باعث شده است که سطح موفقیتها محدود باشد، کمبود دانش تخصصی در اکثر مدیران ارشد است.
🌿 چند وزیر و دستیارانش را میشناسید که واقعاً مسایل منطقه را خوب بشناسند، اصلاً کار خودشان را بتوانند در منطقه خوب تحلیل کنند؛ چند وزیر صنایع میشناسید، از اول انقلاب تا حالا، که بگویید عمده صنایع منطقه و رقبایش را میشناخته است، میدانسته که باید به چه بخشهایی برای رشد کمک کند، کارخانجات فرش ماشینی و ماکارونی در ایران بیش از نیاز منطقه است! ابعاد اقتصادی و بانکی هم چنین است؛ البته مثالی که زدم، فقط مثال بود نه این که بخواهم بگویم همینها دچار مشکل هستند و دیگر بخشها نه.
مجموعهای که میخواهند کشور را اداره کنند باید از پتانسیل قابل قبولی برخوردار باشند. من در صحبت اولیه هم یک اشارهای کردم که سالهای ۴۲ تا ۵۳ را بررسی کنید، اگر به آن دوره برگردید میبینید که عالیخانی، مهدی سمیعی، یگانه و خداداد فرمافرماییان را میآورند، اینها عموماً سابقهی بانک جهانی و آشنایی با فرآیندهای بانکی و اقتصادی در کشورهای بزرگ را داشتند؛ مثل این میماند که شما یک استاندار را بگویی برو یک بخش را اداره کن و او نیز خودش را دانگرید نداند و قبول کند به آن بخش برود، به استانداری که سابقه دارد بگویید که بخش را اداره کن، مشخص است که آن بخش را خیلی خوب اداره میکند؛ چون فضای بزرگ تر از آن را اداره میکرده است. آدمهایی که به ایران آمدند این شرایط را داشتند.
🌿 شما کتاب تکنوکراسی آقای دکتر نیازمند که سازمان گسترش نوسازی صنایع ایران را بنیاد گذاشته است، بخوانید؛ واقعاً اینها آدم هایی با پتانسیل بالا بودهاند.
🌿 من ۱۱ سال از سال ۵۸ تا آخر ۶۹ عضو هیات عامل سازمان گسترش نوسازی ایران بودم، به روسای مختلف سازمان گسترش میگفتم: نیازمند آنقدر اینجا را خوب سازماندهی و آنقدر خوب بنا کرده است که با این همه خرابکاریهایی که ما داریم میکنیم، خراب نمیشود! پس داشتن آدمهای آگاه و آدمهای مطلع، تشکیلات و سازمان مناسب را به وجود میآورد!
🌿 قانون خزانهداری ایران مربوط به ۸۰ سال پیش است؛ چرا آن را اصلاح نمیکنند؟ مشکل چیست؟ میدانید ابعاد خزانهداری در دنیا از نظر اقتصادی چقدر تغییر کرده است؟ اصلاً مگر ابعاد خزانهداری زمان رضاشاه با الان یکی است؟ حجم پول ، میزان گردش کار، تنوع منابع، نحوهی استفاده از منابع، تزریق این منابع در اقتصاد کشور، همهی این ها امروز با ۸۰ سال پیش تغییر کرده است. شما با آن ابزار میخواهید کشور را اداره کنید! هنوز قانون برنامه بودجه ۱۳۲۷ در ایران اجرا میشود. شما در این ده دوره مجلس بعد از انقلاب ۵ نفر رییس کمیسیون مجلس را نام ببرید که پتانسیل و توان لازم برای بررسی و اصلاح این قوانین داشتند!
🌿 مگر کشور ۶ برنامهی توسعه را بعد از انقلاب تصویب و اجرا نکرده است؟ همهی این ها مگر در یک دولت یا یک مجلس بوده است؟ میتوانیم متهم کنیم و بگوییم که این مجلس بد بوده آن خوب بوده است؟ چرا با این برنامهها هنوز تولید سرانهی کشور به سال ۵۶ نرسیده است؟ چرا بهرهوری در حد صفر است؟ این ها حاصل برنامههای توسعه است؟
🌿 آن چیزی که میتواند کشور را متحول کند، دانایی است، آن چیزی که ارکان حکومت نیاز دارند دانش و مدیریت است. ما به جای دانستن، مدرکگرایی را در ایران متداول کردیم! امروز کابینهی انگلستان اکثراً لیسانس هستند. پس لزومی ندارد حتماً دکترا باشند، ولی تصمیماتی که میگیرند آگاهانه و براساس دانش روزاست.
موضوعات مرتبط: به اندیشان ایرانی یا مسلمان
آیا ائمه (ع) همه به شهادت رسیدهاند؟
پرسش و پاسخ از آیه الله دکتر محسن کدیور*
❓آیا سند دقیقی در دست داریم تا اثبات نماید ائمه (ع) همه به شهادت رسیدهاند یا آنچه ما شیعیان به آن باور داریم (شهادت ائمه ع) یک اعتقاد است نه واقعیت تاریخی؟
✅ طبق تحقیق شیخ مفید از میان ائمه فقط حضرات علی و حسن و حسین ابن علی و امام کاظم (ع) به شهادت رسیدهاند و امامان دیگر به قتل نرسیدهاند. هیچ دلیل معتبری دربارهی به شهادت رسیدن تمام ائمه (ع ) هم در دست نیست. عدم باور به شهادت ائمه هیچ خللی به تشیع فرد نمیزند.
موفق باشید.
* آیه الله دکتر محسن کدیور
(عالم الهیات، فقیه، نواندیش دینی، و استاد تمام پژوهشی مطالعات اسلامی در دپارتمان مطالعات دینی دانشگاه دوک آمریکا.)
---------------
شیخ مفید در کتاب فقهی مقنعه همین مطالب را تکرار میکند. او نوشته است:
"پیامبر در مدینه با سمّ از دنیا رفتند؛
امیرالمؤمنین (ع) در کوفه به شهادت رسیدند؛
امام حسن (ع) با سم از دنیا رفتند،
امام حسین (ع) هم به شهادت رسیدند و
امام کاظم (ع) با سم شهید شدند.
وی درباره امامان بعدی حتی حضرت رضا (ع)، تعبیر «قُُبِض» آورده است.
📗 المقنعه (صص. 456، 461، 465، 467 و 476؛ دربارهی دیگر ائمه، ص. 479)
موضوعات مرتبط: به اندیشان ایرانی یا مسلمان
سالروز پرواز ملکوتی مریم میرزاخانی
۲۳ تیرماه چهارمین سالگردِ درگذشتِ فخرِ ایرانزمین #مریمِ_میرزاخانی🌹 تنها زنِ برندهیِ معتبرترین جایزهیِ ریاضیات در جهان را گرامی میداریم .
مریم میرزاخانی ریاضیدان بزرگ ایرانی و استاد دانشگاه استنفورد بود که در سال ۲۰۱۴ به خاطر کار بر #دینامیک و #هندسهسطوحریمانی برندهٔ
#مدال_فیلدز شد ...
این ریاضیدان بزرگ ایرانی در ۲۳ تیر ماه سال ۱۳۹۶ در یکی از بیمارستانهای ایالات متحده بر اثر سرطان دیده از جان فرو بست .
روح و روانشان شاد و نام و یادشان گرامی باد!
موضوعات مرتبط: به اندیشان ایرانی یا مسلمان
🔘مبنای القاب آیتالله و حجتالاسلام
✳️ همیشه این سوال وجود داشته و دارد، در جایی که محبوب ترین کنیه برای قدیس و شخصیت بزرگی چون پیامبر اسلام(ص)؛ لقب «احمد» به معنی ستایشگر و کسی که مدام خداوند را ستایش میکند
و برای علی(ع)؛ با همه ویژگیهایش؛ لقب «ابوتراب» به معنی "پدر خاک" بوده و این القاب میزان فروتنى و خاكسارى آنان را نشان میدهد، چرا صنفی که مدعی ملبس بودن به لباس پیامبر و پیروی از او و اوصیایش هستند، القابی مانند؛ «حجتالاسلام والمسلمین»، به معنی؛"دلیل و سند آشکار اسلام و مسلمین"، «آیتالله» به معنی "نشانه خدا" و «آیتاللهالعظمی»، به معنی؛ "نشانه بزرگ خدا" را برای خود اختیار کردهاند که پس از انقلاب بعضا اصرار دارند عنوان «دکتر» هم قبل از القاب مذکور قرار گیرد!
🔻این درحالی است که شماری از عالمان بزرگ شیعه، مانند شیخ مرتضی انصاری و میرمحمد هاشم چهارسوقی اصفهانی، خود را شایسته این لقب ندانسته و برخی علما نیز در برابر رواج آن که موضع منفی گرفتهاند.
🔻واقعیت این است که در احادیث شیعه مراد از «حجت» یا مصداق مهم آن، پیامبران و امامان(ع) معرفی شدهاند. لیکن لقب حجتالاسلام، از دوره فتحعلی شاه قاجار، به صورت خاص برای برخی علمای تراز اول شیعه رایج شد و پس از مشروطه دایره شمول این لقب گستردهتر شد و به طور عام همه روحانیونی را که بخشی از دروس عالی فقه و اصول را به پایان رساندهاند، در بر گرفت که بعدها پسوند #مسلمین هم به آن افزوده شد.
🔻بعدها «آیتالله» نیز به روحانیونی اطلاق شد که سطوح عالی حوزوی را به پایان رسانده و در یک یا چند باب فقهی صاحبنظر شدهاند و به اصطلاح به درجه اجتهاد رسیدهاند.
این افراد در فروع دین مجاز به تقلید از مرجع تقلید نیستند و باید از خودشان تقلید کنند اما کسی هم نمیتواند از آنان تقلید کند.
🔻«آیتالله العظمی» هم به آندسته از علمایی اطلاق میشود که به درجه اجتهاد رسیده و پس از سالها تحقیق و تدریس به صلاحیت علمی و تقوایی ممتازتری دست یافته و به مقام مرجعیت شیعه رسیدهاند که در جامعه به عنوان مرجع تقلید شناخته میشوند.
🔻از آنجا که دلایل، ملاکها و نشانههای «الله»، «اسلام» و «مسلمین» به لباس و خواندن چند کتاب نیست و اطلاق این عناوین به بسیاری از آخوندها بویژه از جنس حکومتی آن به واسطه کمسوادی و گفتار مبتذل و افکار ارتجاعی و رفتار سخیفی که دارند، وهن دین و سبب ابتذال واژگانی مانند؛ "الله"، "اسلام" و "مسلمین" است، آیا بهتر نیست به جای استفاده از این القاب، به تناسب موقعیت و سطح سواد افراد، از القابی مانند؛ #طلبه، #آخوند، #شیخ، آقاشیخ، میرزا، آقامیرزا، و برای علمای تراز اول از عناوینی مثل؛ #ملا، فقیه و ... استفاده شود؟
موضوعات مرتبط: به اندیشان ایرانی یا مسلمان
🔹🔹مثل بازرگان کم نبود ولی کم بود ذکر مدام دولت موقت
🖌شهسوار صادقی، ۹۹/۱۱/۱۶
سعدی در جایی از غزلیات میگوید:
به پایان آمد این دفتر، حکایت همچنان باقی است.
حال با اجازه ایشان در وصف دولت موقت به ریاست شادروان مهندس مهدی بازرگان جا دارد بگوییم: به پایان آمد آن دولت، حکایت همچنان باقی است؛ زیرا بحث و نظر و جدال در مورد آن دولت با عمر ده ماه در چهل سال گذشته پیوسته ادامه داشته است.
بهگمانم بخشی از ماجرای مدام دولت موقت به ویژگی شخصیتی مهندس بازرگان بر میگردد و بر اساس آن ویژگیها تصور میکنم مثل ایشان کم نبود اما کم و در جایی هم کیمیا بود. حتماً خوانندهی نکتهسنج این گزارهی متناقض پندارد که همینگونه است اما با توضیحاتی که ارایه میکنم امیدوارم این ایراد برطرف گردد.
مثل مهندس بازرگان، تحصیلکرده کم نبود اما مدافع آزادی و مخالف با استبداد کم بود. مانند مهندس بازرگان مخالف شاه کم نبود اما مخالف قانونی و ناصح مشفق کم بود؛ تا جاییکه دفاعیات خود را در دادگاه به نصحیت شاه اختصاص داد و همانجا هشدار داد که اگر مبارزات قانونی ما تحمل نشود، گروهی خواهند آمد که با زبان اسحله با حاکمیت سخن خواهند گفت و اتفاقاً چنین شد و مبارزات به فاز مسلحانه ختم شد.
مانند او مصدقی کم نبود اما وفادار کم بود.
امثال مهندس بازرگان روشنفکر دینی کم نبود اما مثل او منتقد صریح کم بود.
شبیه مهندس بازرگان سیاستمدار کم نبود ولی سیاستمدار اخلاقمحور کم بود.
مثل مهندس بازرگان لیبرال کم نبود اما لیبرالی او در آن فضای پُرالتهابِ برآمده از انقلاب اسلامی ۵۷ که همه خواهان حذف و مرگ بودند کیمیا بود و او با کیمیاگری خاص خود جلو بسیاری از تندرویها را تا میتوانست بهتنهایی گرفت.
مهندس بازرگان در بین یاران هم در برخی اوقات تنها بود. روحش شاد
موضوعات مرتبط: به اندیشان ایرانی یا مسلمان
مهاتما گاندی (1948 - 1869)
👤 آلبرت اینیشتین -که از او بهعنوان 'مرد قرن بیستم' و 'چهارمین مرد محبوب جهان در قرن بیستم' یاد شده است- نیز عمیقاً شیفته و دلبردهی مرام و شخصیت گاندی بود و گفت:
"از نظر من، نگرش و روش و منش گاندی در میان عموم سیاستمداران جهان "روشنبینانهترین" است و همهی ما بایستی بکوشیم شیوهی او را در پیش بگیریم و از توسل به خشونت و ارتکاب هرگونه زشتی و پلیدی در راستای نیل به اهداف و آرمانهایمان بپرهیزیم."
👈 اینیشتین آن چنان عمیق تحت تاثیر گاندی و شگفتزدهیِ شخصیت وارسته و متفاوت او بود که دگربار دربارهاش گفت:
"نسلهای بعدی بهسختی باور خواهند کرد که روزگاری چنین موجودی از گوشت و پوست بر روی زمین میزیسته است."
👤 گاندی در توضیحِ "فلسفهی عدم خشونت" و زندگی خود، در زندگی نامهی خودنوشتاش آورده است:
"وقتی ناامید میشوم بهخاطر میآورم که در طول تاریخ، هماره راه حقیقت و عشق پیروز بوده است.
👌 حکمرانان ستمگر و آدمکش اگر چه در برههای از تاریخ شکستناپذیر جلوه میکنند؛ ولی نهایتاً جملگی شکست خورده و سقوط کردهاند."
🌺🌸🍃
موضوعات مرتبط: به اندیشان خارجی
نیکنفسترین حکمران تاریخ ایران
کریمخان_زند ، این نیکنفسترین حکمران کل تاریخ ایران، نمونهای نادر در تاریخ است و عنوان وکیل الرعایای او بسیار بامعناست. الگوی رفتاریاش میتوانست برای کاربدستان و حکومت گران آینده عبرت آموز باشد اما دریغ و صد دریغ که كريمخان، دیگر در تاریخ ایران تکرار نشد!
.کريمخان زند شاه بزرگی نبود، دربار او شکوه و جلالی نداشت، به فتوحات بزرگی نائل نگردید، اما باید پذیرفت که او به نحوی بسیار عالی و خردمندانه حکومت می کرد.
حکومت این شخص را می توان پدیدهای استثنایی در تاریخ ایران برشمرد! برای او خوشبختی مردم بالاتر از هرچیزی بود، لذا برای نوع دوستی و رفتار نرمی که وکیل داشت، باید او را ستود.
(ادوارد اسکارت وارینگ)
گمان نمی کنم از آغاز جهان که اين همه شهرياران آمدهاند، هیچ یک را چنین خویِ نیک بوده باشد.
(جلال الدین ميرزای قاجار ،مولف #نامه_خسروان)
کدخدای جهان بود، نه دارایِ کیهان و دیوان (#عبدالرزاق_بیگ_دنبلی)
پس از پطر کبیر و نادرشاه افشار، هیچ یک از سلاطین شرق، از نظر برز و بالا و يال و کوپال و ضخامت جثه و عظمت پیکر با وی برابر نبودند.
اگر بتوان در ایران شاهى را شایسته لقب کبیر دانست، حتماً كريمخان است! به طوری که کارها و خدمات او امروزه هم (ده سال پس از مرگش) شاهد این مدعاست.
(#ویلیام_فرانکلین، سیاح انگلیسی)
در عرض ۲۵ سالی که در خدمت وکیل بودیم، بسیار فروتن بود و از او مطلقاً تعریف شجاعت و آن که در فلان معرکه چنان کردم و شمشیر چه ، و اسب چه، و جنگ چه و...... ، با وجود آن که بارها پهلوانی و شجاعت او را دیده بودیم، به خدا قسم که نشنیدم.
پاسخ به این پرسش که چرا پس از گذشت ۲۴۴ سال از مرگ كريمخان زند، هنوز برای ما #ایرانیان چهرهای محبوب و دوست داشتنیست چندان دشوار نیست! چرا که از چشم انداز سیاسی، وجود این مرد ساده دل و پاک نهاد؛ اما هوشیار و خردمند مانند مرهمی بود بر زخمهای عمیقی که بر پیکر مردم ایران نشانده شده بود.
با بروز تراژدی ویرانگر و غم انگیز؛ اما گريزناپذير سقوط صفویه و پیامدهای هولناک آن و سپس برآمدن نادر، قهرمان ملی و سپس سقوط دهشت بار او و جدال بازماندگان ناتوان خاندان وی، هرج و مرج و آشوب فرسایندهای، ایران را تا استقرار #وکیل الرعایا دربر گرفته بود. در حقیقت تنها با شیوه حکومت حضرت وکیل بود که مي توانست مرهمی بر زخمهای این سرزمین بلاکشیده باشد.
موضوعات مرتبط: به اندیشان ایرانی یا مسلمان
🔴📣 سرنوشت 9 شورشی!!!
🗓 زمانیکه ایرلند اعلام استقلال از انگلستان کرد و در طی آن نه (۹) نفر جوان شورشی ایرلندی دستگیر و محکوم به مرگ شدند.
ملکهی انگلستان تحمل اعدام کردن آنان را نداشت . به همین خاطر دستور داد تا آن نه نفر جوان را به زندانی در مستعمرهی انگلستان یعنی «استرالیا» منتقل کنند.
🗓 حدود ۴۰ سال پس از این واقعه، ملکهی انگلستان -ویکتوریا- از استرالیا دیدن کرد و مورد استقبال نخست وزیر استرالیا یعنی آقای «چارلز دافی» قرار گرفت.
😓 وقتی آقای چارلز به اطلاع ملکه رساند که:
«من» یکی از آن نه نفر جوان ایرلندی محکوم به اعدام «مرگ» بودم، ملکهی انگلستان ویکتوریا شوکه شد!!!
ملکه از او پرسید که:
آیا از سرنوشت آن هشت نفر زندانی دیگر خبری دارد یا نه؟
نخست وزیر استرالیا «چارلز دافی» پاسخ داد که:
همگی با یکدیگر در تماس هستند!!!
👇👇👇
زندانی دوم به نام، «توماس فرانسیس» به ایالات متحده مهاجرت کرد و خیلی زود به مقام فرمانداری «مونتانا»ی آمریکا رسید.
زندانی سومی و چهارم به نامهای،
«ترنس مک مانس» و «پاتریک دونا او»
هر دو ژنرال ارتش ایالات متحده آمریکا شدند و بسیار عالی خدمت کردند.
زندانی پنجم به نام «ریچارد اوگورمان» به کانادا مهاجرت کرد و فرماندار کل نیوفوندلند شد.
زندانی ششم و هفتم به نامهای «ماریس لین» و «مایکل ایرلند» هر دو از اعضای هیئت دولت استرالیا شدند و جدا از هم به عنوان دادستان کل استرالیا انجام وظیفه کردند.
زندانی هشتم به نام «دارسی مگی»
نخست وزیر کانادا شد.
👌 نکته:
مخالفان ما لزوما ناشایسته نیستند!
و لزوما فقط خود ما درست نمیفهمیم!
شاید به همین علت است که در بین ملل فهیم و پیشرفته به آسانی جان انسانها را نمیگیرند!
و «مرگ» راه حل نهایی نیست!
✍️ ع. خدابنده
موضوعات مرتبط: به اندیشان خارجی
بلای جهل مقدس!
🌅 421سال پيش، در روز ۱۷فوريهی ســـال ۱۶۰۰ ميلادی، "جوردانو برونو" فيلسوف ايتاليايی پس از گذراندن ۸ ســـال در سياهچالهای خوفناك دادگاه انکویزاسيون (تفتيش عقايد) در ميدان كامپو دی فيوری شـــهر رم زنده زنده در آتش سوزانده شد. برونو كسی بود كه از حق تمام انسانها برای انديشيدن بدانگونه كه دلشان میخواست، دفاع میكرد.
نوشتهاند كه وقتی برونو را به يك ستون آهنين بسته بودند و انبوهی از هيزم برای سوزاندن او جمع كرده بودند، او هم ساكت بود و تسليم شده بود و چيزی نمیگفت؛
ولی اتفاقی افتاد كه يك جمله گفت كه در تاريخ باقی ماند.
آن اتفاق اين بود كه ناگهان ديدند پيرزنی نزديك شد و تكه هيزمی در دست داشت و با آوردن *نام خدا* بر لب، آن را به روی هيزمها انداخت.
برونو سكوتش را شكست، گويی عمل اين پيرزن مغز استخوانش را سوزانده بود و گفت:
*«لعنت بر اين جهل مقدست!»*
🌅 مهم ترين و يا لااقل يكی از اهم آفتهای اجتماعی، نه تنها در منطقهی اسلامی بلكه شايد بتوان گفت در سراسر جهان که جوامع دينی از آن رنج میبرند، جهل مقدس است
(جهل مقدس جهلی است كه بُعد قدسی دارد.)
در چنين جهلی، شخص جاهل در جهل میسوزد، ولی برای خدا میسوزد.
گرسنگی، فقر، فلاكت، بيماری، جنگ و دشمنی، جنايت، آدمكشی، ايذا و آزار به همنوع، همه را به قصد قربت تحمل میكند و جالب اين است كه از هرگونه روشـــنگری هم میهراسد، آن هم برای خدا!
🔥 در جهل قدسی، شخص جاهل با نهادی همراه میشود به نام «اعتقاد»؛
یعنی براي چنين انسانی اعتقاد به جای تفكر مینشيند.
اعتقاد از ريشه «عقد» یعنی بستن است. شخصی كه به امری معتقد میشود فكرش را گـره زده و معتقداتش را خط قرمز خويش میسازد.
👌 كسانی كه به جهل مقدس گرفتار میشوند، جاهلانه برای خويشتن، خدا میسازند، خدايی كه ناخودآگاه مجموعهای از خواستههای خود آنان است.
جهل مقدس همـراه با اعتقادهاي دينی است؛
ولی دينی كه نه براساس تعقل، بلكه براساس هواهای نفسانی، انسان معتقد میشود و بالاترين جنايت را ممكن است مرتكب شـــود در حالي كه خيال میكند براي خداست و متقرب الیالله میشود.
🔥 يكي از آفات اجتماعی كه من مايلم آن را فاجعه تأسفبار برای جوامع دينی امروز بنامم، جهل مقدس است؛
جهلی كه قهرمانانش دست به مهم ترين جنايات میزنند، به خيال آن كه كاری كه میکنند مورد خواست خداست و آنان برای خدا تلاش میکنند.
در يونان باستان، جنگ ميان خدايان بود و در ادوار بعد در قالب جنگ اديان شكل گرفت. در تاريخ اسلام جنايات و خونريزیهايی كه به بار آمد، عموما معلول همين نوع جهل است.
🔰 امـــروز در جامعه ايران نيز جهل مقدس گاه منشأ فاجعه میشود، كه به ذكر يك نمونه بسنده میکنیم:
🔪 در دادنامهی ۱۷۲ ۱۶/۲/۱۳۸۲ پروندهی كلاســـهی ۱۱۳۱-۸۱-۹ دادگاه عمومی كرمان، از قول متهمين قتلهای محفلی كرمان مكرراً اين مطلب آمده است كه در مورد برخی مقتولين با تسبيح استخاره گرفتيم و چون عدد ۶ آمد و عدد ۶ به معنای لزوم تعجيل در عمل است، تصميم گرفتيم كه او را بكشيم و كشتيم!
🔥 گاهی اوقـات جهل كه لباس تقدس میپوشد، يك ملت را در تاريكی و جهنم ابدی فرو میبرد. نمونهاش در زمان ما، مردم كرهشمالی هستند.
در كشور كره شمالی مردمی زندگي میکنند كه از حداقل شرایط حيات يك انسان برخوردار نيستند؛ ولی تبليغات حاكميت فكر آنان را چنان ساخته كه خيال میکنند در بهشت بريناند!
اين افراد در تاريكی هستند؛ ولي قدرت مشت آهنين، اجازه روشنگری به هيچ فردی نمیدهد.
در كره شمالی تنها كسی كه حق فكر كردن دارد، رهبر حكومت است كه فرمانده بزرگ ناميده میشود. وقتی فرمانده بزرگ درباره مسئلهای حرفی زد، ديگر هيچ كس حق ندارد در آن زمينه اظهارنظر كند!
📘 جهل مقدس
✍️ سیدمصطفی محققداماد
🤔😔😓
موضوعات مرتبط: به اندیشان خارجی
دیکتاتوری که امیدوار بود مردم دوستش داشته باشند
@TahlilZamane
♈پردۀ اول :
ژنرال یاروزلسکی آخرین رهبر کمونیست لهستان بود که در دههٔ هشتاد میلادی رهبری حکومتی را بر عهده داشت که بسیار بدنام و منفور بود ، او در شب ۱۳ دسامبر ۱۹۸۱ حوادث را به نحوی مدیریت کرد که بسیاری یقین داشتند جایگاهی پست و خفیف را برای خود در تاریخ رقم زده است ، در آن شب هنگامی که بسیاری از مردم لهستان در خواب بودند ژنرال اعلام حکومت نظامی کرد و به ارتش دستور داد تا به نام حزب کمونیست لهستان تمام جنبشهای دموکراسیخواه موسوم به اتحادیه_همبستگی لهستان را سرکوب کنند ،
موضوعات مرتبط: به اندیشان خارجی
ادامه مطلب
ماموریت از سوی خدا!!
"من ماموریتیافته از سوی خدا و مسیح برای نجات و رستگاریِ روسها هستم!"
👤 ایوان مخوف
ایوان چهارم واسیلیویچ تزار روسیه که بهخاطر جنایات خوفانگیزش او را 'ایوان مخوف' لقب دادند.
او را در شمارِ فاسدترین، سنگدلترین، خونریزترین و سختکُشترین حکام تاریخ بشر دانستهاند.
او که خود را ماموریتیافته از سوی خدا و مسیح برای نجات و رستگاری روسها میدانست، بهآسانی و با آسودگی و به بهانههای واهی و مضحک انسانها را به سختترین و دردناکترین شکل ممکن میکشت.
او که یقین داشت از سوی خدا بر مردم حکومت میکند، بعضاً کاخش را ترک میکرد و ده ها شبانهروز در صومعهها معتکف میشد، عبادت میکرد، اشک میریخت و از نادانی و قدرنشناسی و ناسپاسی مردمش به خدا شکایت میبرد، و دعا میکرد که خدا در انجام این ماموریت الهی صبر و مقاومتش را افزون کند!
🤔🤔🤔
موضوعات مرتبط: به اندیشان خارجی
هنوز انسانیت نمرده است!
لطفا ... این متن را در تمامی گروه ها نشر دهید ... تا همگان در این روزگار وانفسا غیرت ایرانی را ببینند و اشاعه شود این فرهنگ در میان آن ها که دستشان می رسد که اندوه از دلی و اشک حسرت از گونه ای بزدایند ...
و اما حادثه ای که من خود شاهد بروز و عاقبت آن بودم.
روز جمعه ( پریروز ) در جاده دزفول به شوشتر در اثر بروز حادثه ، اتومبیل پرایدی آتش می گیرد . سرنشینان آن که یک خانواده چهار پنج نفره بودند خوشبختانه سالم از خودرو خارج شده و اسیبی ندیدند . ولی در ان بیابان بدون هیچ امکانی شاهد سوختن ماشینشان بودند . پدر خانواده که مردی چهل تا چهل و پنج ساله و کارگر می نمود دور و بر ماشین بر سر می زد و فریاد می کشید و زن خانواده در حالی که بشدت اشک می ریخت همسر را از نزدیک شدن به اتش نهی می کرد .بچه های خانواده نیز که دو سه دختر پچه هفت تا ده دوازده ساله بودند نیز در ان وانفسا حال و روزشان بهتر از پدر و مادر نبود و صحنه اتش را نگاه کرده و می گریستند . چقدر سخت است ادم شاهد رنج و حسرتی باشد اما کاری ازدستش برای خلاصی از ان حسرت بر نیاید .
اتومبیل های زیادی ایستادند . حالا شعله های اتش بی رحمانه بالا رفته بشکلی که کپسول های ایمنی هم کاری از دستشان بر نمی امد و همه نظاره گر سوختن خود روی پراید و گریه های بی امان مرد و خانواده اش بودیم .یه اتومبیل بی ام و نیز کنار جاده ایستاد و مرد مسن و جا افتاده ای به همراه راننده جوانش نیز به سمت جمعیت امده و پیرمرد رو به مرد راننده کرد و همچون همه ان ها که نظاره گر سوختن ماشین او بودند گفت :
خدارو شکر که همه سالم هستید . اگر کوچک ترین اتفاقی برای خودت یا بچه هایت بروز می کرد فاجعه بود مال دنیا قابل جبرانه .
علی رغم دلداری حاضران اما مرد بسختی شیون و زاری می کرد و زن و دخترانش هم ارام ارام مویه می کردند و ماشین هم می سوخت .
پبرمرد از حضار و جمعیت پرسید :مگر ماشین اش چقدر قیمت دارد ؟؟
یکی گفت چهل و پنج میلیون ان یکی گفت پنجاه میلیون و یکی هم گفت :شاید هم ۵۵ میلیون ...
پیرمرد به سمت ماشین رفت . چند لحظه بعد چکی به مبلغ پنجاه میلیون تومان برای مردی که ماشینش اتش گرفته و سوخته بود نوشته و اورد و به او داد . مرد که متعجب مانده بود ابتدا از قبول چک خودداری نمود اما پیرمرد دستی بر سر دخنر کوچکش کشیده و گفت : گریه نکن بابا ... و چک را دست دخترک داد و به سرعت از انجا رفت .جمعیت هاج و واج از این کار پیرمرد ...
چک را لحظه ای نگاه کردم . شماره سیبای بانک ملی شوشتر و تاریخ روز به مبلغ پنجاه میلیون تومان و حامل بود .
ان لحظه و این کار انسان دوستانه پیرمرد این شعر معروف را از خاطرم گذراند :
فریدون فرخ ، فرشته نبود
به مشک و به عنبر سرشته نبود
به داد و دهش یافت ان نیکویی
تو داد و دهش کن ، فریدون تویی ..
نشر دهید:
تا انسانیت ما در این روزگار نابدلخواه و مقبول به اجبار ، نفسی تازه کند ...
..
.تابستان ۱۴۰۰ -- اهواز
موضوعات مرتبط: به اندیشان ایرانی یا مسلمان
🔻فیش حقوقی مهندس بازرگان و باقی قضایا
مهندس هاشم صباغیان وزیر کشور دولت موقت در خاطرهای از مهندس بازرگان مینویسد: «چند ماه از نخستوزیری مهندس مهدی بازرگان گذشته بود که فیش حقوقی ایشان از حسابداری نخستوزیری رسید. بازرگان نگاهی به آن افکند و گفت:
مگر این مردم چند بار باید به من حقوق بدهند. من حقوق بازنشستگی را از دانشگاه دریافت میکنم و آن نتیجه سی سال خدمت فرهنگی اینجانب بوده است. بنابراین این مبلغ را به خزانه برگردانید و از ماه بعد دیگر فیش حقوقی به نام من صادر نکنید.
پس از ترورهای گروه فرقان آقای مهندس بازرگان آمادگی پیدا کردند که حفاظت مختصری از ایشان و محل کار و خانهشان به عمل آید لذا آقای بازرگان و همسرش مدتی از دوران نخستوزیری را در یکی از آپارتمانهای دولتی که قبلاً محل زندگی نگهبانان کاخ شاپور غلامرضا در دوران طاغوت بود زندگی میکرد. چون در آغاز انقلاب شب و روز به کارهای مردم و امور مملکت میرسید و نمیتوانست به خانه خود برود. غذای ایشان و همسرش مانند همه کارمندان نخستوزیری هنگام ناهار و شام در منزل و یا دفتر کار ایشان داده میشد. یک روز از من (هاشم صباغیان) پرسیدند که هر پرس غذا چقدر برای دولت تمام میشود جواب دادم باید سئوال کنم. پس از آن که از مسئول سوال نمودم، ایشان گفتند ۱۴۰ تومان هزینه میشود. چندماه بعد مهندس بازرگان چکی در حدود سی هزار تومان از حساب شخصی خود امضا کرد و دستور داد که به حساب خزانه دولت بریزند. من با حیرت گفتم این چک را برای چه نوشتهاید؟ حواب داد: در مورد غذای خود حرفی ندارم، اما پول غذای همسرم را باید به بیتالمال بپردازم.
🔸منبع:
«کتاب بازرگان در اندیشه فرهیختگان»، صفحه ۶۳۰ و ۶۳۱»
⏳ تاریخ ایران
Join 👉 @tarikh_iran3
موضوعات مرتبط: به اندیشان ایرانی یا مسلمان
ونگوگ و سید محمد خاتمی
✍️✍رحیم قمیشی
@TahlilZamane
♈️ وَنسان وَنگوگ هلندی یکی از بزرگ ترین نقاشان تاریخ معاصر ما بوده. تابلوهای منتسب به او، امروز هر کدام بالای صد میلیون دلار خرید و فروش میشوند.
♈️ آن ها که تاریخ هنر خواندهاند میدانند ونگوگ به خاطر فقر و تنگدستی گاهی تابلوهایش را در اِزای گرفتن یک وعده غذا عرضه میکرد و کسی خواهان آن ها نبود!
او در خواب هم نمیدید روزی به این درجه از معروفیت خواهد رسید که اساتید هنر افتخارشان درک تابلوهای او باشد.
♈️ونگوگ انسان زمانه خودش نبود. او در میان مردمی میزیست که درک صحیحی از هنر او نداشتند و سرانجام در همان فقر و تنگدستیاش هم فوت کرد.
♈️دوست آزاده ارتشیام برای پسر جوانش دنبال دختر مناسبی میگشت تا برای ازدواج به او معرفی کند، حکایت برای بیشتر از ۲۰ سال پیش است، نه الان که پسرها نامزدشان را به پدر و مادر معرفی میکنند!
یکی از بستگانشان، دخترِ رئیسجمهور وقت را به او معرفی میکند.
دختر سید محمد خاتمی را.
♈️برایم میگفت اولش تصور میکردم یک شوخی است، اما وقتی متوجه جدی بودن موضوع شدم، با مشورت خانواده برای دیدن او و احتمالا خواستگاری اظهار تمایل کردم.
♈️یک هفته نگذشته، از دفتر ریاست جمهوری زنگ زده و میگویند آقای خاتمی میخواهد او را ببیند.
میگفت با دستپاچگی آنجا رفتم. آقای خاتمی با روی خندان تحویلم گرفته و از من خواست تا کمی از خودم بگویم، بداند چه خانوادهای قرار است برای دیدن و احیانا خواستگاری دخترشان بروند.
♈️هاشمی گفته بود من چیز قابل عرضهای ندارم، فقط این که ۸ سال اسیر بودهام و آنجا را به خاطر کشورم و به خاطر خدا مقاومت و صبر کردم و توانستم سربلند برگردم.
♈️هاشمی میبیند رنگ صورت آقای خاتمی تغییر میکند، سعی میکند بخندد، اما بغض گلویش را میگیرد.
به دوستم میگوید نمیخواهد ادامه بدهی...
و گفته بود چه سرمایهای از این بالاتر! چه افتخاری بیشتر از این.
هاشمی که انتظار نداشت با ذکر همان یک سابقه، آن همه خاتمی تحویلش بگیرد و روی خوش نشان بدهد، از خاتمی شنیده بود:
من که موافقم، شما هم که موافقید، پس بقیهاش را بگذاریم بهعهده دختر و پسر و خانمها.
♈️هفته بعد، مراسم عقد برگزار شده بود. و پسر دوست آزادهام شده بود داماد آقای رئیس جمهور.
و البته سید محمد خاتمی همان شخصیتی بود که متهم بود دستنشانده ابرقدرتهاست، لیبرال است، بصیرت ندارد، خیر کشور را نمیخواهد، درک درستی از مناسبات قدرت ندارد، و بین ایثارگران و خانوادههای شهدا چنان وانمود میکردند که او اعتباری برای ایثارشان قائل نیست!
♈️ حقیقت کجا بود و واقعیت کجا.
من نمیخواهم با همین یک مثال نتیجه بگیرم آقای خاتمی انسان بسیار بزرگی بوده و هست. اما رئیس جمهوری که در هشت سال ریاستش نتوانستند یک پرونده اختلاس از اطرافیانش پیدا کنند. رئیس جمهوری که در صبر، در خوشرویی، در تواضع، در آیندهنگری، در صداقت و در خداباوری همتا نداشته، قابل تقدیر است. او انسان سادهای نیست.
♈️خاتمی نظریه پردازی است که شاید بعدها کسانی پی ببرند اندیشهاش تا کجا را میدیده.
و کارنامهاش در برابر دیدگان همه ماست.
♈️ این که امروز بهواسطه رأی دادنش و یا توصیهاش به رأی دادن، عدهای قصد دارند تحقیرش کنند، حکم بازنشستگی سیاسی برایش بنویسند، سرزنشش کنند، او را در اندازههای کوچک خودشان پایین بکشند، این کمال ناجوانمردی است.
♈️ ما به شخصیتهای بزرگی چون سید محمد خاتمی برای آینده کشور بسیار نیازمندیم، بسیاری چیزها هست که باید از او بیاموزیم. مرد مدارا، مرد تفکر، مرد گفتگو، مرد احترام به مردم، نمونه اسلام رحمانی، و کسی که دشمنانش هم برایش احترام قائلند.
♈️یقینا کسانی که با حقد و کینه این مرد بزرگ را میخواهند کوچک کنند خودشان کوچک خواهند شد. و کوچک شدهاند.
♈️آقای خاتمی را نسلهای بعد خواهند شناخت.
روزی از فرزندان ما خواهند پرسید شما در زمان ایشان زندگی میکردید و گذاشتید چنین ستمی به او بشود!
♈️به جرأت میگویم او ماندلای ایران است.
او از سرمایههای بزرگ دوران ماست.
انتخابهای او همیشه از سر دلسوزی اش بوده و هست.
♈️ ما اگر تحمل افکار متفاوت خاتمی و کروبی و سروش و نبوی و سایر بزرگانمان را نداشته باشیم، اگر قدر این سرمایههای مهم انسانی را ندانیم، اگر فقط افراد صد در صد موافق خودمان را قبول داشته باشیم، تفاوت ما با آن داعشیانی که از اندیشهشان تبری میجوییم چیست؟
♈️کاش شرایطی پیش میآمد که از افرادی همچون سید محمد خاتمی به عنوان بزرگترین داشتههای نظام استفاده میکردیم. آن وقت حتما حال و روزمان بسیار بهتر از امروز بود.
ونگوگ را سالها پس از مرگش شناختند.
♈️نگذاریم شخصیتهای فرهیخته، دانا و بزرگ کشورمان، پس از مرگشان شناخته شوند.
#تحلیل_زمانه
🌏 @TahlilZamane
موضوعات مرتبط: به اندیشان ایرانی یا مسلمان ، به اندیشان خارجی
مهدوی کنی و دانشگاه امام صادق(ع)
مرحوم آیتالله مهدوی کنی مدتی وزیر کشور بود ولی بعد از آن از سیاست کناره گیری کرد و عمر پر برکت خود را صرف تاسیس دانشگاه امام صادق کرد.
مرحله اول تهیه زمین و ساختمان دانشگاه بود. او به جای تلاش و صرف هزینه برای خرید زمین و ساخت دانشگاه فکر خوبی کرد و زمین و ساختمان مرکز مطالعات مدیریت که متعلق به آقای لاجوردی بود را مصادره کرد ( آن جا مرکز مطالعات مدیریت شعبه دانشگاه هاروارد در ایران بود و هنوز هم به آن منطقه پل مدیریت می گویند).
موضوعات مرتبط: به اندیشان ایرانی یا مسلمان
ادامه مطلب

برگی از سرگذشت و زندگی نامه بزرگان ، نوابغ ، اندیشمندان و مشاهیر ایران و جهان .
داستان هایی از زندگی آنان که از توان فکری خود بیشتر بهره گرفتند و در عرصه تکامل ، تحول آفریدند .
«كسي كه داراي عزمي راسخ است ،جهان را مطابق ميل خويش عوض مي كند. »
(گوته)